دانلود پایان نامه

و پادشاه روس دائماً از سفیرش حال سید علی محمد باب را جویا می‌شد. اقداماتی که سفیر روس در ایران در جریان باب و آشوب های مرتبط به آن انجام می داد، بهترین دلیل بر مداخله و نقش آشکار سیاست مداران روس تزاری در شکل گیری این گروه گمراه است. سفیر روس تمام وقایع و حوادث را به طور منظم و دقیق و با بیان تمامی جزئیات به وزارت خارجه گزارش داده که این گزارش بر اساس اسناد معتبری در وزارت خارجه روس بوده، موجود است115.
6-آواره می‌نویسد:
“وقتی باب در درجز از روستاهای مازندران بود، اتباع روس برای حفظ جانش به او پیشنهاد کردند که او را به روس منتقل کنند تا از حمایت دولت روس برخوردار باشد ولی باب قبول نکرد. . . بعد از مرگ محمد شاه دریاسالار روس خوشحال شد و خبر مرگ او را مایه نجات بهاءالله دانست. در این سفر سید بصیر هندی نیز همراه باب بود116.”
7-در گزارش‌های سفیر روس، علی‌رغم بابیان مخالف امنیت معرفی می‌شوند، مطالب زد و نقیض فراوان وجود دارد چون گاهی نیز آن‌ها را انقلاب گر معرفی می کنند. بنابراین با وجود چنین مطالبی این عناوین بهترین دلیل بر موافقت صریح آن‌هاست و حتی روس ها در مسلح کردن بابیان در زنجان نقش داشتند و از بابیان در قبال نیروهای دولتی و مردمی که علیه آن‌ها شوریده بودند و آن‌ها را به‌شدت بخشیدن به جنگ و گشتار تشویق می کردند تا نیروهای دولتی از سرکوب عاجز بماند، نظم اجتماعی به کلی بپاشد و امنیت عمومی به مخاطره بیفتد117.
8-سیاست استعمارگران روس و انگلیس بر این اساس بود که هر یک در پی رسیدن به منافع خود بودند. انگلیس به دنبال تجزیه‌ی خاک ایران بود. چنان‌که در افغانستان سال‌ها شورشیان افغان را حمایت کرده و جنگ هایی را به وجود آوردند118.
دست کم می توان نتیجه گرفت که آن‌ها با این آشوب‌ها و اختلافات که روز به روز دامنه ی آن گسترش می یافت مخالفت بسیار نداشتند و با دولت ایران به طور جدی همراه نمی شدند، بلکه با حمایت های زیرزمینی در فکر تضعیف قدرت مرکزی بودند تا در سایه‌ی این ناامنی به خواسته های خود برسند.
9-لرد پالمرستون وزیر امور خارجه روسیه تزاری از سفیر خود خواسته است که به طور دقیق از وضعیت بابیان و پیشرفت کارشان به وزارت گزارش بدهد و دولت متبوع خود را از این جنبش خبر دار کند119.
10-سفیر روس در گزارش های خود کوشید جریان بابیگری و آشوب بابیان را موفقیت آمیز بنماید تا بدین طرز دولت متبوع خود را راضی کند تا از این گروه و جنبش حمایت کند120.
بهترین دلیل و روشن ترین سند درباره ی دخالت و نقش دولت استعمارگر روس در پیدایش فرقه ی انحرافی بابیت اعترافات دالگورکی است. او در تهران به نظام طلبگی نفوذ کرد و پس از تحصیلات کامل حوزوی در ایران به لباس روحانیت ملبس شد. با این لباس مقدس برای دولت استعماری روس فعالیت جاسوسی می کرد. او با اسم مستعاری به حوزه ی نجف منتقل شد و در آنجا با علی محمد باب آشنا گردید. آنگاه با تحت نظر گرفتن و حمایت از باب، او را به ادعای مهدویت و بابیت تحریک نمود بنا بر اعترافات و گزارش های دالگورکی انتشار آثار و اعلامیه های بابیه و بهائیت نیز توسط سفارت روس انجام می گرفت و با پشتیبانی مالی روس ها در ایران به نشر افکار و جذب مردم سود می جسته اند121.
کسروی می نویسد:
چون دولت انگلیس از مشروطه خواهی حمایت می کرد، دولت روس رقیب او بود و مخالفت می ورزیدند لذا بابیان نیز با مشروطه مخالف بودند و خود را به کنار کشیدند و از محمد علی شاه حمایت می کردند چون دولت روس نیز از استبداد محمد علی شاه حمایت می نمود، به دستور آن‌ها مجلس را به توپ بست122.
11-از برخی از گزارش های معتبر نیز بر می آید که دولت روس علاوه بر نقش داشتن در اصل ایجاد فرقه ی بابیت و حمایت از علی محمد باب، در آشوب شهرستان های مختلف و تبدیل این بحران ها به درگیری های نظامی در شهرها و ایجاد سنگربندی در شهرها، نقش غیر مستقیم و غیرعلنی داشته است.
وقتی می خواستند باب را اعدام کنند، دولت روسیه با اعدام او مخالفت کرد و خواست تا او را از ایران به روسیه گسیل دارد سام خان ارمنی مامور اعدام وی نیز میل باطنی به اعدام باب نداشت. بنا بر اعتراف سام خان او تیر اول را به طناب می زند تا باب فرار کند و تیر سربازان به او نخورد آنگاه باب در بین گرد و غبار میدان اعدام از صحنه خارج شود و اعجازی را در مقابل دیدگان و افکار مردم تبریز و سایر نقاط ایران به وجود آورد.
او اعتراف کرده است که می خواسته دوباره به این فتنه و آشوب دامن بزند و سراسر ایران را پس از شایع کردن عدم اصابت تیر به باب و غائب شدن او، به حمایت از بابیان فرا خواند و دولت را در برابر این عمل ناتوان سازد آنگاه آشوب در سراسر ایران گسترده می‌شد و دولت که صدارت آن با امیرکبیر بود، نمی توانست روسی ها و انگلیسی ها را از مداخله باز دارد. از این روی جنگ داخلی شکل می گرفت و قدرت امیر کبیر رو به ضعف می نهاد123.
12-دالگورکی پس از اتمام مأموریت از عراق دوباره به ایران آمد و عهده دار سفارت روسیه در ایران شد. آنگاه از نزدیک به این واقعه دامن زد و از بابیان حمایت فراوان نمود. همین سفیر اوضاع ایران را پس از حادثه بابیت به وزارت خارجه روس گزارش داده که اسناد آن موجود است از جمله گزارش های او به نسلرو پرونده شماره 133تهران دهم ژوئن 1850 میلادی شماره 48 این چنین است:
” خیلی خوب است که فرقه ی بابیه با علمای اسلام مخالفت و مبارزه شدید شروع کرده و آن‌ها را متهم به انحراف می کند124″.
و گزارش به سنا
وین از تهران، مریم آباد، سوم ژوئیه1850 شماره 53:
ازموقعی که همکاری قوای انتظامی با اولیای دولت صورت عمل به خود گرفته فعالیت آنان (بابیان) فوق العاده محدود شده است.
از جمله گزارش هایی از وضع زنجان:
اغتشاشات زنجان هنوز ادامه دارد و بابیان زنجان که با جان خود بازی می کنند در مقابل قوای شاهی مقاومت سختی نشان می دهند و از عهده‌ی دفع حملات محمد خان به خوبی برمی‌آیند. جای بسی تعجب است که این عده با چه شهامتی وضعیت خطرناک خود را تحمل می‌کنند. رهبر آنان محمدعلی زنجانی به سفیر ترکیه سمیع افندی و همچنین به کلنل شیل (سفیر انگلیس در ایران) مراجعه و از او خواهش وساطت کرده، همکار انگلیس من (سفیرانگلیس) بعید به نظر می رسد که دولت ایران حاضر شود که دول خارجی در این مورد به کمک این فرقه وارد عمل شود125.
در ادامه گزارش دالگورکی به سناوین از سفارت روس در ایران، جانب داری او از بابیان و ترغیب دولت متبوع خویش به جلو گیری از کشتار بابیان به دست دولت قاجار نمایان می شود. چنان که در ادامه کار پیش آمد دولت روس و سفیر این کشور از اعدام دستگیرشدگان خصوصا مهره های اصلی بابیت مانند میرزا حسینعلی نوری و میرزا یحیی جلوگیری و از آن‌ها شفاعت می‌کند126.
کنسول روس از دور و نزدیک مراقب اموال بود و از گرفتاری حضرت بهاءالله خبر داشت. پیغامی شدید به صدراعظم فرستاد و از او خواست با حضور کنسول روس و حکومت ایران تحقیقات کامل درباره بهاءالله به عمل آید127.
دکتر اسلمنت بهائی در کتاب بهاءالله و عصر جدید که بنا بر تصویب محفل روحانی بهاییان حیفا (اسرائیل) از زبان انگلیس به زبان فارسی ترجمه گردیده است می‌نویسد: “سفیر روس به برائت ایشان (بهاءالله) شهادت داد128”.
رهبر بهاییان از عکا به نیکلاویچ الکساندر دوم، پادشاه روسیه تزاری نامه ای فرستاد و از دولت و پادشاه روس به سبب حمایت بی دریغشان از شکل گیری بابیت تشکر و او را به بهشت بشارت داد و در این نامه خود را در مقام الوهیت قرارداد که در کتاب مبین موجود است:
“به تحقیق یکی از سفیرانت، هنگامی که در زندان اسیر غل و زنجیر بودم، مرا یاری کرد. برای این کار خداوند برای تو مقامی نوشته است که علم هیچ‌کس بدان احاطه ندارد مبادا از دستش دهی129”.

مطلب مرتبط :   فرهنگ و زبان

2-2-4 برنامه ریزی ها ی دولت انگلیس در تأسیس بابیت

دولت بریتانیا در طرح های استعمارگرانه و پی گیری اهداف خود به قدری با برنامه عمل کرده است که هرگز نقش بازی خویش را نمایان نکرده و به صورت زیرزمینی به اجرای برنامه های خویش اقدام می کند چون نقشه ها و طراح های بعدی، دکترین آتیه را به مخاطره می اندازد. آن‌ها به هیچ عنوان پس از پایان گرفتن مأموریت، اقدام به رو کردن اهداف و نقشه های خود نمی‌کنند و راه های رفته ی خود را به دیگران نشان نمی دهند.
این روش استعمارگر پیر است که در گفته هایی که خواهد آمد مشخص خواهد شد، علاوه بر پنهان کاری‌های سیاست بریتانیا سیاست های دیگری نیز وجود دارد و آن پایداری و استقامت در رسیدن به اهداف است. آنان هرگز در کاربردی کردن نقشه ها و طرح های خویش و به ثمر رساندن آن‌ها عجله ندارند آن چنان که امروز هم چنین است، بلکه طرح های می ریزند و بذرهایی می‌کارند که تا زمان به بار نشستن آن، سال ها با تأمل در انتظارند.
در قضیه ی فرقه سازی ها دست مرموزی در کشور های اسلامی دارند و به همین وسیله استقلال کشور های اسلامی را مورد هدف قرار داه اند و تا حدودی هم موفق بوده‌اند تا به غارت و استثمار منابع و ذخایر زیرزمینی و تخریب فرهنگشان بپردازند. وقتی به شبه قاره راه یافتند، در میان امت اسلامی فرقه قادیانیه را به وجود آوردن د. به همین جهت رهبر قادیانیه آشکارا از آن‌ها تقدیر کرده و ملکه انگلیس را ظل الله دانسته است130.
دولت انگلیس و روس در استعمار کشور های اسلامی ظاهراً باهم رقیب بوده‌اند، اما چون اهداف مشترکی داشته اند و این اهداف را در جهان اسلام دنبال می کردند، در خفا از کارهای جاسوسی همدیگر با خبر بودند و کاملاً هماهنگ عمل می‌کردند، چنان که دالگورگی در اعترافات خود می نویسد: ” هنگامی که کشتی های انگلیس جزیره خارک را اشغال کردندو باعث اختلافاتی در ایران شدند. روسیه هم مساعدتی از ایران نکرد و دولت ایران با کمال یاس مجبور به ترک فتوحات شد و بدون گرفتن هیچ نتیجه ای ارتش خود را از سرزمین افغان عقب کشید و طی این مذاکرات بر من معلوم شد که اکثر مسئولان ما رابطه‌ی سری با دولت انگلیس دارند131.”
و نیز معترف است که ما با بریتانیا در نابودی قائم‌مقام یک دل بودیم، چون منافع و مصالح مشترک اقتضا می کرد که چنین سیاستی را در پیش بگیریم132.
روس و انگلیس منافع مشترکی را در ایران دنبال می کردند. ازجمله ی آن‌ها مطامع ارضی و اقتصادی بود. همانطور که انگلیس در هند برای نیل به این هدف پس از کمپانی تجاری و حصول امتیازات اقتصادی، کم کم به بلعیدن و استثمار آن کشور موفق گردید133.
از طریق افغانستان و مرزهای هند اهداف استعماری خود را دنبال نمود. این دو کشور استعمار گر می خواستند تمام جهان اسلام و کشورهای امپراتوری عثمانی را تقسیم کنند. آن دو به این هدف هم دست یافتند. مدت ها کشورهای خاورمیانه مستعمره این کشورها بودند و بعد ها نیز دولت بریتانیا در این دولت ها مداخله می کردند؛ اردن، عراق، مصر، عربستان و. . . ، تحت استعمار کشورهایی مثل انگلیس و فرانسه و روسیه بودند، چنان که ملک حسین جانشین فقید پادشاه اردن کاملاً از سیاست‌های آمری
کا و انگلیس پیروی می‌کند و حتی مادرش انگلیسی است. انگلیسی‌ها در سیاست خود کاری اساسی کرده اند. دختر تقدیم شاه اردن و حافظ اسد کرده اند تا برای آن‌ها جانشینی انگلیسی به دنیا آورد134.
در جریان پیدایش باب رد پای دولت انگلیس به اندازه‌ی دولت روس آشکار نیست و کمتر می توان با استناد به این مدارک، این ادعا را ثابت کرد. اما با توجه به سابقه ی انگلیسی ها در تاریخ، خصوصاً تاریخ ایران، نمی‌توان به‌کلی نقش آن‌ها را منتفی به شمار آورد.
اما بر اساس مطالعات انجام شده می توان برخی از قرائن و شواهدی که به دست داشتن این دولت در پیدایش بابیت اشاره دارد پرداخت.
1-حمایت انگلیس از فرقه بابیه پس از انشعابش بر دو گروه، خود دلیل محکمی بر وجود نقش داشتن انگلیس استعمارگری در پیدایش بابیت است. انگلیس از بهاءالله و افرادی چون عباس افندی بعد از انشعاب بابیه، حمایت سرسخت نمود، تا جایی که آن شاخه از بابیت را که رهبری آن را میرزا یحیی بر عهده داشت به طور کلی به حاشیه راند. متروک ماند و شاخه دیگر را که رهبری آن را حسینعلی بر عهده داشت مورد توجه قرار داد آنگاه شاخه های آن در فلسطین و عراق بارور گردید135.
از این روند رو به رشد چنین به دست می‌آید که انگلیسی ها این سناریوی از پیش تعیین شده را اداره می کردند. در این میان از دولت روس و عثمانی نیز به سود خود یا به سبب اهداف مشترک، استفاده‌ی ابزاری نموده اند چون بر اساس اعتراف سفیر روس در ایران میرزا حسینعلی بها و برادرش با او مرتبط بودند و برای او جاسوسی می کردند136.
از همین روی بهاءالله توسط دولت انگلیس به طور کامل مورد حمایت واقع شد، لذا بعید نیست که در همان موقع برای انگلیسی ها، جاسوسی کرده باشد. سفیر روس خود اعتراف می کند که سرجان ملکم، وزیرمختار انگلیس، تمام کارها و روابط و مسائل شخصی او را زمانی که در ایران بوده می دانسته است137.
2-آقای عبدالحسین آواره در کتاب کواکب الدریه فی ماثرالبهائیه می نویسد:
” وقتی که سید باب در قریه ی “درجز” مازندران بود و مرزداران دولت روس برای عرض ارادت به حضور او رسیدند و برای نجات او از دست مأمورین ایرانی او را تحت حمایت قرار دادند و او از قبول رفتن به روسیه امتناع کرد و خبر درگذشت محمد شاه به آنجا رسید دریاسالار روس از فوت او خوشحال شد در این سفر سید بصیر هندی همراه باب بود138″.
3-بر اساس برخی از مدارک، اولین کسی که باب را دید و به او ایمان آورد، سید بصیر هندی بود که از اتباع انگلیس بود و از باب مراقبت می کرد139.
4-آقای شمیم می نویسد:
“پس از آن که باب به بوشهر برگشت عمال زیرک حکومت “هندانگلیس” باب را برای رسیدن به اهداف سیاسی خود در ایران علم کردند و در ایمان آوردن مردم ساده لوح به او کوشش نموده و هواداران او را با پول هایی که از طرف عمال کمپانی هند بود، مورد هدایت قرار دادند140″.
آنان با این پول ها عده ی فراوانی را به دور باب گردآوردند که با توجه به فقر اقتصادی این دوره، مردم با دیدن این پول ها به باب گرایش پیدا کردند انگلیسی ها در پشت صحنه از او حمایت نمودند تا این که قضیه باب در تام ایران بر سر زبان‌ها افتاد و اکثر شهرهای ایران نا امن گردید؛ شورش مردم زنجان به رهبری ملا محمد علی زنجان باز شمار درگیری هایی بود که دولت مرکزی را ناتوان ساخت.
5-بنا بر اعتراف سفیر انگلیس درباره شورش

مطلب مرتبط :   ارجحیت، کای، آماری، حالی

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید