قبلی ، اتمام مجازات و اجرای کامل آن و به عبارتی تحمل دوران محکومیت محکوم علیه به دلیل انجام جرم است . 140 و علی القاعده باید مقررات تعدد جرم حاکم باشد. همانطور که برخی از اساتید حقوق جزا نیز متذکر شده اند بین اجرا و اتمام حکم محکومیت کیفری فوق است .141
ممکن است حکم محکومیت کیفری به اجرا درآید لکن هنوز به پایان نرسیده باشد بنابراین نظرف جرایمی که زندانیان در حین تحمل حبسی تعزیری مرتکب می شوند مشمول قاعده ی تکرار جرم خواهد بود مؤید این نظر است که براساس منابع فقهی چنانچه سارق برای بار چهارم مرتکب سرقت حدی گردد، اعدام می شود ولو آنکه سرقت اخیر در زندان واقع گردد.
با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد که ارتکاب جرم جدید در حین اجرای حکم و یا پس از اجرای ناقص مجازات ، تحت شمول قاعده ی تکرار جرم قرار می گیرد براساس پذیرش این نظریه ،چنانچه شخص در دوران آزادی مشروط ، تعلیق قسمتی از مجازات و یا پس از تعلق عضو به بخشی باقی مانده ی مجازات مرتکب جرم قابل تعزیر جدید گردد علاوه بر اینکه حسب مورد بقیه ی محکومیت پیشین بر وی تحمیل می شود، جرم جدید نیز مشمول قاعده ی تکرار جرم قرار می گیرد.142با این وجود با توجه به محل تردید و اختلافی بودن مسأله ، بهتر آن است که قانونگذار هر چه زودتر با تغیر ملاک به قطعیت حکم صادره به مباحث و ابهامات موجود خاتمه دهد.
ج) ارتکاب مجدد جرم قابل تعزیر
در حالی که قانونگذار در ماده ی 19 ق.ر.م.ا با پذیرش تکرار جرم خاص ، ارتکاب مجدد همان جرم قبلی را شرط تحقق تکرار جرم می دانست و از این رو دایره ی شمول قاعده ی تکرار جرم را مضیق کرده بود ،با تغیر موضع در سال 1370و با تصویب ماده ی 48 ق.م.ا تکرار جرم عام را مورد پذیرش قرار داده به توسعه و گسترش دامنه ی اجرای مقررات تکرار جرم مبادرت نمود. براین اساس ،ارتکاب مجدد هر جرم قابل تعزیر می تواند موجب تحقق تکرار جرم مرتکبی گردد که قبلاً مجازات تعزیری یا بازدارنده نسبت به او اجزاء گردیده است .
هر چند در ماده ی 48 ق.م.ا از ارتکاب مجدد جرم مستوجب مجازات بازدارنده به عنوان یکی از شروط تحقق تکرار جرم ذکری به میان نیامده است ، اما با توجه به اینکه قانونگذار خود در قسمت اخیر همان ماده سخن از تشدید مجازات بازدارنده در صورت لزوم نموده است لذا می توان چنین برداشت کرد که عدم ذکر جرم مستوجب مجازات بازدارنده در کنار جرم قابل تعزیر عمدی نبوده است و از این رو برخلاف نظر برخی نویسندگان که بر اساس بخش نخست ماده ی 48 ق.م.ا مرتکب جرم مستوجب مجازات های بازدارنده را که قبلاً متحمل مجازات تعزیری یا بازدارنده گردیده است ، مشمول مقررات تکرار جرم ندانسته اند143. به نظر می رسد که هیچ منعی از تسری قاعده ی تکرار به این مواد نباشد.
مبحث دوم : شروط تحقق تکرار جرم در حقوق کیفری فرانسه
همانطور که قبلاً ذکر شد درحقوق کیفری فرانسه مقررات مربوط به تکرار جرم و واکنش جنایی در قبال آن در مواد 8-132 تا 15-132 ق.ج ذکر شده است . در این مواد شرایط و خصوصیات لازم جهت تحقق تکرار جرم و حالات متعدد آن و نیز حدود و میزان تشدید مجازات و احیاناً اقدام تأمینی مناسب به تفصیل ذکر شده است .
در مبحث حاضر ابتدا شرایط عمومی لازم جهت تحقق تکرار جرم مورد مطالعه قرار می گیرد و سپس صورت های متعدد تکرار جرم و شرایط اختصاصی آنها مورد بررسی و مداقه قرار خواهد گرفت.
گفتار نخست: شرایط عمومی تحقق تکرار جرم
تکرار جرم در حقوق کیفری فرانسه همانند بسیاری از دیگر کشورها متضمن دو شرط اساسی یا به عبارتی دو رکن عمده و اصلی می باشد. اول: سابقه ی محکومیت قبلی و دوم : ارتکاب جرم جدید . هر یک از این دو رکن نیز خود دارای ویژگی ها مختصاتی هستند که در تبین و تعین جایگاه تکرار جرم در مقررات کیفری فرانسه و مقایسه آن با سایر قوانین موضوعه حایز اهمیت است . هر چند بسیاری از این ویژگی ها با شروط تحقق تکرار جرم در سایر قوانین جزایی و به ویژه با مقررات تکرار جرم در قانون مجازات عمومی ایران تشابه و هم خوانی دارد لذا در این قسمت از پایان نامهی حاضر به بیان این خصوصیات و شرایط می پردازیم :
الف) سابقه ی محکومیت قبلی
این شرط به عنوان اساسی ترین رکن تحقق تکرار جرم و وجه ممیزه ی آن از تعدد جرم در حقوق کیفری فرانسه محسوب می گردد. از این روست که در ماده ی 8-132 ابتدا می گوید: یک شخص حقیقی که قبلا ً به صورت قطعی محکوم شده باشد” از این عبارت فهمیده می شود که قاعده ی تکرار جرم مبتنی بر سابقه ی محکومیت قبلی است. براین اساس دراعتبار محکومیت قبلی و مقدمه بودن آن برای اعمال قاعده ی تکرار جرم ، تفاوتی نمی کند که این حکم از دادگاه های عمومی صادر شده باشد یا از دادگاه های اختصاصی .144
همچنین تفاوتی نمی کند که دادگاه صادر کننده ی حکم قبلی از محاکم کیفری و ذاتا ًصالح به رسیدگی بوده باشد یا اینکه بالعرض و با اجازه ی قانونگذار یا مقام صلاحیت دار اقدام به صدور حکم محکومیت نموده باشد . حکمی که به عنوان پایه و مقدمه ی تکرار جرم شناخته می شود باید شرایط زیر را داشته باشد.
شرط اول: محکومیت پیشین بایستی از دادگاه صالح فرانسوی صادر شده باشد. بنابراین شرط احکامی که سابقاً از یک دادگاه خارجی صادر شده است نمی تواند مقدمه ی اعمال قاعده ی تکرار جرم قرار گرد. هر چند این ویژگی در قانون جزای فرانسه تصریح نشده است اما حقوقدانان و رویه ی قضایی بر اشتراط آن اتفاق نظر دارند.
دلیلی که حقوقدانان فرانسوی بر این مطلب ذکر کرده اند همان استدلال به اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری است . ولی استثنائاتی بر این قاعده هم وجود دارد ، مثلا ًدرفرانسه در مورد جعل اسکناس تقلبی که به موجب ماده 16-442 جرم شناخته شده مقرر شده است که چنانچه رأی محکومیت قبلی از محاکم کیفری یکی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا صادر شده باشد مشمول مقررات مواد 8-132 و 15-132 قانون جزا مربوط به تکرار جرم خواهد شد. این استثناء به موجب قانون چهاردهم ژوئیه 2005 راجع به تطبیق قوانین مختلف کشورهای عضو جامعه اروپا در قلمرو عدالت کیفری برقرار شده است .
این تحول را شورای اتحادیه اروپا در 6 دسامبر 2001 برای ترویج پول واحد در این اتحادیه و تقویت آن اتخاذ کرد. برای حمایت از پول واحد (یورو) مقررات کیفری را به همه کشورهای عضو تعمیم داد. قانون چهارم ژوئیه2005 که درکمیسیون مجمع دول اروپایی اصلاح شد ، مقررات تکرار جرم د رحمل اسکناس (یورو) را نیز برای همه کشورهای عضو اتحادیه لازم الاجراء دانست.145
شرط دوم : محکومیت پیشین متضمن مجازات از نوع معین و در جرایم معینی باشد. بنابراین شرط اولاً ، احکام سابق باید متضمن محکومیت کیفری و مجازات باشند و بنابراین احکام غیر کیفری ولو آنکه در برگیرنده ی جبران خسارت خواهان از طرف خوانده ی دعوا باشد هیچ تأثیری در تکرار جرم ندارد. ختم کیفری نیز در صورتی که متضمن برائت متهم باشد به هیچ وجه نمی تواند در تکرار جرم مدخلیتی داشته باشد.
ثانیاً محکومیت کیفری پیشین باید متضمن مجازات از نوع معین باشد. بدین ترتیب مطابق ماده 8-132 ق.جف در محکومیت قبلی حتماً باید حکم به حبس یا جزای نقدی باشد. بر این اساس در صورتی که محکومیت قبلی متضمن مجازات های دیگری باشد و یا حکم به اقدامات و تدابیر تأمینی باشد چنین حکمی تأثیری در تحقق تکرار جرم ندارد.
ثالثاً علاوه بر اینکه محکومیت پیشین باید مجازات های معینی را دربر داشته باشد همچنین باید در ارتکاب جرایم معینی، مشخصاً جنایت و جنحه صادر شده باشد در مورد جرایم خلافی قانون مجازات قواعد مخصوص به چهار طبقه اول خلاف را تکرار نکرده است . پس تکرار در این چهار طبقه وجود ندارد، برعکس تکرار را در مورد خلاف های طبقه پنجم حفظ کرده است .146
شرط سوم : حکم در محکومیت پیشین بایستی به مرحله ی قطعیت رسیده و نهایی شده باشد. شیوه قوانین کشورهای مختلف در اینمورد متفاوت است بعضی از قوانین اجرای مجازات را شرط تکرار جرم می دانند و بعضی قطعی شدن حکم قبلی را ، در دیدگاه اول که از دیدگاه اثبات گرایان اتخاذ شده فرض بر این است که پاسخ قبلی که در حکم معالجه و درمان بیماری اجتماعی مجرم است تأثیری بر اصلاح و درمان او نداشته و در وهله ی دوم که مرتکب جرم جدید شده ، درمان شدیدتری را باید بپذیرد زیرا با وجود اخطار قبلی دستگاه عدالت کیفری ، مجرم تنبیه نشده و حالت خطرناک تری را از خود نشان داده است . 147
حکم قطعی حکمی است که از نظر قضایی به ثبات و استقرار رسیده باشد به گونه ای که با هیچ یک از طرق عادی و غیر عادی اعتراض نتوان آن را نقض و یا جرم و تعدیل نمود. قطعی شدن حکم یا با پیمودن کلیه ی راه های اعتراض و یا با سپری شدن موعدهای قانونی جهت اعتراض صورت گیرد یا در خلال تجدید نظر و رسیدگی به اعتراض محکوم علیه ، در هر دو حال تکرار جرم محقق نخواهد شد. در مورد قانونی مربوط به تکرار جرم در تمام مواد از عنوان ” مثلا ًبه صورت قطعی محکوم شده باشد” استفاده شده که بیانگر ویژگی قطعیت حکم سابق و اشتراط آن در تحقق تکرار جرم اجرای مجازات یا عدم اجرای آن مدخلیتی دراعمال قاعده ی تکرار جرم ندارد. لذا چنانچه پیش از اجرای مجازات و یا در اثناء آن نیز جرم جدیدی ارتکاب یابد مشمول تکرار جرم خواهد بود.
شرط چهارم :آثار حکم سابق همچنان جاری و دارای اعتبار باشد. منظور از این شرط ،این است که در زمان ارتکاب جرم جدید ،حکم محکومیت سابق باید دارای آثار و نتایج کیفری خود باشد تا بتواند به عنوان مقدمه ی تکرار جرم لحاظ گردد. بنابراین اگرحکم پیشین از بین رفته و آثار آن از اعتبار ساقط شده باشد ارتکاب جرم جدید را نمی توان تکرار جرم بر شمرد.
عضو عمومی ،اعاده ی حیثیت و تعلیق مجازات در صورتی که زمان آن به اتمام رسیده باشد و جرم جدیدی از محکوم در طول دوران تعلیق سر نزده باشد و نیز هنگامی که قانون جدید، فعلی را که مجرم سابقاً به آن محکوم شده است از جرم بودن ساقط کند، مواردی هستند که حکم سابق و آثار کیفری آن زایل می شود و در نتیجه به عنوان سابقه ی محکومیت کیفری جهت اعمال قاعده ی تکرار جرم لحاظ نمی گردد.
در قانون جزای فرانسه اهمیت این شرط را می توان با توجه به اهمیت سجل کیفری فهمید ، وقتی که محکومیت قطعی است باید در سجل کیفری محکوم قید شود . این نهاد که اجازه شناسایی سوابق قضایی یک نفر را می دهد و در آخر قرن نوزدهم ایجاد شده است مقررات آن در مواد 768 به بعد قانون دادرسی کیفری است . که از آن تاریخ تغیراتی دیده است . تازه ترین آنها در تغیرات 16 دسامبر 1992 بوده است که سجل کیفری اشخاص حقوقی را تشکیل داده است .
سجل کیفری که دو نوع است : برگ شماره 1 که خلاصه ی کامل برگه هایی مربوط به یک نفر بوده و فقط به مقامات قضایی دادهمی شود (ماده 774 قانون. دادرسی . کیفری) شامل کلیه ی محکومیت های قطعی برای جنایت ،جنحه و خلاف طبقه ی 5 است که با تعلیق و یا بدون آن صادر شده است .
استرداد برگه ها، که برگ شماره 1 را از سجل کیفری خارج می کند در ماده ی 769 ق.د.ک برای اشخاص حقیقی و حقوقی پیش بینی شده است . محکومیت هایی که با عضو عمومی پاک و به اعاده حیثیت منجر شده یا با تصمیم اصلاحی سجل کیفری تغیر یافته نمی توانند در سجل کیفری باقی بمانند چه برگه های مربوط به این محکومیت ها باید از سجل کیفری پس گرفته شوند( م 769 بند 2 ق.د.ک) و نیز برگه های مربوط به محکومیت هایی که پیش از 40 سال از تاریخ صدور آنها می گذرد.148
برگ شماره 2 سجل کیفری اشخاص حقیقی، فقط به استانداران، ادارات عمومی دولت ، مقامات نظامی
(ماده 2-776 اصلاحی 25 ژانویه 1985) بعضی ادارات و اشخاص حقوقی که در آیین نامه (ماده 776 ق.د.ک) تعین شده است . دلیل عناصر تکرار اساساً

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانطلاق، امام صادق، فقه مذاهب

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید