۱۰ قابلیت شخصی سازی اندروید که ارزش روت کردن گجت را دارند

یکی از برتریای محسوس اندروید نسبت به بقیه سیستم عاملا توانایی شخصی سازی بی اندازه و حصرشه. تقریبا هیچ چیزی نیس که نتونین به میل خودتون تغییرش بدین.

هرچند خیلی از این شخصی سازیا روی دیوایسای روت نشده هم در دسترس ان، اما اگه می خواین به طور کامل کنترل دیوایس تون رو به دست بگیرین و هر بلایی که دوست دارین سرش بیارین، باید دیوایس تون رو روت کنین. بعضی از این شخصی سازیا به اندازه ای جذاب ان که ارزش داره روت کردن دیوایس تون رو دارن. در این مقاله ۱۰ مورد از این شخصی سازیا رو واسه شما گلچین کردیم.

رام کاستوم

کامل ترین روش ممکن واسه شخصی سازی دیوایسای روت شده نصب یه رام کاستوم روی اونا هستش. در واقع خیلی از کاربران به قصد نصب اینجور رامی دیوایس شون رو روت می کنن. واسه کاربرانی که ایده چندانی از رام ندارن، باید بگیم که که رام توزیعی رسمی و یا غیررسمی از اندرویده که میتونین اونو با سیستم عامل اصلی دیوایس تون تعویض کنین.

مثلا فرض کنین که آخرین ویرایش اندروید هنوز واسه دیوایس شما عرضه نشده باشه. در این صورت به جای منتظر موندن تا بروزرسانی رسمی، می تونین رامی که براساس اون نسخه از اندروید طراحی شده رو روی دیوایس تون نصب کرده تا از مزایایش بهره مند شید. در این سایت می تونین رامای جور واجور و مختلفی پیدا کنین و طبق سلیقه تون یکی رو انتخاب کنین.

بهترین راما آنایی هستن که به گجت تون قابلیتای جدیدی اضافه می کنن و چهره سیستم عامل رو به طور کامل از این رو به اونو می کنن. مثلا CyanogenMOD یکی از شناخته شده ترین رام هاست که امکان مدیریت مجوزای صادر شده واسه اپا رو به شما میده و می تونین از قالبا و تمای جور واجور این رام هم بهره مند شید.

شخصی سازی کارکرد سخت افزار

temperature

یه درجه پایین تر از نصب رام کاستوم، اما به همون اندازه قوی و موثر، توانایی شخصی سازی کارایی و کارکرد دیوایسه. بهترین روش ممکن واسه مدیریت سخت افزار دیوایس نصب یه کرنل کاستومه که به کاربر قدرت کنترل منابع سخت افزاری مانند سرعت پردازنده رو می بخشه. اپایی مثل Device Control و Kernel Adiutor دو مورد از بهترین اپلیکیشنا در این مورد ان.

اما اگه به هر دلیلی مایل به نصب کرنل کاستوم نیستین، بازم می تونین سخت افزار دیوایس خود رو به شکلی محدود تر کنترل کنین. مثلا اپ Cf.Lumen به کاربر قدرت شخصی سازی گرمای رنگ صفحه نمایش رو با تنظیم سه رنگ آبی، سبز و قرمز به صورت جدا از هم می بخشه.

Dolby Atmos که از روی گجت های لنووو استخراج شده، می تونه کیفیت صدای دیوایس رو تقویت کنه. هم اینکه راه حلای بسیاری واسه افزایش عمر باتری در دسترس ان.

حالت یه دستی

one-handed-mode

فبلتا و دیوایسایی که از صفحه نمایش بزرگ استفاده میکردن، اگه روت شده باشن می تونن با به کار گیری اپایی چون One Hand Mode Xposed Mode و یا One hand Mode Enabler به حالت یه دستی برن.

این اپا صفحه نمایش دیوایس رو به مستطیل کوچیک تری در یکی از گوشه ها محدود می کنن تا کاربر با انگشت شست اش بتونه هر جایی از صفحه که دوست داره رو بفشارد. البته این اپلیکیشنا بی اشکال عمل نمی کنن و با بعضی از اپا سازگاری ندارن، اما شما میتونین این مود رو در هر لحظه ای فعال و غیرفعال کنین و مشخص کنین که در چه شرایطی دوست دارین از اون بهره ببرین.

کنترلر های شستی

lmt

LMT Launcher از جمله اپلیکیشن هاییه که تنها روی دیوایسای روت شده نصب می شه. این اپ کنترلری نیم دایره ای شکل به گوشه صفحه نمایش گجت تون اضافه می کنه که با انگشت شست خیلی راحت قابل دسترسیه. در این کنترلر دکمهایی با کاربردای زیاد مثل برگشت به صفحه اصلی یا صفحه قبلی جای گرفتن.

از راه تنظیمات این اپ میتونین که وظایف مشخصی واسه هر کدوم از کلیدا در ازای فشردن چند باره و یا نگه داشتن اونا  تعریف کنین. اگه کمی تنظیمات جور واجور این کنترلر رو دست کاری کنین، در آخر می تونین الگوی مناسبی واسه کلیدای اون پیدا کنین که به واسطه اون میتونین که بخشای جور واجور گجت تون رو با چند لمس بسیار ساده مدیریت کنین.

ژستای حرکتی

gmd

اپ LMT که در بخش قبل اشاره کردیم از بعضی از ژست های ساده هم پشتیبانی می کنه. اما مناسب ترین اپ واسه هدایت دیوایس تون به واسطه ژست ها اپلیکیشنی نیس به جز GMD GestureControl. واسه این اپ یه سری از ژست های تک و یا چند انگشتی از پیش تعریف شده که کاربر به واسطه اون میتونه گجتش رو مدیریت کنه.

علاوه بر ژست های پیش فرض، خود کاربر می تونه ژست هایی با وظایف مشخص تعریف کنه و اونو به لیست حرکات این اپ اضافه کنه. این اپ واسه مالتی تسکینگ خیلی خوبه چون واسه به کار گیری هر ژست لزومی به خارج شدن از اپا نیس. به لطف این اپ سوییچ از یه اپ به اپی دیگه فقط با کشیدن انگشت به چپ یا راست صورت میگیره.

دسترسی به اپلیکیشنا در هر وقتی

launcher

اگه دوست دارین با چند لمس ساده صفحه به اپای مورد علاقه و یا لازم تون دسترسی پیدا کنین، GravityBox کارتون رو راه میندازه. به لطف این افزونه، می تونین تا سقف ۱۲ اپلیکیشن رو تو یه لانچر کوچیک که با فشردن نوار وسیله هدایت باز می شه بذارین. از اون جایی که این نوار وسیله همیشه میشه دید، واسه دسترسی به اپای قرار گرفته در این لانچر دو اشاره ساده کافیه.

مشاهده اپای در حال اجرا

recently-1

اگه اپای بسیاری رو اجرا کنین و همیشه بین اونا جا به جا شید، بعضی از اونا به فعالیت شون پشت زمینه ادامه میدن و منابع سخت افزاری گجت تون رو اشغال می کنن.

با بروزرسانی اندروید به مارشمالو، با فشردن کلید مربوط به اپای گذشته،  لیستی از اپایی که تازگیا باز کردین نشون داده می شن و نه آنایی که هنوز در حال اجرا هستن. اما با به کار گیری اپلیکیشن Recently تنها اپایی که هنوز در حال اجرا هستن لیست می شن. اینطوری می تونین اپایی که واسه آزاد شدن منابع سخت افزاری باید بسته شن رو شناسایی کنین.

شخصی سازی نوار وسیله هدایت و وضعیت

buttons

با به کار گیری افزونه GravityBox می تونین تغییرات بسیاری در نوار وسیله وضعیت گجت تون بسازین. می تونین آیکن باتری رو تعویض کنین، مکان آیکن ساعت رو جا به جا کنین، آیکن بلوتوث رو حتی در صورت روشن بودن مخفی کرده و مانع نمایش اعلانات شید. صد درسته که می تونین رنگ این نوار رو هم به کل عوض کنین.

همین افزونه به شما اجازه میده تا رنگ آیکنای نوار هدایت رو تغییر بدین. اگه مایل به شخصی سازی بیشتری هستین، با SoftKeyZ می تونین حتی خود آیکنای این نوار رو هم به کل عوض کنین. این اپلیکیشن صدا آیکن از پیش تعریف شده واسه دادن به نوار وسیله هدایت داره، اما به کاربر اجازه میده که در صورت تمایل آیکنای دلخواهش رو در این نوار بذاره.

انیمیشن بوت

animations

یکی از آسونترین و باحال ترین روشای شخصی سازی گجتا، تغییر انیمیشن بوت شدن اونا هستش. کاربران این سیستم عامل می تونن انیمیشنای مختلفی در فروما پیدا کنن و یا با نصب اپلیکیشن Boot Animations کارشون رو راحت کنن. این اپ گزینه های بسیاری رو پیش روی کاربران میذاره و نصب هر انیمیشن هم چند لمس انگشت ساده می خواد.

ایموجیای جدید

emojis

هر دیوایسی مجموعه از ایموجیای خودشو دارا هستش. معنی و معنی اونا یه جوره اما ممکنه که شکل خاص خودشون رو داشته باشن. بعضی از گجتا هم ایموجیایی دارن که در دیگه دیوایسا پیدا نمی شن و اگه هم دیوایسی از اونا پشتیبانی نکنه به درستی به نمایش در .

با اپلیکیشن Emoji Switcher می تونین ایموجیای اپل، سامسونگ، ال جی و گوگل رو به دیوایس خود اضافه کنین. اگه خیلی از دوستان شما از دیوایسای اپل استفاده می کنن نصب این اپلیکیشن می تونه به درد بخور باشه.

دیگه چه روشی واسه شخصی سازی دیوایسا روت شده می شناسین؟ اونا رو در بخش نظرات با ما و بقیه کاربران سایت ما به اشتراک بذارین.

چگونه بیشترین بهره وری را از کار ببرید؟

بعضی وقتا به دلیل شرایطی که به وجود میاد، بهره وری کارمندان در روز کمتر می شه. واسه اینکه بهره وری تون زیاد کنین باید تمرکزتون رو با اولویت بندی و منظم کردن کارا و مراقبت از خودتون بیشتر کنین.

از این رو در ادامه راه هایی واسه افزایش بهره وری آورده شده:

  • لیست وظیفه درست کنین

همه کارایی که جزء روتین شما نیستن و ممکنه از یاد ببرین رو روی کاغذی بنویسین تا حجم زیاد کارا شما رو نترسونه. سه کار مهمی که حتما در روز باید انجام شن رو انتخاب کنین. اینا باید کارای کلیدی باشن که انجام بقیه کارا به پایان رسانیدن شون وابسته.

لیست تون رو شب به هنگام خواب یا در طول روز بنویسین. همه کارا باید با جزئیات نوشته شه و علاوه بر تقسیم کردن کارای بزرگ به کوچیک، مهلتای وقتی رو هم به اون اضافه کنین تا همزمان به مهارت مدیریت زمان هم دست پیدا کنین.

  • ببینین چیجوری زمان تون هدر رفته؟

با نوشتن وقتی که به انجام دادن کارا اختصاص می دید، می تونین متوجه زمان به درد بخور و زمان هدر رفته تون شید. مثلا در طول روز چند بار اینستاگرام یا تلگرام رو چک کردین؟ یا شاید یه ربع وقت واسه صحبت کردن با دوست تون قرار دادین؟ اگه بتونین جلو این حواس پرتیا رو بگیرین بهره وری تون زیاد می شه.

  • وظایف زیاد و سخت رو به وظایف کوچیک تر تقسیم کنین

وقف کردن همه زمان روز به یه پروژه، هم سخته هم انگیزه کارمند رو از اون میگیره. از این رو بهتره پروژه بزرگ تون رو به بخشای کوچیک تر تقسیم کنین تا بتونین هم به پروژه برسین هم به بقیه کارا، این جوری هیچوقت بی انگیزه و خسته نمی شین.

فرض کنین پروژه شما بودجه سازیه. اگه این پروژه سخت رو به چند قسمت تماس با صاحبان کار، نوشتن و ایجاد فرمای مربوطه و محاسبه پولی که خرج شده تقسیم کنین و یکی یکی اونا رو انجام بدین اثر مثبتی از نظر روانی بر خود می ذارین.

  • عادات روزانه مشخص واسه خود بسازین

به ذهن و بدن تون بگید که باید به طور سیستم وار کار کنه. به این صورت که هر روز تو یه ساعت بیدار شید و هر روز رو با یه کار به درد بخور مانند ورزش کردن و صبحونه خوردن شروع کنین.

  • کارا رو چک کنین

وقتی که سر کارتون می رید، چند دقیقه به کارایی که باید در روز انجام بدین فکر کنین. هر چند ساعت یه بار به لیست تون مراجعه کرده و از خود سوال کنین که بهره کافی رو از امروز بردین یا خیر؟ تلاش کنین در ساعت بعدی بهره وری تون رو زیاد کنین. در انتهای روز باز از خود سوال کنین به درد بخور بوده یا خیر؟ دیگه اینکه ببینین چه کارایی رو نباید انجام بدین تا فردای تون مفیدتر شه.

  • کارتون رو به بهترین شکل انجام بدین

اگه چگونگی انجام دادن کار رو مانند کف دست تون بلد باشین، بهره وری تون زیاد می شه. در این صورته که می تونین نقاط ضعف تون رو پیدا و رفع شون کنین و در صورت ضرورت واسه بهتر شدن در کار مهارتای لازم رو ببینین.

  • با انگیزه کار کنین

مهم ترین دلیل عقب انداختن امور، بی انگیزه بودنه. در اول دلیل تعویق انداختن تون رو پیدا کرده بعد قدمای کوچیکی در انجام دادن کار وردارین. واسه با انگیزه بودن راهکارهای خیلی از جمله تمیز کردن میز کار، انجام دادن سخت ترین کار قبل از نهار، غیر فعال کردن اینترنت گوشی موبایل و … هست.

  • به کار خودتون فکر کنین

فکر کردن به  کارایی که خارج از کنترل تون هستن واسه شما به درد بخور نیس. مثلا اینکه همکارتون چه کرده و چه گفته اثر مثبتی بر کار شما نمی ذاره. پس بهتره بر کار خودتون تمرکز کنین.

  • کار به درد بخور انجام بدین

همه کارا رو با هم انجام ندین. چون اونقدر زمان واسه تموم کردن همه اونا وجود نداره و در آخر اثر منفی بر کارتون میذاره. هر زمان بر یه کار تمرکز کنین.

  • با بقیه همکاری کنین

تیمی کار کنین تا بارش ایده داشته باشین. هر زمان به کمک نیاز داشتین از بقیه درخواست کمک کنین تا بهره وری تون زیاد شه.

مراقب سلامتی تون باشین

  • استراحت کنین

هر چند ساعت یه بار استراحت کوتاه یه مدت داشته باشین تا به درد نخور نشید. پیاده روی یا مدیتیشن کنین یا میان وعده ای بخورین که انرژی از دست رفته تون رو بازگرداند.

  • زمان مشخصی واسه فارغ شدن از کار داشته باشین

اگه در زمان مقرری، کارتون رو تموم کنین باعث می شه ساعاتی که مشغول به کارین به درد بخور واقع شه. واسه این کار می تونین کار جذابی رو واسه بعد از ساعات کاری تون بذارین تا انگیزه ای باشه واسه انجام دادن کارتون. میشه از فعالیتایی مانند فیلم دیدن با دوستان، کتاب خوندن، اسکیت کردن و … استفاده کرد.

  • استرس تون رو کم کنین

کلید نابود کردن استرس اینه که کنترل خود رو در دست داشته باشین. اگه کارای محول شده به خود رو خوب بدونین استرس تون کمتر می شه.

کارایی مانند کتاب خوندن، یوگا یا … واسه کم کردن استرس انجام بدین.

چیجوری همزمان با کار تموم وقت تون، کار و کاسبی خود رو به راه بندازین؟

مغز چیجوری مانع رسیدن آدم به موفقیت می شه؟

۲۰ طراحی هنری برتر در بازی های ویدیویی [قسمت اول]

هممون عاشق گرافیک بالای یه بازی ویدیویی هستیم! کتمان کردن این موضوع تقریباً امکان ناپذیره. شاید یه بازی قدیمی دستمون بیاد و فارغ از گرافیک تاریخ گذشته، از اون لذت ببریم.

شاید گرافیک یه بازی اولویت دوم یا حتی سوممان باشه؛ به هر حال گیم پلی لذت بخش و حتی داستان درگیر کننده می تونه در اولویتای بالاتری قرار گیرد، اما گرافیک بالای یه بازی همه چیز رو قشنگتر و دوست داشتنی می کنه.

گرافیک بازی از دو جنبه بررسی می شه؛ یکی گرافیک تکنیکی و یکی طراحی چشمی. مورد اول به جنبه های واقعی و طبیعی گرافیک می پردازه؛ یعنی محیط و شخصیتا چقدر می تونن به واقعیت نزدیک شن. رزولوشن بالا یا خیلی از اصطلاحات گرافیکی که درباره اون صحبت شد، در گروه بخش تکنیکی گرافیک قرار میگیره و بیشتر از همه به قدرت کنسول و تلاش سازندگان بستگی داره.

مورد دوم یعنی طراحی چشمی، به طور کاملً به ذوق و خلاقیت طراحان وابسته. توضیح  این بخش کمی سخته؛ شاید بشه گفت تموم اون بخشایی که به واقعیت وابسته نیس و به طور کاملً تخیلی و ساخته ذهن انسانه، می تونه در گروه طراحی چشمی قرار گیرد. در واقع طراحی چشمی رو میشه طراحی «هنری» هم گفت.

اینجور تعریفی اصلاً کامل نیس، اما به بینش شما بسیار کمک می کنه. دفعات بعد که درباره طراحی چشمی و گرافیک تکنیکی در نقد بازیا صحبت شد، درک بیشتری از صحبتای نویسنده پیدا می کنین و به طور ناخودآگاه دقیقاً می فهمید کدوم مورد مربوط به طراحی بصریه یا گرافیک تکنیکی.

طراحی چشمی مطمئنا موندگاری و تازگی یه اثر رو بالا می بره؛ با پیشرفت رو به رشد تکنولوژی، گرافیک تکنیکی بعد یه مدت زیبایی خود رو از دست میده اما طراحی هنری یه بازی زیبایی و تازگی یه عنوان رو زنده نگه می داره، طوری که بعد از چند سال بازی کردن هنوز از خلاقیت و ذوق طراحان هنری لذت ببرین. پس مطمئنا، طراحی هنری یکی از ارکان مهم بازی سازیه که حتی در داستان و گیم پلی بازی هم تاثیر مستقیم داره.

در این متن ۲۰ طراحی هنری برتر در بازیای ویدیویی که سایت Creative Bloq اونو لیست کرده رو واسه شما تدارک دیدیم. با سایت ما همراه باشین.


وسواس زیادتر از اندازه خود در مورد واقع گرایی بازیای ویدیویی رو کنار بذارین. در این متن می خوایم روی عناوینی تمرکز کنیم که یکی از بهترین طراحیا رو داشتن.

به لطف تکنولوژی، حالا هر چیزی که تصور کنین رو میشه تو یه بازی ویدیویی اجرا کرد. پس به چه دلیل باید دید خود رو محدود به الگوها و مثالای دنیای واقعی کنیم، وقتی می تونیم پا رو بالاتر بذاریم و وارد دنیایی بی انتها شیم؟

طراحانی که این موضوع رو فهمیدین، عناوینی ساختن که از نظر چشمی و هنری موثر و الهام بخشه. اونا یکی از مهم ترین ارکان بازی ویدیویی رو درک کردن. مطلب پیش  رو، می خواد ۲۰ تا از طراحیای محبوب در تاریخ بازی ویدیویی رو براتون توضیح بده. واسه هر طراحی، تلاش شد گذشته خود بازی و صحبتای طراح هنری خود بازی هم درباره اثر خودش هم به نوشته آورده شه.

اساسنیز کرید – کلاه عقاب شکل

داستان هر قسمت از سری اساسینز کرید با فاصله وقتی بیشتر از صد سال روایت می شه، اما در همه اونا یه چیز مشترک هست که اونا رو به هم وصل می کنه: کلاه عقابی شکل شخصیتای اصلی.

نوع لباس پوشیدن آدمکشا امکان داره با گذشت زمان عوض شه، اما اون کلاه دوست داشتنی همیشه حالت و استایل به خصوص خود رو حفظ می کنه. تلاش استودیو سازنده واسه ایجاد اینجور استایلی واسه لباس اساسینا شدیدا هوشمندانه بود؛ چون  اینجور مدل لباسی در هیچ بازه وقتی تاریخ گذشته نیس. اگه در خاورمیانه قرن ۱۲ میلادی زندگی کنین یا حتی در آمریکای الان، هیچ وقت به شما نخوان گفت که نوع کلاهت از مد افتاده (البته حالا همه دیگه می دونن اینجور کلاهی مربوط به بازی اساسینز کریده).

از طرفی مدل لباس پوشیدن و کلاه اساسینا با داستان بازی جور در میاد؛ چون اونا باید هویت خود رو مخفی نگه دارن. هر شخصیت لباس مخصوص به خود رو داره؛ از الطایر با ردای سفید بلندش گرفته تا پیراهن و شنل دوران رنسانس اتزیو. نقطه مشترک همه اونا کلاه عقاب شکله و نسبت به بقیه قسمتای لباس بیشتر در برابر دید قرار داره. در واقع، هدف طراحان این بوده که همه اونا به یه شکل نامحسوس جذاب و قاطع باشن تا نشون بده که از یه خونواده ان؛ خونواده قاتلان.

دیدگاه طراح بازی اساسینز کرید:

دیوید «وایل» لوی، از طراحان هنری این بازی، میگه: «بخش لباس اساسینا شاید یکی از رقابت برانگیزترین پروژه های زندگی ام بوده؛ خصوصاً اینکه باید یه تعادل نسبی بین واقع گرایی و تخیل برقرار می کردیم. لباس الطایر اصلا لباس روزمره افراد اون زمان نبود و از طرفی هم نمی تونستید بگید که لباس الطایر واقعی نیس یا به اون دوره تعلق نداره. سخت ترین تعادلی که تیم طراحی باید برقرار می ساخت، نشون دادن طراحی قدیمی و باستانی با زبون چشمی مدرن و گرافیکی بود که تونستن از پس اون برآیند.»

 

زره مستر چیف – هیلو

طرفداران پر و پا قرص سری هیلو با زره جنگی پیشرفت یافته MJOLNIR  که مستر چیف اونو می پوشد آشنایی دارن. از دید بقیه بازیکنان، MJOLNIR فقط یه زره جذاب سبزرنگ بود که مسترچیف اونو می پوشید. مسترچیف، قهرمون بدون صورت دنیای هیلوه.

دنیای هیلو رو میشه علمی – تخیلی سخت نامید؛ دنیایی که روی مسائل علمی و فنی مهندسی بیشتر تاکید می کنه.جهان باورکردنی و ناهموار هیلو به دو بخش هنری تقسیم می شه:  اتمسفر سرد و اتوماسیون مانند ماشینا و زره آدما، و اتمسفر روشن و رنگارنگ کشتیا و اسلحه های کاوننتا (دشمنان معروف سری هیلو) که در میدون جنگ یه اختلاف عجیب غریب بوجود میاره.

زره سبزرنگ چشم نواز مسترچیف انگار با نام سری هیلو اجین شده. طراحی مکانیکی زره به طور کاملً با جو ارتشی و اتمسفری که آدما در دنیای هیلو ایجاد می کنن جور در میاد، و از اون مهم تر صورت مستر چیف رو مخفی می کنه. سازندگان بانجی این کار رو از عمد انجام دادن؛ چون می خواستن هویت و قیافه مسترچیف همیشه یه معما بمونه: اون شخصیت اصلی بازی نیس، شخصیت اصلی بازی «شما» هستین.

دیدگاه طراح هیلو:

جو استاتن، کارگردان سینمایی استودیو بانجی در این باره میگه: «در اوایل، تیم پیشرفت دهنده هیچ اصرار خاصی نداشت تا با به کار گیری طراحی چشمی، منجر شه تا رابطه پاراسوشال بین بازیکن و عناصر جهان هیلو بیشتر شه؛ اما مستر چیف دقیقاً مخالف این موضوع انجام داد و طراحی  اون تونست از ویژگیای مثبت طراحی چشمی بازی شه. مردم نسبت به اون عکس العمل خوبی نشون دادن.»

هنگشا – Deus Ex: انقلاب آدم

طراحی هنری بازی Deus Ex: انقلاب آدم یا همون Human Revolution بسیار جسورانه و جدا نسبت به بقیه عناوینه. اتمسفر مدرن و آینده نگرایانه بازی شدیدا تحریک کننده و یادآور فیلمایی چون Ghost in the Shell و بلید رانر طراحی شده اما تونسته هویت تازه ای واسه خود دست و پا کنه. فقط با دیدن یه تصویر از بازی در لحظه می فهمید که تصویر مربوط به بازی Deus Ex: انقلاب انسانه؛ چون طراحی هنری بازی به طور کاملً جدید و مختص این سری طراحی شده.

جزیره چینی هنگشا یکی از بهترین مثالا واسه به تصویر کشیدن تفکرات داستان سرایان بازیه. شهر هنگشا دو بخش داره که مردم فقیر رو از مردم پولدار جدا می سازه. مردم فقیر در بخش زیرین شهر زندگی می کنن و افراد پولدار در برجای سر به فلک کشیده، زمان خود رو می گذرونن. المان مطرح شده شاید تکراری به نظر آید، اما به طور کاملً از داستان بازی پیروی می کنه.

با وجود حالت آینده نگرایانه بازی، هنوز حس می کنین که طراحی شهر به واقعیت نزدیکه. طراحان مفهومی بازی و جاناتان ژاک – بلت، رئیس بخش طراحی هنری، فقط از بقیه بازیا الهام نگرفتند؛ طراحی صنعتی مدرنی که دنیا به سمت اون میره، و معماری ساختمانای اینجور حالتی مهم ترین منبع الهام اونا بوده. بالغ بر ۱۴۰۰ شی جدا از هم واسه انتقال حس هرج و مرج و جریان زندگی در بازی و بیشتر از صدها لوگوی برند واسه عمیق تر کردن دنیای Deus Ex طراحی شده. سازندگانی که واسه هرچه بهتر کردن دنیای بازی تلاش می کنن، خیلی کم هستن. هر چی باشه، اونا مزد تلاششون رو گرفتن.

دیدگاه طراح Deus Ex:

جاناتان ژاک – بلت، کارگردان هنری استودیو منترال Eidos، میگه: «هدف ما در بازی انقلاب آدم این بود که دنیای Deus Ex، زیبایی شناختی متمایزی داشته باشه. نه فقط می خواستم که گرافیک بازی متفاوت و جداگونه از دیگر بازیای آینده نگرایانه باشه، بلکه می خواستم از تفکری که دهه هشتادیا (۱۹۸۰) درباره آینده داشتن فرار کنم و آینده جدیدی واسه خود و بقیه تصور کنم؛ چون ایده های مربوط به اون زمان انگار میان بازیای حال حاضر اشباع شده بود. ما نمی خواستیم انقلاب آدم اینجور سرنوشتی داشته باشه، پس تلاش کردیم تئوریای طراحی مدرن رو وارد طراحی هنری بازی کنیم.»

کلوسیا – سایه کلوسوس

تیم ایکو، استودیو ژاپنی که وظیفه ساخت سایه کلوسوس یا همون Shadow of the Colossus رو برعهده داشت، به طراحی هوشمندانه و مینیمالیست خود معروف هستن. دنیایی که اونا ساختن قشنگتر، اتمسفریک، پراکنده، پر از رازهای جور واجور و صدالبته پر از هیولاهای عجیب ناشناس.

کلوسیا یا همون ۱۶ هیولای معروف این بازی طوری طراحی شدن انگار از زمین بیرون اومده ان، طوریکه نصف بدن اونا طبیعی و نصف اونا ساخته دست انسانه. پوست اونا، مو و بعضی جاها حالت چرب گونه داره؛ اما در نگاه اول می فهمید اونا موجوداتی باستانی هستن. صدای خراب شدن بدن اونا از درون شنیده می شه. طراحی کلوسیا شدیدا عجیب غریب و دارای زیبایی سورئاله؛ اما مهم ترین و الهام بخش ترین قسمت طراحی، «چشما» هستن که انگار روحی درون اونا دمیده شده باشه.

بازی اصلا حالت «قهرمون در برابر دشمنان بد» نداره؛ شما باید تموم کلوسیا رو بکشین تا عشق خود رو که مرده، زنده کنین. کلوسیا هیچ وقت در همون لحظه اول به شما حمله نمی کنن و به طور کامل مشخصه اهداف شخصیت اصلی بازی به طور کاملً خودخواهانهه؛ طوریکه انگار شما شخصیت منفی بازی هستین. وقتی که بازیکن اونا رو میکشه، یه حس عجیب گناه به اون منتقل می شه که بیشتر به خاطر چشمون غمگین و معصوم اونا هستش -وقتی که به شما نگاه می کنن. تیم ایکو شخصیتا رو طوری طراحی کرده که حس ترس و دلسوزی رو با هم، و اونم فقط از راه ظاهر، به بازیکن منتقل کنه.

دیدگاه طراح سایه کلوسوس:

اِی جی جفریس، از دارندگان استودیو MDI دیجیتال (فعال در مورد طراحی گرافیک کامپیوتری) و استاد طراحی سه بعدی، در این باره میگه: «مراحلی که واسه هر کدوم از ۱۶ کلوسی درنظر گرفته شده به طور کاملً از بقیه کلوسیا جدا به نظر می رسه. من عاشق این موضوع هستم که ساختار بدن هر کلوسی با طبیعت و معماری جایی که اونو پیدا می کنین، همخوانی داره. سنگا شکسته و روکشای خزدار که روی بدن اونا رو پوشونده به شما تذکر میده که کلوسیا موجوداتی باستانی هستن؛ گویی تموم اون بخش از زمین راهی که در دنیای بزرگ و پراکنده سایه کلوسوس پیاده رفتید، حالا به هم وصل شده و عزمشونو جزم کردن پیاده روی کنن. کلوسیا واقعاً به دنیای بازی تعلق دارن و جزئی از اون هستن.»

گری جی لوکن، طراح پیکسلی بازی آرمی آو ترولز، میگه: «یکی از بهترین عناوینی که در عمرم بازی کردم. من عاشق طراحی کلی بازی هستم، اما اون کلوسیا فوق العاده هستن! یه حالت غمگینی در چهره اونا هست. کارتون غول آهنی رو یادتونه؟ هنگام مقابله با کلوسیا انگار در حال جنگ با غول آهنی هستین، و بعد از کشتن اون احساس گناه می کنین.»


در قسمت بعدی به بررسی طراحی هنری بایوشاک، مس افکت، فال آوت و نقاط قوت اونا در این مورد می پردازیم. وقتی که نام این بازیا رو می خونین، چه چیزایی به ذهنتون میاد؟ تا حالا فکر کردین که بعد از تجربه یه بازی، چه تصویری در ذهنتون واسه بازی میسازید؟ واسه بایوشاک چی جز اتمسفر تاریک و سرد شهر رپچر و اون بیگ ددیای عجیب غریب می تونه جای گیرد؟ واسه بقیه عناوین چیجوری؟

معرفی همگردی؛ اپلیکیشنی برای یافتن جاذبه های گردشگری در سراسر ایران

تابستون رو به اتمامه، اما هنوز یه ماه دیگه فرصت هست تا بار سفر ببندیم و با شگفتیا و نقاط دیدنی میهن عزیزمون آشنا شیم. ایران ۱,۶۴۸,۱۹۵ کیلومتر مربع مساحت داره و به طور کامل مشخصه که واسه پیدا کردن نقطه مناسب واسه سفر در این سرزمین پهناور، به یه راهنما احتیاج داریم.

همگردی می تونه راهنمای خوبی واسه این سفر باشه؛ اپلیکیشنی که به غیر از معرفی جاذبه های گردشگری می تونه رستورانا، فروشگاه ها، مراکز فرهنگی و هنری و نقاط دیگه در دور و بر کاربرانش رو هنگام سفر به شهری غریب به نمایش درآورد.

در ادامه با سایت ما همراه باشین. 

همگردی واسه سفر یه راهنمای درست و حسابیه؛ می تونه نقاطی بکر و دیدنی که حتی اسمش رو نشنیده اید رو به شما پیشنهاد کنه و وقتی که در راه رسیدن به شهر مورد نظرتون هستین، شما رو از مراکز مهم دور و برتون باخبر سازه.

اپلیکیشن از رابط کاربری بسیار شکیل، منظم و در عین حال سبکی استفاده میکرد تا هنگام بارگذاری محتوا با اینترنت دیتا خیلی اذیت نشید. همگردی کلا از پنج برگه به همراه یه منوی کشویی واسه جسجتوی با فیلتر تشکیل شده که هر کدوم امکانات مختلفی در اختیار کاربر قرار میدن.

دو بخش "یه جای باحال" و "یه اتفاق باحال" همونطور که از نامشون پیداست، به ترتیب نقاط دیدنی ایران و اتفاقای مثل جشنواره ها و تورهای مسافرتی رو به صورت اتفاقی به شما پیشنهاد می کنن تا واسه انتخاب مقصد سفر از اونا استفاده کنین.

با کلیک روی هر نقطه یا اتفاق، به منوی مخصوص اون راهنمایی میشین تا در اون قسمت بتونین اسلایدشوی تصاویر اون مکان، موقعیت دقیقش روی نقشه گوگل، اطلاعات تکمیلی و نظرات کاربران در مورد اون نقطه رو ببینین.

اما فرض کنین که وارد یه شهر غریب شدین و به دیدنیا و امکانات شهر تسلط ندارین. در اینجور موقعیتی منوی "دور و بر من" و نقشه همگردی می تونه به کمکتون بیاد.

در بخش دور و بر من می تونین رستورانا، مراکز فرهنگی و هنری، باشگاه های ورزشی و موارد دیگه رو یافته و با کلیک روی هر کدوم به سویش مسیریابی کنین. ضمن این که با مراجعه به نقشه، می تونین کلیه این مراکز رو با نمادهای مخصوص به خود در نقشه شهر ببینین.

جستجوی با فیلتر یکی از امکانات بسیار خوب اپلیکیشنه که با به کار گیری فیلترهای اون می تونین دقیقا به نتیجه مورد نظرتون برسین. البته نقاط ثبت شده در دیتابیس همگردی هنوز کامل نشده و ممکنه در بعضی شهرهای کوچیک گزینه های محدودی در اون ببینین. اما کارکرد همگردی رو در شهرهای بزرگ و توریستی میشه قابل قبول دونست.

اگه به زودی قصد سفر به شهری که تا الان نرفته اید رو دارین، بد نیس که اپلیکیشن رایگان همگردی رو در موبایل هاتون به همراه داشته باشین؛ شاید پیشنهادات این اپلیکیشن بتونه از بروشورهای تبلیغاتی و نظرات بقیه واسه شما مفیدتر ظاهر شه.

همگردی

  • همگردی
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: همگردی
  • سیستم عامل: اندروید
  • حجم: ۲٫۵ مگابایت

دانلود

مروری بر گران ترین تلفن های هوشمند سال ۲۰۱۵

اگه از نظر مالی در محدودیت نباشین و خودتون هم مشکلی با خرج کردن پول واسه خرید گوشی موبایل نداشته باشین اون وقت طیف انتخاب هاتون بسیار وسیع تر می شن. در کنار گرون ترین پرچمداران بازار اما، موبایلایی هم وجود دارن که فقط به تعداد محدود ساخته می شن و قیمت بالایی هم دارن و مشتریانشان هم آدمایی خاص هستن.

از اونجایی که بیشتر مردم کاری با این دستگاه ها ندارن، بر اون شدیم اونا رو کنار گذاشته و در مقابل نگاهی بندازیم به گرون ترین پرچمداران سال جاری میلادی که تعداد خریدارانشان هم کم نیستن با این توضیح که گجتای گفته شده در این خبر با درنظر داشتن قیمت اونا در بازار آمریکا به لیست اضافه شدن.

در ادامه این مطلب با سایت ما همراه باشین.

گلکسی نوت ۵ محصول سامسونگ

قیمت مدل ۶۴ گیگابایتی این موبایل از طرف بیشتر اپراتورهای آمریکایی برابر با ۸۰۰ دلار اعلام گردیده با این همه T-Mobile اونو در ازای دریافت ۷۷۹٫۹۹ دلار در اختیار علاقمندانش قرار میده تا نوت ۵ عنوان ارزون ترین موبایل گرون لیست ما رو به خود اختصاص بده.

همونطور که شاید میدونید سامسونگ مدل ۱۲۸ گیگابایتی این تلفن هوشمند رو معرفی نکرد و بخاطر این مدل ۶۴ گیگابایتی اش بالاترین ظرفیت ارائه شده واسه اون هستش. در هر صورت می تونین مطمئن باشین که با پرداخت ۷۹۹٫۹۹ دلار می تونین یه فبلت بسیار پیشرفته رو همراه با امکاناتی مثل قلم S، نمایشگر ۵٫۷ اینچی Super AMOLED Quad HD، چیپست اگزینوس ۷۴۲۰، ۴ گیگابایت رم و یه دوربین عالی دریافت کنین که همه در بدنه ای فلزی جای گرفتن.

اکسپریا Z5 Premium محصول سونی

این موبایل هنوزم به بازار عرضه نشده اما سونی در نظر داره فروش اونو از ماه آینده شروع کنه. شرکت مورد بحث قبلا معلوم ساخت که قیمت Z5 Premium برابر با ۷۹۹ یورو در اروپا میشه و این یعنی به احتمال زیاد در آمریکا به قیمت ۸۰۰ دلار فروخته می شه. البته این رو هم باید اضافه کنیم که هنوز مشخص نیس موبایل یاد شده در آمریکا هم به صورت رسمی عرضه می شه یا خیر.

مدل اعلای پرچمدار تازه سونی اولین تلفن هوشمند در دنیاست که از یه نمایشگر ۴K (با رزلوشن ۲۱۶۰ در ۳۸۴۰ پیکسل) استفاده میکرد هرچند که بخش اعظمی از شامل اون با فرمت ۱۰۸۰p پخش می شه.

جدای از این ویژگی، دستگاه مورد بحث دارای یه چیپست هشت هسته ای اسنپدراگون ۸۱۰ محصول کوالکامه و ۳ گیگابایت رم، دوربین اصلی ۲۳ مگاپیکسلی ، ۳۲ گیگابایت حافظه داخلی قابل پیشرفت و یه باتری ۳۴۳۰ میلی آمپر ساعتی رو در خود جای داده و خود دستگاه هم مثل بقیه موبایلای پیشرفته سونی در برابر آب مقاومه.

آیفون ۶ اس محصول اپل

علاقمندان به این دستگاه می تونن با پرداخت ۶۴۹ دلار اونو بخرن که قیمت تعیین شده واسه مدل ۱۶ گیگابایتیه و امکان پیشرفت ظرفیت اونم وجود نداره. اگه خواهان خرید بهترین مدل آیفون ۶ اس هستین (یعنی نسخه ۱۲۸ گیگابایتی) لازمه که مبلغ ۸۴۹ دلار رو واسه اون پرداخت کنین.

این مبلغ واسه موبایلی که یه نمایشگر ۴٫۷ اینچی با رزلوشن ۷۵۰ در ۱۳۳۴ اپیکسل داره کمی زیاده اما با در نظر داشتن کیفیت بالای ساخت آیفون ۶ اس و امکانات مبتکرانه در نظر گرفته شده واسه اون مثل تکنولوژی ۳D Touch و هم اینکه امکان دسترسی به اکوسیستم iOS میشه از اون بیخیال شد.

گلکسی اس ۶ اج پلاس محصول سامسونگ

درست مانند تلفن هوشمند نوت ۵ سامسونگ، این محصول هم بدون نسخه ۱۲۸ گیگابایتیه اما مدل ۶۴ گیگابایتی اش هم به اندازه کافی گران تموم می شه: الان امکان خرید اون با پرداخت مبلغی کمتر از ۸۵۹٫۹۹ دلار جفت و جور نیس (که این موضوع هم به شرط اون هستش که موبایل خود رو از T-Mobile بخرین چراکه رقم درخواستی از طرف بقیه اپراتورها به مراتب بیشتر از این میزانه).

گلسی اس ۶ اج پلاس امکانات و قابلیتای مشترکی با نوت ۵ داره و اصلی ترین فرق اونا اینه که مدت اج پلاس مجهز به یه نمایشگر خمیده (۵٫۷ اینچچی از نوع Quad HD) است و بدون قلم اس به فروش میره.

گلکسی اس ۶ اج محصول سامسونگ

تلفن هوشمند گلکسی اس ۶ اج بر خلاف ابعاد کوچکش می تونه قیمتی بالاتر از مدل اج پلاس داشته باشه البته این در صورتی درست از آب در میاد که قصد خرید نسخه ۱۲۸ گیگابایتی رو داشته باشین.

الان پایین ترین رقم واسه موبایل گلکسی اس ۶ اج ۱۲۸ گیگاباباتی از طرف AT&T درخواست می شه که برابر با ۹۱۴٫۹۹ دلاره. این محصول که از دید ظاهری مثل مدل اج پلاس به نظر میاد دارای یه نمایشگر ۵٫۱ اینچی Quad HDه منتها فرقش اینه که فقط سه گیگابایت رم براش در نظر گرفته شده و یه باتری کوچیک تر ۲۶۰۰ میلی آمپر ساعتی رو در خود جای داده.

آیفون ۶ اس پلاس محصول اپل

در آخر به گرون ترین تلفن هوشمند این لیست می رسیم و اون چیزی نیس جز آیفون ۶ اس پلاس. اپل واسه این محصول خود رقمی برابر با ۹۴۹ دلار رو واسه مدل ۱۲۸ گیگابایتی طلب کرده که ۱۰۰ دلار از قیمت آیفون ۶ اس ۱۲۸ گیگابایتی بیشتره.

این گجت یه نمایشگر ۵٫۵ اینجی با رزلوشن ۱۰۸۰ در ۱۹۲۰ پیکسل داره و به اندازه قابل توجه ای از مدل معمولی ۶ اس بزرگ تر به نظر میاد. از دیگر تفاوتای این مدل میشه به سیستم لرزشگیر اپتیکال و باتری بزرگ تر در داخل بدنه اون اشاره کرد.

معرفی بازی های سرگرم کننده استودیو NaturalMotion Games

استودیوهای انگلیسی طی سالای گذشته نقش تاثیرگذاری در صنعت بازی سازی و به خصوص بازی سازی موبایل داشتن. یکی از شهیرترین این استودیوها، King اسمشه که قبلا به معرفی بازیای اون پراختیم. سازنده بازی Candy Crush Saga و چند عنوان محبوب دیگه.

اما این بار به سراغ NatruaMotion Game رفته ایم که تولیدات جذاب و زیادی داشتن.

در ادامه با سایت ما همراه باشین.

Clumsy Ninja

در دوران و سرزمینی خاص، نام نینجاها دلهره آورتر از هر چیزیه. جنگجویان ماهری که به موثرترین راهکارهای جنگی تسلط دارن و وسایل شون کشنده تر از توپ و تانکه. اما این نینجا یه دست و پا چلفتی به تموم عیاره که ابهت تموم نینجاها رو زیر سوال می بره. ایشون قرار نیس شما رو در ماجراجویی بزرگی همراهی کنه، ایشون می خواد شما رو بخندون و شک نداشته باشین موفق می شه.

Clumsy Ninja

  • Clumsy Ninja
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: NaturalMotion
  • سیستم عامل: اندروید و iOS
  • حجم: ۹۲٫۹ مگابایت

دانلود

CSR Classics

در کنار آسفالت و دیگه بازیای ماشین سواری که در تلفنای همراه ما و تبلتای همه مون دیده می شه، این یکی جاش شاید خالی باشه. CSR Classics و CSR Racings دو عنوان ماشین سواری استودیوی NaturalMotion هستن که کیفیت ساخت خیلی بالایی داشته و از گرافیک تکنیکی و هنری سطح بالایی استفاده میکردن.

CSR Classics

  • CSR Classics
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: NaturalMotion
  • سیستم عامل: اندروید و iOS
  • حجم: ۳۸۰ مگابایت

دانلود

My Horse

اگه از علاقه مندان به حیوانات و مخصوصا اسبا هستین، My Horse مخصوص شما طراحی شده. البته بیشتر از اینکه بخواد یه بازی تکنیکی و علمی-آموزشی در مورد اسبا باشه، یه عنوانی تفریحی و سرگرم کننده با محوریت اسب هاست. در این بازی حتی می تونین اسبای مخصوص به خودتون رو هم طراحی کرده و واسه شون شاخ بذارین تا تبدیل به تک شاخ قصها تبدیل شن.

My Horse

  • My Horse
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: NaturalMotion
  • سیستم عامل: اندروید و iOS
  • حجم: ۱۱۶ مگابایت

دانلود

Jenga

ینگا یا جنگا، از بازیای استرس آور و رقابت برانگیزیه که معمولا دو نفره انجام می شه. دو نفر در دو طرف یه میز می شینن و دانه به دانه تیکهای چوبی رو از ساختار برج بیرون میکشن. این بازی قبل اینکه برنده ای داشته باشه، یه بازنده داره و بازنده کسیه که هنگام بیرون کشیدن یه تیکه از برج، دلیل فروریختن اون شه. اگه آرامش اعصاب ندارین اصلا سراغ بازی نرید.

Jenga

  • Jenga
  • قیمت: رایگان
  • سازنده: NaturalMotion
  • سیستم عامل: اندروید و iOS
  • حجم: ۶۲٫۵ مگابایت

دانلود

تاثیر تسلا بر روی کاهش آلایندگی دی اکسید کربن شهرهای آمریکا

بررسی نقشه پراکندگی خریداران اجناس تسلا در سراسر شهرها و کشورای  جهان و تاثیر این خودروساز بر اندازه کاهش تولید کربن دی اکسید موجود در سطح جهان موضوعیه که پرداختن از اون می تونه مهم باشه.

تلاش واسه حفظ محیط زیست از جمله اهدافیه که همه کشورای دنیا روی اون تاکید دارن. یکی از مصادیق آلودگی محیط زیست که نه فقط گریبان گیر ایران شده بلکه خیلی از کشورای دیگه دنیا از جمله چین رو هم درگیر خود کرده ورود بیشتر از اندازه کربن دی اکسید و ذرات آویزون به هوا و آلوده کردن اون هستش.

چند سالی می شه که خیلی از دولتا با سیاستای حمایتی خود به دنبال هدایت مردم به سمت به کار گیری خودروهای برقی هستن. این وسط شرکت تسلا جزء نامداران صنعت خودوسازی الکتریکی بوده و نقش به سزایی در کاهش آلودگی هوا داشته.

شرکت نقتی توتال تازگیا تصاویری رو منتشر کرده که نشون دهنده تاثیر مثبت استفاده کنندگان خودروهای تسلا بر محیط زیست زمینه.

در واقع این تصاویر میگن که صاحبان خودروهای تسلا چیجوری با انتخاب خودروهای الکتریکی این شرکت به جای خودروهای بنزینی و گازوئیلی از نفوذ گازهای کربن دی اکسید به جو کره زمین جلوگیری کرده و هم اینکه اندازه این گازهایی رو که از ورودشون جلوگیری شده رو هم نمایش میدن.

در آمریکا امریکا، همونطور که انتظار می رفت بیشترین تاثیر در ایالت کالیفرنیا بوده که اندازه این اتفاق مثبت در شش شهر بزرگ و مهم این ایالت به توضیح زیره:

  1. شهر لس آنجلس کلا ۶۷۱۱۳۹۱ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۱٫۶۹ کیلوگرم)
  2. سن دیگو کلا ۳۶۴۶۹۴۳ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۲٫۶۱ کیلوگرم)
  3. سان فرانسیسکو کلا ۳۱۷۵۰۱۸ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۳٫۶۶ کیلوگرم)
  4. ایروین کلا ۲۶۶۹۶۶۱ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۱۰٫۰۳ کیلوگرم)
  5. لس آلتوس کلا ۲۵۱۹۷۴۴ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۵۹ کیلوگرم)
  6. سن خوزه کلا ۴۰۸۵۱۷۳ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۳٫۹۷ کیلوگرم)

با توجه جمعیت کلی شهرها هر فرد از ورود اندازه حجم متفاوتی از کربن دی اکسید به هوا جلوگیری می کنه.

ممکنه شهری کلا از ورود حجم بزرگی از کربن دی اکسید به هوا جلوگیری کنه ولی با در نظر گرفتن جمعیت بالایی که داره سرانه هر فرد در اون شهر عدد زیادی نشه.

به خاطر همین این عدد می تونه در شهرهای کوچیک به مراتب بیشتر از شهرهای مرکزی و پر جمعیت باشه. مثلا به ۵ شهر کوچیک زیر توجه کنین:

  1. کلیفتن در ایالت ویرجینیا کلا ۱۴۸۹۷۹ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۵۰۵٫۰۱ کیلوگرم)
  2. بدفورد در ایالت نیویورک کلا ۱۵۱۰۵۸ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۸۲٫۳۶ کیلوگرم)
  3. سامرلند در ایالت کالیفرنیا کلا ۹۳۷۳۸ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۶۴٫۷۳ کیلوگرم)
  4. رانچو سانتافه در ایالت کالیفرنیا کلا ۶۷۱۸۸۶ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۶۰٫۷۷ کیلوگرم)
  5. لس آلتوس در ایالت کالیفرنیا کلا ۲۵۱۹۷۴۴ کیلوگرم (به ازای هر شهروند این شهر ۵۹ کیلوگرم)

نقشه های زیر بیان میکنن که مردم چه کشورهایی به اندازه پررنگ تری از ورود گاز کربن دی اکسید به هوا جلوگیری می کنن.

در واقع این نقشا میشه نشون دهنده اندازه پراکندگی استفاده کنندگان خودروهای تسلا در سراسر جهان و به صورت خاص در ایالت متحده باشه.

همونطور که مشخصه امریکا بزرگترین بازار فروش حال حاضر شرکت تسلا حساب می شه و مردم این کشور بیشتر از بقیه به استفاده کردن از خودروهای الکتریکی راغب ان.

البته در این میون این سوال هم مطرحه که برق لازم تردد این خودروها از راه نیروگاهای زغال سنگی تامین شده یا نتیجه روشای پاک تری مثل نیروگاهای گازی یا به کار گیری انرژی خورشیدی و بادیه؟

با گسترده شدن انرژیای جانشین، شرایط بسیار مطلوب تری از نظر کم شدن اندازه آلودگی خودروهای برقی حاصل می شه و این مسئله در آینده می تونه شرایط آب و هوایی کره زمین رو نسبت به وضعیت فعلی اصلاح کنه.

کارآفرینان ایرانی تمایلی به فیلتر شدن رقبای بین‌المللی خود ندارند

پشتیبانی از کار و کاسبی های داخلی موضوعیه که در چند سال گذشته دولت به اون تاکید بسیاری داشته؛ تاکیدی که در نفس ماجرا، اتفاقی پسندیده هم جهت با افزایش درآمدزایی و اشتغال هستش اما راه صحیحی واسه این پشتیبانی انتخاب شده؟ اتفاقی که این روزا در ظاهر اتفاق می افته، بسته شدن سرویسای خارجی به دلیل وجود یه نمونه مثل سازی شده از اونا در داخل کشوره؛ روندی که کاربران باور دارن اجرا می شه تا اونا رو به طرف به کار گیری سرویسای مشابه بومی بفرسته.

وزیر ارتباطات که این روزا فعالیت زیادی در شبکه های اجتماعی داره در چندین مورد در مورد این روند اظهارنظر کرده و گفته که پشتیبانی از اپلیکیشنا فقط در اختیار وزارت ارتباطات نیس و نهادهای دیگری هم در این مسئله موثر هستن. این شایعه ها جدا از غلط یا درست بودن‏، نشون از وجود مشکل در سیاستای حمایتی از اپلیکیشنا به وسیله دولت داره.

فارغ از این موضوع، باید دید که این نوع راه آماده کردن واسه برنامه های ایرونی به نفع اوناس یا نتیجه دیگری داره؟ و اینکه خود پیشرفت دهندگان این برنامه ها و یا صاحبان این کسب وکارها این نوع سیاست رو چیجوری آزمایش می کنن؟ «پارسا جانباز»، مدیرعامل سرویس دانرو، که نمونه مشابهی از اپلیکیشنای Swarm و Foursquare هستش در این باره به سایت ما میگه:

«پیشرفت نمونه های جهانی اپلیکیشن ما باعث پیشرفت ما هم می شه چون که می تونیم محتوای خوبی از اونا رو الگو بگیریم و یا اینکه از تغییرات اونا درس بگیریم. کارآیی این اپلیکیشنا باعث شده که تعداد خیلی از کاربران حرفه ای پرورش داده شن که ما از تعدادی از بهترینای اونا بهره می بردیم.»

جانباز از مشکلاتی که بعد از فیلترینگ نمونه های خارجی واسه اونا پیش اومده شکایت می کنه و ضمن اشاره به برچسبایی که به اونا به وسیله بعضی از کاربران زده می شه میگه:

«بعد از بسته شدن سایتایی مثل تاینی موویز و شایعه هایی که در شبکه های مجازی مبنی بر دخالت داشتن تلویزیونای اینترنتی در این اقدام پخش شد، برچسبای زیادی هم به ما زده شده که نارواست. بعضیا فکر می کنن ما واسه بسته شدن این برنامه ها دخالت کردیم اگه اصلا اینجور نیس و ما حتی از فعالیت این برنامه ها استقبال هم می کنیم. بدنامی که واسه ما و یا دیگه برنامه های مشابه مثل اسنپ (واسه بسته شدن Waze) این روزا راه افتاده واقعا تقصیر ما نیس.»

ایشون پشتیبانی دولت از اپلیکیشنای ایرونی رو در مسائل مهمتری از جمله حل کردن مشکل مجوز، تشکیل صنف، حل مشکلات مالیاتی، ایجاد وسایل حمایتی و تسهیلاتی مثل بقیه تجارتای آفلاین واسه کار و کاسبی های آنلاین می دونه: «پشتیبانی از ما می تونه در راه های بهتری باشه، به چه دلیل باید واسه رسیدن به جایگاه علم بنیان شدن مراحل اینجور طولانی رو رد کرد؟»

در خیلی از کشورها، کار و کاسبی های بومی با پشتیبانیای دولتی تونستن در برابر موارد بین المللی به موفقیت برسن

اون بازار رقابتی رو بهتر از بازار تکی می دونه و عقیده داره با حضور در کنار برنامه های خارجی میشه پیشرفت داشت و اونو حس کرد. مدیرعامل دانرو باور داره هیچ کشوری وابستگی به کار و کاسبی های دیگه کشورها رو دوست نداره ولی سرویسایی مانند اوبر و یا واتس اپ در بسیاری کشورها در کنار کار و کاسبی های بومی اون مناطق در حال فعالیت هستن و مشکلی هم واسه برنامه های بومی پیش نیامده، چون که دولت اونا پشتیبانی کامل خود رو از این برنامه ها در دستور کار خود قرار داده:

«در کشور چین واتس اپ در مقابل ویچت عقب مونده و کاربران چینی ویچت رو به هر پیام رسان دیگری بهتر می دونن. مثل این موارد فت و فراوون در اقصی نقاط جهان دیده می شه و واقعا وجود این برنامه های خارجی باعث انگیزه واسه پیشرفت برنامه های بومی می شه. این وسط جفت و جور کردن شرایط واسه کار و کاسبی های داخلی و هم اینکه بحث مهم اعتمادسازی باید به وسیله دولت و البته ما انجام شه طوری که نیاز به یه کار فرهنگی بسیار واجب تر از بستن برنامه های خارجی و دیگه موارده.»

دور شدن از ترن جهانی از زیانای نبود دسترسی به برنامه ها و سایتای خارجیه

«حسین احمدپناه»، پیشرفت دهنده اپلیکیشن و مدیر واحدنرم افزار شرکت بهارسامانه شرق که خود در ساخت خیلی از این سرویسای داخلی همکاری داشته، عقیده داره که وجود اپلیکیشنا و کار و کاسبیا باعث رشد اقتصادی و فناوری کشور شده و ایرانیان از ساخت و پیشرفت برنامه های فقط در بخش مالی-حسابداری خارج شدن. ایشون به سایت ما میگه:

«بعضیا فرض بر این دارن که این مسئله منتهی به کپی کاری ایرانیان می شه، مثل پدیده آپارات و یوتوب. اما مدلسازی ایرانیان یه تغییر از سیستمای مشابه خارجیه و در بعضی موارد با تغییرات به وجودآمده در اونا منتهی به موفقیت و بازی برد برد بین کاربر و سرویسای اینترنتی می شه. اما فیلتر شدن این برنامه ها دلیل می شه تا کاربران و سازندگان از ترندهای جهانی دور بمونن، اگه جامعه آنلاین ایران پتانسیلی داره که الان خودش در جهان ترندسازی کنه.»

احمدپناه نبود دسترسی بازار بین المللی آنلاین رو مصادف با از دست دادن این نوع تجارت در دنیا می دونه. ایشون هم اینکه عقیده داره اگه فیسبوک و یا برنامه های مشابه در این چند سال فیلتر نبود، مشکلات رفتاری و فرهنگی که الان در بقیه شبکه های اجتماعی تماشاگر اون هستیم زودتر مورد بررسی قرار می گرفت و چه بسا که حل می شد. ایشون هم اینکه درباره ورود حدود انحصار به دنبال فیلترینگ اجناس بین المللی میگه:

«وقتی تموم تواناییای یه سرویس به یه برنامه داخلی داده می شه و نود درصد ظرفیت اون تجارت الکترونیکی دست یه سازمان میفته، مشکل انحصار و قدرت بیش ازحد پیش میاد و صاحبان کسب وکار می تونن به یه باره بدون هیچ مشکلی سرویسای خود رو هر زمان که خواستن قطع کنن و یا هرجوری که مایل بودن با کاربران و دیگه صاحبان کسب وکار رفتار کنن.»

سرمایه گذاری خارجی می تونه تکنولوژی و مدیریت روز دنیا رو با خود به همراه بیاره

اون پیشنهاد میده به جای فیلترینگ می تونیم شعبه ای از اپلیکیشنا رو در ایران داشته باشیم که در این صورت هم اشتغالزایی صورت میگیره و هم در مواردی خاص (مثل آوردن CDNهای تلگرام به ایران) هزینه ترانزیت اینترنت رو کم می کنه:

«سرمایه گذاری خارجی باعث می شه که آموزشای به روز در موردای تکنولوژی و مدیریت به جوونا ارائه شه و سطح علم کشور زیاد شه. بعدا می شه از این علم در برنامه های بومی استفاده کرد، راهی که مثلا گروه اینترنتی ایران با کمک سرمایه گذاران خارجی در اول شروع راه خود شروع و حال به وسیله افراد بیشتر ایرونی هدایت می شه.»

پشتیبانی از کار و کاسبی های آنلاین بومی در همه جای دنیا صورت میگیره و مسئله تازه ای نیس ولی به نظر می رسه سیاستای گذشته دولت واسه پشتیبانی از موارد داخلی اشکالاتی داره و رسیدگی به مشکلات اصلی این تجارتا فراموش شده.

فورت نایت و پابجی: نبرد بزرگ دنیای بتل رویال

حدودا یه سال از زمان عرضه شدن بازی PlayerUnknown's Battlegrounds به صورت دسترسی زودتر از موعد معمولی (Early Access) میگذره. بازی در شروع اشکالای بسیار زیادی داشت ولی تصمیمای بسیار درست تیم سازنده بازی و اصلاح بازی براساس پیشنهادات بازیکنان باعث رشد بسیار سریع بازی شد. در همین حال تعداد طرفداران بازیای بتل رویال دیگه مثل H1Z1 و DayZ به دلیل تصمیمات نادرست و نارضایتی بازیکنان روز به روز کمتر می شد. این جوری شد که قبل از عرضه نسخه اصلی بازی، پابجی به رتبه اول تعداد بازیکنان آنلاین در استیم رسید و تموم رقیبان خود رو شکست داد.

اما حالا یه حریف جدید واسه پابجی پیدا شده. کمی بعد از عرضه نسخه دسترسی زودتر از موعد معمولی پابجی یه نام جدید بر سر زبانا افتاد و به سرعت گسترش پیدا کرد. همه فورت نایت (Fortnite) رو به خاطر حالت بازی بتل رویال می شناسن، اما در واقع بتل رویال فقط یکی از چند حالت تعریف شده جور واجور واسه این بازیه. البته از همین قضیه میشه حدس زد که حالت بتل رویال تجربه ای بسیار لذت بخش تر از دیگر حالتای بازیه.

نیاز به توضیح نیس که در دنیای امروز ایده های تکراری هیچ وقت به موفقیت نمی رسن. مردم همیشه به دنبال یه ایده و یه تجربه خاص هستن و در اون بخش دنبال بهترین نمونه می گردن و بعد از اون کمتر حاضر می شن چیزای جدید رو تجربه کنن. این مسئله در مورد پابجی و رقبای اولیه اون مثل DayZ و H1Z1 صادق بود. اما فورت نایت چی داره که نه فقط از پابجی عقب نمی مونه، بلکه هرروز به اون نزدیک تر هم می شه؟ در این مقاله می خوایم تفاوتای اصلی این دو بازی رو بررسی کنیم:

گرافیک

بازی فورت نایت: بتل رویال ایده اصلی سبک بتل رویال رو میگیره و اونو در قطب مخالف پابجی پیاده می کنه. از همون لحظه اول که وارد بازی میشین می فهمید قراره تجربه ای به طور کامل متفاوت نسبت به پابجی داشته باشین. شخصیتا و منوهای بازی بسیار فانتزی و کارتونی طراحی شدن و تداعی کننده بازیایی مثل Team Fortress 2 یا Borderlands هستن.

این حس وقتی واسه اولین بار وارد بازی میشین تقویت می شه. مثل پابجی شما تو یه ناحیه (که در این بازی یه فرودگاهه) منتظر می مونید تا تموم بازیکنان به سرور وصل شن تا بعد وارد مپ اصلی شید. تقریبا همه جا سبزه و چند درخت و ساختمون این طرف و اون طرف وجود دارن. از نظر رنگی محیط بازی به طور کامل یه دسته و به خاطر همین دیدن حریفان نسبت به پابجی بسیار آسون تره. در باند فرودگاه اتوبوس آبی رنگی هست که کار همون هواپیماهای پابجی رو می کنه و بازیکنان رو به مپ اصلی میرسونه.

بیشتر نواحی جور واجور بازی هم به همین شکله. دشتهای سبز ناهموار با چند کوه کوتاه و بلند و چند شهرک جور واجور. یکی از نقاط قوت اصلی فورت نایت نسبت به پابجی سادگی ظاهری اون هستش. البته سادگی نه به معنی کسل کننده و قابل پیش بینی بودن. دنیای فورت نایت خیلی روی جزئیات واقع گرایانه تمرکز نمی کنه و محیط رو هم جهت با بهبود درگیریا طراحی کرده. در پابجی شما می تونین در خونهایی بدون پنجره با اتاقات در تو پیدا شید و بیرون خونها هم همیشه سنگ و بیشه و دریا و چیزای دیگری هست که می تونین پشت اونا پناه بگیرین و مخفی شید.

در فورت نایت پیدا کردن دشمنان و تحت نظر گرفتن محیطای جور واجور ساده تره. اما این مسئله به قیمت از بین رفتن جزئیات تموم می شه. پس اگه از طرفداران بازیایی مثل ARMA هستین و دوست دارین جنگیدن رو در محیطایی نزدیک به واقعی تجربه کنین شاید پابجی انتخاب بهتری باشه.

از طرف دیگه حذف جزئیات غیر لازم از دنیای بازی باعث شده فورت نایت بازی بسیار سبک تری نسبت به پابجی باشه. پابجی یکی از سنگین ترین بازیای هست و واسه تجربه دنیای بازی در بالاترین تنظیمات گرافیکی باید سیستم بسیار قدرتمندی داشته باشین. از طرف دیگه پایین آوردن تنظیمات گرافیکی باعث افزایش فریم می شه اما در این حالت دیدن و پیدا کردن دشمنان خصوصا از فواصل زیاد خیلی سخت تر می شه..

فورت نایت این مشکل رو تا حدودی حل کرده. بازی هنوزم بسیار سنگینه؛ از همه چیز گذشته در آخر شما تو یه مپ بسیار بزرگ و در کنار ۹۹ نفر دیگه بازی می کنین و این اطلاعات کمی واسه پردازش نیس. اما نسبت به پابجی، بازی بسیار روان تره و با سیستمای قدیمی بیشتر کنار میاد. پس واسه کسائی که سیستمای خیلی خوبی ندارن و دنبال چند بازی کوتاه هستن فورت نایت انتخاب منطقی تریه.

اما به صورت کلی انگار با اینکه راه و روش واقع گرایانه طراحان پابجی در طراحی دنیای بازی باعث تجربه خاص و بسیار لذت بخشی شده، دنیای فورت نایت فضای بیشتری به گیم پلی میده و از طرف دیگه بازیکنان بیشتری هم جذب می کنه.

گیم پلی

اولین چیزی که در دنیای پابجی جلب توجه می کنه یه نوار آبی رنگ در گوشه راست صفحه س که روی اون تصویر یه پله، پل، دیوار و چند چیز دیگه س. شاید مهمترین نقطه فرق این دو بازی همین توانایی ساختن باشه. در بازی فورت نایت شما می تونین از منابع جور واجور درون بازی (مثل چوب، سنگ و آهن) استفاده کنین و چیزای جور واجور بسازین. مثلا در فورت نایت تپه های زیادی هست و شما بعضی وقتا نمی تونین به صورت عادی از اونا بالا برید، اما می تونین یه پلکان چوبی بسازین و با به کار گیری اون راحت به بالای تپه برید. یا وقتی با دشمن درگیر شدید و هر لحظه ممکن بود بمیرید دور خود یه دیوار آهنی بسازین تا دشمن نتونه به شما تیراندازی کنه.

هم اینکه در بازی یه آیتم به نام Jump Pad  هست که با به کار گیری اون میشه مسافتی طولانی رو با سرعت زیاد پرواز کرد. پس میشه نتیجه گرفت که حرکت کردن از یه مکان به مکان دیگه در بازی بسیار راحت تره.

از طرف دیگه فورت نایت به طوری طراحی شده که حرکت رو تشویق می کنه. تقریبا تموم ساختمانای درون بازی ضعیف هستن. شما می تونین از کلنگ خود (تنها اسلحه سرد یا Melee بازی که واسه ماین کردن هم از اون استفاه می شه)  تا در و پنجره و دیوار ساختمانا رو نابود کنین و سنگ و چوب و آهن به دست بیارین. هم اینکه می تونین با شلیک کردن به سازه های دیگه بازیکنان پناه اونا رو نابود کنین و اونا رو مجبور به حرکت کنین.

مکانیزمای حرکتی بازی فورت نایت هم بسیار ساده تر از پابجی هستن. فورت نایت بر خلاف پابجی حرکتای جور واجور مثل سینه خیز رفتن رو حذف کرده و از طرف دیگه سرعت حرکت و ارتفاع پرش شخصیتا رو زیاد کرده.

جایی که پابجی به روشنی از فورت نایت پیشی میگیره طراحی اسلحه و جزئیات مربوط به اون هستش. در فورت نایت تعداد کمی از سلاحای جور واجور (چند اسلحه خودکار، چند اسلحه کمری و چند شاتگان) هست. تنها چیزی که اینا رو از هم جدا می کنه کلاس سلاحا هستش که با چند رنگ جور واجور مشخص شدن. مثلا رنگ نارنجی بیان کننده دسته Legendary یا افسانه ایه. سلاحای این کلاس بیشتر از بقیه آسیب میزنن و پیدا کردن اونا خیلی سخت تره. پس لوت کردن هنوزم ارزشمنده.

اما فورت نایت به طور کامل لوازم سلاحای جور واجور رو حذف کرده. چیزی که روند طولانی و کسل کننده لوت کردن در پابجی رو بسیار لذت بخش می کنه گشتن به دنبال چیزایی مثل زومای ۴X  یا صدا خفه کن و اندازه تاثیر اونا هستن. این مسئله به طور کامل در فورت نایت حذف شده و کمبود اون شدیدا حس می شه.

در طراحی مکانیزمای درگیری هم پابجی عمق خیلی بیشتری نسبت به فورت نایت داره. در پابجی فاکتورهایی مثل فاصله دو حریف، ارتفاع و اندازه لگد زدن اسلحه بسیار موثر هستن. در آخر هرچه باشه بازی ادامه دهنده راه بازیایی مثل ARMAه و باید درگیریای اون به واقعیت نزدیک باشن. اما در فورت نایت با احتمال خیلی کم از این مسائل خبری می شه. تیراندازی و نشونه گیری در فورت نایت تا حد زیادی آسون تر از پابجیه. مثلا کنترل لگد اسلحه کلاش در پابجی تقریبا غیر ممکنه اما در فورت نایت کمتر درگیر این مسائل میشین.

می رسیم به مپ بازی. در آپدیتای گذشته پابجی یه مپ دیگه به بازی اضافه شد و در هر بازی به صورت تصادفی یکی از مپا انتخاب می شه. در فورت نایت هنوزم یه مپ هست و از این نظر از حریف خود عقب مونده. همین یه مپ هم از نظر اندازه و اندازه بسیار کوچیک تر از دو مپ پابجیه. از طرف دیگه وسایل نقلیه به طور کامل از بازی حذف شدن و سرعت حرکت بازیکنان هم بیشتر شده. پس به صورت کلی زمان سفر کردن و صبر کردن در فورت نایت نسبت به پابجی کمتره.

اما اینا فقط هم جهت با دیدگاه و طرز فکر سازندگان فورت نایته و دست کم از دیدگاه اونا نقطه ضعف به حساب نمیاد. وقتی تک تک المانای گیم پلی بازی رو کنار هم می ذاریم میفهمیم اپیک گیمز (EPIC Games)  و فورت نایت اهداف متفاوتی رو نسبت به بلوهول (Bluehole) و پابجی دنبال می کنن روند اراده کردن و برنامه ریزی تیم سازنده پابجی در کنار سبک رقابت برانگیز و سخت بازی نشون میده که سازندگان به دنبال ساخت یه بازی رقابتی هستن.

یکی از برنامه های اصلی شرکت بلوهول و سازندگان پابجی وارد شدن به میدون ورزشای الکترونیکیه و تاحالا چند مسابقه بزرگ هم در این بازی برگزار شده و خوب از اونا استقبال شده. البته حتما واسه رسوندن بازی به اون مرحله تغییرات و زمان زیادی لازمه اما از طرف دیگه فورت نایت هدف بسیار متفاوتی داره.

انگار اپیک گیمز بیشتر تلاش می کنه یه بازی ساده تر، سریع تر و سرگرم کننده تر بسازه. بازی به روشی طراحی شده که بازیکنان همیشه در حال حرکت در محیطای باز در دنیایی کوچیک تر باشن و از طرف دیگه مکانیزمای جنگ ساده تر از پابجی هستن. در نتیجه درگیریا در فورت نایت بیشتر هستن و هر بازی سریع تر تموم می شه.از طرف دیگه اپیک گیمز تا کنون برنامه ای واسه ورود به زمینه ورزشای الکترونیکی نداشته.

هر چند بعید نیس با در نظر گرفتن رشد رو به رشد بازی به زودی تماشاگر مسابقات و لیگای جور واجور فورت نایت هم باشیم.

اما تیم سازندگان فورت نایت خوب از موفقیتا و شکستای پابجی درس گرفت و تونست با در پیش گرفتن تصمیمات بهتر گیمی رو بوجود بیاره که تجربه ساده تر و لذت بخش تری نسبت به حریف خود ارائه میده. گیمی که اشکالات بسیار کمتری داره.

اما در آخر انتخاب اصلی با شماس. اگه سیستم خوبی دارین و دنبال یه بازی سخت و رقابت برانگیز هستین پابجی انتخاب بهتریه. اما اگه روز بدی داشتین و می خواین مدت کوتاهی رو با دوستای خود (یا تنهایی) پشت کامپیوتر بگذرونین، شاید فورت نایت حال شما رو بهتر می کنه.

چگونه رینگتون رایگان برای موبایل خود پیدا کنیم؟

از رینگتون موبایل خود خسته شدید؟ راحت ترین کار اینه که یه راست به سراغ سایتای مطرح این بخش برید و یه رینگتون تازه بخرین. این کاریست که خیلی از ما انجام می دیم و بیشتر حاضریم در ازای هزینه ای کم راحتی بیشتری واسه خود بخریم.

اما با کمی خرج کردن صبر و حوصله و گشت و گذار در سایتای جالبی که امروز معرفی می کنیم، می تونین رینگتونای خوب و جذابی واسه موبایلای اندرویدی یا آیفون هاتون پیدا کنین. البته قبل از شروع هر کاری، دو نکته مهم هست که در ادامه به طور مفصل درباره شون بحث می کنیم.

موبایلا از هر رینگتونی پشتیبانی می کنن؟

در جواب این سوال باید بگم اگه یه موبایل اندرویدی در دست دارین، مشکل خاصی پیش روتون نیس. از اونجایی که اندروید از فرمت MP3 پشتیبانی می کنه، فقط رینگتون مورد نظرتون رو دانلود و از راه تنظیمات، اونو به عنوان زنگ گوشی خود انتخاب کنین.

حتی در اندروید شاید رینگتونای خودتون رو بسازین. واسه این کار می تونین از اپایی مانند «برش آهنگ و ساخت زنگ» کمک بگیرین که به کار گیری اونا کار آسونیه و دردسر خاصی ندارن.

اما در طرف مقابل، شرایط کار با آیفونا کمی پیچیده تره. قبلا هم به طور مفصل یه مقاله کامل رو به این موضوع اختصاص دادیم که چیجوری می شه هر آهنگی رو به رینگتون آیفون تبدیل کرد.

اگه اون مطلب رو خونده باشین حتما می دونین واسه عوض کردن رینگتون آیفونا باید چه راه پر پیچ و خمی رو بگذرونین. اما اگه هم آیفون دارین و مطلبی که در موردش صحبت می کنم رو هنوز مطالعه نکردید، حتما به سراغش برید و قبل از شروع کار اونو به طور کامل بخونین.

دانلود کردن رینگتون از اینترنت امنیت ما رو به خطر میندازه؟

این سوالیست که واسه خیلیا پیش اومده اما در جواب به اون باید گفت بستگی داره از چه سایتی دانلود کنین. الان اگه در فضای وب به دنبال رینگتونا برید، کلی سایت متقلب جلویتان سبز می شن که مطمئنا با ورود به اونا با مشکلات زیادی رو به رو میشین. پیدا کردن اینکه چه سایتی ایمنه و چه سایتی متقلب، کار سختی نیس.

فقط باید کمی دقت به خرج داد تا گرفتار مسائل امنیتی جور واجور نشد. مثلا به سایتی که همیشه از شما پول درخواست می کنه یا صفحه اصلی اون پر شده از تبلیغات جورواجور نباید راحت اعتماد کرد.

از طرف دیگه خیلی از این سایتا یه روش عجیب تر واسه فریب دادن مردم در پیش گرفتن. اونا میان و یه سری رینگتون خیلی جذاب در صفحه اصلیشون قرار میدن و به شما میگن که واسه دانلود روی اونا کلیک کنین. اما به محض کلیک روی گزینه دانلود، تازه می فهمید که اصلا خبری از اون رینگتون جذاب نیس و کامپیوترتان داره یه نرم افزار عجیب و غریب رو دریافت می کنه.

در این شرایط به پسوند فایلا خوب دقت کنین و حتما جلوی دانلود فایلایی با پسوند exe یا msi رو بگیرین. اصلا محاله رینگتونی پیدا شه که پسنوند msi یا exe داشته باشه. پس خوب حواستون رو جمع کنین تا پای بدافزارها به سیستم هاتون باز نشه. با این حال پیدا کردن سایتایی که بشه به اونا اعتماد کرد هم آسونه. در ادامه به معرفی چند مورد از این سایتا می پردازیم.

Zedge

Zedge در اصل وبسایتیه که بیشمار رینگتون ساخته شده به وسیله کاربران رو میزبانی می کنه. با ورود به این سایت می تونین به دنبال هر رینگتونی که دوست دارین بگردین. اما بدیش اینه سایت Zedge هیچ نوع سازماندهی خاصی واسه سیستم جستجویش نداره و فارغ از هر گونه دسته بندی واسه رینگتون هاست.

همین موضوع کار با Zedge رو کمی سخت کرده و نمی شه از راه این سایت دسته بندیای خاص رو زیر نظر گرفت و یه رینگتون مناسب با سلیقه شخصی پیدا کرد.

با این حال، جای شکرش باقیست که تیم Zedge با پیشرفت یه اپلیکیشن کاربردی با همین نام، تونسته در کنار بهتر شدن وضعیت رابط کاربری، مشکل جستجو در میان دسته بندیا رو هم برطرف کنه. حالا خوبیش اینه اپلیکیشن Zedge هم واسه اندروید و هم iOS در دسترسه و می تونین با نصب اون روی گوشی خود به بیشمار رینگتون جور واجور دست پیدا کنین.

Notification Sounds

Notification Sounds از جمله سایتایی نیس که در اون هر رینگتونی پیدا شه. واقعا Notification Sounds محلیه واسه پیدا کردن رینگتونای ساده . اونقدر ساده که شاید بشه رینگتونای موجود در اونو مشابه زنگای پیش فرض موبایلا دونست.

حالا خوبیش اینه Notification Sounds رابط کاربری خوبی داره و برخلاف چیزی که در Zedge شاهدش بودیم، میشه در این سایت واسه پیدا کردن رینگتون مناسب از تگا و دسته بندیای جور واجور کمک گرفت.

Melofania

Melofania با ده ها ویژگی خوب و کاربردی یکی از بهترین سایت هاییه که می تونین واسه پیدا کردن رینگتو نای تازه به سراغش برید. Melofania شما رو در عمق دریای بیکرانی از رینگتونای جور واجور و گوش نواز فرو می بره و دستتون رو حسابی واسه انتخاب یه زنگ موبایل تازه باز میذاره.

طوریکه حتی قادر هستین از راه امکانات جور واجور Melofania، از دل ویدیوهای موجود در یوتوب یا موزیکایی که در موبایل هاتون جمع کردین رینگتون های تازه بیرون بکشین.

در سایت ما بخونین:

به چه دلیل نباید در اندروید نگران ویروسا باشیم؟

چیجوری از وسیله Refine Edge فوتوشاپ استفاده کنیم؟

۷ فوت وفن واسه یادگیری بهتر فوتوشاپ