در جدول (۴- ۱۵) نتایج آزمون t مستقل برای کیفیت زندگی در گروه ها با توجه به وضعیت تاهل آمده است. نتایج پژوهش نشان داد کیفیت زندگی در گروه مجرد و متاهل تفاوت معناداری وجود دارد.

نمودار (۴- ۸): مقایسه کیفیت زندگی در گروه ها با توجه به وضعیت تاهل

 

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت fumi.ir

 

فصل پنجم

 

نتیجهگیری و پیشنهادها

 

۵- ۱- خلاصه یافته ها

 

پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه بین ویژگی‌های شخصیت (مدل پنج عاملی) و خودپنداره با کیفیت زندگی در بین دانشجویان انجام شد. دانشجویان در دستیابی به اهداف آموزشی و زندگی شخصی خود با چالش‌های فراوانی مواجه می‌شوند. وقتی چنین تجاربی منفی تلقی می‌گردد، اثر مخربی بر انگیزش، عملکرد تحصیلی، بهزیستی و سلامت و در کل زندگی آنان بر جای می‌گذارد. از آنجایی که ضرورت توجه به کیفیت زندگی دانشجویان با تأکید بر نقش پنج عامل شخصیت و خودپنداره از اهمیت ویژه برخوردار است. نمونه آماری این پژوهش شامل ۳۹۱ دانشجو بود که ۳۲۲ نفر از آن ها (۸۲٫۴ درصد) مرد و ۶۹ نفر (۱۷٫۶ درصد) زن بودند. با توجه به اینکه دانشجویان هر کشور، گروه قابل‌تر و ممتازتر از بقیه افراد جامعه محسوب می‌شوند، این افراد جهت مطالعه در پژوهش حاضر انتخاب شدند. همچنین با توجه به اینکه در بررسی عوامل مؤثر در کیفیت زندگی و خودپنداره کمتر به نقش عوامل درونی و مهم‌تر از همه، نقش ابعاد شخصیتی اهمیت داده شده است . بنابراین پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط بین ویژگی‌های شخصیت ( مدل پنج عاملی) و خودپنداره باکیفیت زندگی در بین دانشجویان انجام شده است. نتایج حاکی از ارتباط میان ویژگی‌های شخصیتی، میزان خودپنداره و کیفیت زندگی دانشجویان بود، که بین ویژگی‌های شخصیتی و کیفیت زندگی دانشجویان ارتباط معناداری وجود داشت، همچنین میان خودپنداره و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد و در آخر، نقش تبیین کننده ویژگی‌های شخصیتی و خودپنداره دانشجویان بر کیفیت زندگی آنان، مورد بررسی قرار گرفت که در این مورد نیز، این دو متغیر با توان ۱۹ درصدی توانایی پیش‌بینی کیفیت زندگی را داشتند.

 

۵- ۲- بحث و نتیجه‌گیری

 

 

 

  • فرضیه شماره یکم: بین ویژگی‌های شخصیت (روان‏رنجورخویی (روان نژندی)، برون‏گرایی، گشودگی (دلپذیری)، سازگاری (انعطاف‌پذیری)، وظیفه‏شناسی) با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد.

 

نتایج نشان داد که:
بین ویژگی شخصیتی روان نژندی با مشکلات جسمانی و درد جسمانی (از ابعاد کیفیت زندگی) رابطه منفی ولی از لحاظ آماری معنی‌دار می باشد. بین ویژگی شخصیتی روان نژندی با سلامت خود، عملکرد فیزیکی، سلامت جسمانی، عملکرد اجتماعی، نشاط و انرژی حیاتی، سلامت روان و نمره کل کیفیت زندگی رابطه معناداری مشاهده نشد. بین ویژگی شخصیتی برونگرایی با ابعاد کیفیت زندگی (سلامت خود، عملکرد فیزیکی، سلامت جسمانی، مشکلات جسمانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، نشاط و انرژی حیاتی، سلامت روان) رابطه معنی‌داری وجود دارد. بین ویژگی شخصیتی انعطاف‌پذیری با ابعاد (سلامت خود، عملکرد فیزیکی، مشکلات جسمانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، سلامت روان) رابطه معنی‌داری وجود دارد. اما بین ویژگی شخصیتی انعطاف‌پذیری با ابعاد سلامت جسمانی و نشاط و انرژی حیاتی رابطه معناداری وجود ندارد. بین ویژگی شخصیتی دلپذیری با ابعاد (سلامت جسمانی، عملکرد فیزیکی، مشکلات جسمانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، نشاط و انرژی حیاتی، سلامت روان) رابطه معنا داری وجود دارد. ولی نتایج نشان داد که بین ویژگی شخصیتی دلپذیری با بُعد سلامت خود رابطه معناداری وجود ندارد. بین ویژگی شخصیتی وظیفه‌شناسی با ابعاد کیفیت زندگی (سلامت خود، عملکرد فیزیکی، سلامت جسمانی، مشکلات جسمانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، سلامت روان) رابطه معنی‌داری وجود دارد و در پایان معلوم شد که بین ویژگی شخصیتی وظیفه‌شناسی با بعد نشاط و انرژی حیاتی رابطه معناداری وجود ندارد. بنابراین چنین می‌توان استنباط کرد که ویژگی‌های شخصیت (روان‏رنجورخویی (روان نژندی)، برون‏گرایی، گشودگی (دلپذیری)، سازگاری (انعطاف‌پذیری)، وظیفه‏شناسی) با کیفیت زندگی دانشجویان ارتباط دارد.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
یافته‌های حاصل از این فرضیه با یافته های نادی و سجادیان (۱۳۸۹) که در پژوهشی تحت عنوان بررسی تحلیل مسیر رابطه بین ویژگی‌های شخصیتی و وابستگی به اینترنت با کیفیت زندگی کاربران کافی نت های شهر اصفهان، نتایج حاکی از آن بود که به طور کلی بین ویژگی‌های شخصیتی با کیفیت زندگی رابطه وجود دارد، همسو بود. همچنین این نتایج با پژوهش نصر اصفهانی و اعتمادی (۱۳۹۱) با عنوان بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی با هوش معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، که یافته ها نشان داد که رابطه معناداری بین کیفیت زندگی و ویژگی‌های شخصیتی وجود دارد و این مساله را نشان می‌دهد که افراد با کیفیت زندگی بالاتر می‌توانند روابط بین فردی سالم تر و موفق تری برقرار نموده و رضایت دیگران را جلب نمایند، همخوانی دارد. همینطور پژوهش اصغری نکاح، مشهدی و حیدری پور (۱۳۹۲) که در تحقیق با عنوان رابطه هوش هیجانی، کیفیت زندگی و ویژگی‌های شخصیتی با سلامت روان در افراد با معلولیت (ناتوانی) جسمی حرکتی، تحلیل داده‌ها نشان داد که ویژگی‌های شخصیتی و کیفیت زندگی با چهار بعد سلامت روان همبستگی مثبت و معناداری دارند، همچنین بین مؤلفه‌های ویژگی‌های شخصیتی و کیفیت زندگی همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد با نتایج این فرضیه همسویی و همخوانی داشت. همچنین نتیجه این فرضیه با نتایج پژوهش های حمید و زمستانی (۱۳۹۲)، ابوالقاسمی، صادقی و شهری (۱۳۹۲)، ایل بیگی قلعه نی و رستمی (۱۳۹۳) همسویی و همخوانی داشت.
نتیجه تصویری برای موضوع هوش
با توجه به نتایج حاصل از فرضیه اول و همچنین پژوهش های بیان شده در بالا که بیان شد، به نظر پژوهشگر، از آنجا که ویژگی های شخصیتی و رفتاری فرد بر روی اعمال، افکار، سبک زندگی و دیگر جنبه‌های زندگی وی تاثیر می گذارد، مثلاً شخصی که نشانگان افسردگی (روان نژندی) در وی قابل مشاهده است، دارای امید به زندگی کمتر می باشد، و به تبع آن عزت نفس و اعتماد به نفس کمتری دارد، و به همین دلیل هدف گذاری و تلاش وی در زندگی به گونه ای می باشد که متغیر کیفیت وی تغیر یافته و در مجموع کیفیت زندگی اش کاهش می یابد. بنابراین احتمالاً به همین صورت ویژگی های شخصیتی می توانند با متغیر کیفیت زندگی رابطه داشته باشند، و این ویژگی ها در سبک و نوع زندگی افراد تعیین کننده باشند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

 

  • فرضیه شماره دوم: بین خودپنداره با کیفیت زندگی دانشجویان رابطه وجود دارد.

 

با توجه به اینکه وضعیت خودپنداره در نمونه مورد پژوهش ۴۶٫۵ درصد از آزمودنی ها دارای خودپنداره طبیعی(مثبت)، ۱۲٫۸ درصد خودپنداره ضعیف (منفی) و ۴۰٫۷ درصد خودپنداره روانرنجور دارند. و همچنین وضعیت خود پنداره در این نمونه مورد بررسی به این شرح می باشد:
خودپنداره طبیعی( مثبت) از ۷-۰
خودپنداره ضعیف ( منفی) از ۱۰-۷
بنابراین با توجه به این که خود پنداره دیدگاه کلی فرد نسبت به خود است و در برگیرنده همه نقاط مثبت و ضعف فرداست و نمرات پرسشنامه خودپنداره برعکس محاسبه و لحاظ می‌گردد هر چه قدر نمره افراد در این پرسشنامه کمتر باشد به منزله خود پنداره مثبت می باشد، بنابراین همبستگی های منفی به منزله همبستگی مثبت بین متغیرها می باشد و رابطه میان آن‌ ها معنی دار می باشد و فرضیه دوم تأیید می‌گردد.
نتایج به دست آمده حاکی از آن بودند که که بین خود پنداره با ابعاد (سلامت خود، عملکرد فیزیکی، مشکلات جسمانی، درد جسمانی، عملکرد اجتماعی، نشاط و انرژی حیاتی، سلامت روان) و نمره کل کیفیت زندگی ضرایب همبستگی منفی می باشد.
بنابراین چنین می‌توان استنباط کرد که رابطه مثبت و معنی دار می باشد.
این یافته ها با نتایج حاصل از مطالعه صفوی، صمدی و محمودی (۱۳۹۲) که در پژوهشی با عنوان بررسی خود پنداره و ارتباط آن با کیفیت زندگی مبتلایان دیابت نوع دو، نتایج نشان داد که بین خودپنداره وکیفیت زندگی مبتلایان به دیابت نوع دو ارتباط آماری معنی داری وجود دارد. با توجه به یافته های حاصل از این مطالعه، خودپنداره و کیفیت زندگی ارتباط مستقیمی دارند، همسویی دارد. همچنین یافته های حاصل از این فرضیه با پژوهش ساری و سنکسون (۲۰۰۸) که در پژوهشی با عنوان بررسی کیفیت زندگی در مدرسه و خودپنداره در بین دانش آموزان ابتدایی، نتایج نشان داد که بین تمام ابعاد مقیاس خود پنداره کودکان با کیفیت زندگی در مدرسه رابطه معنی‌داری وجود دارد، همخوانی دارد. و در ادمه این یافته ها با نتیجه پژوهش لومباردو و آلیتا (۲۰۱۳) که ارتباط خودپنداره، افسردگی و کیفیت زندگی گروه خلبان مداخله آسیب دیده مغزی را مورد تحقیق قرار دادند و یافته ها نشان داد افزایش خودپنداره درسراسر مداخله با افزایش کیفیت زندگی ارتباط داشت، همسویی و همخوانی دارد.
با توجه به نتیجه به دست آمده از فرضیه دوم و نتایج پژوهش های پیشین، که همسویی آنان با پژوهش حاضر بیان گردیده است، چنین برداشت می شود که به احتمال فراوان با افزایش خودپنداره در افراد، تفکر مثبت نسبت به خویش افزایش می یابد، و همین تفکر مثبت نسبت به خویشتن باعث اعتماد به نفس بیشتر، و در ادامه تلاش بیشتر و در انتها موفقیت بیشتر و رضایت از زندگی می گردد، که این عوامل به تدریج باعث افزایش کیفیت زندگی افراد خواهد شد. و همین روابط می تواند به صورت معکوس نیز برقرار باشد، یعنی افزایش کیفیت زندگی، منجر به افزایش میزان خودپنداره در افراد گردد.

 

 

  • فرضیه شماره سوم: ویژگی‌های شخصیت (مدل پنج عاملی) و خودپنداره توان پیشبینی کیفیت زندگی دانشجویان را دارند.

 

نتایج تحلیل رگرسیونی نشان داد که خودپنداره، ویژگی شخصیتی برونگرایی و ویژگی شخصیتی انعطاف‌پذیری؛ به ترتیب با ضرایب بتای ۰٫۱۷- ، ۰٫۲۲- ، ۰٫۱۱ توان پیش‌بینی کیفیت زندگی را دارند. برای پیش‌بینی کیفیت زندگی بر اساس ویژگیهای شخصیتی و خودپنداره از روش تحلیل رگرسیون به شیوه گام به گام استفاده شد، نتایج نشان داد که تحلیل رگرسیون در سه گام معنادار میباشد. در گام اول ویژگی شخصیتی برونگرایی وارد معادله شد، که در این گام مدل با ۴۳٫۵۶=F می‌تواند ۰٫۱۲ واریانس کیفیت زندگی را تبیین کند.
در گام دوم ویژگی شخصیتی برونگرایی وخودپنداره وارد معادله رگرسیونی شد. در این گام مدل با ۳۷٫۵۶=F در سطح ۰٫۰۱P< معنادار است و هرکدام از متغیرهای پیش بین ویژگی شخصیتی برونگرایی و خودپنداره به ترتیب با ضرایب بتای ۰٫۳۳، ۰٫۱۹- توان پیش‌بینی کیفیت زندگی را دارند.
و در گام سوم (گام آخر) مدل رگرسیونی با ۳۰٫۱۶= F معنادار است، بر این اساس متغیرهای
پیشبین ویژگی شخصیتی برونگرایی، خودپنداره و ویژگی شخصیتی انعطاف‌پذیری به ترتیب با ضرایب تأثیر ۰٫۲۷ ، ۰٫۱۸- و ۰٫۱۷ توان پیش‌بینی کیفیت زندگی را دارند. نتایج در جدول ۴-۱۳ آمده است.
با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان معادله پیش‌بینی کیفیت زندگی را به شکل زیر نوشت:
+ -۰/۰۹(x2)+ 0.20(x3)25.26 + 0.26(x1)= کیفیت زندگی
نتایج به دست آمده حاکی از آن بودند که، ویژگی‌های شخصیت (مدل پنج عاملی) و خودپنداره توان پیش‌بینی کیفیت زندگی دانشجویان برای پیش‌بینی کیفیت زندگی بر اساس ویژگیهای شخصیتی و خودپنداره از تحلیل رگرسیون به شیوه همزمان استفاده شد، نتایج نشان می دهد که مدل رگرسیونی با ۱۸٫۹۷= F معناداراست (۰٫۰۱>P). بر این اساس ویژگیهای شخصیتی و خودپنداره می‌توانند ۱۹ درصد تغییرات مربوط به کیفیت زندگی را پیش‌بینی کنند.
این یافته ها با نتایج حاصل از مطالعه، با نتایج پژوهش نصر اصفهانی و اعتمادی (۱۳۹۱) عنوان بررسی رابطه ویژگی‌های شخصیتی با هوش معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی، که یافته ها نشان داد که دو ویژگی روان نژندگرایی و وجدان گرایی نیز توانستند حدود ۴۱ درصد واریانس کیفیت زندگی را تبیین نمایند، همسویی دارد. همچنین این نتایج با پژوهش ابوالقاسمی، صادقی و شهری (۱۳۹۲) نیز در تحقیقی با عنوان ارتباط عامل های شخصیت، تنظیم و بازشناسی هیجان با کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به کمردرد مزمن، نتایج تحلیل گرسیون چندگانه نشان داد که حدود ۲۲ درصد واریانس کیفیت زندگی توسط متغیرهای مورد مطالعه تبیین می‌شود، همخوانی دارد. همچنین نتیجه این فرضیه با پژوهش سپاه منصور و همکاران (۱۳۹۲) با عنوان «رابطه ی ویژگی های شخصیتی و خود پنداره با خود تنظیمی یادگیری در دانشجویان» که نشان داد ، بین سه مولفه ویژگی های شخصیتی توافق، مسئولیت پذیری و باز بودن با خودپنداره رابطه مثبت و معنادار و با بُعد روان رنجورخوئی رابطه منفی وجود دارد، همسویی داشت. و در آخر نتیجه این فرضیه با مطالعه ایل بیگی قلعه نی و رستمی (۱۳۹۳) در پژوهشی با عنوان ابعاد شخصیتی HEXACO، تنظیم هیجانی و راهبردهای مقابله با استرس در پیش‌بینی کیفیت زندگی افراد مبتلا به میگرن، که در آن نتایج داده‌ها حاکی از آن بود که ۲۸ درصد از واریانس کیفیت زندگی افراد مبتلا به میگرن، توسط ابعاد شخصیت HEXACO، تنظیم هیجانی و راهبردهای مقابله با استرس تبیین می‌شود، همسویی و همخوانی داشت.
بنا بر نتایج پژوهش های پیشین، و همچنین نتیجه حاصل از فرضیه سوم پژوهش و نتایج دو فرضیه پیشین مبنی بر رابطه میان دو متغیر ویژگی های شخصیتی و خودپنداره با کیفیت زندگی، به نظر پژوهشگر، احتمال آن می رود که با تغییر و بهبود ویژگی های شخصیتی، روابط فرد با اشخاص، جامعه و… بهبود یابد و همین امر باعث افزایش کیفیت زندگی وی گردد، همچنین، همین تغییرات می تواند خود پنداره فرد را افزایش دهد، و با افزایش خودپنداره، فرد اعتماد به نفس قوی تر، افسردگی کمتر و با اطرافیان روابط بهتر و سالمتری خواهد داشت، که این تغییرات باعث تغییر در سبک زندگی و به دنبال آن افزایش سطح کیفیت زندگی افراد خواهد شد. بنابراین می توان انتظار داشت که این دو ویژگی شخصیتی توانایی پیش بینی کیفیت زندگی را داشته باشند.
 

۵- ۳- یافته های جانبی

 

در کنار به دست آوردن یافته های اصلی در این پژوهش خارج از فرضیه‌های پژوهش دو نوع یافته ی دیگر که شامل وضیعت تأهل و جنسیت می باشد که از طریق آزمون t مستقل به شرح زیر به دست آمد، و جداول مربوط به آن‌ ها در فصل چهارم ارائه شده است.

 

 

    • برای مقایسه کیفیت زندگی در زنان و مردان آزمون t مستقل استفاده شد نتایج پژوهش نشان داد کیفیت زندگی در زنان و مردان تفاوت معناداری وجود دارد.

 

  • نتایج پژوهش نشان داد کیفیت زندگی در گروه مجرد و متاهل تفاوت معناداری وجود دارد

 

۵- ۴- تبیین و تفسیر نتایج

 

تفسیر جداول فصل چهارم نشان می‌دهد که بین ویژگی‌های شخصیتی افراد و کیفیت زندگی آنان ارتباط معناداری وجود دارد همچنین، این نتایج نشان می دهند، بین میزان خودپنداره افراد و کیفیت زندگی آنان ارتباط مستقیم و مثبتب وجود دارد، و در آخر این نتایج حاکی از آن است که دو عامل ویژگی‌های شخصیتی و خودپنداره می‌توانند کیفیت زندگی افرا را تبین کنند. از نتایج حاصل از پژوهش می‌توان چنین نتیجه گرفت که احتمالاً، هر چه ویژگی‌های شخصیت افراد بهتر بوده و دارای شخصیت سالم‌تری باشند، رفتار آنان سالم تر خواهد شد و این رفتار سالم بر کیفیت زندگی آنان تأثیر مثبت خواهد داشت.همچنین با توجه به رابطه خودپنداره و کیفیت زندگی احتمال می رود که با افزایش خود پنداره و شناخت از خود، عکس العمل افراد بهتر شده و کیفیت زندگی آنان بالا رود.

 

۵-۵- پیشنهادهای مبتنی بر فرضیات

 

۱٫ یافته‌های در مورد فرضیه اول نشان داد بین ویژگی‌های شخصیتی و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد، بنابراین پیشنهادات زیر ارائه می‌گردد:
الف) آموزش و آشنائی دانشجویان با حالات روانی خود، ویژگی‌های شخصیتی و کیفیت زندگی از طریق بروشور، کتاب، کارگاه‌های آموزشی و غیره.
ب) ارائه خدمات مطلوب مشاوره مجازی در دانشگاه ها به منظور شناسایی، و پیشگیری اختلالات در بین دانشجویان، تا همه ی افراد در هر تیپ شخصیتی بتوانند از مشاوره اساتید و متخصصین در این حوزه استفاده بهره مند گردند.
ج) پیشنهاد می‌شود که این پژوهش در مقاطع دیگر تحصیلی مدارس، دانشگاه (مقاطع کارشناسی و دکترا) نیز به مرحله اجرا گذاشته شود.
۲٫ یافته‌های در مورد فرضیه دوم نشان داد بین خودپنداره و کیفیت زندگی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد، بنابراین پیشنهادات زیر ارائه می‌گردد:
الف) داشتن نشست ها و سمینارهایی با موضوعات خودشناسی از طرف دانشگاه برای شرکت همه دانشجویان جهت شرکت در بحث، پرسش و پاسخ و درگیر کردن دانشجویان.
ب) تشکیل پرونده بهداشت روان اجباری برای دانشجویان و ثبت نتیجه معاینات و مشاهدات توسط اساتید متخصص.
ج) پیشنهاد می‌شود درپژوهش های آینده از سایر رو شهای کیفی بیشتر استفاده گردد.
د) پیشنهاد می‌شود تحقیقات مشابهی بر روی آزمودنی های با وضعیت اقتصادی و اجتماعی متفاوت انجام گرفته و نتایج آن با هم مقایسه گردد.
عکس مرتبط با اقتصاد
۳٫ یافته‌های در مورد فرضیه سوم نشان داد ویژگی‌های شخصیتی و خودپنداره توان پیش‌بینی کیفیت زندگی را دارند، بنابراین پیشنهادات زیر ارائه می‌گردد:
الف) پیشنهاد می‌شود اساتید و مسئولین امر تعلیم و تربیت با الگوسازی مناسب در زمینۀ نحوه بکارگیری ارتباط مؤثر، بسترمستعدی جهت آموزش عینی تر، و شناسایی مسائل پیش روی دانشجویان در رویارویی با ابعاد مختلف زندگی فراهم سازند
ب) برگزاری جلسه های نقد و بررسی و شناسایی کتابهای مختلف و ناب و به روز در حوزه آموزش و روانشناسی.
ج) پیشنهاد می‌شود تحقیق هایی در زمینه وضعیت اقتصادی، تحصیلی خانواده ها و میزان شیوع اختلالات روانی صورت گیرد.
د) پیشنهاد می‌شود درتحقیق های آینده از سایر روش‌های جمع آوری داده‌ها نظیرمصاحبه و … نیز استفاده گردد.

 

۵-۶- محدودیت های پژوهش

 

انجام هر پژوهشی نمی‌تواند خالی از محدودیت باشد. گاهی تأثیر این محدویت ها ممکن این است بر روی روند انجام کار و رسیدن به نتیجه تأثیر منفی بگذارد. محدویت های تحقیق های دو دسته اند.

 

۵- ۶- ۱- محدودیتهای در کنترل محقق

 

 

 

    • در این پژوهش فقط دانشجویان بودن واین برای کل جامعه قابل تعمیم نیست.

 

    • زیاد بودن تعداد سوالات و وجود سوالاتی راجع به مسائل و امور شخصی بخصوص برای افراد مجرد در فرهنگ ما نمی‌تواند به خوبی پذیرفته شود.

 

    • وسعت جامعه آماری

 

  • کمبود وقت کافی برای انجام پژوهش

 

۵- ۶- ۲- محدودیتهای خارج از کنترل محقق

 

 

 

    • عدم همکاری دانشجویان در تکمیل پرسشنامه ها

 

    • از جمله محدودیت های این پژوهش، پاسخگویی به سؤالات متعدد، احتمال عدم فهم بعضی از سؤالات و نگرش‌های احتمال منفی دانشجویان در خصوص پاسخگویی به سؤالات بود.

 

    • احتمال تفاوت در دیدگاه‌های آنان به دلایل متفاوت

 

  • همکاری ضعیف برخی از افراد مورد پژهش در پاسخگویی به سوالات پرسش نامه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *