ویدیوی ویروسی viral video ابزاری جدید برای برندها

ویدیوی ویروسی یا وایرال ویدیو(Viral Video) از اون دسته ویدئوهای کوتاهیه که در فضای مجازی، اینترنت و شبکه های اجتماعی به اشتراک گذاشته می شه.

در بیشتر مواقع ویدئوهای ویروسی شامل موضوعات خنده دار، باحال و سرگرم کننده هستن و بین کاربران محبوب می شن.
این روزا به لطف پیشرفت تکنولوژی، خیلی از مردم هم می‎ تونن با به کار گیری تلفن های دوربین دار خود، دست به ساخت ویدیو بزنن؛ ویدئوهایی که به صورت ویروسی و سریع در رسانه های اجتماعی منتشر می شن.

شاید باحال باشه که بدونین ۴۷ درصد ویدیوهای ویروسی در هفتۀ اولِ پس از منتشر کردن به اشتراک گذاشته می شن. ۱۰ درصد از اندازه اشتراک ویدئوهای وایرال در روز دوم منتشر کردن و ۲۵ درصد از اشتراک گذاری ویدئوها در ۳ روز اول اتفاق می افتد.

حال بپردازیم به ویدیوی ویروسی و نحوۀ استفاده اونا بوسیله برنده ها یا کسب و کارا:
اول از همه یادمون نره که موفقیت یه ویدیوی ویروسی به عوامل زیادی وابسته و سرمایه گذاری در این کارزار با خطر همراه هستش؛ اما به خاطر داشته باشیم که بازاریابی ویدئویی Video Marketing در آینده جایگاه بسیار مناسبی رو داره؛ نتیجه اینکه حضور در این بخش رو باید تجربه کرد.

این روزا برنده ها واسه معرفی خدمات، اجناس و کمپین های بازاریابی خود از این وسیله جدید رسانه ای Video Marketing استفاده می کنن.
برنده های جور واجور با ساخت ویدیو های کوتاه و بلند به معرفی کمپین های خود پرداخته و با به کار گیری موضوعاتی مثل سرگرمی، خلاقیت و جذابیت این ویدیو رو به یه ویدیوی ویروسی Viral Video تبدیل می کنن.
اما موضوع اینه که ویدئوهای ویروسی به صورت مستقیم به فروش ختم نمی شن، پس تلاش نکنین در ساخت ویدیوهای خود تمرکز رو بر فروش بذارین، بلکه تلاش کنین تا چیز جدیدی واسه مخاطبین داشته باشین و اونا رو سرگرم کنین.
در ساخت یه ویدیوی ویروسی باید تلاش کنین کمترین زمان رو واسه تبلیغات، بازاریابی و برندینگ در نظر بگیرین، چون که واسه شما باید اولویت در انتشار زیاد و پخش ویروسی اون باشه و نه فروش!

دوباره تاکید می کنم که موفقیت در ساخت یه ویدیوی ویروسی بسیار سخته و سخت تر از اون تکرار این موفقیت در ویدئوهای بعدیه.
بیشتر ویدیوهایی که منتشر می شن ایده های مشابه ای دارن و به همین دلیل موفقیتی به دنبال ندارن. واسه اینکه یه ویدیوی موفق داشته باشین باید بتونین تو ذهن کاربران حس کشف یه چیز جدید رو القا کنین.

در واقع یه ویدیوی ویروسی وقتی می تونه موفق باشه که ترکیب کاملی باشه از نبوغ و خلاقیت در ایده، زمان انتشار در بازار هدف و چگونگی درگیر کرده احساس مخاطب. با ذکر تموم این موارد، بازم چیز دیگری لازمه: “شانس”. بله، این عامل رو هیچوقت یادتون نره.

منبع: آیمارکتور

وظایف مدیر سایت

 توضیح وظایف مدیر سایت و کارایی که یه مدیر سایت باید واسه بهبود سئو سایت انجام بده:

۱- مدیریت تیم فنی:
ً وظایف مدیر یه سایت اونقدر زیاده که نباید خودش وارد مسائل فنی مانند برنامه نویسی و مدیریت سرور باشه. ولی باید نسبت به همه مسائل فنی سایت آگاهی کامل داشته باشه.
پس کار مهمی که باید مدیر یه سایت انجام بده مستند سازی در مورد مسائل فنیه.
شما به عنوان مدیر یه سایت باید به مدیریت شرکت جوابگو باشین. پس بهترین کار ممکن مستند سازی همه چیزه.
رمزای سایت باید در اختیار افراد محدودی باشه و به صورت گروه بندی و مدیریت شده باشه. واسه این کار می تونید از سایت www.keepassx.org استفاده کنین. این نرم افزار به صورت امن همه رمزاتون رو به همراه توضیحات مدیریت شده نگه داری می کنه.
محل نگه داری رمزای سایت (اون رمزای بسیار پیچیده) نباید ذهن شما باشه. گروه های جور واجور رو بسازین و به هر کدوم از اعضای تیم فنی رمز مناسب خودشون رو ارائه کنین.

در قدم بعدی مستند سازی باید همه کدای نوشته شده در سایت دارای راهنما باشن. باید فرض شما ب این باشه که اگه فردی از تیم فنی شما رفت و کس دیگه ای اومد با مطالعه مستندات فنی در کوتاه ترین زمان ممکن به تیم ملحق شده و کار رو شروع کنه.
اگه از CMS استفاده می کنین باید مرتب سایت رو به آخرین نوشتن نرم افزارآپدیت کنین. و مسائل امنیتی رو همیشه چک کنین.
هم اینکه سرور سایت رو همیشه بررسی کنین تا اونم از آخرین به روزرسانی ها بهره مند باشه.

۲- مدیریت تیم تولید محتوا:
هر سایتی نیازمند تیم تولید محتوا هستش. شما به عنوان مدیرسایت باید تیم تولید محتوا رو مدیریت کنین. در محصول فوت وفن های تولید محتوا به طور کامل گفتیم که چیجوری محتوایی بنویسین که بوسیله گوگل جریمه نشده و از همه مهم تر رتبه خوبی در گوگل داشته باشین.
شما باید تیم تولید محتوا رو آموزش بدید و یا به دوره ها آموزشی بفرستین تا بتونن محتوای مورد قبول کاربران رو بنویسن.
همونجوریکه می دونین جمله معروفیه که می گوید محتوا پادشاه س. پس بخش تولید محتوا کارشون بسیار حساسه.

۳- تفکر در مورد پیشرفت سایت
شما به عنوان مدیرسایت و فردی که وظیفه اش مدیریت سایته. باید آینده کار و کاسبی و رقیبان رو بررسی کنین و پیشنهادات مناسب رو به مدیران شرکت بدین. به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین که شما یکی از افراد مهم و کلیدی هستین که داخل کارای سایت هستین و از همه چیز خبر دارین.

۴- برگزاری جلسات داخلی با تیم به صورت منظم
به عنوان مدیرسایت باید هر هفته جلسات داخلی با تیم فنی و تولید محتوای خودتون داشته باشین و نظرات اونا رو گرفته مشکلات فعلی رو برطرف کنین. از تیم خود گزارش بخواین از ان ها گزارش های روزانه و یا هفتگی بخواین و در جلسات روی کارای انجام شده بحث کنین.

۵- ایجاد رابط کاربرپسند
شما مدیر سایت هستین ، پس کاربرانی که وارد سایت شما می شن واقعا مهمانان شما هستن. با خودتون همیشه فکر کنین که چیجوری می توانم شرایطی رو واسه اون ها جفت و جور کنم که از بودن در سایت لذت ببرن. چیجوری اون ها رو به صفحات دیگه سایت هدایت کنم. چیجوری اون ها رو راضی کنیم تا عضو سایت ما بشن و این که چیجوری به اون ها خدمات و اجناس خودمون رو بفروشیم.
شما باید این سؤال ها رو همیشه تو ذهن خود و روی کاغذ داشته باشین و در جلسات از تیم خودتون سوال کنین که چیجوری کاربران رو در سایت راضی نگه داریم. (پیشنهاد می کنم مقاله افزایش اندازه تبدیل رو بخونین).
خیلی از کاربران حتی باید فیلد اضافه ممکنه از خرید بیخیال شن پس شما باید یه سیستم حرفه ای خرید رو در سایت داشته باشین تا بتونین شرایطی رو جفت و جور کنین تا کاربر در کوتاه ترین زمان ممکن از سایت خرید کنه.

۶- معرفی خدمات و اجناس به کاربران
در سایت خودتون باید خوب خدمات و اجناس رو در دید مشتری بذارین. در سایت باید شرایطی رو جفت و جور کنین تا مانند یه مغازه که فرد وارد می شه و فروشنده شما به معرفی محصول می پردازه، سایت شما هم خدمات و اجناس شما رو معرفی کنه.
واسه این کار می تونید از ویدیو و صوت استفاده کنین تا کاربران با خدمات و اجناس و یا حتی چگونگی خرید از سایت شما باخبر شن.
می تونید از اجناس خودتون کاتالوگ های الکترونیکی بسازین و اون ها رو در اختیار کاربران سایت خودتون بذارین.

۷- جمع آوری اطلاعات مخاطبین سایت
در این ۴ سالی که تحلیل و بررسی فروشگاه های اینترنتی رو انجام می دهم فهمیدم که اندازه برگشت خیلی از این سایت های ۱۳% است. یعنی ۸۷% کاربران تازه وارد هستن (تو یه بازه ۶ ماهه) و فقط ۱۳% اون ها دوبارهً به سایت باز می گردند. پس شما باید در سایت خودتون شرایطی رو جفت و جور کنین تا اطلاعات کاربران رو جمع آوری کنه.
واسه این کار می تونید از سیستم های مدیریت ایمیل استفاده کنین و در ازای ارائه کاتالوگ اجناس و و یا راهنمای خرید یه کالا نام و ایمیل خودشون رو به شما بدن. در این شرایط می تونید اون ها رو با خبرنامهای خودتون به سایت برگردونین.
شما با روش های زیر می تونید اطلاعات کاربران رو جمع آوری کنین:
• عضویت در سایت (بد ترین روش ممکن)
• عضویت در خبرنامه
• ارائه محصول رایگان و دریافت ایمیل
• دریافت تخفیف ها در ازای ایمیل
• دریافت موبایل از راه سامانه های پیامکی
• اگه شما مورد دیگری رو می دونین در بخش نظرات اعلام کنین.

۸- تحلیل داده های آماری سایت
یکی از شیرین ترین کارایی که صاحب سایت انجام می دهد مشاهده آمار داده های سایته.
البته نه این که فقط آمار سایت رو مشاهده کنیم. اطلاعاتی که سیستم های آماری در اختیار ما قرار میدن مانند نتیجه آمار گیری کشوریه. اینکه که کل بازدید کنندگان ما چه تعدادی هستن زیاد مهم نیس.
مهم اینه که بررسی کنیم به چه دلیل اون ها خرید نمی کنن.
در آموزش های آینده به شما می گم که چیجوری این داده های آماری سایت رو تحلیل کنین و شرایط رو طوری تغییر بدید تا فروش شما زیاد شه.

۹- پشتیبان گیری از محتوای سایت
شما مسئول سایت هستین و باید نسبت به هر اتفاقی در سایت جوابگو باشین. پس واسه این که جلوی هر نابودی اطلاعات گرفته شه علاوه بر رعایت مسائل فنی باید یه سیستم منظم پشتیبان گیری از سایت خودتون داشته باشین.
معمولاً واسه سایت های تجاری پشتیبان گیری ۳ و یا شش ساعته پایگاه داده و پشتیبان گیری فایل های سایت به صورت ۲۴ ساعت یه بار انجام شه.
اینجاش خیلی مهمه که اطلاعات پشتیبان گیری نباید در داخل سرور سایت شما قرار داشته باشه. شما باید یه هاست و یا سرور پشتیبان گیری امن داشته باشین. تا در صورت خرابی سرور سایت با بالا آوردن سرور جدید اطلاعات رو در کوتاه ترین زمان ممکن برگردونین.

۱۰ – کاربر خاص
این یه نکته مهمه که شما باید حتماً به اون به این موضوع دقت لازم رو به عمل بیارین و اونم قرار دادن بخشی از کاربران در بخش خاص و سرویس دهی خاص به آنانه.
وقتی کاربری عضو می شه و به جمع کاربران سایت شما می پیوندد شما باید خدمات خاص ای رو واسه اون ها طراحی کنین تا وقتی که وارد می شن مانند یه مهمون VIP با اونا برخورد شه.
در دنیای امروز علمی بوجود اومده به نام gamification یا بازی سازی روند کار و کاسبی.
یکی از مهم ترین منابع درآمد سایت شما می تونه از بازی سازی یه روند در سایت باشه. فرد وارد سایت آموزشی شده و شروع به گذروندن دوره های آموزشی بکنه و شروع به دریافت امتیاز و مدال کنه و همیشه دوره های آموزشی بیشتر شه. در این شرایط کاربر همیشه به سایت سر میزنه تا امتیاز بیشتری به دست بیاره.
همین کار رو فروش گاه های اینترنتی معروف واسه نقد و بررسی کالاا در ازای دریافت امتیاز ارائه می کنن.
شما باید شرایطی رو جفت و جور کنین تا کاربران دوبارهً به سایت برگردن و از خدمات سایت استفاده کنن.

۱۱- جذب ترافیک به سایت
شما به عنوان مدیرسایت باید همیشه در جستجوی منابع ترافیک جدید واسه سایت خودتون باشین.
باید کاری کنین تا کاربرانی که به دنبال خدمات و اجناس شما هستن به سایت شما هدایت شن.
مهم ترین کارا واسه جذب ترافیک موثر:
• بهینه سازی سایت واسه موتورای جستجو.
• فعالیت موثر در شبکه های اجتماعی.
• ایمیل مارکتینگ.
• بازاریابی ویروسی.
• بنرای تبلیغاتی.
• سیستم تبلیغات کلیکی.
• خبر گذاری ها.
• آگهی در سایت های در رابطه.

واتس اپ WhatsApp; پرمخاطب ترین پیام رسان دنیا

 واتس اپ  WhatsApp یه سرویس پیام رسانی چت واسه تلفن های همراه س که در شرکت سهامی واتس اپ ساخته شده.

پیام رسان واتس اپ در سال ۲۰۰۹ میلادی بوسیله «یان کوم» مهندس قبلی یاهو و با همکاری «برایان اکتون» شروع به کار کرد.

داستان اون یکی از بهترین نمونه های موفقیت ایده های نوآورانه در فناوریه؛

چون که از یه اپلیکیشن پر ایراد به پرمخاطب ترین پیام رسان دنیا تبدیل شد و روند ایجاد ارتباطات بین مردم رو از ان رو به اون رو کرد.

نفوذ واتس اپ در میان کاربران به اندازه ای بود که به نظر نشریه فوربز، پیام رسان واتس اپ عامل اصلی ضرر ۳۸۶ میلیارد دلاری صنعت مخابرات بین سالای ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۸ بوده.

موفقیت واتس اپ پس از تأسیس تا جایی پیش رفت که فیسبوک در سال ۲۰۱۴ این پیام رسان رو به قیمت هنگفت ۱۹ میلیارد دلار خرید و ثروت شخصی یان کوم رو به ۷٫۵ میلیارد دلار رساند.

آقای کوم در همون سال رتبه ۶۲ فهرست ثروتمندترینای آمریکا در مجله فوربز رو از اون خود کرد.

مؤسس واتس اپ در طول راه موفقیت با شکستای بسیاری رو به رو شد و کمپانیای بزرگی از همکاری با اون سر باز زدن؛

اما یان کوم از هدفش مأیوس نشد و تونست در آخر ایده خود رو به ثمر برسونه.

سرفصل محتوا

  • یان کوم؛ بنیانگذار واتس اپ
  • یان کوم طی ۲ سال و به صورت خودآموز بر مبحث شبکه های کامپیوتری مسلط شد.
  • روزای اول
  • سه قانون اصلی واتس اپ: نبود وجود تبلیغات، محیط کاربرپسند و حفاظت از حریم خصوصی کاربران
    • دوران شکوفایی
  • تصرف بوسیله فیسبوک

یان کوم؛ بنیانگذار واتس اپ

یان کوم در تاریخ ۲۴ فوریه سال ۱۹۷۶ در کیف اوکراین به دنیا اومد.

خونواده کوم در منطقه دهاتی زندگی می کردن و از امکانات اولیه ای مانند برق و آب گرم محروم بودن.

به خاطر این و واسه بهبود شرایط، یان در سال ۱۹۹۲ به همراه مادر و مادربزرگش به آمریکا مهاجرت کرد و در منطقه مانتین ویو کالیفرنیا ساکن سد.

خونواده کوم از راه برنامه های پشتیبانی اجتماعی صاحب خونه کوچیکی شدن؛ اما پدر یان که قرار بود پس از یه مدت به اونا ملحق شه، در کشور اوکراین موند.

یان کوم ۱۶ ساله از همون اول ورود به آمریکا علاقه خود به رایانه رو دنبال کرد و با جفت و جور دفترچه های راهنما از کتاب فروشی محل زندگی اش، به مطالعه درباره شبکه های کامپیوتری پرداخت.

یان کوم طی ۲ سال و به صورت خودآموز بر مبحث شبکه های کامپیوتری مسلط شد.

یان در کنار یادگیری مباحث مربوط به شبکه، تو یه فروشگاه به عنوان نظافتچی مشغول به کار شد تا در کنار مادرش که پرستار بچه بود، مخارج خونواده رو تأمین کنه.

کوم تونست طی ۲ سال و به صورت خودآموز بر مبحث شبکه های کامپیوتری مسلط شه و در مرحله بعدی، واسه تحصیل برنامه نویسی وارد دانشگاه ایالتی سن خوزه شد.

یان کوم در کنار تحصیل، به عنوان پایشگر امنیت شبکه در شرکت Ernst & Young استخدام شد و شش ماه واسه این شرکت کار کرد.

ایشون بعد به یاهو ملحق شد و در اونجا با برایان اکتون آشنا شد. این دو مدت ۹ سال در یاهو کار کردن و پس از اون واسه استخدام در فیسبوک، از شغل خود انصراف دادن.

اما فیسبوک از پذیرش کوم و اکتون دوری کرد و مهندسان قبلی یاهو تنها راه موفقیت رو در کارآفرینی پیدا کردن.

درست در همین زمان بود که ایده ساخت یه اپلیکیشن پیام رسان تو ذهن یان کوم شکل گرفت و داستان موفقیت واتس اپ شروع شد.

روزای اول

در ژانویه سال ۲۰۰۹ یان کوم یه دستگاه آیفون خرید و فهمید اپ استور (که تنها ۷ ماه از شروع به کارش می گذشت) پتانسیل خیلی بالایی واسه عرضه نرم افزارهای جدید داره.

اون بدون این دست اون دست کردن ایده اولیه خود رو با یکی از دوستان دوره دانشگاه به نام «الکس فیشمن» گفت و این دو راه های رسیدن به هدف رو مورد بررسی قرار دادن.

پس از ساعتا بحث و بررسی، کوم و فیشمن با شکل دادن کانسپت اولیه، به این نتیجه رسیدن که پیشبرد پروژه نیازمند یه پیشرفت دهنده iOS بوده و فیشمن واسه این جایگاه یه دولوپر روس به نام «ایگور سولومنیکوف» رو معرفی کرد.

با حضور پیشرفت دهنده و اضافه شدن برایان اکتون، تیم اولیه واتس اپ شکل گرفت.

سه قانون اصلی واتس اپ: نبود وجود تبلیغات، محیط کاربرپسند و حفاظت از حریم خصوصی کاربران

از اول شروع به کار کار و کاسبی واتس اپ، کوم و اکتون سه قانون اصلی رو واسه اپلیکیشن خود تعریف کردن:

نبود وجود تبلیغات، محیط کاربرپسند و نبود ذخیره پیامای ارسالی در سرورها واسه حفاظت از حریم خصوصی کاربران. علاوه بر این قوانین، مؤسسان واتس اپ عزمشونو جزم کردن سرویس خود رو بدون بخشای اضافی و با اطمینان پذیری بالا به مشتریان ارائه کنن.

پس از پایه ریزی طرح، یان اسم «WhatsApp» رو واسه اپلیکیشن خود انتخاب کرد و واتس اپ در ژانویه ۲۰۰۹ شروع به کار کرد.

البته پیام رسان مورد بحث در اول با مشکلات فنی بسیاری مواجه شد که نارضایتی شدید کاربران رو به همراه داشت؛

اما با اصرار برایان اکتون پروژه به کار خود ادامه داد و چند ماه بعد با تغییراتی که اپل در پلتفرم خود درست کرد، پیشرفت دهندگان واتس اپ تونستن قسمت بزرگی از مشکلات اپلیکیشن رو رفع کنن.

دوران شکوفایی

نسخه دوم و بهینه واتس اپ مدت کوتاهی پس از نسخه اول عرضه شد و تونست به سرعت ۲۵۰ هزار کاربر فعال جذب کنه. در این زمان کافه Red Rock مانتین ویو به دفتر واتس اپ تبدیل شده بود و کار و کاسبی مهندسان قبلی یاهو اولین سرمایه گذاری خارجی خود رو به شکل ۲۵۰ هزار دلار پول نقد گرفت.

پیام رسان واتس اپ تا سال ۲۰۱۱ به فهرست ۲۰ اپلیکیشن برتر اپ استور راه یافت و شرکت سرمایه گذاری سکویا ۸ میلیون دلار به این کار و کاسبی تزریق کرد.

پس از دو سال واتس اپ به رکورد ۲۰۰ میلیون کاربر فعال رسید و ۵۰ کارمند رو در استخدام خود داشت؛ رشدی که به جذب ۵۰ میلیون سرمایه دیگه منجر شد و موجودی نقد واتس اپ رو به بیشتر از ۸ میلیون دلار رساند.

۱۰ درصد از کل کاربران واتس اپ ساکن هندوستان هستن

اما راه درآمدزایی واتس اپ (که نبود انتشار تبلیغات از اصول اولیه اون بود) فروش اپلیکیشن به کاربران بود که موبایلای اندرویدی شامل پرداخت حق عضویت هرساله بودن و واسه آیفون، یه بار پرداخت واسه خرید پیام رسان کافی بود. روشی که علاوه بر تضمین درآمد، مورد استقبال کاربران هم قرار گرفت.

واتس اپ خیلی سریع در دنیا به محبوبیت رسید و تا سال ۲۰۱۳ تونست به آمار ۴۰۰ میلیون کاربر برسه.

این رقم سال بعد به ۵۰۰ میلیون نفر رسید و تا سال ۲۰۱۵ از مرز ۶۰۰ میلیون کاربر فعال عبور کرد.

این وسط به باور یان کوم کلمه «فعال» نقطه تفاوت واتس اپ با بقیه پیام رسانا بود؛ چون که آمار ثبت نام کاربران در سرویس به تنهایی ملاکی واسه موفقیت اون نیس.

تصرف بوسیله فیسبوک

رشد سریع واتس اپ توجه فیسبوک رو جلب کرد و مارک زاکربرگ در سال ۲۰۱۲ واسه اولین بار به خاطر خرید واتس اپ با یان کوم تماس گرفت.

زاکربرگ با برگزاری جلسات و دیدارهای زیاد آخرسر رضایت کوم رو جلب کرد و در سال ۲۰۱۴ قرار داد خرید واتس اپ رو به یان نشون داد.

براساس قرارداد نامبرده فیسبوک پلتفرم واتس اپ رو به قیمت ۱۹ میلیارد دلار شامل ۴ میلیارد دلار وجه نقد، ۱۲ میلیارد دلار سهام فیسبوک و ۳ میلیارد دلار سهام تضمین شده تصرف می کرد و البته واتس اپ با حفظ استقلال عمل، بوسیله یان کوم و برایان اکتون مدیریت می شد.

پس از تصرف بوسیله فیسبوک، به کار گیری پیام رسان واتس اپ واسه کاربران به طور کاملً رایگان شد و در ماه های بعد سرویسایی مانند تماس صوتی و تصویری هم به این اپلیکیشن اضافه شدن؛ تصمیمی که در جذب کاربران بیشتر اثر به سزایی داشت.

جالبه بدونین واتس اپ الان با بیشتر از یه میلیارد کاربر در ۱۸۰ کشور، پرمخاطب ترین پیام رسان دنیاست که فقط با ۵۵ کارمند به کاربران خود سرویس میده.

منبع: SuccessStory

هوش کسب و کار یا BI چیست؟

هوش کار و کاسبی یا BI هدفی نوین در کار و کاسبی معماری سازمانه که دسترسی سریع به داده ها و تحلیل اونا رو براساس نیاز کاربران ممکن میکنه. هوش کار و کاسبی یا BI با به کار گیری وسایل فناوری اطلاعات ضمن شفاف سازی کارکرد سازمان، امکان پشتیبانی از تصمیمات راهبردی سازمان رو در سطوح عالی جفت و جور می آورد.

هوش کار و کاسبی یا BI عبارتست از شناسایی و دسته بندی مفاهیم مخفی مربوط به اراده کردن و یه عالمه از داده های کار و کاسبی به خاطر رشد باخبر شدن از محیط کار و کاسبی و کمک به تصمیمات سازمانی. هوش کار و کاسبی روند سیستمی سازمان پیدا کرده ایه که از راه اون سازمان اطلاعات لازم رو در جهت پشتیبانی از تصمیمات کار و کاسبی از منابع داخلی و خارجی کسب، تحلیل و منتشر می کنه.
وقتی که داده در شکلای جور واجور (پایگاه داده، انبار داده، داده کاوی و …) در دسترس تصمیم گیرندگان قرارمیگیرند، میتونن اونا رو تحلیل و براساس اون فعالیتای سازمانی خود رو شکل بدن که اصطلاح هوش یا علم کار و کاسبی واسه اون استفاده کرده میشه.
هوش کار و کاسبی یا BI شامل طبقات خیلی از کاربرده ها و فنونیه واسه جمع آوری، تحلیل و دسترسی به اطلاعات به خاطر استفاده کاربران سازمان در در پیش گرفتن تصمیمات بهتر و راهبردی. گستردگی فعالیتای سازمانای نوین، تشکیل هوش کار و کاسبی رو از راه انبار داده (Data Warehouse) و داده کاوی (Data mining) ممکن میکنه.
هوش کار و کاسبی یا BI چیه؟
داده های اولیه عملیاتی سازمان معمولا در پایگاه داده ها نگهداری میشه. داده های تولید، اندازه فروش، خرید، انبار، مشتریان و چیزای دیگه ای به جز اینا در پایگاه داده ها حفظ می شن و عملیات روزانه کارکرد سیستما به طور دائمی این داده ها رو به هنگام می کنه. همچینین داده های تاریخی سازمان باید به خاطر به کار گیری دوباره نگهداری شن. به کار گیری انباره داده میتونه داده های سازمانی (تاریخی و عملیاتی) رو به خاطر اهداف تحلیلی در یکی جمع و نیازای اطلاعاتی تصمیم گیرندگان رو جواب دهد.
واسه به کار گیری نرم افزارای هوش کار و کاسبی یا BI ، کاربران میتونن پرس و جوای مورد نظر خود رو انجام و درخواست گزارش خاص کنن و یا براساس نیاز تحلیلایی رو از سیستم درخواست کنن. یافته های پرس و جوا، درخواستا (گزارشات، تحلیلا) می تونه به شکل گزارش، پیش بینی، اخطار و یا نمودارا ارائه شه.
وسیله ها و فنون هوش کار و کاسبی
هوش کار و کاسبی یا BI طیف خیلی از وسیله ها و فنون رو به کار میگیره و کاربرده های اصلی شامل وسایل پرس و جو، گزارش گیری و پردازش، تحلیل برخط، پشتیبانی تصمیم، داده کاوی، پیش بینی و تحلیل آماریه. از فروشندگان صاحب نام هوش کار و کاسبی میشه به شرکت SAS، Micro strategy، Cognos اشاره کرد.
وسایل هوش کار و کاسبی یا BI رو میشه به دو گروه اصلی تقسیم کرد:

پشتیبانی تصمیم و تحلیل هوشمند
کشف اطلاعات و علم
که در هر کدوم از گروه ها وسیله ها و فنون خاصی هست.

منبع: فرا افزار هوشمند

هوش هیجانی؛ شاخصی در سنجش موفقیت

تا سال ها تصور بر این بود که اندازه آی کیو (IQ) افراد بیان کننده درصد موفقیت اوناس، تا جایی که در مدارس و هم اینکه در بیشتر شرکت های استخدامی از افراد واسه امتحان مقدار IQ اونا، تست هوش می گیرند. تقریبا یه دهه قبل محققان به این نتیجه رسیدن به جز IQ افراد، شاخص دیگری به نام EQ هم در امتحان موفقیت یه فرد دخالت داره. هوش هیجانی یا هوش عاطفی یعنی قدرت تشخیص احساسات خود و یا بقیه و احساس همدلی با اوناس.

کسائی که از هوش هیجانی «Emotional Intelligent» بالایی بهره مند هستن، توانایی کنترل احساسات خود رو دارن. مثلا، تا به حال کسی رو دیده اید که بتونه حتی در داغ ترین بحث ها هم آروم بمونه؟ یا بدون اینکه در موقعیت رهبری قرار داشته باشه، مردم از اون پیروی کنن و دستوراتش رو اجرا کنن؟ این ها از اون نوع آدمایی هستن که هوش هیجانی دارن. هوش درون فردی، توانایی شناختن و درک احساسات خود شماس. باور کنین یا نه، خیلی از مردم، احساسات خود رو درک نمی کنن یا نمی تونن خصوصیات رفتاریشان رو تشخیص بدن. هوش درون فردی، به این معنا نیس که جلوی احساساتتون رو بگیرین یا همیشه خوشحال باشین، بلکه در مورد تشخیص دادن احساسیه که دارین؛ درک اینکه احساسات درست و سالم هستن (حتی احساسات منفی تون) و دونستن اینکه چه وقتی به پایان می رسند و چه وقتی باید به دنبال کمک باشین.

هوش بین فردی، فرق داره. اون، توانایی دونستن و درک احساسات دور و بری ها شماس. تا به حال یکی از جملات بازاریاب ها رو شنیده اید؟ اونایی که انرژی زیادی دارن و به کارشون زیادتر از اندازه علاقه نشون میدن! اونا مردم رو فریب میدن. مگه نه؟ دلیلش اینه که اونا می دانند که آدم ها نیاز دارن که احساس خوبی درباره ی خودشون داشته باشن و باید احساس کنن که می تونن موفق شن. این فروشنده های مادرزاد (بیشتر اونا رو در پیام های بازرگانی می ببینن) هوش میان فردی دارن و می تونن به یه جمعیت انرژی بدن. رهبرانی مانند لوتر کینگ و مارگارت تاچر هم نمونه های خوبی از هوش میان فردی هستن.

توانایی تفسیر احساسات مردمی که براشون صحبت می کنین و توانایی کنترل جمعیت و هم اینکه همراه کردن اونا با طرز فکر خودتون، در واقع به مهارت و هوش میان فردی زیادی نیاز داره. یکی از جدیدترین مدل های هوش هیجانی مدل شخصیته که در مقابل دو مدل قبلی قرار داره. به جای اندازه گیری هوش هیجانی خود براساس تواناییتان واسه درک و کنترل مردم و شرایط دور و بر، این مدل بر توانایی شما به شناخت واقعی خودتون توجه می کنه. همونطور که قبلا اشاره کردم، خیلی از مردم، واقعا از احساسات خود آگاه نیستن. اونا نمی فهمن که چه احساسی دارن یا مهمتر از اون، به چه دلیل این احساس رو دارن. یه پرسشنامه هست که مدل شخصیت، واسه تست هوش هیجانی شما ازش استفاده می کنه. برخلاف دو شخصیت دیگه، لازم نیس که شما یه رهبر ذاتی یا یه فرد بسیار هدف دار باشین تا سطح بالایی از هوش هیجانی داشته باشین. فقط لازمه که خودآگاه باشین که بیشتر خیلی سخت تر از چیزیه که بنظر می رسد.

وقتی بفهمین که هیجاناتتان چیجوری کار می کنن، اون وقت می تونید از چگونگی مدیریت اونا هم سر دربیارین. تسلط بر خود، به منزله ی کنترل طغیان های هیجانیه و به شما کمک می کنه که میان انگیزه های خارجی و عکس العمل های افراطی داخلی خود تفاوت قائل شید و بهترین عکس العمل رو در برابر نیازاتون داشته باشین. یکی از راه های کلیدی واسه مدیریت هیجانات تون، تغییر ورودی های حسیه. شاید این پند قدیمی رو شنیده اید که وقتی عصبانی هستین، تا ۱۰ بشمارید و بعد نفس عمیق بکشین. اگه این رو به کسی بگید که با مشکلات زیاد زیاد افسردگی و عصبانیت دست و پنجه نرم می کنه، اینجور پندهایی رو معمولا بی معنی تلقی می کنه. (هرچند اگه این حرف براتون به درد بخور بوده باشه، قدرت بیشتری واسه کنترل هیجانات تون دارید). با دادن شوک و تکانه ای به بدن تون می تونید این چرخه رو بشکنید.

اگه احساس مریضی و افسردگی می کنین، کمی ورزش کنین. اگه در چرخه ی هیجانی تکرارشونده ای گیر افتاده اید، خود رو یه سیلی «خودتو از این مهلکه بیرون بکش» مهمون کنین. هر چیزی که بتونه شوک ناچیزی به شما بده یا شما رو از روتین فعلیتون جدا کنه، می تونه به شما کمک کنه. صحبت درباره ی افسردگی اصلا سخته و سخت تر از اون مقاومت در برابر اون هستش. یکی از پیشنهادات اینه که شخص، انرژی هیجانی خود رو به چیزی تولید کننده و سازنده تبدیل کنه. اگه هنوز زمان اون فرا نرسیده که هیجانات پرقدرت درون خود رو بیرون بریزین، اشکالی نداره که یه مدت بذارین در شما غلیان داشته باشه. هرچند وقتی که می تونید، به جای اینکه هیجانات ناخوشایند خود رو به صورت الکی و بی ثمر تخلیه کنین، اون رو به انگیزه و محرکی واسه خود تبدیل کنین.

همدلی یکی دیگه از اجزای اصلی هوش هیجانیه. همدلی یعنی توانایی درک احساسات بقیه. به خاطر تعامل با اون ها در بخش های زیاد زندگی، هم چون کار و مدرسه، باید بفهمین بقیه چه احساسی دارن. اگه همکارتون ناراحت یا سرخورده س، دونستن احساسات داخلی اش، کمکتون می کنه تا عکس العمل مناسبی نشون بدید. آدم های با هوش هیجانی بالا انگیزه ی زیادی واسه رسیدن به اهدافشون دارن و می تونن رفتارها و احساسات خود رو مدیریت کنن تا در نتیجه به موفقیتی بلندمدت برسن. شاید کمی نگران ایجاد تغییر در زندگی شون باشن، اما خوب می دانند که مدیریت این ترس، خیلی با اهمیته. اون ها می دانند که با یه دور خیز و ایجاد تغییر در زندگی، می تونن زندگی شون رو بهتر کنن و یه قدم به اهدافشون نزدیک تر شن. آدم های با هوش هیجانی بالا دوست دارن مهارت های اجتماعی قدرتمندی هم داشته باشن، شاید تا حدودی به این خاطر که با احساسات خودشون و بقیه بسیار هماهنگ هستن. اون ها می دانند که چیجوری باید با بقیه به طور موثری برخورد کنن و روی ایجاد روابط سالم اجتماعی و کمک به موفقیت اون هایی که دوروبرشان هستن، سرمایه گذاری می کنن.

بعضی وقتا افراد همدل هستن و با احساسات خود هماهنگی دارن، اما در اشتراک گذاری این احساسات با بقیه دچار مشکل می شن. آدمایی که هوش هیجانی بالا دارن، نه فقط احساسات رو می فهمن، بلکه می دانند که چیجوری احساساتشون رو به شکل مناسبی بگن.حتما می پرسید منظورم از «به شکل مناسبی» چیه! تصور کنین که روز بسیار بدی رو در محل کارتون گذرونده اید. خسته و ضایع و خیت هستین و از اتفاقاتی که در جلسه ی مهمی افتاده هم عصبانی هستین. شاید بیان ناجور احساساتتون موجب شه به خونه بیایید و با همسرتون جر و بحث کنین یا حتی ایمیل نه خیلی خیلی با احترام ای واسه رئیستان بفرستید. اما عکس العمل هیجانی مناسب تر اینه که درباره ی این شکست ها با همسرتون صحبت کنین و بعد هم با پیاده روی کمی تنش رو از خود دور کنین و در آخر طرح خوبی بریزین تا فردا رو بهتر از امروز سپری کنین.

منبع: lifehacker

همه چیز درباره فیلترینگ تلگرام در روسیه

تازگیاً دادگاهی در مسکو به درخواست سازمان نظارت بر ارتباطات الکترونیکی روسیه واسه فیلترینگ تلگرام جواب مثبت داد و از اون تاریخ تا الان این کشور بیشتر از ۱۸ میلیون IP رو واسه فیلتر کردن تلگرام بسته س.

 در روز ۱۳ آوریل سال جاری دادگاهی در مسکو حکم به فیلتر شدن تلگرام در روسیه داد. این دعوی قضایی با شکایت سازمان نظارت بر ارتباطات الکترونیکی روسیه به این دادگاه صادر شده.

بنا به گزارشات رسمی، از زمان ارسال حکم فیلتر شدن تلگرام تا دیروز روسیه ۱۸٫۵ میلیون IP واسه دو شرکت آمازون و گوگل آمریکا رو در این کشور بسته س.

الکساندر ژاروف، رئیس سازمان نظارت بر ارتباطات الکترونیکی روسیه، در مصاحبه با ایزوسیا در جواب به سؤالی در مورد روند پس از فیلتر شدن تلگرام، گفت: در شرایط الان ۱۸ زیرشبکه شرکت های آمازون و گوگل در روسیه فیلتر شده ان. من می خواهم به شما یادآور بشم که این اتفاق از کجا شروع شد.

پس از اینکه سازمان امنیت فدرال روسیه در دادگاه علیه تلگرام پیروز شد سازمان نظارت بر ارتباطات الکترونیکی شکایتی رو به دادگاه مسکو در این رابطه مطرح کرد.

سازمان امنیت فدرال روسیه درخواست دسترسی به رمزهای تلگرام رو ارائه کرده بود تا بتونه به حساب های کاربری و چت های مشکوک به اقدامات تروریستی برسه.

در عین حال این سازمان بارها اعلام کرده بود که از بستر تلگرام واسه آموزش و حتی انجام اقدامات تروریستی هم در داخل و هم در خارج از روسیه به صورت تکراری استفاده شده.

ایشون در جواب به این سؤال که به چه دلیل تا قبل از رأی دادگاه امکان حل و فصل این موضوع نبود، گفت: دلیل اصلی این مسأله این بود که امکان ایجاد هیچ ارتباطی با مدیریت تلگرام وجود نداره و الان فقط وکلای تلگرام در دسترس هستن که اونا هم تنها درباره ابعاد حقوقی مسأله امکان اظهارنظر دارن و نمی تونن درباره مسائل فنی صحبت کنن.

به خاطر همین به محض ارسال حکم از طرف دادگاه واسه فیلتر شدن تلگرام ما فیلتر کردن این اپلکیشن پیام رسان رو شروع کردیم.

ایشون درباره جزئیات فنی فیلتر کردن تلگرام، گفت: الان ۴۲۰۰ اپراتور گوشی موبایل در روسیه به کاربران اینترنت ارائه میدن و از راه های فنی واسه بلاک کردن تلگرام استفاده می کنن.

این اپراتورها به صورت روزانه IPایی رو دریافت می کنن که واسه بستن تلگرام باید اونا رو ببندند. در قدم اول ۹ هزار IP واسه خود تلگرام در روسیه بسته شد و از اونجا که بستن تلگرام مثل فیلتر کردن یه صفحه وب نیس و باید کل این پیام رسان رو فیلتر کنیم ما تموم زیرشبکه های مربوط به تلگرام رو از دسترس خارج کردیم، فیلتر کردن اپراتورها چندین ساعت زمان برد و پس از اون تماشاگر کاهش شدید به کار گیری تلگرام در روسیه بودیم.

خیلی از کاربران که به سرویس VPN و فیلترشکن دسترسی نداشته ان، دسترسی به تلگرام به طور کامل متوقف شد.

ژاروف درباره اقدام تلگرام در تغییر نشانی های IP خود گفت: در مقطعی شرکت آمریکایی آمازون که IPای خود رو در اختیار تلگرام قرار داده بود مبادرت به تغییر ۶۰۰ هزار نشانی IP خود کرد و ما با رقابت بزرگی روبه رو شدیم.

به خاطر همین کارشناسان ما مبادرت به شناسایی IPای جدید و بررسی امکان استفاده تلگرام از اونا کردن. از طرف دیگه زیرشبکه شرکت گوگل هم ۵۴۰ هزار IP در روسیه داره و ما پس از بررسی IPای آمازون به سراغ اونا هم رفتیم البته تعداد زیاد این IPا به تلگرام این امکان رو داد تا ظرف مدت ۲ تا ۴ دقیقه بتونه نشانی IPای خود رو عوض کنه.

این مقام روس ادامه داد: البته ما با دو شرکت آمازون و گوگل در این مورد مکاتبه کردیم و توقع داریم این دو شرکت به جای اینکه به فکر منافع سیاسی خود باشن فعالیت اقتصادی خود رو مهم بدوننش.

ایشون در جواب به این سؤال که مشکلات پیش اومده در کارکرد درگاه های اینترنتی بانک ها و فروشگاه ها به این فیلتر شدن تلگرام در رابطه بوده، گفت: این اطلاعات به طور کامل اشتباهه. من با اطمینان می گویم که ۹۹٫۹ درصد اتفاقات پیش اومده هیچ ربطی به فیلتر شدن تلگرام نداشته. مثلا یکی از بزرگترین سایت هایی که از دسترس خارج شد، سایت سازمان ما بود که دلیل اصلی اون حمله سایبری شدید به این سایت بود.

ژاروف در جواب به سؤال دیگری در مورد اینکه نگرانی نسبت به اثر بلاک شدن تلگرام در روسیه بر دچار اختلال شدن کارکرد کل اینترنت در این کشور اضافه کرد: چیزی که مشخصه ما هم اینکه هدفی نداریم، هدف ما اینه که با کمترین مشکل واسه کاربران خود حکم دادگاه رو عملی کنیم.

عمل به نصح قانون خیلی با اهمیته و به نظر من همکاران غربی ما هم به این مسأله واقف هستن.

تلگرام باید از اپ استور و گوگل پلی حذف شه و این اولین اقدامه و در دومین قدم شرکت های آمریکایی باید شرایط فنی بسته شدن تلگرام در تموم روسیه رو جفت و جور کنه.

ایشون در جواب به این سؤال که در این مورد توافقی صورت گرفته، گفت: همون گونه که گفتم در قدم اول در حال گفتگو در این مورد هستیم، اما از طرف دیگه این مسأله واسه آمازون و گوگل بسیار جدیه چون که ۶ میلیون نشانی شرکت آمازون در واقع نصف کل IP هاییه که این شرکت در اختیار داره.

اونا الان در حال بررسی این موضوع هستن به فعالیت خود در روسیه با این شرایط ادامه بدن یا نه.

ژاروف ادامه داد: البته من فکر نمی کنم که اونا به درخواست روسیه جواب منفی بدن چون که فعالیت اصلی شرکت آمازون ارائه هاسته و من فکر نمی کنم که اونا بخوان بازار خود در روسیه رو از دست بدن.

ژاروف گفت: این ما نبودیم که رمزینه های تلگرام رو می خواستیم، بلکه سازمان امنیت فدرال بود.

ایشون گفت: مشکل اصلی ما با تلگرام فقط رمزینه ها نبود بلکه مدیریت تلگرام هیچ پاسخی به درخواست روسیه واسه اقدام در این مورد ارائه نداده اگه اونا کوچیکترین تمایلی به همکاری با مسکو داشتن دست کم مذاکراتی در این مورد با سازمان امنیت فدرال برگزار می کردن اما برخلاف انتظارات تموم درخواست های دولت روسیه واسه گفتگو در این مورد با تلگرام بدون جواب مونده.

: البته بعضی افراد در حال کسب درآمد از بستر تلگرام هستن که این مسأله خیلی گسترده نیس و اونا می تونن از هر پیام رسان دیگری واسه کسب درآمد استفاده کنن.

اگه ما تلگرام رو یه خونه در نظر بگیریم متوجه می شیم که افراد در این خونه زندگی می کنن، کار می کنن رابطه برقرار می کنن و وقت آزاد خود رو در اون می گذرونن تصور کنین که تروریست ها هم به این واحد مسکونی  نفوذ کنه.

با این حساب ورود دستگاه های امنیتی به این مسأله به طور کاملً منطقی هستش، اما در شرایط الان تماشاگر اون هستیم که مالک این واحد مسکونی که به درستی مدیریت تلگرامه از ورود مقامات امنیتی جلوگیری می کنه و این دقیقاً شرایطیه که الان ما با تلگرام داریم.

مردم ما باید درباره این قضیه دست به کار شن و به این سؤال جواب بدن که اونا حاضرن که تو یه خونه ناامن که مالک اون هیچ تمایلی به اطاعت از قانون ندارن باقی بمونن و یا اینکه به سمت یه خونه دیگری برن.

ژورف در جواب به این سؤال که اگه مردم به سمت دیگه پیام رسان ها نرن، گفت: من درک می کنم که این مسأله یه عادت شخصیه اما آمارها نشون می دهد که الان برنامه های پیام رسان زیادی هست و اگر مردم بازم اصرار بر ادامه فعالیت در تلگرام باشن، واسه ما تهدیدات امنیتی اولویت داره.

ایشون در جواب به این سؤال که امکان فیلتر شدن صد درصدی هست، گفت: اگه ازم سوال کنین جواب من اینه که ما نمی توانیم همه فیلترشکن ها رو بسته کنیم چون که بعضی از اونا برنامه نویسی خود افراد بوده و یه سری های دیگه هم فیلترشکن های تجاری هستن.

اما می تونیم بعضی از برنامه های پروکسی و فیلترشکن های پرکاربرد رو به طول کامل بسته کنیم. چون که اونا برنامه هایی هستن که دسترسی به موضوعات تروریستی رو جفت و جور می کنه.

از طرف دیگه قانونگذاری در مورد فیلترشکن ها سال گذشته انجام شده و الان سازمان های امنیتی روسیه می تونن بدون دستور دادگاه مبادرت به فیلتر کردن اونا بکنه.

ژورف در جواب به این سؤال که به چه دلیل قراره تلگرام فیلتر شه و درخواستی از طرف سازمان های امنیتی این کشور واسه فیلتر کردن دیگه برنامه های پیام رسان ارائه شده یا خیر، اضافه کرد: ما وظیفه تحقیق در این باره رو نداریم و سازمان امنیتی فدرال روسیه در این مورد اظهارنظر می کنه که از طرف اونا تلگرام و اینترنت رادیو بستر ارتباطات تروریستی رو دارن.

مثلا تروریست ها قبلا از برنامه زلو استفاده می کردن که اقدام مشابهی انجام شد و این برنامه فیلتر شد تا  اونا به طور مشابه به سمت IPای شرکت آمازون رفتن که شرکت آمازون از پذیرش اونا سر باز زد.

منبع: باشگاه خبرنگاران جوون

هشتگ دزدی Hashtag Hijacking چیست و چگونه باید آن را انجام داد؟

امروزه در عصر شبکه های اجتماعی زندگی می کنیم و به دلیل استفاده گسترده از تلفن های هوشمند خیلی راحت عقاید خود رو به اشتراک گذاشته و از نظرات بقیه باخبر می شیم. همون طور که می دونین هشتگ ها در شبکه های اجتماعی کاربرد زیادی دارن و بخش مهمی از تبلیغات برنده ها در شبکه های اجتماعی رو تشکیل میدن. کسب و کارا می تونن با به کار گیری هشتگ هایی که خودشون درست می کنن یا هشتگ هایی که محبوب شده ان تعداد مخاطبان و فروش اجناس خود رو زیاد کنن. این وسط، هشتگ دزدی یا به کار گیری هشتگ ترن شده بخش مهمی از راه هدف دار های بازاریابی شبکه های اجتماعی یه برنده.

البته باید بدونین هشتگ دزدی مانند آشپزی با یه چاقوی تیزه. درسته که چاقو وسیله ی مهمی واسه آشپزیه اما اگه آشپز در به کار گیری اون احتیاط نکنه صدماتی که به اون وارد می شه، بیشتر از فایده های اون هستش. شرکت هایی که با صرف زمان، انرژی و فکر از هشتگ های مناسب و محبوب در تبلیغات خود استفاده می کنن، معمولاً با استقبال خوب مردم روبه رو می شن. با این حال، برنده های زیادی هم وجود دارن که با هشتگ دزدی ناموفق نه فقط در کمپین تبلیغاتی خود شکست خورده ان، بلکه بخشی از اعتبار خود رو هم از دست داده ان.

در این مقاله می خوایم براتون توضیح بدیم که هشتگ دزدی چیه و اصلاً چیجوری می توان از یه هشتگ ترن شده به نفع تجارت خود سود برد.

سرفصل محتوا

  • هشتگ دزدی یا Hashtag Hijacking چیه؟
    • ۱- هشتگ دزدی به خاطر جلب توجه
    • ۲- هشتگ دزدی در کمپین روابط عمومی ناموفق
  • چیجوری می توان از هشتگ دزدی جلوگیری کرد؟
  • هشتگ دزدی همیشه بد نیس!
  • نمونه های موفق هشتگ دزدی
    • رستوران KFC
    • نوشیدنی های سالم Innocent
    • شکلات Snickers
    • اجناس آرایشی L’Oreal
    • بیسکویت گرجی
    • کبریت توکلی
    • اسنپ
  • نمونه های ناموفق هشتگ دزدی
    • پیتزا DiGiorno
    • اجناس خونگی Homebase
    • مد و زیبایی Kenneth Cole
  • نتیجه گیری

هشتگ دزدی یا Hashtag Hijacking چیه؟

هشتگ دزدی وقتی اتفاق می افتد که یه هشتگ ترن شده واسه منظوری جز هدف اصلی اش به کار رود.شاید در نگاه اول، هشتگ دزدی لغتی منفی به نظر برسه، اما باید بدونین امروزه برنده های زیادی وجود دارن که از این روش جهت بازاریابی شبکه های اجتماعی استفاده می کنن.

در همین اول باید بگیم که ۲ نوع هشتگ دزدی هست. اولین نوع اون در زمانی استفاده می شه که یه شخص یا یه برند بخواد با به کار گیری یه هشتگ ترن شده در شبکه ای خاص جلب توجه کنه. و نوع دوم اون وقتی اتفاق می افتد که یه کمپین روابط عمومی (PR Campaign) به درستی اجرا نشه. در ادامه این دو نوع هشتگ دزدی رو با همدیگه بررسی می کنیم.

۱- هشتگ دزدی به خاطر جلب توجه

عادی ترین نوع هشتگ دزدی از طرف آدمایی انجام می شه که به دنبال جلب توجه هستن. این افراد فقط واسه اینکه پست هاشون در شبکه های اجتماعی مانند توییتر یا اینستاگرام بوسیله بقیه دیده شه، مبادرت به به کار گیری هشتگ های ترن شده و نامرتبط واسه پستشان می کنن. از اونجایی که افراد هشتگ های ترن شده رو بیشتر جستجو می کنن، پس این افراد با هشتگ دزدی مبادرت به جلب توجه بقیه می کنن.

۲- هشتگ دزدی در کمپین روابط عمومی ناموفق

کمپین روابط عمومی یا PR Campaign به به کار گیری راه هدف دار هایی براساس صحبت گفته می شه که واسه بهبود رابطه با مشتریان راه اندازی می شه. این نوع هشتگ دزدی معمولاً جدی تره و وقتی اتفاق می افتد که یه شرکت واسه کمپین روابط عمومی خود یه هشتگ ایجاد می کنه، اما این هشتگ بوسیله بقیه دزدیده می شه. معمولا مخالفان یه برند از هشتگ ایجاد شده واسه حمله به اون برند یا تمسخر خدمات اون استفاده می کنن.

یکی از بدترین نمونه های این نوع هشتگ دزدی واسه فست فود مک دونالد اتفاق افتاد. مک دونالد در سال ۲۰۱۲ از هشتگ McDStories# استفاده کرد و با به کار گیری اون تلاش داشت خدمات جدید و قدیمی خود رو به کاربران معرفی کنه.

نکته خیلی مهم اینه که حساب رسمی مک دونالد تنها چند بار از این هشتگ در توییت های خود استفاده کرد، با این حال این هشتگ به اندازه ای سریع در بین کاربران محبوب شد که مدیران مک دونالد اصلاً انتظار اون رو نداشتن.

استفاده نا مناسب هشتگ بوسیله شرکت مک دونالد

کاربران توییتر از این هشتگ واسه تعریف کردن داستان های خود درباره ی مشکلات کیفی این رستوران استفاده کردن. این هشتگ خیلی زود و واسه دلایل ناجور ترن شد.

مشتریان برند مک دونالد چه آدمایی که واقعا از کیفیت غذاهای این رستوران ناراضی بودن و چه آدمایی که فقط قصد تفریح کردن داشتن این هشتگ رو تبدیل به یه هشتگ منفی کردن.

هنوزم بعد از گذشت مدت زمان زیادی از این اتفاق بعضی وقتا از این هشتگ استفاده می شه. البته تعدادی از این توییت ها داستان ها و تجربه های مثبت هستن، اما بیشتر موارد اون منفیه.

باید بدونین که مک دونالد تنها قربونی این نوع هشتگ دزدی نیس. برنده های بسیار دیگری هم داستان مشابهی داشته ان. حتی برنده های افراد معروف هم همینطوری مورد حمله قرار گرفته ان. اینطوری می توان نتیجه گرفت که هرچقدر یه برند بزرگ تر و معروف تر باشه، بیشتر در خطر حمله هشتگ دزدی قرار می گیره.

جالبه بدونین توییت هایی با هشتگ های منفی بیشتر از هشتگ های مثبت مورد توجه کاربران قرار می گیرند. این موضوع در وقتی که روابط عمومی از اهمیت زیادی برخورداره می تونه به ضرر یه برند تموم شه.

چیجوری می توان از هشتگ دزدی جلوگیری کرد؟

همون طور که می دانیم به کار گیری هشتگ واسه برنده های تجاری امر حیاتی بوده و به بازاریابی یه کسب و کار یا فروش یه محصول کمک بسیاری می کنه. اما چیجوری می توان از هشتگ دزدی و قرار گرفتن برند تجاری خود در شرایط بحرانی جلوگیری کرد؟

  • راه حل اول: از هشتگ های مبهم و عبارت هایی مانند “بگید چقدر ما رو دوست دارین” استفاده نکنین. این مدل هشتگ ها در برابر هشتگ دزدی بسیار آسیب پذیر بوده و معمولاً قربونی سخنان طعنه آمیز می شن. تلاش کنین مردم رو طوری تحریک کنین که درباره ی کسب و کار شما حرف های مثبت بزنن. یا اینکه از تکیه کلامی که اختراع کرده اید در شبکه های اجتماعی استفاده کنن.
  • راه حل دوم: تلاش کنین تا جای ممکن از هشتگ های خاص استفاده کنین. برلی مثال هشتگ هایی که به کار گیری اون ها شرط لازم شرکت کردن مخاطبان در مسابقه س خیلی با احتمال خیلی کم مورد دزدی قرار می گیرند. مردم معمولاً از این هشتگ ها فقط واسه اهداف خاص یعنی شرکت در مسابقه استفاده می کنن و نه واسه تفریح کردن و خراب کردن کمپین تبلیغاتی شما.
  • راه حل سوم: بعضی از شرکت ها به طور از قصد از نام برند خود در هشتگ هاشون استفاده نمی کنن. هشتگ هایی که در اون ها از اسم برند استفاده نشده نمی تونن علیه اون برند استفاده شن چون هشتگ دزدی ها معمولاً جهت خراب کردن نام یه برند و کمپین تبلیغاتی شون استفاده می شه.
  • راه حل چهارم: شرایط شرکت خود رو قبل از به کار گیری هشتگ های تبلیغاتی خوب در نظر بگیرین. اگه کسب و کارتون در شرایط سختی قرار داره و چهره ی خوبی در جوامع عمومی نداره، بهتره که کمپین های هشتگ خود رو به زمان دیگری بندازین. به کار گیری هشتگ در اینجور شرایطی فقط شرایط شرکت شما و برندتون رو بدتر می کنه. پس بهتره که از راه های دیگری واسه تبلیغ برند تجاری خود استفاده کنین.

هشتگ دزدی همیشه بد نیس!

هشتگ دزدی یه اقدام خطر پذیره و همیشه واسه موارد منفی استفاده نمی شه. اگه هشتگ ترن شده نامناسبی رو واسه کمپین خود استفاده کنین برند شما در خطر جدی قرار می گیره. اما اگه کمی زمان بذارین و تلاش کنین که هشتگ های خوبی رو پیدا کنین اون گاه نتیجه ی اون واسه برند شما فوق العاده خوب هستش.

به طور کلی می توان گفت هشتگ دزدی که طی اون یه برند تجاری از اتفاقات مهم دنیا واسه تبلیغات در رابطه یا ارائه ی پیشنهاد خاص استفاده می کنه در دسته ی هشتگ دزدی های موفق قرار می گیرند (اصلاً شرکت های بزرگ واسه این کار تقویم محتوا ایجاد کرده ان!)، اما هشتگ دزدی هایی که طی اون یه برند تجاری از فرصت پیش اومده سوءاستفاده می کنه و انگار با احساسات مردم بازی می کنه در دسته ی هشتگ دزدی های ناموفق قرار می گیرند.

هم اینکه، بعضی وقتا پیش میاد که یه برند تجاری هشتگ های خودشو می سازه و در پُست های خود از اون ها استفاده می کنه. این هشتگ ها یا شعار تبلیغاتی اون برند هستن یا اینکه به موضوع فعالیت های اون برند در رابطه هستن.

از اونجایی که بحث رقابت در همه جا و حتی شبکه های اجتماعی هم مطرحه، بعضی از برنده ها از هشتگ رقبای خود واسه خراب کردن کردن اون ها استفاده می کنن. این نوع هشتگ دزدی ها هم در دسته ی هشتگ دزدی ناموفق قرار می گیرند و عواقب خوبی به دنبال ندارن.

نمونه های موفق هشتگ دزدی

بعضی وقتا یه هشتگ ترن شده بهترین فرصت رو واسه تبلیغات آماده می کنه. در ادامه چند مثال از هشتگ دزدی های موفق آورده شده تا فهمیده باشین چیجوری باید هشتگ دزدید.

رستوران KFC

رستوران KFC از هشتگ مربوط به روز جهانی مرغ سوخاری یعنی NationalFriedChickenDay# استفاده کرد تا تبلیغاتش در برابر دید هزاران نفر قرار بگیره. اون ها در تبلیغات خود اعلام کرده بودن که مردم با سفارش وعده های غذایی خاص در اون روز می تونن همراه با سفارش خود نوشیدنی مجانی بگیرن.

نوشیدنی های سالم Innocent

یه برند تولید کننده ی نوشیدنی های سالم به نام Innocent از هشتگ ترن شده مربوط به روز آگاهی رسانی در مورد پنگوئن ها یعنی PenguinAwarnessDay# استفاده کرد. اون ها درواقع با به کار گیری این هشتگ یه شوخی بامزه با برند تجازی خود کردن و در توییت خود نوشتند:

امروز روز آگاهی رسانی در مورد پنگوئن ها هستش و ما سهم خودمون رو انجام داده ایم. شما چیجوری؟

برند تجاری Innocent هیچ ارتباطی با پنگوئن ها نداره و اون ها از این روش تونستن مردم رو بخندونن و این موضوع موفقیت بزرگی واسه اون ها حساب شد.

شکلات Snickers

بعد از اینکه جرمی کلارکسون (Jeremy Clarkson)، مجری شی تلویزیونی معروف TopGear با جفت و جور کننده ی برنامه به دلیل نبودن نوشیدنی و غذای کافی بعد از اجرای برنامه دعوا کرد، هشتگ hungry# به معنی گرسنه، به هشتگ ترن تبدیل شد.

این برند شکلات هم از فرصت استفاده کرد و در توییتر خود نوشت:

جرمی کلارکسون، دفعه بعد که خواستی به صحنه فیلمبرداری بروی و گرسنه بودی یکی از شکلات های اسنیکرز رو همراه خودت داشته باش.

به کار گیری این هشتگ بوسیله برند اسنیکرز بسیار خلاقانه بود چون عصبانیت جرمی کلارکسون به دلیل گرسنگی بود و این برند تونست از این موقعیت واسه تبلیغات خودش استفاده کنه.

اجناس آرایشی L’Oreal

وقتی که هشتگ مربوط به گرم ترین روز سال یعنی hottestdayoftheyear# در تاریخ یکم جولای در توییتر ترن شد، برند لوازم آرایشی لورئال از این فرصت استفاده کرد و درحالی که از این هشتگ در توییت خود استفاده می کرد، نوشت:

امروز گرم ترین روز ساله. بدن خود رو مرطوب نگهدارین.

این استفاده ی خلاقانه از هشتگ بسیار مورد توجه مردم قرار گرفت. این مثال دقیقاً نمونه روشن باخبر شدن از برند یا همون Brand Awarenessه.

بیسکویت گرجی

در ایران هم شرکت های خیلی از این روش واسه جذب مخاطب، همراهی مردمی و باخبر شدن از برند استفاده می کنن. مثلا بیسکوئیت گرجی یکی از موفق ترین و بهترین نمونه های شرکت های ایرانیه که از هشتگ های ترن واسه تبلیغات خود استفاده می کنه. به عنوان مثال این برند به مناسب روز زمین تصویر و متن زیر رو در حساب کاربری توییتر خود به اشتراک گذاشت :

زمین نه میراث گذشتگان ما، بلکه امانت فرزندان ما هستش. قدر اون رو بدونیم #روززمین

استفاده درست بیسکوییت گرجی از هشتگ

کبریت توکلی

کبریت توکلی هم از توییت های بامزه و هشتگ های ترن شده واسه تبلیغات استفاده می کنه. به عنوان مثال یه چند وقت پیش هشتگی با عنوان #بدن_من در توییتر فارسی به موضوعی داغ تبدیل شد. حساب کاربری کبریت توکلی با به کار گیری این هشتگ در توییتر خود نوشت:

بارها شده بخاطر لاغر بودنم بهم گفتن چوب کبریت و مسخره شدم. #بدن_من

استفاده درست کبریت توکلی از هشتگ

اسنپ

شرکت اسنپ هم یه چند وقت پیش به مناسبت ماه رمضان و برگزاری نمایش قرآن در این ماه از هشتگ #رمضان و#قرآن واسه ارا ئه ی تخفیف در سرویس رفت و اومد به نمایشگاه استفاده کرد و در توییت خود نوشت:

با رسیدن ماه #رمضان از ۸ تا ۲۶ خرداد نمایشگاه #قرآن کریم در #مصلی تهران برگزار می شه با کد mosala از ۳۰% تخفیف رفت یا برگشت نمایشگاه استفاده کنین.

نمونه های ناموفق هشتگ دزدی

بعد از بررسی نمونه هشتگ های موفق بد نیس که با تعدادی از هشتگ دزدی های ناموفق هم آشنا شید.

پیتزا DiGiorno

مجموعه رستوران زنجیره به نام DiGiorno از یه هشتگ ترن شده به نام WhyIStayed# واسه تبلیغ اجناس خود استفاده کرد. اما نکته ای که به اون توجه نکرده بود این بود که این هشتگ واسه پشتیبانیقربانیان خشونت خونگی ترن شده بود. استفاده نابجا از این هشتگ عواقب خوبی واسه این رستوران زنجیره ای نداشت و این شرکت بدون این دست اون دست کردن توییت خود رو پاک کرد.

نمونه های ناموفق هشتگ دزدی

اجناس خونگی Homebase

تنها چند ساعت بعد از درگذشت خواننده ی محبوب آمریکایی Prince، این شرکت از هشتگ مربوط به درگذشت این خواننده ی معروف و محبوب یعنی RIPPRINCE# استفاده کرد و تو یه توییت نامرتبط به مردم گفت که امروز تا ساعت ۸ می تونن با خدمات پشتیبانی تماس بگیرن. این کار با عکس العمل بسیاری تندی از طرف هواداران این خواننده مواجه شد به طوری که این برند بدون این دست اون دست کردن توییت خود رو پاک کرد و بعد تو یه توییت دیگه از مردم معذرت خواهی کرد.

مد و زیبایی Kenneth Cole

این برند هم با به کار گیری یه هشتگ ناجور تعدادی دشمن واسه خود درست کرد. اشتباه این برند این بود که از هشتگ Cairo# که واسه پشتیبانی از تظاهرات مصر ترن شده بود، استفاده ناصحیحی کرد. این شرکت مد و زیبایی در توییت خود نوشت:

به نظر می رسد الان همه در خیابون هستن، شاید خبر حراج بهاره اجناس ما رو شنیده ان.

و البته همون طور که انتظار می رفت این توییت هم با مخالفت مردم همراه شد و این برند مجبور شد تا توییت خود رو پاک کرده و در توییتی دیگه از مردم معذرت خواهی کنه.

نتیجه گیری

به کار گیری هشتگ و کلا هشتگ دزدی خیلی از کاربران شبکه های اجتماعی رو اذیت می کنه، اما در آخر هیچکی نمی تونه منکر تاثیرگذاری و هدف گیری دقیق این موضوع شه.

هشتگ ها نقش مهمی در شبکه های اجتماعی دارن و اگه به درستی استفاده شن، به برنده های تجاری کمک می کنن تا دایره مخاطبان خود رو گسترده تر کنن. هم اینکه، از اونجایی که کاربران بیشتری به دنبال اخبار و موضوعات جور واجور در شبکه های اجتماعی هستن به نظر نمی رسد که به کار گیری هشتگ به این زودی ها کهنه و بی اعتبار شه.

اگه شمام می خواید واسه اطلاع رسانی به مخاطبان و گسترده کردن دایره مخاطبان خود از هشتگ استفاده کنین، پیشنهاد می کنیم که واسه انجام این کار یه روش هدف دار دقیق تعریف کنین تا مانند شرکت هایی که در بالا مثال زدیم به دردسر دچار نشید.

منبع: نوین

هشتگ از توئیتر تا اینستاگرام

در اول باید بیان شه که هشتگ رو نباید با هشتک اشتباه کرد.

هَشتَگ یا هش تگ با نشون # (به انگلیسی: Hashtag)، یه نماد پیشوندی و یکی از تگ های فراداده است که در خدمات شبکه های اجتماعی و میکروبلاگینگ استفاده می شه. اگه بخوایم هشتگ رو به زبون ساده تر تعریف کنیم، برچسبیه که واسه دسته بندی و به اشتراک گذاری پست ها و نظرات دربارهٔ موضوعی خاص در سطح جهانی و بالاتر از حلقه و فهرست دوستان بکار می رود.

هشتگ ابزاری واسه دسته بندی اینجور پیام هایی جفت و جور می کنه، تا افراد بتونن اون هشتگ رو جستجو کنن و مجموعه ای از پیام هایی رو که شامل اون هستن به دست بیارن. عموماً کلیدی ترین کلمه مربوط به اون موضوع رو با علامت هشتگ همراه کنن. این همراه کردن با به کار گیری علامت # قبل از واژهٔ مورد نظر انجام می شه. در نامگذاری هشتگ می تونید از حروف، اعداد و علایم مجاز استفاده کنین اما علامت هایی مانند $ یا % غیرمجاز هستن و به شما اجازه نامگزاری نمی بدن. هشتگ اولین بار از طریق توییتر ایجاد شد و پس از اون بوسیله خیلی از شبکه های اجتماعی از جمله گوگل پلاس، فیسبوک، فلیکر، اینستاگرام، فرندفید، یوتیوب و پینترست و تلگرام استفاده شد.

علامت # در میان انگلیسی زبون ها، یه علامت جدید نیس. این علامت که Number Sign نامیده می شد و می شه، خصوصاً در میان آمریکایی ها، به عنوان جانشین «عدد» به کار می رود. مثلا نفر اول رو با ۱# نشون میدن و می خونن: Number One

این علامت راه خود رو به داخل صفحه کلید تلفن ها هم باز کرد و در اونجا معمولاً Hash خونده می شد (خصوصاً واسه کسائی که خارج از آمریکا بودن و این علامت رو علامت اعداد نمی دونستن). حتی به کلیدی که این علامت روی اون ترسیم شده بود، Hash Key می گفتن.

حدود سی سال پیش بود که  دنیس ریچی خالق زبون برنامه نویسی C، عزمشو جزم کرد واسه جداکردن کلمات کلیدی و مهم برنامه نویسی از بقیه کلمات و عباراتی که در داخل کد برنامه می اومد، از علامت # استفاده کنه. این علامت رو در اون زمان Number Sign یا علامت عدد می گفتن. پس واسه برنامه نویسان مواردی مانند اینا به چشم آشنا شد: include#

شاید همون مدل فکر کردن بود که وقتی که در IRC به عنوان یکی از اولین نرم افزارهای چت کردن گروهی جهان، عنوان هر چت روم، با علامت # مشخص می شد و به این روش عنوان چت روم از تموم کلمات و جملات دیگری که در اون صفحه دیده می شد جدا می گشت (اون زمان هنوز صفحه نمایش منوکروم یا تک رنگ بود و ایجاد تفاوت جز با این علامت ها معنا نداشت).

در سال ۲۰۰۷ یکی از کاربران توییتر، عزمشو جزم کرد با به کار گیری هشتگ، همون فضا رو مثل سازی کنه. یعنی، با به کار گیری هشتگ، به تعریف موضوع و طبقه بندی مطالب بپردازه.

در فرهنگ نوشتن در شبکه های اجتماعی، از هشتگ می توان قبل از جمله، در میونه ی جمله و یا پس از جمله، به صورت چسبیده به یه کلمه استفاده کرد. هشتگ رو نمیشه واسه بیشتر از یه کلمه استفاده کرد.به خاطر همین در زبون انگلیسی اگه بخوان واسه یه جمله هشتگ بسازن، همه کلمات رو به هم وصل می کنن. مانند: freeiraniansoldiers# که بوسیله ایرونی ها در دوران گروگان گیری مرزبانان رواج پیدا کرده بود. در فارسی هم معمولاً از علامت Underline یا شیفت و منها، واسه به هم وصل کردن کلمات استفاده می شه.

به کار گیری هشتگ باعث می شه که مطالب تولید شده بوسیله کاربران، در جستجوها ساده تر یافته شه. به خاطر همین یکی از رفتارای افراطی که تازگیاً در شبکه های اجتماعی رواج یافته استفاده گسترده از هشتگه.

در توییتر به عنوان یه فرهنگ حرفه ای، تقریباً جا افتاده که واسه هر توییت، یه هشتگ به کار رود. هشتگ دوم وقتی معنا پیدا می کنه که بخوایم موقعیت جغرافیایی رو به توییت خود اضافه کنیم.

از بین شبکه های اجتماعی، ماجرای هشتگ در اینستاگرام کمی فرق داره. در اینستاگرام کاربران، بعضی وقتا هشتگ ها رو نه واسه تعریف موضوع و فهرست بندی، بلکه واسه بیان احساسات، شوخی کردن یا کارای مشابه به کارمی برند. بعید نیس که کسی، عکس یه نامه ناجور یا پر از غلط املایی رو در اینستاگرام بزاره و زیر اون از افتضاح# استفاده کنه! در این حالت منظور کاربر، این نیس که این نامه در گروه افتضاح طبقه بندی شه! بلکه تاکید بر حال و هوای کاربر هنگام مشاهده نامه س.

هشتگ وسیله خوبی واسه اعتراض به شرکت ها و سازمانهای بزرگ هم بوده است. سازمانهایی که مشتری به خودی خود، رسانه ای واسه اعتراض به اونا نداره. به این نوع از هشتگ، بشتگ Bashtag گفته می شه. مک دونالد، وقتی در شبکه های اجتماعی خواست که مردم، با هشتگ McDStories# خاطرات خوب خود رو از مک دونالد تعریف کنن. این کمپین فقط دو ساعت بعد از اجرا کنسل شد. چون هشتگ به بشتگ تبدیل شده بود و مردم همه ی اعتراضات خود رو از این روش اعلام می کردن!

به نظر میاد که هشتگ واسه نسل جدید جوانان که اولین گفتگوهای اجتماعی مهم خود رو به جای دنیای حقیقی در شبکه های مجازی شروع کرده ان، معنایی بسیار عمیق تر و وسیع تر داره. علاوه بر لایک کردن که این روزا در میان جوانان در خیلی از نقاط جهان بوسیله دست هم به عنوان نشونه چشمی مورد استفاده قرار می گیرد، علامت هشتگ هم تازگی ها در دیدارها و گفتگوهای جوانان، به صورت چشمی نشون داده می شه.

 

nimradkamer

در تصویر بالا، «نیمراد کمر» رو می ببینن که علامت هشتگ رو با دستان خود نشون می دهد. در نقاط جور واجور جهان، نسل جدید فرزندان شبکه های اجتماعی، دقیقاً وقتی که می خواستن روی اینستاگرام و توییتر و فیس بوک، پس از نقل یه خبر بنویسن:  فاجعه# حالا در گفتگوی خود پس از شنیدن یه خبر خیلی بد، دستان خود رو به اینجور شکلی نشون میدن و فقط می می گن: فاجعه!

به نظر می رسد که این حمله شدید هشتگ ها به زندگی آدما، واسه خیلی ها خیلی مورد پسند نیس. حتی «وایرد» در مقاله ای، پس از بیان توضیحات جور واجور در این مورد، از خوانندگان می خواهد که اعلام نظر کنن. همونطور که متن مقاله هم خیلی مثبت نیس، نظرات خوانندگان هم خیلی مثبت نیس.گاردین هم به شکل دیگری به این بحث پرداخته.

منبع: ویکیپدیا – متمم

 

هشت دیدگاه که موفقیت را به ارمغان می آورد

هشت دیدگاه که موفقیت رو به ارمغان می آورد

  • ۱- تصور پیشرفت داشته باشین
  • ۲- خطر پذیر باشین
  • ۳- اشتباهتان رو پذیرفته و به جلو حرکت کنین
  • ۴- کنجکاوی خود رو حفظ کنین
  • ۵- حسادت نورزید و از موفقیت بقیه خوشحال شید
  • ۶- تفکرات منفی رو دور کرده، خوراک تفکرات مثبت رو زیاد کنین
  • ۷- سلامتی فیزیکی بدنتون رو جدی بگیرین
  • ۸- سطح انرژی خودتون رو بالا نگه دارین

هشت دیدگاه که موفقیت رو به ارمغان می آورد

همه ی ما افراد منفی باف و شکاک زیادی دیده ایم که بارها در همه فعالیت ها، تصمیماتشان رو تغییر داده و دور و بری ها خود رو به اشتباه قضاوت و نقد می کنن.

تفکر منفی به مانند یکدست خیسه چون که همه هیزم های خشک رو تر کرده و نمی گذارد از اونا واسه آتیش روشن کردن استفاده کرد.

از طرف دیگه تفکر مثبت واسه رسیدن به اهداف و رویاها شرطی اساسیه.

براساس گفته های متخصص دیدگاه و نویسنده ی کتاب «هفت قدم واسه تقویت ذهن هم جهت با فروش و بهبود بهره وری»، این نوع تفکر قابل آموختنه و افراد اگه حاضر بشن در برابر روش های جدید تفکر انعطاف داشته باشن، میتونن منفی بافی خود رو کنار گذاشته و به آدمایی با تفکر مثبت و موفق تبدیل شن.

مشاهدات این کارشناس به ۸ مورد منحصر به فرد تقسیم می شه که شما می تونید با به کار گیری و توجه به اونا قدم قدم به موفقیت نزدیک شید. با سئو پارسیان همراه باشین.

۱- تصور پیشرفت داشته باشین

مهمترین هدف اینه که شما بتونین در خود تصور پیشرفت بسازین. این نوع تفکر به شما اجازه می دهد که رویاپردازی کرده و مرزهای ایده آل های خود رو شکسته تا به مراحل بالاتری برسین.

با تفکر پیشرفت، افراد باور دارن که توانایی  ها و توانایی هاشون کم کم بهتر شده و می تونن با خیال راحت به سراغ اونا برن.

۲- خطر پذیر باشین

بعضی مواقع باید از بالای دره به پایین پرید. وقتی شما کاری خارج از محدوده ی آسایشتان انجام می بدید، ذهن شما چابک و باهوش می شه. در نتیجه یاد می گیرید که خودتون رو به رقابت بکشین.

آدمایی که موفق نمی شن از محدوده ی آسایش خود فاصله بگیرن، تصور محافظه کارانه ای پیدا کرده و نمی تونن شرایط مثبتی واسه خود آماده کنن.

۳- اشتباهتان رو پذیرفته و به جلو حرکت کنین

یه تیکه از قبول کردن خطر اینه که از اشتباهاتتان درس بگیرین. به اشتباه بزرگ از یه نظر، موهبتی گرانبهاست چون که می توان از اون درس گرفته و به جلو کار کرد.

به گفته ی خیلی از کارشناسان تجربیات هر شخص بزرگترین آموزگار واسه ایشون حساب می شن.

۴- کنجکاوی خود رو حفظ کنین

مهم نیس که چه مدرکی دارین، شما هیچ زمان نباید دست از یادگیری وردارین.

تشنگی شما واسه یادگیری باید سیر نشدنی بوده و تا آخر عمر ادامه پیدا کنه.

دسترسی به منبع ناپایانی از کنجکاوی می تونه به شما واسه شناخت شخصیتتون کمک کرده و ویژگی هایی براتون رو کنه که تا حالا از اونا باخبر نبودین.

۵- حسادت نورزید و از موفقیت بقیه خوشحال شید

عامل مهم دیگری در ایجاد تفکر مثبت، اینه که از صمیم دل واسه موفقیت بقیه خوشحال شید.

تشویق و تایید موفقیت بقیه می تونه درجه ی خشم و تلخی تفکراتتون رو پایین آورده و به شما اجازه بده تا نتیجه کار ها و اتفاقات مثبتتون رو به یاد آورده و به اونا افتخار کنین.

۶- تفکرات منفی رو دور کرده، خوراک تفکرات مثبت رو زیاد کنین

این یه قانونه که افراد دور و بر هر فرد، در شخصیت ایشون تاثیر می گذارن. طبق گفته ی کارشناسان، شما ترکیبی از ۵ شخصیت آدمایی هستین که با اونا وقت بیشتری می ذارین.

این بدین معناست که ذهن شما هرآنچه به دستش برسونین رو تغذیه کرده و از اون تاثیر می گیرد.

پس بهتره که روزانه به ذهن خود تفکر مثبت برسونین تا کم کم این نوع تفکر در فعالیت هاتون پذیرفته شه.

۷- سلامتی فیزیکی بدنتون رو جدی بگیرین

اهمیت و تاثیر سلامتی فیزیکی بر چابکی ذهنتون رو یادتون نره. از اونجایی که این دو مورد با هم در حال تعامل هستن و آدم رو متمرکز نگاه می دارن، توجه به سرزندگی اولویت خیلی بالایی داره.

۸- سطح انرژی خودتون رو بالا نگه دارین

وقتی که احساس می کنین انرژی پایینی دارین، نمی تونید کارکرد خوبی از خود به جای بذارین و کلا سرزندگی خود رو از دست داده اید ، دیگه میل و اشتیاقی دارید و نمی تونید انرژی های مثبت دور و بر خود رو دریافت کنین.

حتی ممکنه تموم موقعیت ها و افراد مهم زندگی خود رو هم از دست بدین.

منبع: entrepreneur