می‌شوند و همچون یک تله رسوبی عمل می‌کنند. به‌این‌ترتیب نرخ رسوب‌گذاری و پدیده بازیابی زمین از دریا را تسریع می‌کنند (رفیع تبار، 1382). این ریشه‌ها همچنین غذا دهنده هستند و در اولین لایه‌های زیرین رسوب تولید مواد غذایی می‌کنند. در ضمن عامل مولد غذا برای محیط اطراف خود نیز محسوب می‌شوند (سالاری و جهانگرد، 1371).
ابعاد ریشه‌های هوایی در جوامع مختلف تراکمی‌متفاوت است. در مناطق استقرار جنگل‌های متراکم و نیمه متراکم به دلیل غرقابی بودن و نیاز ریشه جهت بیرون آمدن از محیط غرقابی معمولاً طول ریشه‌ها بلندتر است، ولی در جنگل‌های تنک که دارای خاک خشک می‌باشند ریشه‌ها کوتاه‌تر هستند. ریشه‌ها خاصیت ارتجاعی دارند، اما خاصیت ارتجاعی آن‌ها نیز در مناطق مختلف تراکمی‌متفاوت است. در اراضی متراکم که خاک گل‌آلود و غرقابی است ریشه‌ها کاملاً غیر شکننده هستند و پس از خم شدن به‌سرعت برمی‌گردند ولی هرچه خاک خشک‌تر و جنگل تنک‌تر می‌گردد، ریشه‌ها خاصیت انعطاف‌پذیری خود را ازدست‌داده و شکننده می‌شوند. رنگ ریشه‌ها قهوه‌ای ـ خاکستری است که در مناطق گل‌آلود تیره‌تر و در مناطق خشک روشن‌تر است (صفیاری، 1381).
2‌. 3‌. 1‌. 2‌. درخت چندل
درخت چندل با نام علمی ‌Rhizophora mucronata Lam. به تیره Rhizophoraceae تعلق دارد،
این تیره معروف‌ترین و یکی از پرجمعیت‌ترین خانواده‌های گیاهی مانگرو محسوب می‌شود. این تیره 4 جنس و 16 گونه را در گیاهان مانگرو به خود اختصاص می‌دهد (تاملینسون56، 1986). این خانواده گسترش وسیعی در رویشگاه‌های مانگرو در عرصه جهان دارد و پراکنش آن سواحل گرمسیری آسیای شرقی، جنوبی، آفریقا، استرالیا و آمریکا را در بر می‌گیرد (صفیاری، 1371)، این گونه در سندربانز57 هندوستان، سیرالئون، اندونزی و مالزی جنگل‌های وسیعی به‌صورت خالص یا توأم با سایر گونه‌ها وجود دارند. در بیشتر مناطق با گونه‌های جنس اویسینا به‌صورت همراه دیده می‌شود. منشأ آن از زیر پهنه هند و مالزی است و جزو مانگروهای شرقی طبقه‌بندی گردیده است (صفیاری، 1381).
نام جنس Rhizophora ریشه یونانی داشته و از واژه Rhiz (Rhiza و Rhizo) به معنی ریشه در ترکیب با واژه Phora از ریشه Pherein به معنای حامل (نیلوفری، 1363) حاصل‌ شده است. این نام‌گذاری به مناسبت حضور ریشه‌های هوایی در اعضای این خانواده بدان اطلاق گردیده است. گونه چندل در مساحت محدودی در ایران و تنها در منطقه سیریک وجود دارد. این درخت را بومی‌آنام (ویت) و ماداگاسکار می‌دانند (غیاثی و نجفی، 1366) و تقریباً تمامی‌مراجعی که به حضور این‌گونه در ایران اشاره داشته‌اند از آن به‌عنوان یک‌گونه خارجی نام‌برده‌اند که در سال‌های بین 1914 تا 1918 در زمان جنگ جهانی اول به ایران آورده و کاشته شده است، حتی گروهی نیز معتقدند گونه موجود از زنگبار به ایران آورده شده است، جالب آنکه هیچ‌یک از مراجع مذکور به دلایل استناد خود اشاره نداشته و کنجکاوی لازم پیرامون صحت‌وسقم آن به عمل نیاورده‌اند اما مطالعات صورت گرفته در منطقه سیریک و پرس‌وجو از افراد محلی که سن برخی از مرز 80 سال نیز می‌گذشت و حتی آنان نیز از پدران خود نقل می‌آوردند، نشان داد گونه چندل که در سیریک به آن گندلا58 می‌گویند از دیر زمان در منطقه حضور داشته است و هیچ ذهنیت یا خاطره‌ای از عدم حضور آن در حافظه تاریخی این افراد جای نداشته است و این مسأله، فرضیه خارجی بودن این‌گونه در ایران را نیازمند تجدیدنظر جدی و شاید قابل طرد می‌سازد (دانه‌کار، 1373).
درخت چندل در رویشگاه سیریک تنها در خورهای گارندهو، زیارت، گناری و کرتان حضور دارد که می‌توان بهترین اجتماعات آن را در خور زیارت مشاهده نمود، این درخت در رویشگاه خود به‌صورت آمیخته با درخت حرا وجود دارد که گاه درصد آمیختگی بیش از 90% به نفع درخت چندل می‌گردد. این درخت به علت بردباری کمتر به میزان شوری نسبت به حرا در فاصله کمتر و گاه در تماس با آب دیده می‌شود ولی بااین‌حال باز می‌توان تعدادی از پایه‌های این درخت را در داخل توده در فاصله نه‌چندان دور از آب نیز مشاهده نمود ولی معمولاً حتی در حالت جزر نیز آبراهه‌های کوچکی در داخل اجتماعی چندل در جریان است (این وضعیت را می‌توان در برخی مناطق خور کرتان مشاهده نمود) (دانه‌کار، 1373). درخت چندل عموماً طالب خاک‌هایی با عناصر ریزدانه و خصوصاً خاک‌هایی واجد رس سنگین است. از مشخصات بارز این گونه تکثیر زیاد و سریع آن است که در جامعه مانگروها بالاترین حد را به خود اختصاص می‌دهد که دلیل این مسأله را در طویل بودن ریشه‌چه گیاه (30 تا 45 سانتیمتر) می‌دانند (صفیاری، 1371) لازم به ذکر است گونه چندل بهترین رشد خود را در شوری کمتر از ppt 50 نشان می‌دهد (ضعیفی، 1372). چندل به‌صورت درختانی با قطر کم و ارتفاعی بین 5/2 تا 5/4 متر و با تاجی تخم‌مرغی تا بیضوی شکل در رویشگاه سیریک دیده می‌شود. تنه این درختان صاف و پوست واجد برجستگی‌ها و شیارهای طولی و سطحی است (دانه‌کار، 1373). برگ‌ها پایا، ضخیم، ساده، چرمی، متقابل و سبز مایل به قهوه‌ای با دمبرگی محکم به طول 1 تا 3 سانتیمتر است که پس از خزان جای آن‌ها بر روی شاخه باقی می‌ماند، این برگ‌ها دارای پهنک بیضی پهن یا تخم‌مرغی با کناره‌های صاف و نوک‌دار می‌باشند که همین وضعیت وجه‌تسمیه این درخت را می‌سازد (نوک‌دار = mucronata) همچنین در مجاورت برگ‌ها گوشوارک‌های خزان کننده دیده می‌شود. گل‌ها کرم متمایل به سفید یا زرد متمایل به سبز است که مجتمع در انتهای شاخه دیده می‌شوند و دارای چهار گلبرگ، چهار کاسبرگ و 8 تا 12 پرچم هستند، تخمدان نیمه تحتانی و دارای دوخانه و واجد 2 تخمک در هر خانه‌ است، میوه مخروطی چوبی، ناشکوفا و حامل یک بذر است (قهرمان، 1378). گل‌های این درخت توسط حشرات و باد گرده‌افشانی می‌شوند (ضعیفی، 1372). درخت چندل زمانی که میوه‌ بر روی پایه مادری قرار دارد به بذر می‌نشیند و ازآنجاکه بردباری بذر حاصله به شوری کم است (دیانت نژاد، 1371) رویان درون بذر بر روی شاخه درخت مادر شروع به رویش کرده گیاه جوانی باریشه بلند تولید می‌کند (مبین، 1354)، به این ریشه اولیه Radicle می‌گویند و بدین ترتیب نهال شمشیری شکلی تولید می‌شود که تا حدود 30 سانتیمتر بلندی می‌یابد (غیاثی و نجفی، 1366) این نهال جوان پس از جدا شدن از درخت به گل فرو می‌رود و از انتهای ژمول59 برگ‌های اولیه شروع به رشد می‌کنند (ضعیفی، 1372). ریشه تنفسی این گیاه برخلاف درخت حرا که از سطح گل به‌صورت ستون خارج می‌شود از ساقه منشأ گرفته و به‌صورت کمانی وارد گل می‌شود این ریشه که گاه به یک متر می‌رسد حالت قیم دارد و به همین جهت به آن Stilt root نیز می‌گویند. این ریشه‌ها استقرار و تنفس گیاه را ممکن می‌سازند. چوب این‌گونه بسیار سخت و محکم است و در مقابل آفات و امراض بردباری نشان می‌دهد و در برابر موریانه نیز مقاوم است (صفیاری، 1371) از ویژگی‌های ماکروسکپی چوب چندل می‌توان به درون چوب سخت و قرمز و دوایر سالیانه نمایان در آن اشاره نمود در دید میکروسکپی می‌توان آوندهای بسیار ریز پارانشیم‌ها را به‌صورت رشته‌های مماسی در برش عرضی چوب مشاهده کرد. متوسط وزن مخصوص چوب چندل حدود 9/0 است و ارزش حرارتی بالایی دارد، طبق بررسی‌ها پنج‌تن چوب چندل معادل 2 تا 3 تن زغال‌سنگ کالری تولید می‌نماید (نیلوفری، 1363). همچنین پوست این‌گونه، غنی از تانن است که در تهیه محصولات چرم‌سازی، امور پزشکی و رنگرزی کاربرد دارد (غیاثی و نجفی، 1366).
مقاومت آن در مقابل شرایط بوم‌شناختی منطقه مانند حرا است فقط شوری را کمتر تحمل می‌کند. خاک مناطق استقرار آن کاملاً مانند حرا است و بررسی‌های فیزیکی و شیمیایی خاک در مناطق واجد جامعه تقریباً خالص چندل در سیریک تفاوت عمده‌ای با سایر خاک‌های واجد جامعه خالص حرا و جامعه مخلوط حرا و چندل نشان نداده است. گونه چندل در خاک‌های غرقابی مسلط است و در خاک‌های خشک از کمیت و کیفیت آن کاملاً کاسته می‌شود. به pH خاک بسیار حساس است. اهمیت اقتصادی گونه چندل در کاربرد چندمنظوره آن است. به همین دلیل دارای ارزش‌های مستقیم و غیرمستقیم است. ارزش مستقیم آن استفاده‌هایی است که به‌طور مستقیم از گونه چندل می‌گردد که مهم‌ترین آن‌ها استفاده از چوب تنه و چوب ریشه‌های هوایی برای مصارف گوناگون می‌باشند. چوب چندل به دلیل تنه صاف و بلند و نوع چوب مصرف صنعتی نیز دارد. به دلیل مقاومت به رطوبت جهت لنج سازی مورد مصرف قرار می‌گیرد. همچنین از آن زغال و تانن می‌گیرند. ارزش‌های غیرمستقیم آن مانند حرا است. درخت چندل ازنظر سازگاری با محیط مانند گونه حرا است، ولی نسبت به شوری حساس‌تر است و مانند حرا دامنه شوری زیاد را تحمل نمی‌کند. از طرف دیگر نسبت به تناوب‌های متفاوت غرقاب و حدود جزر و مدی، عمق گل‌ولای و مقدار آب رویه زمینی نیز به‌شدت حساس است. (صفیاری، 1381).
2‌. 3‌ .2‌. فنولوژی گونه‌های حرا و چندل
یکی از اختصاصات درختان مانگرو که در مسیر سازش بوم‌شناختی این درختان با شرایط رویشگاهی ایجادشده پدیده زنده‌زایی60 است. کمترین میزان خفتگی دانه‌ها، یعنی فاصله بین تولید دانه تا قدرت رویش یافتن و روییدن آن‌ها، هنگامی است که جنین بدون توقف رشد، مستقیماً به‌صورت گیاهک درمی‌آید که این پدیده را زنده‌زایی می‌نامند (ویلسون، 1370). گیاهک‌های جوان مانگرو پیش از جدا شدن از درخت مادری فاقد نمک هستند و مجموع فشار اسمزی آن‌ها بین 13 تا 18 اتمسفر است. ولی پس از مدتی که در ماندآب‌های شور مستقر شدند، فشار اسمزی آن‌ها بالا رفته و 25 اتمسفر می‌رسد (مبین، 1360). پدیده زنده‌زایی در مانگرو‌ها نوعی سازش تدریجی گیاهک به بالا بودن نمک محیط، به تعویق در تشکیل بافت ساختمانی میوه و دوره استراحت مربوط می‌گردد (سیستانی، 1369). البته شوری تنها عاملی نیست که رویش دانه‌ها را در مناطق شور کنترل می‌نماید و مطالعات چپ من بر روی برخی گونه‌ها، تأثیر گرما و نور را نیز مؤثر شناخته است (چپ من، 1366). در زنده‌زایی جنین پوسته دانه را هنگامی‌که هنوز بر روی درخت قرار دارد پاره کرده و دانه‌ها بر روی پایه مادری جوانه می‌زنند. در ارتباط با زمان جدا شدن دانه نمو یافته از پایه مادری، بایستی به وضعیت بردباری گونه مزبور به میزان شوری عرصه توجه داشت. به‌این‌ترتیب انواعی مانند جنس Avicennia به علت تحمل میزان شوری بالا، حالتی شبه زنده‌زا61 یا نیمه زنده‌زا را دارا هستند؛ و تنها بذر بر روی پایه مادری آمادگی رویش می‌یابد و این آمادگی تا چروک خوردن پوست میوه پیش می‌رود. سپس با جدا شدن میوه از پایه مادری با جذب رطوبت محیط پوست روی بذر ترک‌خورده، ریشه اولیه رویش خود را آغاز می‌نماید و لپه‌ها برای رشد ساقه اولیه از یکدیگر باز می‌شود. ریشه‌چه حرا کرک‌های زیادی دارد که همین امر موجب استقرار کامل نونهال در بستر گل‌آلود و رشد سریع گیاه می‌شود.
این وضعیت برای درخت چندل به گونه دیگری است. در چندل بذرها درروی درخت مادری جوانه می‌زنند و تمام مراحل رویشی را روی درخت مادری انجام می‌دهند به همین دلیل به آن‌ها زنده‌زای کامل یا زنده‌زای واقعی62 می‌گویند. یکی از دلایل این امر مقاومت کم گیاه نسبت به شوری است (صفیاری، 1381). به‌این‌ترتیب جنین بر روی پایه مادری رشد خود را شروع می‌کند، در این حالت از میوه ریشه‌چه‌ای به‌طرف پایین رشد می‌یابد که Radicula نامیده می‌شود (ضعیفی، 1372). سپس ساقه زیر لپه میخ مانند و فوق‌العاده کشیده می‌شود که ممکن است به طول 12 تا 15 سانتیمتر برسد. لپه‌ها درون‌پوست دانه باقیمانده، غذا را از آندوسپرم جذب می‌کنند. گیاهک ممکن است مدت‌ها به شاخه متصل بماند، ولی سرانجام ساقه زیر لپه و جوانه

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانبندر انزلی، دوره بازگشت، انحراف معیار

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید