رویکرد فراشخصی به هویت معنوی

در این راه و روش دو مدل ارائه شده، یکی مدل “پیشرفت­ی خود”فرایدمن (۱۹۸۳) است که در کل یه نظریه­ فرا شخصیه و دیگری مدل کلونینگر و همکاران (۱۹۹۳) با عنوان معنی “تعالی خود” است که بخشی از مدل هفت دلیلی خلق و شخصیته. در ادامه به توضیح این دو مدل می پردازیم.

 

 

۲-۱-۴-۴-۱- مدل پیشرفت­ی خود

فرایدمن (۱۹۸۳) تلاش کرد مدلی واسه هویت ارائه دهد که رویکردهای رایج و سنتی دور و بر فکر رو با عقاید عادی الهی تطبیق دهد. در این مدل،”خود” (عنوانی واسه وجود اساسی هویت، هشیاری و واقعیت در تعدادی از عقاید عادی الهی) به عنوان دلیلی که ذاتاً در جهان هست توجه می­شه و رابطه­ خود با غیر خود اختیاری و حد نداره. از این رو، هر اون چیزی که بخشی از دنیاس ممکنه به عنوان دلیلی در نظر گرفته شه که افراد هویت شخصی خود رو با اون می­شناسن. در حالیکه “خود” ثابت و غیرقابل اندازه ­گیریه، فکر که به عنوان عامل شکل­دهی به احساس هویت شخصی افراد تجربه می­شه، قابل اندازه ­گیریه. فرایدمن (۱۹۸۳)مدل دو بعدی “پیشرفت­ی فکر” رو نشون داد. این ابعاد ترکیبی از معنی سمپسون (۱۹۷۸) از حالت فضایی هویت (محل هویت) و معنی شوستروم از فکر­ی وقتی (درجه­ای از حالا اساسی در برابر جهت­گیری گذشته و یا آینده به هویت) است.

در این مدل، گسترش و پیشرفت­ی بیشتر فکر کرد تحقق خود و یا رشد معنویه. براساس این مدل فرایدمن سه سطح کلی پیشرفت­ی خود رو معرفی کرد: ۱- شخصی (جایی که فکر به عنوان اینجا و حالا تجربه می­شه و فرایدمن اون رو مثل معنی­سازی عادی و عادی از فکر در نظر می­گیرد)، ۲- فراشخصی(جایی که فکر گسترش می­یابد و جنبه­هایی از جهان رو در بر می­گیرد که بالاتر از اینجا و اکنونه و زمانها و مکانهای دیگه رو در بر می­گیرد) و ۳- حد وسط (جایی بین سطح شخصی و فراشخصی که فکر به امور بالاتر از اینجا و حالا هم مربوط می­شه اما به یه احساس خود جداگونه منجر نمی­ شه. تعریف خود با نقش­های اجتماعی، ارتباطات و گروه­ها نشون دهنده­ی اینه که افراد در این سطح قرار دارن). علاوه بر این، با بهره گرفتن از دو سطح شخصی و فراشخصی، ماتریسی رو نشون داد که براساس تعیین هویت بالا در برابر پایین در هر سطح، سلامتی افراد قابل پیش ­بینیه. اینجوری، وضعیت پایین در هر دو سطح شخصی و فراشخصی بازتابی از مشکلات نوروتیکیه. تعیین هویت پایین در سطح شخصی در ترکیب با تعیین هویت بالا در سطح فراشخصی انگار همسان با مراحل سایکوتیک دیده می­شه. تعیین هویت پایین در سطح فراشخصی و تعیین هویت بالا در سطح شخصی به عنوان سلامت “من” سنتی در نظر گرفته می­شه. در آخرً تعیین هویت بالا در هر دو سطح شخصی و فراشخصی به عنوان سلامت فراشخصی در نظر گرفته می­شه که در اون، احساس خود گسترش می­یابد و کارکردهای سنتی “من” با هم ترکیب و کامل می­شن. از نظر فرایدمن این مرحله نشون دهنده رشد خود الهی افراده.

مشکلات

 

[۱] self-expansiveness

[۲]– Friedman

[۳]– Cloninger

[۴]– self-transcendence

[۵] self- expansiveness

[۶]– Sampson

[۷] identity spatiality

[۸]– Shostrom

[۹] temporality of self-concept

[۱۰] personal

[۱۱] transpersonal