اشتغال و میزان سرمایهگذاری، اطلاعات مربوط به فعالیتهای نوآوری مثل ورودیهای تحقیق و توسعه و غیرتحقیق و توسعه (فعالیتهای طراحی صنعتی، بازاریابی …)، اهداف فرآیند نورآوری، منابع فعالیتهای نوآورانه، خروجیهای نوآوری مثل محصولات و فرآیندهای نوآورانه، موانع نوآوری، بررسی تأثیرات فناوریهای کلیدی چون IT بر فرآیند نوآوری.
در تحقیقی که توسط امارا و لندری78 با مطالعه سنجش نوآوری در کشور کانادا انجام شد. منابع اطلاعاتی را به عنوان یک شاخص مهم جهت تازگی نوآوری در شرکتهای تولیدی معرفی کردند. در این بررسی به تأثیر چهار مقوله از منابع اطلاعاتی که شرکتهای مذکور برای توسعه یا بهبود تولیدات یا فرآیندهای صنعتی خود از آنها استفاده میکنند. توجه شده است: منابع داخلی، منابع بازار، منابع تحقیقاتی و به طور کلی منابع اطلاعات موجود.
2-15. بررسی تطبیقی نتایج تحقیقات
دو مدل در مورد فرآیند نوآوری وجود دارد:
1- مدل خطی نوآوری که در این مدل نوآوری ناشی از یک فرآیند اکتشاف است که از یک توالی خطی ثابت از مراحل تبعیت میکند. در این مدل نوآوری با پژوهشهای جدید شروع میشود. سپس به وسیله مراحل متوالی توسعه تولید، تولید و بازاریابی گسترش مییابد و در نهایت، به فروش موفق محصولات جذید، خدمات جدید و فرآیندهای جدید تولید منتهی میشود. این بدان معناست که تحقیق و توسعه تنها منبع نوآوری است و نوآوری در حقیقت همان علوم کاربردی است.
2- مدل غیر خطی نوآوری که در این مدل نوآوری به ارتباط قابل ملاحظه میان فعالان مختلفی نیاز دارد که شامل بنگاهها، آزمایشگاهها، مؤسسات، نهادهای دانشگاهی و مصرف کنندگان هستند و به همین میزان به ارتباط بین علوم محض، مهندسی، تولید و بازاریابی نیاز دارد. بنابراین نوآوری نتیجه تعاملات فراوانی است که بین فعالات و نهادهای مختلف شکل میگیرد که با یکدیگر یک سیستم نوآوری79 را شکل میدهند.
تمامی تحقیقات مذکور به فرآیند نوآوری به عنوان یک فرآیند غیرخطی توجه داشتهاند.
سنجش تغییرات فناورانه
در زمینه سنجش تغییرات فناورانه دو دیدگاه کلی وجود دارد که طرفداران هر یک، از روشهای خاص خود برای سنجش تغییرات فناورانه استفاده میکنند:
1ـ سنجش تحقیق و توسعه: سنجش تحقیق و توسعه به عنوان شاخص تغییرات فناورانه اساساً بر مبنای رویکرد خطی توسعه نوآوری پایهگذاری شده است.
2ـ سنجش نوآوری: طرفداران نظریه غیرخطی نوآوری ـ که نوآوری را نتیجه تعاملات فراوانی میدانند که بین فعالان و نهادهای مختلف شکل میگیرد و با یکدیگر یک سیستم نوآوری را شکل میدهند معتقدند که درون دادههای تحقیق و توسعه تنها بخشی از این فرآیند هستند و سنجش نوآوری را به عنوان راهکار مناسب جهت سنجش تغییرات فناورانه پیشنهاد میکنند. به عبارت دیگر به منظور یافتن ابزاری که بتواند کل فرآیند (اعم از ورودی، عملکرد و خروجی) را مدنظر قرار دهد، مفهوم سنجش نوآوری را ارائه کردند. با توجه به در نظر گرفتن فرآیند غیرخطی نوآوری در تحقیقات فناورانه از سنجش نوآوری استفاده کردهاند.
ادبیات موجود در سنجش نوآوری را از دو طریق میتوان بررسی کرد که عبارتند از:
1ـ سنجش نوآوری در سطح شرکت ها: به طور کلی جهت سنجش نوآوری در شرکتها دو رویکرد وجود دارد:
رویکرد موردی: این روش بر نوآوریهای مهم (به عبارتی نوآوریهای بنیادی80) متمرکز است و واحد بررسی نوآوریها، محصولات جدید است. به عبارتی برای سنجش نوآوری طبق این تکنیک، تعداد نوآوریهای ارائه شده توسط شرکتها طی دوره مورد بررسی برآورد میشود.
رویکرد موضوع: به طور کلی هدف از این رویکرد گردآوری اطلاعات زیر میباشد تا به کمک آن بتوان فرآیند نوآوری شرکتها را شناخته و با یکدیگر مقایسه کرد. اطلاعات مربوط به عملکرد شرکت مانند میزان فروش و سطح اشتغال و میزان سرمایهگذاری، اطلاعات مربوط به فعالیتهای نوآوری مثل ورودیهای تحقیق و توسعه و غیر تحقیق و توسعه (فعالیتهای طراحی صنعتی، بازاریابی، اهداف فرآیند نوآوری منابع فعالیتهای نوآورانه، خروجیهای نوآوری مثل محصولات و فرآیندهای نوآورانه، موانع نوآوری، بررسی تأثیرات فناوریهای کلیدی چون فناوری اطلاعات بر فرآیند نوآوری.
2ـ سنجش نوآوری در سطح ملی: عملکرد نوآورانه هر کشور به وسیله نظام ملی نوآوری آن کشور تعیین میشود. نظام ملی نوآوری مجموعهای از شرکتهای خصوصی و دولتی (اعم از کوچک و بزرگ)، دانشگاهها و آژانسهای دولتی میباشند که در تعامل با هم به تولید علم و فناوری کمک میکنند. هدف تعاملات آنها توسعه دانش به منظور پاسخگویی به نیازهای جامعه است.
در تحقیقات مذکور، دستورالعمل اسلو و تحقیق امارا و لندری به سنجش نوآوری در سطح شرکت پرداخته و شاخصهایی را در این زمینه معرفی کردهاند اما مابقی تحقیقات به ارائه شاخصهایی برای سنجش نوآوری در سطح ملی پرداختهاند.
جدول 2- 5. خلاصه دیدگاه های مختلف در خصوص سنجش سطح نوآوری
شاخصها
شرح
شباهتها
فرآیند نوآوری
دو مدل خطی و غیر خطی در مورد نوآوری وجود دارد که تمامی تحقیقات مذکور به نوآوری به عنوان یک فرآیند غیر خطی توجه داشتند یعنی معتقدند که نوآوری نتیجه تعاملات فراوانی است که بین فعالان و نهادهای مختلف شکل میگیرد که با یکدیگر یک سیستم نوآوری را شکل میدهند.
سنجش تغییرات فناورانه
تمامی تحقیقات مذکور از بین دو رویکرد موجود برای سنجش تغییرات فناورانه یعنی سنجش تحقیق و توسعه و سنجش نوآوری، به علت طرفداری از نظریه غیر خطی نوآوری، از مفهوم سنجش نوآوری استفاده کردهاند که در آن به منظور اندازهگیری نوآوری کل فرآیند (اعم از ورودی، میانجی (فرآیند) و خروجی) در نظر گرفته میشود.
تفاوتها
سطح تحلیل مورد بررسی
تحقیقات موجود در زمینه سنجش نوآوری را میتوان به دو دسته طبقهبندی کرد: سنجش نوآوری در سطح شرکت و سنجش نوآوری در سطح ملی، در تحقیقات مذکور، دستورالعمل اسلو و تحقیق آمارا و لندری به سنجش نوآوری در سطح شرکت پرداخته اما مابقی تحقیقات به ارائه شاخصهایی برای سنجش نوآوری در سطح ملی پرداختهاند.
ارائه شاخصها برای سنجش هر سه حوزه فرآیند سیستمی نوآوری
در بین تحقیقات مذکور، نازیروفسکی و آرکلوس، گودینهو و همکارانش، سازمان ملل، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی و دستورالعمل اسلو (در سطح شرکت) برای هر سه حوزه شاخصهای مناسبی ارائه کردهاند. اما مابقی تحقیقات در این زمینه، ضمن تأکید بر سیستمی بدون شکلگیری نوآوری، برای برخی از حوزهها شاخصهای مناسبی ارائه نکردهاند.
2-16. شاخصهای کارآیی مالی
بحث ارزیابی کارآیی81 شرکت از دیرباز به عنوان یک سئوال مهم مطرح بوده است و مباحث متعددی در حسابداری و مدیریت به بحث عملکرد شرکتها اختصاص یافته و بیشترین نوشتههای تئوریک در این زمینه است که کدام یک از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکتها از اعتبار بیشتری برخوردار است. برخی معتقدند یک شاخص ایدهآل برای سنجش عملکرد شرکتها وجود ندارد . برای اندازهگیری و سنجش عملکرد و تعیین ارزش شرکت روشهای مختلفی وجود دارد که هر کدام دارای معایب اساسی بوده چنانچه این روشها بعنوان معیاری برای اندازهگیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت در نظر گرفته شود قطعاً منجر به تعیین ارزش واقعی شرکت نخواهد شد. حال آنکه ارزیابی عملکرد شرکت یک ضرورت است و برای انجام آن باید از معیارهای پذیرفته شدهای استفاده شود که تا حد امکان، جنبههای متفاوت از لحاظ محدودیت در فعالیتها و امکان بهرهمندی از امکانات را مورد توجه قرار دهد. در یک تقسیمبندی کلی معیارهای سنجش و عملکرد را میتوان به دو گروه معیارهای مالی و غیرمالی تقسیم کرد. (خوش طینت و فلاحتی،1386)
معیار غیرمالی شامل معیارهای تولیدی، بازاریابی، اداری و معیارهای اجتماعی است و نسبتهای مالی از جمله تکنیکهایی است که بعنوان معیار مالی پیشنهاد شده است. برخی از پژوهشگران امور مالی پیشنهاد نمودهاند که باید از شاخص ترکیبی (مالی و غیرمالی) استفاده شود. با این حال این معیارها هم نمودار است زیرا تعیین نوع معیارها، نوع همبستگی بین آنها و نیز تعیین ارزش و وزن هر یک از آنها در مجموع معیارها، کار سادهای نیست توجه به این موضوع که ارزیابی عملکرد از چه دیدگاهی و چه منظوری میباشد، ضروری است. اشخاص و گروههای مختلفی به ارزیابی عملکرد شرکتها پرداخته و از نتایج آن در تصمیم گیریهای خود استفاده میکنند. بنظر ایجری یوجی، معیارهای مورد نظر هر کدام از افراد ذینفع ممکن است منطبق و همسو با سایر ذینفعان نباشد. (خوش طینت، 1386) تعدادی از رایجترین روشها و معیارهای اندازهگیری عملکرد مالی شرکتها بشرح ذیل میباشد.
2-16-1. بازده مجموع داراییها(ROA)
این معیار اندازهگیری میکند که به ازای یک واحد از منابع شرکت چه مقدار سود در طی یک سال حاصل شده است. در واقع ROA یک نسبت سودآوری را برای شرکت بیان میکند. این نسبت برای نشان دادن قدرت سودآوری شرکت، نسبت به جمع ارزش دفتری داراییها تهیه میگردد که خیلی از اوقات زمانی که بین دو یا چند شرکت در یک صنعت در اندازههای مختلف مقایسه میشود. طریقه محاسبه ROA به شرح زیر می باشد:
ROA= OP / TAS
OP: سود عملیاتی
TAS: جمع داراییها
نسبت گردش دارایی(ATO)
این معیار جمع درآمد سال به جمع داراییها است و اندازهگیری میکند که به ازای یک واحد از منابع شرکت در طی یک سال چه مقدار قدرت کسب درآمد یا فروش وجود دارد. در واقع ATO یک نسبت فعالیت از عملکرد کسب و کار شرکت را بیان میکند. طریقه محاسبه ATO به شرح زیر می باشد:
ATO= TR / TAS
TR: جمع درآمد
TAS: جمع داراییها
2-16-2. نسبت قیمت به عایدی هر سهم (P/E)
شاخص فوق نسبت قیمت هر سهم به عایدی هر سهم را اندازهگیری میکند و در واقع یک نسبت و رابطه قیمت به بازده را بیان میکند. این شاخص در خرید و فروش سهام و تصمیات سرمایهگذاری در بازارهای بورس کاربرد گستردهای دارد.
2-16-3. بازده سالانه سهام (ASR)
اندازهگیری تغییرات سهام شامل سودهای سهام و تعدیلات برای هر نوع تجزیه سهام میباشد. سود حاصله از مالکیت سهام از دو منبع بدست میآید:
1) سود سهام و توزیع وجوه نقد
2) افزایش ارزش سهام
براساس این مدل بازده حقوق صاحبان سهام عبارت است از:
Ke=+g
و
g=
P0: قیمت سهام در ابتدای دوره
P1: قیمت سهام در پایان دوره
D: سود تقسیمی
2-16-4. بازده مجموع حقوق صاحبان سهام(ROE)
این معیار، نسبت سود حاصله به حقوق صاحبان سهام میباشد و اندازهگیری میکند که به ازای یک واحد حقوق صاحبان سهام چه مقدار سود در طی یک سال حاصل شده است. در واقع ROE یک نسبت سود آوری را برای سهامداران بیان میکند. این نسبت برای نشان دادن قدرت سودآوری شرکت، نسبت به سرمایه دفتری سهامداران تهیه میگردد که برای مقایسه قدرت سودآوری دو یا چند شرکت با صنعت مشابه، شاخص گویا و مناسبی است. طریق محاسبه ROE بصورت ذیل میباشد.
ROE= OP / TE
OP: سود عملیاتی
TE: جمع حقوق صاحبان سهام
2-16-5. ارزش افزوده اقتصادی (EVA)
سالهای پیش اقتصاددانان معروفی از جمله هامیلتون82 در سال 1377 و آلفرد مارشال83 در سال 1890 عقیده داشتند که شرکتها برای ایجاد ارزش باید بازدهی بیش از هزینه سرمایه (بدهی و سهام) ایجاد کنند. پیتر دراکر84 میگوید: چیزی را که معمولاً سود مینماییم، پولی که برای کیفیت خدمات باقی میماند، معمولاً سود نیست تا زمانی که یک شرکت بازدهی بیش از هزینه سرمایه ایجاد نکند دارای زیان است در قرن بیستم این مفهوم با عناوینی مثل سود باقی ماندهی85 به کار رفت. سود باقی مانده عبارتست از سود عملیاتی بعد از عملیات پس از کسر هزینه سرمایه منابع به کار گرفته میباشد.
سایر عناوین شامل سود مازاد86 توسط کنینگ

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد رایگان با موضوعامام صادق، شخص ثالث

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید