ت محدود هستند که صرفاً توسط گروههای درون سازمانی یا به وسیله مدلهای، تحلیلها و اصولهای پیچیدگی قابل مقایسه هستند.
3- این روش در پژوهشهای متعددی (به عنوان نمونه، فایرر و ویلیامز، شیو، چانگ، کاماث) به کار گرفته شده است. مدل پالیک (2000) برای اندازهگیری سرمایه فکری 5 مرحله به شرح زیر دارد:
1- مرحله اول : تعیین ارزش افزوده
VA : ارزش افزوده شرکت
OUT : کل درآمد حاصل از فروش کالاها و خدمات
IN : کل هزینه مواد، اجزاء و خدمات خریداری شده
10- طبقهبندی پتی و گیوتری29
11- طبقهبندی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی
12- طبقهبندی لیم و دالیمور30 در سال 2004
13- طبقهبندی آاپلن و نورتون
در ادامه برخی از مهمترین طبقهبندیهای تشریح میشوند.
طبقهبندی ادوینسون و مالونه
این دو نفر در طرح ارزش اسکاندیای31 خود، سرمایه فکری را به دو جزء سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری ارائه کردهاند که نمودار آن بصورت زیر است:
نمودار2-1. طرح ارزش اسکاندیکا
در این طبقه بندی ادوینسون و مالونه، سرمایه مشتری را در زیر و زمره سرمایه ساختاری قرار داده است که در بیشتر طبقهبندیها دیگر این کار صورت نگرفته است و برای سرمایه ساختاری دو سرمایه سازمانی و مشتری را در نظر گرفتند و برای سرمایه سازمانی نیز دو سرمایه فرایندی و نوآوری را مطرح کردند.
در این طبقهبندی سرمایه سازمانی شامل فلسفه سازمان، سیاستها و سیستمهایی برای استفاده از قابلیتهای سازمان است و سرمایه فرآیندی شامل مالکیت معنوی و سایر داراییهای نامشهود است. (چن گو32،2007)
روس33 و همکارانش (1997)
روس و همکارانش نیز سرمایه فکری را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، طرز فکر و چابکی یا زیرکی فکری و سرمایه ساختاری شامل همه ساختارها و فرایندها و مالکیت معنوی سازمانی و داراییهای فرهنگی و سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم میکند ولی بعداً روس یک جزء سرمایه دیگری را بنام سرمایه بهبود و بازسازی را به طبقهبندی خود افزود که این سرمایه شامل حق اختراعات جدید و تلاشهای آموزشی است. (بونتیس ،2000 )
بونتیس(1998)
بونتیس ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری، مشتری اشاره کرد و در سال 2000 طبقهبندی خود را به صورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه ارتباطی و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن میباشند که این دانش معمولا بصورت ضمنی میباشد. منظور از سرمایه ساختاری کلیه داراییهای غیر انسانی یا قابلیتهای سازمانی است که برای برآورد شدن نیازهای بازار مورد استفاده قرار میگیرد و منظور از سرمایه ارتباطی کلیه دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره است که به عقیده ایشان مهمترین جزء یک سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری است بخاطر اینکه موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است و منظور از مالکیت معنوی، آن قسمت از داراییهای نامشهود است که براساس قانون مورد حمایت و شناسایی قرار گرفته است مانند کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز. (همان منبع)
به عقیده بونتیس در بین این سرمایههای فکری، سرمایه انسانی مهم است به خاطر اینکه منبع نوآوری و بازسازی استراتژیک است که از یک جلسه طوفانی فکری یا یک رویاپردازی در اداره و یا کنار گذاشتن فیلهای قدیمی توسط کارکنان و یا از طریق بهبود مهارتهای شخصی و غیره حاصل میشود.
همچنین بونتیس به وجود یکسری روابط متقابل میان اجزاء سرمایههای فکری معتقد است به اینصورت که حتی اگر یک سازمان دارای سرمایه انسانی مناسب باشد ولی دارای یک سرمایه ساختاری مناسب نباشد نمیتواند از دانش قرار گرفته شده در افراد خود استفاده کند و بالتبع هم نمیتواند به سرمایه مشتری خود، پاسخ مثبتی دهد. (همان منبع)
بروکینگ34(1997)
بروکینگ در طبقهبندی خود به داراییهای انسان محور و داراییهای زیر ساختاری و مالکیت معنوی و داراییهای بازار اشاره کرده است. منظور از داراییهای انسان محور، مهارتها، تواناییها، تخصص و سبکهای رهبری است و منظور از داراییهای زیر ساختاری، همهی تکنولوژیها، فرایندها و متدولوژیها است که یک سازمان را قادر میسازد و منظور از مالکیت معنوی، حق امتیاز و علایم یا مارکهای تجاری و دانش فنی است و منظور از داراییهای بازار، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانالهای توزیع است. (همان منبع)
سویبی35(1997)
سویبی طبقهبندی خود را بصورت ساختار داخلی، ساختار خارجی و شایستگی کارکنان ارائه کرده است. این طیقهبندی ایشان بنام ناظر دارایی نامشهود معروف است. منظور از شایستگی کارکنان همان سرمایه انسانی مطرح شده در طبقهبندیهای قبلی است و منظور از ساختار داخلی، سرمایه ساختاری یا سازمانی و منظور از ساختار خارجی، سرمایه مشتری یا ارتباطی است البته باید توجه داشت که سویبی چهار حوزه کلیدی را در سه جزء خود قرار داده که عبارتند از رشد، کارایی، پایداری و بازسازی. براساس این چارچوب یکسری شاخصهایی استخراج کردند. نمودار این طبقهبندی به صورت زیر است:
نمودار2-2. طبقه بندی سویبی از طریق چارچوب ناظر دارایی نامشهود
منظور از شایستگی فردی کارکنان، توانایی و ظرفیت آنها برای عمل کردن در موقعیتها و شرایط مختلف است و منظور از ساختار داخلی هم شامل فرهنگ رسمی داخل سازمان و نیز شامل حق امتیازها، مفاهیم، مدلها، پایگاه دادهها و سیستمهای داخلی است و ساختار خارجی شامل روابط سازمان با مشتریان، عرضه کنندگان شهرت و مارکهای تجاری است.
به عقیده سویبی شایستگی فردی کارکنان (سرمایه انسانی) برای یک سازمان حیاتی است بخاطر اینکه بدون وجود آن، سازمان قادر به فعالیت نیست و این شایستگی شامل مهارتها، آموزش، تجربیات و غیره است.
استوارت36(1997)
استوارت طبقهبندی خود را بصورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری ارائه کرد در این طبقهبندی سرمایه انسانی در واقع کارکنان یک سازمان است که مهمترین دارایی یک سازمان است و منظور از سرمایه ساختاری، دانش قرار گرفته شده در فناوری اطلاعات و همه حق امتیازها و طرح و مارکهای تجاری است و منظور از سرمایه مشتری، اطلاعات مربوط به بازار است که برای جذب و حفظ مشتریان بکار گرفته می شود. این طبقه بندی تاحدودی به طبقه بندی اولیه بونتیس مشابه است.
یوستک و همکارانش
یوستک و همکارانش، سرمایه فکری را به دو قسمت شامل کالاهای نامشهود و شایستگیهای نامشهود تقسیم میآنند که کالاهای نامشهود، داراییهایی هستند که میتوان آنها را خرید و فروش کرده و به نحو مناسب از آنها حفاظت و ذخیره کرد مانند کپی رایتها، علایم تجاری، طراحیها، دانش فنی، رازهای تجاری و فرانشیزها. همچنین ایشان و همکارانش معتقد هستند که این کالاهای نامشهود را میتوان به نمودار عینیتری ارزشگذاری کرد اما شایستگیهای نامشهود به عوامل متمایز و مشخصی از مزیت رقابتی اطلاق میشود که یک شرکت را از سایر رقبا متمایز میآند که شامل شایستگیهای نوآوری، شایستگیهای ساختاری، شایستگیهای بازاری و منابع انسانی است. ( چن گو37 ، 2005)
پتی38(2000)
در طبقهبندی سازمان برای همکاری و توسعه اقتصادی به دو سرمایه انسانی و سازمانی (ساختاری) اشاره میکند و سرمایه فکری را بصورت ارزش اقتصادی این دو مجموعه داراییهای نامشهود، سرمایه انسانی و سرمایه ساختاری توصیف میکند.
سرمایه سازمانی به چیزهایی مانند مالکیت سیستمهای نرمافزاری، شبکههای توزیع و زنجیرههای عرضه اطلاق میشود و سرمایه انسانی شامل منابع انسانی درون سازمان و منابع انسانی خارج از سازمان است که منابع انسانی درون و خارج سازمان شامل کارکنان و مشتریان و عرضه کنندگان. (پتی،2000)
چن و همکارانش39(2004)
چن و همکارانش معتقد هستند که سرمایه فکری از چهار طبقه و عنصر زیر تشکیل شده است:
الف) سرمایه انسانی
ب) سرمایه مشتری
ج) سرمایه نوآوری
د) سرمایه ساختاری
ولی آنها معتقد هستند که این ساختار و اجزاء سرمایه فکری بسیار ضعف و شکننده است مگر اینکه با یکسری روابط مستمر و بهم پیوستهای حمایت شوند در واقع آنها بر روابط بین اجزاء سرمایه فکری تأکید بیشتری دارند تا بر اجزاء آن.
همچنین در یک طبقهبندی دیگر از سوی جامعه تکنولوژیهای اطلاعاتی کمیسیون اروپایی سرمایه فکری به عنوان و بصورت یک جریان سرمایهای بهم پیوستهای بین اجزاء و عناصر سرمایهای آن در نظر گرفته شده است. (همان منبع)
در این طبقهبندی چن و همکارانش، منظور از سرمایه انسانی که در واقع مبنا و اساس سرمایه فکری است دانش، مهارتها و تواناییها و طرز فکر کارکنان درباره کسب و کار است. از نظر آنها در واقع این سرمایه انسانی است که میتواند دانش را به ثروت تبدیل کند و از طرف دیگر این سرمایه انسانی است که اشکال عملیاتی سه سرمایه دیگر را تعیین میکند. بطور دقیقتر، تعریف اجزاء سرمایههای فکری از نظر چن و همکارانش به شرح زیر است:
الف) سرمایه انسانی بیانگر دانش ضمنی فراگرفته شده در ذهن و افکار کارکنان است. سرمایه انسانی یک منبع مهم از نوآوری و بازآفرینی یک شرکت است و سرمایه انسانی بصورت ترکیبی از شایستگیها، طرز فکر و خلاقیت کارکنان تعریف میشود. شایستگی کارکنان در واقع بخش سخت افزاری سرمایه فکری است که شامل دانش، مهارتها و استعدادهای کارکنان و منظور از دانش فنی و دانشگاهی است و مهارتهای کارکنان در واقع توانایی انجام وظایف و تکالیف عملی کارکنان است که از طریق تمرین حاصل میشود و برخی از آنها از طریق تحصیلات بدست میآید. طرز فکرها در واقع بخش نرمافزاری سرمایه فکری است که شامل انگیزه برای کار و رضایت از کار است و در واقع به عنوان پیش شرطی برای نمایش شایستگیهای کارکنان در نظر گرفته میشوند. خلاقیت کارکنان آنها را قادر میسازد تا از دانش خود استفاده کنند و بطور مستمر نوآوری داشته باشند و بنابراین عامل مهم در گسترش وایجاد سرمایه فکری یک شرکت است.
ب) سرمایه ساختاری با سیستم و ساختارهای یک مؤسسه سر و کار دارد و در واقع روالها و روتینهای یک کسب و کار است. یک مؤسسه با سرمایه ساختاری قوی میتواند شرایط مساعد و مناسبی را برای استفاده و بهرهبرداری از سرمایه انسانی ایجاد کند و به سرمایه انسانی اجازه دهد تا از توان بالقوه خود نهایت استفاده را ببرد و بنابراین باعث افزایش سرمایه نوآوری و مشتری میشود.
سرمایه ساختاری را میتوان بصورت فرهنگ، ساختار سازمانی، یادگیری سازمانی، فرایندهای عملیاتی و سیستمهای اطلاعاتی تقسیم کرد. هر کدام از اجزاء سرمایه ساختاری میتوانند بر روی سه سرمایه دیگر و بخصوص سرمایه انسانی تأثیر بگذارند و متقابلاً از آنها تأثیر بپذیرند برای مثال یک فرهنگ قوی میتواند عامل مهمی در انگیزش کارکنان باشد. سرمایه نوآوری با ارائه ترکیب جدیدی از عوامل حیاتی و ضروری تولید در درون یک سیستم تولیدی اطلاق میشود، این سرمایه میتواند شامل محصولات جدید، تکنولوژیهای جدید، بازار جدید، مواد جدید و ترکیب جدید باشد با افزایش اهمیت دانش، سرمایه نوآوری به جزء مهمی از سرمایه فکری تبدیل میشود و این سرمایه میتواند به سه جزء موفقیتهای نوآوری، مکانیسمهای نوآوری و فرهنگ نوآوری تقسیم شود. (چن و همکاران، 2000)
ج) از دیدگاه بونتیس، سرمایه مشتری به ارزش دانش قرار گرفته شده در کانالهای بازاریابی یک سازمان اطلاق میشود که یک مؤسسه از طریق انجام کسب و کارهای خود آن را خلق و ایجاد میکند. در مقایسه با سه سرمایه دیگر این سرمایه

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهحقوق جزا، بهره بردار، کوتاه مدت

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید