روابط زناشویی، صمیمیت زناشویی

ب)عوامل روانشناختی موثر برصمیمیت زوج ها
اریکسون(۱۹۶۳)می گوید:دوست داشتن دیگری به جای فراموش کردن خود نیازمند این است که یک نفر خودش وتوانایی هایش را برای رشد دادن دیگری گسترش دهد. بااعتقادبه این موضوع که روابط صمیمانه ایجاد نمی شوند،مگراین که افراد درابتدا توانمندی لازم را برای ایجاد این رابطه ،درخود داشته باشند،این قسمت به بررسی توانایی های خاص شخصیتی و فکری توجه دارد که خود زیربنایی برای ایجاد صمیمیت درروابط محسوب می شوند.این توانایی های فردی درچندمقوله مورد بررسی قرار گرفته اند که عبارتنداز:
نیازبه صمیمیت
سبک های دلبستگی
تمایزیافتگی
اسطوره ها
باورهای غیرمنطقی
عزت نفس * مواضع نظریه پردازان در رابطه با صمیمیت:
صمیمیت از دیدگاهاسترنبرگ۱۰۱
براساس نظریه استرنبرگ(۱۹۹۶)عشق سه قسمت است:میل۱۰۲ ،صمیمیت و تعهد.
استرنبرگ این سه جزءعشق راس مثلث قرار می دهد،تا بدین وسیله بتواند هفت نوع مختلف عشق را تشریح کند.اوباتوجه به این که این سه جزءعشق چگونه با همدیگرهمراه می شوند و این که کدامیک در رابطه نقش کمتر یا بیشتری دارد،گونه های مختلف عشق را تشریح کرد و اذعان داشت،میزان احساس عشق ورضایتی که یک شخص در رابطه با همسرش تجربه می کند می تواند برگرفته از دو عامل باشد،اول:میزان قدرت این سه بعد دررابطه ودوم :میزان خواسته ونیازشخص ازوجود هربعد دررابطه اش. اوبرای مثال،عشق مشفقانه ۱۰۳ را رابطه ای حاکی از عشق بیان کرد که حاصل صمیمیت وتعهد است و عشق تهی۱۰۴ را رابطه ای دانست که درآن نه تنها تعهد وجود دارد وهردو رادر روابط زناشویی طولانی مدتی گزارش داد که درآنها میل تاحدودی تقلیل یافته باشد،همچنین عشق ابلهانه ۱۰۵را شامل رابطه ای حاکی ازمیل وتعهد وخالی از صمیمیت دانست که نیازها وعواطف دو شخص با هم به خوبی دریک موضوع هماهنگی دارند،مانندوقتی که دوفرد بدون اینکه شناخت کافی ازهمدیگر به دست آورده باشند تنها به این علت که درگذشته شکست عاطفی راتجربه کرده اند تصمیم به ازدواج یا زندگی مشترک و متعهدبودن به همدیگر می گیرند. درفرهنگ آمریکا برای نام گذاری انواع عشق به آن رابطه عاشقانه ای که بعد صمیمیت را شامل می شود نام های مثبت می دهند و نام منفی را برای آن نوع روابط عاشقانه ای درنظر می گرند که صمیمیت درآنها وجود ندارد،مثل عشق بی اساس که شامل میل و تعهد است وهوس که میل تنها راشامل می شود (نشریه پیام ، مشاوردانشگاه تهران،۱۳۸۴). باتوجه به مثلث استرنبرگ،می توان روابط صمیمانه و رضایت مند را تاحدودی توجیه کرد،به این ترتیب که بنابرتحقیقات او،احساس رضایت افراد ازرابطه بستگی به این دارد که تاچه اندازه تجربه واقعی یک شخص ازاین سه عامل (صمیمیت،میل،تعهد)درزندگی به ایده آل های ذهنی و انتظارات او نزدیک است (به نقل ازمظلومی،۱۳۸۹).
عشق به مثابه یک قصه عشق۱۰۶
در بررسی های استنبرگ همواره این سوال بدون پاسخ ماند که چرا من و نه کس دیگری عاشق این فرد خاص می شود نه فرد دیگری.لذا در میانه دهه ی۹۰ نظریه عشق به مثابه یک قصه مطرح شد.در این دیدگاه فرض بر این است که ما انسان ها گرایش داریم بر کسی عاشق شویم که قصه هایش با قصه ی ما در مورد عشق یکی و یا مشابه باشد .نقش این فرد در قصه ها مکمل نقش ماست. برای شناخت رفتار هر یک از زوجین یک راه وجود دارد و آن هم اینکه دریابیم روایت هریک از زوجین از قصه عشق چیست و از آن چه برداشتی دارند. گاه روایت زوجین از عشق متقارن و همگن است وگاه چنین نیست.ناهمگن بودن قصه ها منتهی به شکست ونارضایتی از رابطه می گردد و کم کم شکست در رابطه به نشانگان اضطراب، افسردگی، بی قراری و… می انجامد.در مقابل هنگامی که قصه های زوجین بیان گر جهان بینی و فرض های مشترک در باب رابطه است،امکان موفقیت و رابطه با همسر بیشتر است.دیدگاه قصه عشق برای بهسازی به شیوه های بازسازی قصه عشق می پردازد.یعنی عشق چیست وبه چه وسیله ای می توان آن را ارضاء کرد(استنبرگ،ترجمه بهرامی.۱۳۸۲). – صمیمیت ازدیدگاه باگاروزی۱۰۷(مدل تعاملی وترکیبی)
صمیمیت یک نزدیکی تشابه و روابط شخصی عاشقانه اغلب هیجانی با شخص دیگراست که مستلزم شناخت و درک عمیق ازفرددیگر همینطوربیان افکار و احساساتی است که نشانه ای ازآستانه عشق است.صمیمیت یک فرآیندتعاملی است. همدلی با احساسات فرددیگرو قدردانی ازدیدگاه بی همتای وی نسبت به جهان می باشد.همچنین یک نیازاساسی و واقعی انسان است که ریشه تحولی داردو ازنیازبنیادی تری به نام دلبستگی نشات می گیرد وتنها یک تمایل یا آرزونیست(باگاروزی ،۲۰۰۱،به نقل از اعتمادی ،۱۳۸۴).
باگاروزی(۲۰۰۱)صمیمیت را فرآی ندی تعاملی می داند که از۸مولفه مربوط به هم تشکیل شده است.این مولفه ها به صورت جداگانه ولی مرتبط با یکدیگرند،این مولفه هاعبارتنداز:
۱ – صمیمیت عاطفی
۲ – صمیمیت روان شناختی
۳- صمیمیت عقلانی
۴- صمیمیت جنسی
۵ -صمیمیت جسمی
۶- صمیمیت معنوی
۷- صمیمیت زیباشناختی
۸- صمیمیت اجتماعی وتفریحی
نیازبه صمیمیت درحقیقت جنبه رشدیافته ومتمایززیستی تماس ونزدیکی باانسان دیگراست.بااین حال شدت این نیازدرافرادمختلف متفاوت است.علاوه براین افراددرهریک ازمولفه های هشت گانه صمیمیت با یکدیگر تفاوت های بارزی دارند.برای مثال دونفرممکن است درنیازیکی به صمیمیت مشابه باشندولی درهریک ازمولفه های هشت گانه صمیمیت تفاوتهای قابل ملاحظه ای داشته باشند.یکی ازوظایف درمانگر این است که درصورت امکان به زن وشوهرها کمک کند تابه تفاوت های موجوددرشدت نیازهایشان پی ببرند تاجای ممکن آنهارابپذیرند.دراینجاهریک از مولفه های هشت گانه به صورت جداگانه موردبحث قرارمی گیرند. (اعتمادی ،۱۳۸۴).
* صمیمیت از دیدگاه وارنینگ۱۰۸(مدل ترکیبی):
وارنینگ(۱۹۹۸)صمیمیت رابه عنوان بعدی که درسازگاری زناشویی سهم عمده ای دارد تعریف می کند وصمیمیت بین همسران راترکیبی ازهشت عنصرکیفی می داند.
۱-محبت وهیجان:میزان بیان احساسات دوست داشتن ،عشق وعقایدنسبت به همسر:زیرابیان این احساسات بین همسران ایجاد صمیمیت می کند.
۲-همبستگی و تعهد:میزان تعهدهمسران نسبت به رابطه زناشویی وارج نهادن به این رابطه.تعهدپیش شرط لازم برای سایرعناصرصمیمیت می باشد، زیرااعتماد واطمینان دررابطه راتسریع می کند.
۳-بیانگربودن:خودافشای میزان بیان افکارمحرمانه ،عقاید ،نگرش های همسران و همچنین گفتگودرباره روابط زناشویی(همس۱۰۹ ، ۲۰۰۳،به نقل از گومز،۲۰۰۴).
درمشکلات ارتباطی مانمی توانیم خوب ارتباط برقرارکنیم ودرخودافشایی بیان افکار وعقاید ،نظرات و باورهای خود باهمسراغلب ناتوانیم که این مسأله خودمی تواند درایجادتعارض و کاهش صمیمیت نقشی اساسی داشته باشد(چلون۱۱۰ ، ۲۰۰۳،به نقل از گومز،۲۰۰۴).
گرینکر(۲۰۰۴)نشان داد که اهمیت سهیم شدن درنگرش ها، باورها و عقایدشخصی اشخاص بدون قضاوت کردن تعیین کننده اصلی دررضایت مندی زناشویی است ودرمطالعات متعدددیگر به این نتیجه رسید که رابطهء مبتنی بین خودافشایی ورضایتمندی زناشویی که منجربه افزایش صمیمیت زناشویی نیزمی شود وجود دارد.درادبیات مشاوره و روانشناسی بالینی درمورداهمیت بالینی صمیمیت دررشد روانی دوران بزرگسالی ،سازگاری زناشویی وعملکردخانواده بحث وگفتگوی زیادی شده است.برون وبولی ووینگ(۲۰۰۰)نشان دادند که فقدان رابطه نزدیک، روابط اطمینان بخش ومحرمانه، یک عامل آسیب رسان است که ،باعث رشدافسردگی درزنان می شود.
۴-همسازی وتطابق:میزان مشارکت هریک ازهمسران درزمینه ی اهداف وفعالیت ها تطابق با افزایش زمان باهم بودن همسران درایجاد وگسترش صمیمیت کمک می کنند.
۵-حل تعارض:میزان سهولت در حل اختلاف عقاید بدون درگیری و بحث وانتقاد وپذیرفتن حل موضوعات ومسائل
۶-روابط جنسی:میزانی که تمایلات جنسی ارضا می شود.ارضا جنسی بیانگر رضایت بخشی متقابل و منعکس کنندهءبیشترباهم بودن های شدید است که یک زوج تجربه می کنند.
۷-خودمختاری:میزان روابط زوجین مخصوصا روابط بین فردی که زوجین با والدین، دوستان وبچه های خود دارند.
۸-هویت میزان اعتقادزوجین:تشابه خودبادیگری.نشانه یک مسأله مهم درحفظ روابط صمیمانه است.تشابه به زوجین کمک می کند که احساس کنند به وسیلهءهمسردرک وفهمیده می شوند.تشابه بین همسران همچنین مربوط به بافت روابط صمیمانه است.وقتی همسران درنیازهایشان به میزان محبت ونوع خاصی ازصمیمیت مشابه باشند احساسات صمیمانه ایجادمی شود.(همس ، ۲۰۰۳ به نقل از گومز،۲۰۰۴).
وارنینگ وهمکارانش(۱۹۹۸)مطالعه ی وسیعی درباره نقش صمیمیت درروابط زناشویی انجام دادند و فهمیدند که شکست دررشد وتوسعه روابط نزدیک ودوستانه، روابط اطمینان بخش ومحرمانه درازدواج
با رشد و توسعه اختلالات هیجانی ونوروتیک ارتباط دارد.اهمیت روابط صمیمی دربزرگسالی، مخصوصا زندگی زناشویی تحقیقات وپژوهشهای زیادی را برای معنای ذاتی واهمیت آن ایجاب کرده است(اعتمادی،۱۳۸۲).
-صمیمیت از دیدگاه آدلرین ها(رویکرد سیستماتیک):
رویکرد سیستماتیک آدلری توسط رابرت شرمن شرح داده شده است.تفکرآدلرین ها براین است که این رویکرد تفکرشایع آدلری درباره انگیزش فردی وتعاملات اجتماعی با نظریه های مفاهیم شایع نظریه عمومی آدلریکپارچه می کند و بیان کرده اند که ازدواج به عنوان فرآیندی است که نیازمند علاقه متقابل وبرابری است.آنهاپایه واساس عشق وازدواجی موفقیت آمیز را در،به همسرخودبیشترازخودعلاقه مندبودن،می دانند.اگراین گونه باشد صمیمیت یک فداکاری است وهیچ کدام اززوجین احساس ترک شدن و یا مسلط شدن نمی کننند.برابری وتعادل تنها زمانی ممکن است که هردوزوج این نگرش راداشته باشندکه;تعهداساس ازدواج است ومعنای شادکامی وسعادت ازدواج این است که احساس کنندکه ارزشمندهستند،کسی جای آنهارانمی تواندبگیرد،نیازهای همسرتان،نیازهای شماست وشمایک جانشین، جفت ودوست خوبی هستید.(شرمن ۲۰۰۴،به نقل از تاسکانو،۲۰۱۰).
دریکورس۱۱۱(۱۹۹۴)بیان می کند که بواسطه منطق خصوصیات شریکی را که مطابق بانیازها امیدهای وتربیتمان است،انتخاب می کنیم.ماهمسرخودرانه براساس حس مشترک عمومی بلکه ب راساس منطق خصوصی خودمان می پذیریم.به عنوان فردی که به مافرصت برای فهم الگوهای شخصی خودمان می دهد.کسی که به دیدگاه و مفهومی که اززندگی داریم پاسخ می دهد کسی که به ما اجازه می دهدکه نقش های دوران کودکی مان راادامه دهیم یا تغییردهیم.دراین رویکردعشق وصیمیت تابع منطق خصوصی وسبک زندگی است. به علاوه تئوری سیستم ها به این مسأله تاکید داردکه زمانی که دوزوج در رابطه مکمل ومتقابل وارد می شوند رفتارهای دیگر رابه طورمقاوم تقویت می کنند وهنگامی که یک ازدواج مشکل گرفته می شود دونفربایدیادبگیرند که بپذیرند یک زبان دیگری ازعشق وصمیمیت واین زبان راتوسعه دهندتاهم بفهمند وهم تجربه کنند.دوزبان رابرای عشق وصمیمیت و زبان یکدیگر رابرای عشق وصمیمیت به کارگیرند تاآنچه را که انتظاردارند و می خواهند به آن برسند دریافت کنند.این زبان تشکیل شده ازمنطق خصوصی، نیازهای شخصی ،تجارب شکست ویاموفقیت آمیزی که به هنگام رشدبدست آورده ایم.آدلرین ها معتقدند درطول زندگی ورشد نشان دادن وتمرین عشق برای کمک کردن به زوجین ،برای آگاه شدن اززبان متفاوتشان ازعشق وصمیمیت مفیداست.برای درک زبان واحد یک تخصص مابایددرجهت فلسفه برای درک تعاریف عملیاتی حرکت کنیم.چیزی که شخص انجام می دهد ومی خواهد انجام دهد.یک مثال از این زبان صمیمیت با هم بودن ،باهم کاری را انجام دادن، با هم صحبت کردن ودرک متقابل ، درک شدن، برای هم کاری راانجام دادن، لمس کردن یکدیگر، شنیدن یکدیگر و…. . این زبان برعقاید انتظارات ارزشها قوانین عادات و رسوم منطبق است.آدلرین ها معتقد هستند که بارشد مداوم الگوهای صمیمی رفتارمعمولا انتظارآن است که مشارکت های صمیمانه ومتقابلی نیز در بین زوجین اتفاق بیافتد.درمانگردراین رویکردمعمولا به رازهای مخفی افراددخالت نمی کند.برخی اوقات دریک ارتباط مکمل نقش مشارکت کننده وبرخی اوقات نقش یک شنونده همفکرخوب را دارد.درمانگر دراین رویکرد به تفاوت درسبک ها می پردازد واین تفاوت ها رانرمال می داند.پذیرفتن متقابل تفاوت ها،آموزش مهارت های گفتگو برای حل تفاوت ها مفهومی است که زوجین باید به آن بپردازند(شرمن، ۲۰۰۳ به نقل از تاسکانو،۲۰۱۰).
– صمیمیت از دیدگاه یانگ ویانگ واستهمان۱۱۲:
ازاین دیدگاه صمیمیت زناشویی دارای شش بعد به شرح زیراست:
بعداجتماعی:این بعدشامل این است که هرکدام اززوجین از انجام دادن کارها و سپری کردن اوقاتشان با یکدیگرلذت می برند.
بعدهیجانی:این بعدشامل این است که زوجین قادرند دراحساسات یکدیگر شریک شوند،اعتمادو اطمینان به دیگری،احساس امنیت واطمینان از باهم بودن داشته باشند.
بعدشناختی:این بعدشامل سهیم شدن درافکار راجع به زندگی، ساختن برنامه های زندگی، نتیجه گیری درزمینه اهداف مربوط به زندگی ودرنهایت با یکدیگر تفاهم داشتن.
بعدمعنوی:این بعدصمیمیت زناشویی شامل مشارکت]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *