پایان نامه درباره ازدواج سفید/:مفهوم نکاح

مفهوم نکاح

«ﻧﻜﺎح»، ﻣﺼﺪر ﺛﻼﺛﻲ و ﻏﻴﺮ ﻗﻴﺎﺳﻲ از رﻳﺸﻪ ﻧَﻜَﺢ» اﺳﺖ(محقق داماد:1385، 21).

از ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻟﻐﻮي ﻧﻜﺎح ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻌﻨﺎي اﺻﻄﻼﺣﻲ و ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻣﺎ ﺗﻨﺎﺳﺐ دارد، اﻧﻀﻤﺎم و اﺧﺘﻼط اﺳﺖ(دهخدا:1377، ج2، 624).

در ادﺑﻴﺎت ﺣﻘﻮﻗﻲ ﻓﺎرﺳﻲ، واژه « ازدواج » ﻫﻤﺪوش ﺑﺎ ﻧﻜﺎح ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده اﺳﺖ(کاتوزیان:1393،ج1، 20).

1-2-4-1-نکاح در فقه

ﺷﻴﺦ ﻃﻮﺳﻲ، ﻧﻜﺎح را در ﺷﺮﻳﻌﺖ اﺳﻼم ﻋﺒﺎرت از ﻋﻘﺪ ﻣﻲداﻧﺪ(شیخ طوسی:1407ه، ج7، 280).

ابن ﺣﻤﺰه، ﻧﻜﺎح را ﻋﻘﺪ ﺗﺰوج ﻣﻴﺎن زن و ﻣﺮد ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ در ﻣﻮاردي ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي ﻧﺰدﻳﻜﻲ (وﻃﻲ) ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲرود(ابن حمزه:1408ه، 289).

ﺑﺠﻨﻮردي، ﻧﻜﺎح را ﺗﻌﻬﺪ زن ﺑﻪ زوﺟﻪ ﻓﻼن ﻣﺮد ﺑﻮدن در ﻋﺎﻟﻢ اﻋﺘﺒﺎر، ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲﻛﻨﺪ(موسوی بجنوردی:1419ه، ج3، 142).

اﻟﺒﺘﻪ ﻛﻠﻤﻪ «ﺗﻌﻬﺪ» در ﻛﺎرﺑﺮد ﻓﻘﻬﻲ، اﻋﻢ از ﻣﻌﻨﺎي ﺣﻘﻮﻗﻲ آن را اﻓﺎده ﻣﻲﻛﻨﺪ و اﻣﻮر« دﻓﻌﻲ اﻟﺤﺼﻮل» ﻣﺜﻞ ﻣﻠﻜﻴﺖ و زوﺟﻴﺖ و ﻧﻴﺰ آﻧﭽﻪ را ﻛﻪ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﺪ ﺷﺎﻣﻞ ﻣﻲﺷﻮد(دادمرزی:1379، 69).

آﻳﺖ اﷲ ﺧﻮﻳﻲ، ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي ﺧﻼف ﻣﺸﻬﻮر ﺧﻮد در ﺣﻘﻴﻘﺖ اﻧﺸﺎ، ﻧﻜﺎح را ﭼﻨﻴﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﻲ کند:« اﻋﺘﺒﺎر ﻋﻠﻘﻪ زوﺟﻴﺖ در ﺻﻘﻊ ذﻫﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﻈﻬﺮ ﺧﺎرﺟﻲ اﺑﺮاز ﺷﺪه اﺳﺖ»(خویی:1377، ج3، 351).

ﻣﺸﻬﻮر ﻓﻘﻬﺎ، ﻧﻜﺎح اﺻﻄﻼﺣﻲ را ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﻣﻌﻨﺎي ﻇﺎﻫﺮي آن، ﻳﻌﻨﻲ «ﻋﻘﺪ» ﻣﻌﻨﺎ ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ(ﭼﻪ در ﻣﻌﻨﺎي ﺳﺒﺒﻲ و ﭼﻪ ﻣﺴﺒﺒﻲ) ﻧﻪ وﻃﻲ؛ اﮔﺮﭼﻪ اﺻﺮار ﺑﺮ ﻣﻌﻨﺎي اﺧﻴﺮ، ﺑﻲ ﺛﻤﺮ ﻫﻢ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻪ. ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، اﮔﺮ ﺷﺮط «ﺣﻤﻞ ﻧﺎﺷﻲ از ﻧﻜﺎح» را در ﻧﺸﺮ ﺣﺮﻣﺖ رﺿﺎﻋﻲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎي «ﺣﻤﻞ ﻧﺎﺷﻲ از وﻃﻲ» ﺑﮕﻴﺮﻳﻢ، ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ زوﺟﻪ ﺑﺪون وﻃﻲ از ﺷﻮﻫﺮش ﺑﺎردار ﺷﻮد، ﺷﻴﺮ او ﻧﺸﺮ ﺣﺮﻣﺖ ﻧﻤﻲ ﻛﻨﺪ(شبیری زنجانی:1419ه، 459).

ﻓﻘﻴﻬﻲ ﻣﻌﺎﺻﺮ، ﻣﻌﻨﺎي ﻣﺘﺴﺎوي اﻟﻨﺴﺒﻪ ﻫﻤﺴﺮي را ﻛﻪ ﻫﻤﺎن زوج ﺑﻮدن اﺳﺖ و در ﻗﺮآن ﻛﺮﻳﻢ ﺑﻪ زن و ﻣﺮد ﻫﺮ دو اﻃﻼق ﺷﺪه اﺳﺖ، ﺳﺎزﻧﺪه ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻧﻜﺎح ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻧﻪ اﻳﺠﺎد ﺳﻠﻄﻪ را(مکارم شیرازی:1375، ج1، 93).

1-2-4-2-نکاح در حقوق موضوعه ایران

در ﻗﺎﻧﻮن ﻣﺪﻧﻲ ﻣﺎ ﺑﻪ اﺗﻜﺎي ﺑﺪاﻫﺖ، ﺗﻌﺮﻳﻔﻲ از ﻧﻜﺎح ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﻧﻤﻲﺧﻮرد. ﻧﻮﻳﺴﻨﺪه‌اي اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ذﻛﺮ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻣﺸﻬﻮر ﻣﻴﺎن ﺣﻘﻮﻗﺪاﻧﺎن ﻛﻪ ﻧﻜﺎح را راﺑﻄﻪاي ﻣﻲداﻧﻨﺪ ﺑﻴﻦ زن و ﻣﺮد ﺑﺮاى ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺧﺎﻧﻮاده، اﻳﻦ اﻧﺘﻘﺎد ﺿﻤﻨﻲ را ﺑﺮ آن وارد ﻛﺮده اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﻜﺎح ﻣﻨﻘﻄﻊ ﻛﻪ ﻳﻜﻰ از اﻗﺴﺎم ﻧﻜﺎح در ﺣﻘﻮق ﻣﺪﻧﻰ اﻳﺮان اﺳﺖ ﻧﻤﻲﺷﻮد. ﺳﭙﺲ ﻧﻜﺎح را ﻋﺒﺎرت از راﺑﻄﻪ ﺣﻘﻮﻗﻰ داﻧﺴﺘﻪ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻋﻘﺪ، ﺑﻴﻦ ﻣﺮد و زن ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻲﺷﻮد و ﻣﻲﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻰ از  ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺑﺒرﻧﺪ آﻧﮕﺎه ﺑﺪون ﻧﻘﺪ ﺧﺎﺻﻲ، ﻧﻜﺎح را ﻋﺒﺎرت از ﻋﻘﺪي ﻣﻲداﻧﺪ ﻛﻪ وﺿﻌﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻰ ﻣﺨﺼﻮﺻﻲ ﺑﻴﻦ زوﺟﻴﻦ (راﺑﻄﻪ زوﺟﻴﺖ) اﻳﺠﺎد ﻣﻲﻛﻨﺪ(امامی:1389،ج4، 268).

دﻳﮕﺮي ﺑﺎ ﺻﺮاﺣﺖ ﺑﻴﺶ ترﺗﺄﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ در ﻋﻘﺪ ﻣﻮﻗﺖ، ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻧﻤﻲﺷﻮد و ﻣﻲﻧﻮﻳﺴﺪ:« ﻧﻜﺎح راﺑﻄﻪاى اﺳﺖ ﺣﻘﻮﻗﻰ وﻋﺎﻃﻔﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﻋﻘﺪ، ﺑﻴﻦ زن و ﻣﺮد ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻰﺷﻮد و ﺑﻪ آنﻫﺎ ﺣﻖ ﻣﻰدﻫﺪ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ زﻧﺪﮔﻰ ﻛﻨﻨﺪ و ﻣﻈﻬﺮ ﺑﺎرز اﻳﻦ راﺑﻄﻪ، ﺣﻖ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻰ اﺳﺖ»(کاتوزیان:1393، ج1، 22).

از ﻧﮕﺎه ﻳﻜﻲ دﻳﮕﺮ از اﺳﺎﺗﻴﺪ، در ﻧﻜﺎح ﻣﻮﻗﺖ ﻧﻴﺰ ﺧﺎﻧﻮاده ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺷﻮد، اﮔﺮﭼﻪ ﺑﻪ اﺳﺘﺤﻜﺎم ﺧﺎﻧﻮاده ﺣﺎﺻﻞ از ﻧﻜﺎح داﺋﻢ ﻧﻴﺴﺖ(صفایی و امامی:1391، 16).

در مقابل، ﺣﻘﻮﻗﺪان ﺑﺎ ﺳﺎﺑﻘﻪاي ﻗﺮار دارد ﻛﻪ اﺑﺘﺪا تاﻛﻴﺪ ﻣﻲﻛﻨﺪ در ﻋﻘﺪ اﻧﻘﻄﺎع، ﻧﻪ ﺗﺸﻜﻴﻞ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺸﺘﺮك ﻗﺼﺪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻧﻪ ﺧﺎﻧﻮاده و ﺳﭙﺲ ﻋﻨﺎﺻﺮ اﻳﻦ ﻣﺎﻫﻴﺖ ﺣﻘﻮﻗﻲ را ﭼﻨﻴﻦ ﺷﻤﺎره ﻣﻲﻛﻨﺪ: وﺟﻮد ﻋﻘﺪ، وﺟﻮد ﻣﺪت ( اﻋﻢ از داﺋﻢ و ﻣﻮﻗﺖ)، وﺟﻮد زن و ﻣﺮد، اﻳﺠﺎب و ﻗﺒﻮل ﻟﻔﻈﻲ، اﻣﻜﺎن ﻣﻄﻠﻖ ﺗﻤﺘﻊ. اﻳﺸﺎن ﺑﻪ ﺗﻌﺮﻳﻒ دﻳﮕﺮي از ﻧﻜﺎح ﻣﺒﻨﻲ ﺑﺮ «ﺗﻮاﻓﻖ زن و ﻣﺮد ﺑﺮاي ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ» اﻳﺮاد ﻣﻲﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻜﺎح ﺑﺎ ﻋﺠﻮز و ﻧﻜﺎح ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﭼﻪ ﺑﺎ ﺻﻐﻴﺮه و ﭼﻪ ﻏﻴﺮ او از اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺧﺎرج ﻣﻲﻣﺎﻧﺪ(جعفری لنگرودی:1390، 3-5).

ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ ﻋﻨﺼﺮ «ﻣﺪت» داﺧﻞ در ﺣﻘﻴﻘﺖ ﻧﻜﺎح ﻧﺒﺎﺷﺪ، زﻳﺮا ﻋﺮﻓﺎً در ﻋﻘﺪ داﺋﻢ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ «ﻣﺪت ﺑﻪ» ﻋﻨﻮان ﻋﻨﺼﺮي ﺟﺪا ﺗﻮﺟﻪ ﻧﻤﻲﺷﻮد. در ﻣﻮرد ﻧﻜﺎح ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﻧﻴﺰ اﮔﺮ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ در ﻃﻮل اﻳﺠﺎد ﻋﻠﻘﻪ زوﺟﻴﺖ ﻣﻨﻈﻮر ﺑﺎﺷﺪ، اﺷﻜﺎﻟﻲ ﺑﺮ ﻋﻘﺪ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺸﻜﻞ وﻗﺘﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺪون ﻗﺼﺪ اﻳﺠﺎد ﻋﻠﻘﻪ زوﺟﻴﺖ، ﻣﺠﺮدِ ﻣﺤﺮﻣﻴﺖ ﻗﺼﺪ ﺷﻮد. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، اﻳﺮاد ﻋﻘﺪ اﺧﻴﺮ ﺑﻪ ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ رﺑﻂ ﻧﺪارد. در ﻣﻮرد ﻋﺎﻣﻞ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ ﻧﻴﺰ ﺧﻮد اﻳﺸﺎن اذﻋﺎن دارد ﻛﻪ لامسه، ﻣﺤﻞ اﺧﺘﻼف اﺳﺖ، ﺑﻪوﻳﮋه ﻛﻪ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ را ﻣﻲﺗﻮان ﺑﻪ «اﻣﻜﺎن ﻣﻄﻠﻖ ﺗﻤﺘﻊ ﺟﻨﺴﻲ» ﻧﻪ «وﻃﻲ ﺑﺎﻟﻔﻌﻞ» تاوﻳﻞ ﻛﺮد ﻛﻪ در ﻣﻮرد اﻓﺮاد ﺳﺎﻟﺨﻮرده ﻧﻴﺰ ﻗﺎﺑﻞ ﺗﺤﻘﻖ اﺳﺖ. در ﻣﻮرد ﻋﻨﺼﺮ ﻟﻔﻆ ﻧﻴﺰ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﭘﺬﻳﺮش ﻣﻌﺎﻃﺎت در ﻧﻜﺎح، ﺟﺎي درﻧﮓ وﺟﻮد دارد(دادمرزی و محقق داماد:1391، 79).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی ازدواج سفید از نظر فقه امامیه و حقوق کیفری ایران

 

پایان نامه درمورد بزهکاری؛پیشگیری واکنشی

پیشگیری دومین یا ثانویه

پیشگیری ثانویه یا دومین معطوف به مداخله برای پیشگیری از لحاظ گروه ها یا جمعیت های در معرض خطر جرم است. این امر شامل شناخت زودهنگام شرایط جرم زا و نفوذهایی است که بر این شرایط اعمال می‌شود. برای این گروه ها می توان تدابیری خاص اندیشید; تدابیر حمایتی در خصوص کودکان خیابانی، کودکان متعلق به خانواده های معتاد و بی سرپرست یا بدسرپرست.

در پیشگیری ثانویه هدف کلی دور نگهداشتن فرد از فعالیت هایی است که خطر بر چسب بزه را در فرد تقویت می‌کند. مثل کنترل خشم و خشونت، کنترل های خانواده بر رفتار های ضد اجتماعی و دوری از دوستان بزهکار. پیشگیری نوع دوم نیز مانند پیشگیری نوع اول استراتژی های برنامه ریزی خود را بر اساس یافته های پژوهش ها طرح می کند و تأکید زیادی بر فرد و یا ارتباطات فرد دارد. به همین جهت استراتژی های پیشگیری نوع دوم از طریق یادگیری مهارت های زندگی اجتماعی از یک طرف و محیط اجتماعی و ارتباطات فردی از طرف دیگر تأکید می کند. اهمیت این سطح به عنوان سطح پیشگیری کمک به افراد در معرض خطر است.[1]

به عبارت دیگر به دنبال پیشی گرفتن از افرادی که در شرایط بحرانی به سر می برند و هر آن، احتمال ارتکاب بزه از سوی آنها وجود دارد. این پیشگیری با شناسایی افراد در معرض خطر در صدد است با به کارگیری اقدامات مناسب مانند مداخله های زودرس از به عادت شدن بزهکاری افراد پیشگیری کند.

ج: پیشگیری سومین یا ثالث

پیشگیری ثالث یا سومین معطوف به پیشگیری از تکرار جرم در خلال اقدامات فردی برای سازگاری مجدد اجتماعی یا خنثی نمودن بزهکاران پیشین است. پیشگیری از تکرار جرم توسط پلیس و دیگر عوامل نظام عدالت کیفری صورت می گیرد; تدابیر مربوط از ضمانت اجراهای قضایی رسمی تا بازپروری مجرم و زندانی کردن. در بسیاری از اوقات به دلیل محدودیت ضمانت اجراهای مبتنی بر اصلاح و درمان، این نوع پیشگیری به تدابیر سرکوبگرانه تنزّل پیدا می کند.

پیشگیری سطح سوم سعی می کند موقعیت مساله را اصلاح یا در آن مداخله کند و هدف آن پیشگیری از تکرار فعالیت هایی است که جرم شناخته می شود. برای این نوع پیشگیری لازم است درگیر مسایلی مانند تنبیه، جریمه و بازتوانی از طریق نظام حقوقی و قضا شود. پیشگیری نوع سوم برنامه ریزی مداخله ای و اداره موقعیت های خطرناک را براساس فعالیت هایی تنظیم می کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.[2]

به عبارت دیگر این نوع پیشگیری بر ساز و کارهای نظام عدالت کیفری تمرکز می نماید و تلاش دارد با بهره گیری از ابتکارات اصلاحی – درمانی از بزهکاری دوباره افراد جلوگیری کند. برای نمونه، کیفر زندان می توان در بازپذیری اجتماعی بزهکاران و جلوگیری از تکرار جرم آنها نقش مهمی ایفا نماید.

بند دوم : گونه های دوگانه پیشگیری از بزه

از میان نگرش های گوناگونی که در زمینه گونه شناسی پیشگیری وجود دارد، تقسیم پیشگیری به دو گونه پیشگیری واکنشی و پیشگیری کنشی یکی از معروف ترین گونه ها است.

الف: پیشگیری واکنشی

این پیشگیری پیشینه ای بسیار طولانی دارد و چنانکه مطالعات و یافته های پژوهشی نشان می دهد جوامع بشری برای رویارویی با جرم همواره از ابزارهای شدید سرکوبگر و قهرآمیز، یا همان مجازات های سخت استفاده کرده اند. برای نمونه در قانون هیتی ها یا هیتیاتی ها و نیز قانون حمورابی که به چهار هزار سال پیش می رسد، نظام کیفری نسبتاً شدیدی برای حمایت از ارزش های حاکم بر جوامع آن روزگار پیش بینی شده بود. امروزه نیز جوامع از ساز و کارهای کیفری برای مبارزه با بزهکاری استفاده می کنند.1

این پیشگیری از نظر ذاتی اقدامی پسینی است و پس از وقوع جرم با بهره جستن از تدابیر و اقدامات نظام عدالت کیفری برای کاهش نرخ جرم مداخله می کند. رهیافت پیشگیری واکنشی این است که با رعب انگیزی فردی، جمعی و عبرت آموزی از بزهکاری نخستین و بزهکاری دوباره افراد جلوگیری کند.

[1] – شیوه های پیشگیری از بزهکاری، گروه جامعه سایت تبیان،http://tebyan-zn.ir/society.html تاریخ 29/7/1389، ساعت 9:49

[2] – عسگری، سمیه، بررسی رویکردها و روش های پیشگیری بزهکاری،

به نقل از سایت http://www.bashgah.net/fa/content/show/10045 تاریخ:  25/4/86  ساعت 11:50

1-رایجیان اصلی، مهرداد و احمدی، علی، پیشگیری از جرائم اقتصادی در قلمرو سازمان تعزیرات حکومتی،  ص 46.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی نقش سیاستهای آموزشی- تربیتی در پیشگیری از بزهکاری

پایان نامه درباره پیشرفت تحصیلی/عدم شكل گيري هويت

عواقب عدم شكل گيري هويت مناسب :

دراين مرحله نيز، مثل همه مراحل رشد، دو نوع پيامد مرضي ممكن است پيدا شود. پيامد   غير انطباقي و پيامد بدخيم.

اولي هويت مندي مفرط است كه تعصب خوانده مي شود و عبارت است از قبول بي انعطافي يك نقش يا خرده فرهنگ به طوري كه مجال عقل و مدارا و تساهل را از فرد بگيرد. نوجوان متعصب، فردي آرمانگرا خواهد شد كه همه چيز را سياه و سفيد مي بيند و مي كوشد عقيده و سبك زندگي خود را به ديگران تحميل كند. پيامد دوم كه پيامد بدخيم اين مرحله است، ‌سرباز زدن نام دارد: سرباز زدن از پاي نهادن به جهان بزرگسالي وحتي از نياز به داشتن و قبول يك هويت (رفيعي ،1381).

 

پيامد شكل گيري هويت مناسب :

پيامد متعادل و موفق اين مرحله چنان كه گفته شد، كسب فضيلت پايبندي، يعني نمي توان رعايت معيارهاي جامعه علي رغم نقصها و ناهمخواني هاي آن است. منظور وفاداري كوركورانه يا انكار آن نقص ها و تناقض ها نيست، اين دو امكان ايجاد هر گونه تحولي  در اجتماع پيرامون را از فرد مي گيرند. بلكه منظور آن است كه فرد جايي براي خود در آن اجتماع بيابد تا بتواند در تحول آن سهيم شود و نقشي ايفا كند (رفيعي ،1381) .

 

تثبيت هويت و آشفتگي هويت

اريكسون متذكر شد كه هويت ممكن است از دو راه منحرف شود. ممكن است پيش از آنكه به رشد كامل برسد تثبيت شود ( يعني پيش از موعد شكل بگيرد) [1]و يا اينكه بدون هيچ محدوديتي گسترش يابد [2].

  • هويت يابي زودرس:وقفه اي است كه در فرايند شكل گيري هويت. هويت يابي زودرس، تثبيت زودرس تصور فرد از خودش است كه اين تثبيت در سايه امكانات وتوانائي هاي فرد براي توصيف خود دارد تاثير مي گذارد. نوجواناني كه هويتشان پيش از موعد تثبيت مي شود تاثير ديگران برايشان اهميتي اساسي دارد. عزت نفس آنان تا حدود زيادي بستگي به تاييد ديگران دارد ، معمولاً براي مراجع قدرت اهميت زيادي قايلند و بيشتر با نوجوانان ديگر همخواني        مي كنند وكمتر استقلال راي دارند. در ضمن اين دسته به ارزشهاي سنتي و مذهبي بيشتر    علاقه مندند، وكمتر اهل تامل اند ، و با فكر عمل مي كنند، مضطرب اند و افكارشان قالبي و سطحي است و با ديگران كمتر روابط نزديك برقرار مي كنند. هر چند كه از لحاظ هوشي تفاوتي با همسالان خود ندارند، ولي به دشواري مي توانند انعطاف از خودشان دهند و به هنگام مواجهه با تكاليف شناختي و ‌تنش زا نمي توانند واكنش مساعد از خودشان دهند، معمولاً از نظم ساخت در زندگي شان استقبال مي كنند. با والدينشان روابط نزديك دارند و ارزش هاي والدين را مي پذيرند.

2- سردرگمي در هويت يابي:  برخلاف اين دسته، گروهي ديگر از نوجوانان يك دوره طولاني از سردرگمي هويت را مي گذرانند . شايد هيچ گاه احساس هويتي قوي و روشن در آنان ايجاد نشود. اينها نوجواناني اند كه نمي توانند خود را بيابند، نوجواناني اند كه خود را رها و فارغ از پيوند نگه مي دارند و در حالت تجرد و در دوران پيش از شكل گيري هويت باقي مي مانند.

نوجواناني كه دچار سردرگمي هويت هستند عزت نفس كمي دارند، و استدلال اخلاقي شان رشد نيافته است و به دشواري مسئوليت زندگي خود را برعهده مي گيرند. تكانشي هستند و تفكري نامنظم دارند و آمادگي اعتياد به مواد مخدر دارند. روابط فرديشان غالباً سطحي است. هر چند كه به طور كلي با نحوه زندگي والدينشان مخالفند نمي توانند از خود شيوه اي ابداع كنند .

3- هويت كسب شده : جستجو و سردرگمي شايد گاهي مفيد باشد. افرادي كه پس از يك دوره جستجوي فعالانه به احساس هويت قوي دست يافته اند. در مقايسه با آنهايي كه هويتشان شكل گرفته بي آنكه اين دوره را بگذرانند استقلال راي بيشتري دارند، خلاق ترند و تفكر    پيچيده تري دارند. اين گروه در ضمن توانايي بيشتري براي برقراري ارتباط نزديك دارند، هويت جنسي با ثبات تري دارند، به خود با ديدي مثبت نگاه مي كنند و استدلال اخلاقي رشد يافته تري دارند. در عين حال كه به طور كلي روابط مطلوبي با والدين دارند از خانواده هاي خود به نحوه     چشم گيري  مستقل شده اند (ماسن و همکاران ، 1985).

[1] – prematurely foreclose

[2] – identity extended

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی رابطه سبک های دلبستگی و سبک های هویت با سلامت روان و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر پیش دانشگاهی شهر قزوین

پایان نامه درباره بیماران دیابتی/درمان شناختی رفتاری

تعریف درمان شناختی رفتاری

درمانگری شناختی­رفتاری شکل سازمان­یافته­ای از درمانگری است که به واسطه­ی الگوی شناختی هدایت می­شود. الگوی شناختی بیانگر آن است که تفکر نارسا و ارزیابی شناختی غیرواقع­گرایانه در مورد رویدادهای معینی از زندگی می­توانند به طور منفی احساس­ها و رفتار را تحت تاثیر قرار دهند و این فرایند متقابل است و مولد اختلال­های شناختی بیشتری خواهد بود(علی پور،1390). به­عبارتی درمان شناختی رفتاری، نوعی روان‌درمانی است که به بیماران کمک می‌کند تا به درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارشان تأثیر می‌گذارد، نایل گردند. درمان شناختی رفتاری در حال حاضر برای درمان تعداد زیادی از اختلالات، از جمله هراس‌ها (فوبیا)، اعتیاد، افسردگی و اضطراب به­کار گرفته می‌شود. درمان شناختی رفتاری عموماً کوتاه مدت است و بر کمک به بیماران در پرداختن به یک مشکل­خاص تمرکزدارد.  در خلال دوره­ی درمان، فرد یادمی‌گیرد که چگونه الگوهای فکری مخرّب یا مزاحمی که دارای تأثیرات منفی برروی رفتارش هستند را شناسایی­کند و تغییردهد.
2-1-2-2-اصول و مولفه‌های درمان شناختی رفتاری

فلسفه‌ای که در پشت درمان شناختی­رفتاری قراردارد این است که افکار و احساسات ما نقش کلیدی و بنیادی در رفتار ما دارند. برای مثال، فردی که زمان زیادی را صرف فکرکردن به سوانح هوایی می‌کند ممکن است رفته­رفته از مسافرت‌های هوایی اجتناب­کند. هدف درمان شناختی رفتاری آموزش این نکته به بیماران است که با وجودی­که آن‌ها نمی‌توانند بر تمام جنبه‌های دنیای پیرامونشان کنترل داشته باشند امّا می‌توانند چگونگی تعبیر و تفسیر و پرداختن به چیزهایی که در محیط‌شان وجود دارد را کنترل کنند                                                .
درمان شناختی رفتاری در سال‌های اخیر هم در بین بیماران و هم درمانگران محبوبیت زیادی یافته است. از آنجا که درمان شناختی رفتاری، یک درمان کوتاه مدت است معمولاً کم هزینه‌تر از سایر گزینه‌های درمانی است. مزایای این روش درمانی از نظر تجربی به­اثبات رسیده و نشان داده شده است که به طور موثری به بیماران در غلبه بر انواع گسترده‌ای از رفتارهای ناسازگارانه کمک می‌کند                                  .
مردم غالباً افکار و احساساتی را تجربه می‌کنند که باعث تشدید یا تقویت باورهای معیوب و نادرست در آنان می‌گردد. چنین باورهایی می‌تواند به رفتارهای مشکل‌زا منجرگردد و جنبه‌های مختلف زندگی فرد شامل خانواده، روابط عاطفی، کار و تحصیل را تحت تاثیر قرار دهد. برای مثال، فردی که اعتماد به نفس پایینی دارد ممکن است افکار منفی درباره توانائی‌ها و قابلیت‌های خود را تجربه کند. در نتیجه با این الگوهای فکری منفی، ممکن است او شروع به کناره‌گیری از اجتماع کند و یا از فرصت‌های پیش­آمده برای ارتقاء در کار یا مدرسه صرفنظرکند                        .
درمانگر شناختی­رفتاری، برای مبارزه با این افکار و رفتارهای مخرّب، ابتدا به بیمار کمک می‌کند تا باورهای مشکل‌زای خود را شناسایی کند. این مرحله که تحلیل عملکردی نام دارد برای یادگیری این­که چگونه افکار، احساسات و موقعیت‌ها می‌توانند در رفتارهای ناسازگارانه نقش داشه باشند اهمیت دارد.  این فرایند ممکن است سخت و پیچیده باشد، به­ویژه برای بیمارانی که با درون‌نگری مشکل دارند، امّا نهایتاً می‌تواند به شناخت خود و بینشی که بخش اصلی فرایند درمان است منجر گردد                                                      .
بخش­دوم درمان شناختی رفتاری بر رفتارهای واقعی که در مشکل دخیل هستند تمرکز دارد. بیمار شروع به یادگیری و تجربه­ی مهارت‌های جدیدی می‌کند که می‌توانند بعداً در وضعیت‌ها و شرایط واقعی به­کار گرفته شوند. برای مثال، فردی که از اعتیاد رنج می‌برد ممکن است به تجربه­ی مهارت‌های انطباقی و روش‌های تمرینی جدیدی برای اجتناب از موقعیت‌های اجتماعی که می‌تواند باعث عود بیماری گردد بپردازد                                    .
در اغلب موارد، درمان شناختی رفتاری یک فرایند تدریجی است که به فرد کمک می‌کند تا گام به گام به سمت تغییررفتار حرکت کند. مثال خوبی از رفتاردرمانی، کاری است که درمانگر با مراجعه کننده­ی خود برای غلبه او بر هراس از ارتفاع انجام می­دهد. درمانگر ممکن است فرد را تشویق کند که از طریق آزمایش و تجربه، به­تدریج با هراس خود از ارتفاع مواجه گردد. فرد ممکن است ابتدا خود را ایستاده بر بام یک ساختمان بلند و یا سوار بر یک آسانسور تصور کند. سپس فرد خود را به آرامی در معرض سطوح بالاتر و بالاتری از هراس خود قرار می‌دهد تا آن که سرانجام هراس او به طور کامل از بین برود.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

اثربخشی مداخلات روانشناختی بر شاخصهای سلامت جسمی و روانی بیماران دیابتی نوع2

پایان نامه روش ای پی سی/:موانع قراردادها در EPC

– تحليل بر چالش ها و موانع قراردادها در EPC

الف ) موانع و مشکلات ناشي از دولت و سازمان کارفرما

الف) بسترهاي اقتضا در قانون : مهمترين موانع توسعه پروژه ها EPC در بسترها اقتضاء در قوانين موجود کشور است که متوجه دولت و مجلس است و از دست کارفرما و پيمانکار خارج مي باشد. برخي از اين موارد به شرح زير مي باشند : [8]

– ناهماهنگي ارگان ها و تعهد مراکز تقسيم گيري

– عدم ضمانت اجرايي قوانين

– ضعف قانون کار، مطابق موارد 18، 19، 20، 21، 27، 29 و 30  قانون کار.

– عدم حمايت سيستم بانکي و بيمه اي : بانک ها براي ارائه ضمانت ها، وثيقه رسيدگي مي گيرند.

– بوروکراسي طولاني و قوانين دست و پاگير بانک ها و سيستم هاي سنتي فعلي جوابگوي نياز پروژه ها در بحث خريد خارجي و اعتبار اسناد نمي باشد ضمن آنکه سياست هاي بانکي براي شرکت هاي خارجي شفاف تر مي باشد.

– موانع فانيانس خارجي : بدليل بنیه ضعيف مالي پيمانکاران داخلي، پيمانکاران بدنبال تامين مالي از طريق بانک هستند که براي تامين آن از بانک هاي خارجي مجبور به خريد درصدی از تجهيزات از کشور فاینانس کننده هستند.

– روابط خارجي و تحريم اقتصاد : بدليل محدود شدن به چند خريدار خاص قدرت چانه زني از دست مي رود.

ب ) ابهام در شرايط عمومي پيمان

الف) مثلا در ماده 300 مربوط به ماشين آلات ساختماني مواد مصرفي و ابزار و وضعيت کالاهايي که در آخر کار در سايت باقي مي ماند مسکوت مي ماند.

مثلا ماده در 48 شرايط عمومي پرداخت حقوق و عوارض گمرکي را به عهده کارفرما گذاشته اما در ماده 34 آن را به عهده پيمانکار گذاشته است.

– بوروکراسي طولاني : قوانين و مقرارت توسعه نيافته در مراحل طولاني اخذ مجوز، موافقت يا دستورات مختلف مورد نياز پروژه از عوامل تشديد کننده هاي تاخير پروژه ها مي باشند.

– عدم توجيه اقتضا در طرح ها، بدليل اينکه برخي از پروژه ها توجيه اقتضا در ندارند زمان انجام آن را بسيار کوتاه در نظر مي گيرند تا توجيه اقتصادي داشته باشد که منشا بسياری از منازعات ميان پيمانکار و کافرما می باشد .

ج ) ابهامات و نقاط ضعف قراردادها

– انتخاب مناسب قرارداد براي پروژه هايي که مناسب اجرا با EPC هستند.

– فراهم بودن پيش شرط ها و مورد نياز براي قراردادها در EPC

– نماينده کارفرما شامل يک تيم منسجم محدود و در عين حال فوق العاده مجرب باشد.

– پيمانکار ابزارهاي لازم براي طراحي، تجهيز، اجرا و راه اندازي کار را بطور کامل در اختيار داشته باشد و آزمايش ها، بازرسي ها و کنترل کيفيت را خود انجام دهد.

– تناسب شرايط پيمان با استانداردها بين الملي

– مشخص و جامع بودن شرايط پيمان: هر چه قرارداد دقيق تر باشد منازعات بعد کمتر است.

– تناسب پرداخت ها با ماهيت پروژه : بايد شرايط پرداخت با ماهيت پروژه هماهنگ باشد.

– تسهيم ريسک پروژه

– تامين منابع طرفين: بايد براساس استراتژي برد- برد و عادلانه باشد.

– تناسب بين مسئوليت ها با اختيارات و امکانات

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

شناسایی و بررسی  علل و عوامل تاثیرگذار بر ایجاد تاخیر در انجام پروژه های مهندسی به روش تدارکات – ساخت  (ای پی سی)  و ارائه راهکارهای کاهش آن

پایان نامه کاداستر و جرایم ثبتی/:جرایم ثبتی

جرایم ثبتی

فعل یا ترک فعل مجرمانه‌ای که در جریان عملیات ثبتی و یا پس از آن، با نقض قوانین و مقررات راجع به ثبت اسناد و املاک ارتکاب می‌یابد، تحت عنوان جرایم ثبتی قرارمی گیرند. این جرایم، چه از نظر تعداد و چه از نظر آثاری که به بار می‌آورند، جرایم پراهمیتی محسوب می‌شوند. این جرایم از نظر آثاری ـ مستقیم یا غیرمستقیم ـ که بر جای می‌گذارند، توجه خاص تدبیرکنندگان سیاست جنایی را می‌طلبد.

از این رو، با توجه به اهمیت موارد مذکور، جرایم ثبتی که به عنوان گونه‌ای از جرم‌های اقتصادی، پدیده‌ای نوظهور در سطح ملی و جهانی به شمار می‌آیند، نه تنها مانع رشد و توسعة جوامع انسانی و سلامت روابط اجتماعی و قضایی است، بلکه ارتکاب بزهکاری در این عرصه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. از دیگر سو، همانند هر جرم دیگری، دربارة جرایم ثبتی نیز، اقدام‌های پیشگیرانه، مؤثرتر و کم هزینه‌تر از اقدامات سرکوبگرانه و کیفری است.

بدین سان، در وهلة نخست، علت شناسی و به عبارت بهتر، شناختن علل و عوامل زمینه ساز ارتکاب این جرایم، شایان توجه است. آنگاه، در راستای کاهش یا ریشه کن کردن این عوامل و تحقق بهداشت حقوق و قضایی در عمل، باید تدابیر و اقداماتی اندیشیده شود. استفاده از ابزارهای کیفری و غیرکیفری در این زمینه می‌تواند راهکارهایی در جهت مبارزه با جرایم ثبتی باشد.

ما در این فصل ابتدا از نظر مفهوم شناسی به بررسی جرایم ثبتی پرداخته و سپس علل و عوامل ارتکاب این جرایم و نهایتا اقدامات کلی پیشگیرانه در ارتکاب این دسته از جرایم را بررسی خواهیم نمود.

الف) مفهوم شناسی جرایم ثبتی

تعریف جرم ثبتی، تفاوت جرایم ثبتی و ویژگی های جرم ثبتی از جمله مفاهیمی است که در این مرحله بررسی می نماییم.

1. تعریف جرم ثبتی

ثبت، فرایندی استمرار یافته در طول زمان و دارای چندین مرحله است. به موازات این تعدد مراحل، جرایم ثبتی نیز در برهه‌های مختلفی از فرایند ثبت، ارتکاب می‌یابند؛ اما همة آن‌ها در مرتبط بودن با فرایند ثبت، با یکدیگر مشترک هستند.

شناخت جرم ثبتی و نیز گونه‌های آن، مستلزم تبیین و تعریف جرم یا جرایم ثبتی است تا بتوان بر اساس آن، ارکان و اجزای تشکیل دهندة این گونه جرم‌ها را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. اما همان گونه که قانونگذار ایرانی از جرم ثبتی، تعریفی ارائه نکرده است، در نوشته‌های حقوقی مربوط به حقوق ثبت نیز به تعریف این جرم، اشاره نشده و صرفا به بیان گونه‌های آن اکتفا شده است.

تنها یک تعریف از جرایم ثبتی ارائه شده است که بیان می‌دارد: “جرایم ثبتی اسناد و املاک، فعل یا ترک فعلی است که در قوانین و مقررات موضوعة کشور پیرامون ثبت اسناد و املاک، به عنوان جرم محسوب و برای آن مجازات تعیین شده است”[1]

اگرچه نمی‌توان مدعی نادرستی این تعریف شد، اما باید گفت که تعریف مزبور، بسیار کلی است؛ به طوری که تصویر روشن و دقیقی در ذهن مخاطب نسبت به جرم ثبتی ایجاد نمی‌کند. از این رو، با عنایت و توجه به ویژگی‌ها و نیز گونه‌های جرم ثبتی می‌توان، آن را این گونه تعریف کرد: ” فعل یا ترک فعل مجرمانه‌ای است که در جریان عملیات ثبتی و یا پس از آن، با نقض قوانین و مقررات راجع به ثبت اسناد و املاک ارتکاب می‌یابد”.

[1] حاجیانی گل بینی، علی، نگاهی به جرایم ثبتی و جایگاه آن در حقوق جزای اسلامی، 1375، مجله کانون سردفتران، شماره 25، ص11

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نقش کاداستر در پیشگیری از جرایم ثبتی

پایان نامه درمان مبتنی بر تعهد/ادراک خودکارآمدی

ادراک خودکارآمدی به انتظارات افراد در مورد توانایی شان برای عمل در موقعیتهای آینده برمی گردد. افرادی با احساس خودکارآمدی بالا احتمالاٌ در برخورد با مسائل مشکل، بیشتر تلاش می کنند، در تلاشهایشان استقامت می ورزند، در طول انجام مسائل بیشتر آرام هستند تا برانگیخته باشند و افکارشان را تحلیل گرانه سازمان می دهند (پروین، سروانو جان، 2005 به نقل از کریم زاده، 23).

در بین افکار خود ارجاعی که برانگیزه، احساس و عملکرد انسانها تاثیر می گذارند ، اثر هیچ چیزی فراگیرتر از قضاوت افراد در مورد کارآمدی آنها نمی باشد(بندورا ، 1997 ، نقل از پروین و جان ، 1999). دریافت خودکارآمدی با توانایی افراد برای کاربرد شیوه هایی که به آنها کنترل بر رویدادهایی که بر زندگی شان اثر می گذارند مربوط است. عقاید خودکارآمدی شکل دهنده ی پایه و اساس عملکرد افراد است. افرادی که معتقدند می توانند نتایج مطلوب را توسط فعالیتشان ایجاد کنند، برای دنبال کردن کارها در صورت برخورد با مشکلات دلگرمی دارند (پروین و جان ، 1999 به نقل از کریم زاده، 1380).

شخصی که شک دارد بتواند رفتار خاص مورد انتظار را انجام دهد دارای خودکارآمدی پایین است. خودکارآمدی بالا به تلاش و پافشاری در برخورد با مساله و به دست آوردن اهداف بالاتر منتهی می شود، در حالی که خودکارآمدی پایین باعث یاس و دست کشیدن از کار می شود.

افرادی که کارآیی شخصی کمی دارند، احساس می کنند که در اعمال کنترل بر رویدادهای زندگی درمانده و ناتوان اند. آنها معتقدند هر تلاشی که می کنند بیهوده است. هنگامی که آنها با موانع روبرو می شوند ، اگر تلاش های اولیه ی آنها در برخورد با مشکلات بی نتیجه بوده باشد ، سریعاٌ قطع امید می کنند. افرادی که کارآیی شخصی بسیار کمی دارند حتی تلاش نمی کنند بر مشکلات غلبه کنند، زیرا آنها متقاعد شده اند که هر کاری انجام دهند بیهوده است و تغییری در اوضاع ایجاد نمی کند. کارآیی شخصی کم می تواند انگیزش را نابود سازد، آرزوها را کم کند، با توانایی های شناختی تداخل نماید و تاثیر نامطلوبی بر سلامتی جسمانی بگذارد( شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383) .

افرادی که کارآیی شخصی زیادی دارند معتقدند که می توانند به طور موثر با رویدادها و شرایطی که  مواجه  می شوند برخورد کنند. از آنجایی که آنها در غلبه بر مشکلات انتظار موفقیت دارند، در تکلیف ها استقامت نموده و اغلب در سطح بالایی عمل می کنند. این افراد از اشخاصی که کارآیی شخصی کمی دارند،  به توانایی های خود اطمینان بیشتری داشته و تردید کمی نسبت به خود دارند. آنها مشکلات را چالش می بینند و نه تهدید. و فعالانه موقعیت های جدید را جستجو می کنند. کارآیی شخصی زیاد، ترس از شکست را کاهش می دهد، سطح آرزوها را بالا می برد و توانایی مساله  گشایی و تفکر تحلیلی را بهبود می بخشد ( شولتز وشولتز، ترجمه سید محمدی، 1383) .

افراد با خود کارآمدی پایین از وظایف مشکل اجتناب می کنند، چون آنها را به عنوان یک تهدید نگاه می کنند. آنها آرزوهای کمی دارند و تعهد ضعیفی برای تعقیب اهدافی که انتخاب می کنند دارند (پروین و  جان، 1999 به نقل از کریم زاده، 1380، ص:27). درعوض آنهایی که خود کارآمدی بالا دارند به مسائل مشکل به عنوان چالشی برای یادگیری بیشتر نگاه می کنند تا تهدیدی که باید از آن اجتناب کنند. آنها علایق شان را در حیطه چیزهایی که می توانند انجام دهند گسترش می دهند. و تعهد عجیبی نسبت به انجام آن پیدا می کنند. آنها وقتی که با انجام مسائل مشکل مواجه می شوند به چگونگی انجام موفقیت آمیز آن بیشتر تمرکز می کنند تا عوامل شخصی مخرب. آنها شکست خود را به فقدان دانش یا مهارت، نقص راهکارها یا عدم کافی بودن تلاش و کوشش نسبت می دهند(پروین و جان، 1999. به نقل از کریم زاده، 1380).

افراد از نظر میزان خودکارآمدی در مورد مسائل مختلف متفاوت هستند. بنابراین یک فرد ممکن است در انجام یک تکلیف از خودکارآمدی بالایی برخوردار باشد و در انجام تکلیف دیگر از خودکارآمدی کمی برخوردار باشد. این موضوع می تواند توضیح این مطلب باشد که چرا بعضی از افراد بعضی کارها را خوب انجام می دهند ولی از عهده انجام کارهای دیگر برنمی آیند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تاثیر درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در افزایش خود کارمدی و عزت نفس افراد مبتلا به اعتیاد شیشه

پایان نامه ارزیابی عملکرد HSE/ساختار سازماني HSE

سازمان، منابع و مستندسازي

اين بخش سازمان‏دهي پرسنل، منابع و مستندسازي را براي عملکرد صحيح HSE بيان مي‏كند.

1-3- ساختار سازماني و مسئوليت‌ها

اجراي موفقيت‏آميز موضوعات HSE یک مسئوليت صف مي‏باشد که نيازمند مشاركت فعال تمامي سطوح مديريت و سرپرستي است، که اين موضوع ‏بايستي در ساختار سازماني و تخصيص منابع منعکس گردد.

سازمان بايستي – با کمک نمودارهای سازماني، در جایی که مناسب است- نسبت به تعريف، مستندسازي و ارتباط بين نقش‌ها، مسئوليت‌ها، اختيارات، وظايف و روابط بين بخشي مورد نياز براي استقرار سيستم مديريت HSE، اقدام نمايد که شامل اقدامات ذيل مي‏گردد ولي محدود به آنها نمي‏باشد:

  • فراهم نمودن منابع و کارکنان، براي توسعه و استقرار سيستم مديريت HSE.
  • حصول اطمينان از انطباق هر اقدام با خط‏مشي HSE، قبل از آغاز آن.
  • دريافت، تفسير و تهیه اطلاعات موجود در زمينه موضوعات HSE.
  • شناسايي و ثبت اقدامات اصلاحي و فرصتهايي براي بهبود عملکرد HSE.
  • پيشنهاد، شروع يا تدارکِ سازوكارهاي بهبود و تصديق استقرار آنها.
  • كنترل فعاليت‌ها در طي مدتي که اقدامات اصلاحي درحال انجام مي‌باشند.
  • كنترل موقعيت‌هاي اضطراري.

سازمان بايستي به تمام كاركنان، مسئوليت‌هاي فردي و جمعي‌شان را براي عملکرد HSE تاكيد نمايد. همچنين بايستي اطمينان حاصل نمايد كه كاركنان واجد صلاحيت هستند و اختيارات و منابع لازم را براي انجام اثربخش وظايف محوله در اختيار دارند.

ساختار سازماني و تخصيص مسئوليت‌ها بايستي مسئوليت مديران صف در تمامي سطوح براي توسعه، استقرار و نگهداري سيستم مديريت HSE در حيطه كاري‏شان را منعکس کند. ساختار بايستي روابط بين موارد ذيل را بيان کند:

  • بخش‌هاي عملياتي مختلف.
  • بخش‌هاي عملياتي و خدمات پشتيباني (اگر چه اين خدمات توسط واحدهاي مشابه و يا حتي يك شرکت بزرگتر انجام گيرد).
  • سازمان هاي ساحلي و فراساحلي.
  • كاركنان و پيمانكاران.
  • شرکاء در فعاليت‌هاي مشترك.

2-3- نماينده (نمايندگان) مديريت

به نماينده يا نمايندگان مديريت بايستي مسئوليت‌، اختيار و جوابگويي، براي ايجاد هماهنگي جهت استقرار و نگهداري سيستم مديريت HSE واگذار شود. اين نماينده(گان) بايستي به مديريت ارشد سازمان پاسخگو باشند، ولي اين انتصاب هيچگاه نبايستي مسئوليت فردي مديران صف براي استقرار سیستم مديريت HSE را در حوزه کاريشان،کاهش دهد.

3-3- منابع

مديريت ارشد بايستي براي اطمينان از عملكرد مؤثر سيستم مديريت HSE، منابع كافي را به اين امر اختصاص دهد و از توصيه‏هاي نماينده(گان) مديريت، مديريت صف و متخصصين HSE بهره‌گيرد. تخصيص منابع بايستي بصورت منظم به عنوان بخشي از بازنگري سيستم مديريت HSE، مديريت تغيير و مديريت ريسك، مورد بازنگري قرار گيرد.

4-3- شايستگي و صلاحیت

1-4-3-کليات

شركت بايستي روش‌های ‌اجرايي را نگهداری نماید تا بدين وسيله  اطمينان حاصل نمايد کارکناني كه وظايف و فعاليت‌هاي خاص واگذار شده  بحراني HSE را انجام مي‌دهند بر اساس موارد  ذيل واجد صلاحيت هستند:

  • توانايي‌هاي فردي
  • مهارت‌هاي توسعه داده شده از طريق كسب تجربه
  • دانش کسب شده

سيستم‌هاي اطمينان از صلاحيت بايستي در بدو استخدام و هنگام انتخاب فعاليتهاي جديد، هم براي كاركنان شركت و هم پيمانكاران، بكار گرفته شود. صلاحيت مستمر كاركنان براي انجام وظايفشان بايستي بطور مرتب مورد بازنگری و ارزیابی قرارگيرد، که اين بررسي‌ها شامل ملاحظات مناسب براي توسعه پرسنل و آموزش‌هاي مورد نياز آنها جهت دستیابی به صلاحيت براي فعاليت‌ها و تکنولوژی‌هاي تغيير‌يافته مي‌باشد. روش‌هاي‌اجرايي براي اطمينان از صلاحيت افراد، در ميان ساير موارد، مي‌تواند شامل موارد ذيل مي باشد:

  • تجزيه و تحليل نظام‌مند الزامات مرتبط با وظايف.
  • ارزيابي عملكرد افراد در مقايسه با معيار معين.
  • شواهد مستندشده از صلاحيت فردي.
  • برنامه هايي براي‌ ارزيابي مجدد به صورت دوره‌اي.

 

 

2-4-3-آموزش

شركت بايستي روش‌هاي اجرايي را براي اطمينان و افزايش صلاحيت از طريق شناسايي نيازهاي آموزشي و فراهم نمودن آموزش‌ مناسب براي تمامي پرسنل نگهداري نمايد. آموزش مي‌تواند به صورت دوره‌هاي رسمي و يا از طريق توسعه ساختار يافته در محيط كار تامين شود. گستره و نوع آموزش‌ها بايستي به اندازه‌اي باشد كه از دستيابي به اهداف و خط‌مشي‌هاي شركت اطمينان حاصل شود و بايستي نیازمندی تعيين شده توسط مراجع قانوني در قوانين و مقررات مربوطه را برآورده کرده یا از آن فراتر رود. سوابق مناسب آموزشي بايستي نگهداري شود و در صورت لزوم دوره‌هاي بازآموزي نيز زمان‌بندي گردند. بايستي سيستم‌هايي براي پايش اثربخشي‌ برنامه‌هاي آموزشي و معرفي بهبودها در صورت نياز، توسعه داده شود.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ایجاد ساختاری برای ارزیابی عملکرد HSE پیمانکاران در پروژه‌های عمرانی (با مطالعه موردی پیمانکاران سازمان مهندسی و عمران شهر تهران))

پایان نامه درباره مواد مخدر/:مفهوم مواد مخدر

مفهوم مواد مخدر

1: مفهوم لغوي مواد مخدر[1]

مواد مخدر در لغت يعني آنچه كه توليد رخوت و سستي اعصاب كند[2] و مخدرات يعني داروهايي كه باعث سستي و بي حسي مي‌شود[3] و مواد مخدر به داروهايي كه استعمال آنها سبب بي حسي و بي حالي و تخدير عمومي مي‌گردد(مثل كوكائين، هروئين و غيره) اطلاق مي‌شود.

در لغت نامه دهخدا  در تعريف مواد مخدر آمده است: ادويه‌اي كه بي خوابي و سستي اندام(آرد) چيزهايي كه اعضاي آدمي را بي حركت و سست مي‌كند[4].

مواد مخدر داراي گروههاي متعدد و مصنوعي هستند و هر گروه و حتي هر يك از اين مواد داراي خصوصيات و بالتبع داراي تعاريف جداگانه‌اي مي‌باشند. لذا ارائه تعريف واحد كه تمامي مواد مخدر را در بر بگيرد كاري دشوار و البته غير عقلاني است. از اين رو تمامي قوانين، آئين نامه‌ها و همچنين معاهدات بين المللي مربوط به مواد مخدر نيز براي اين مواد، به طور كلي تعريف واحدي ارائه نكرده و به توضيح جداگانه هر يك از مواد پرداخته‌اند. بعضي از نويسندگان از ديدگاه علوم مختلف، تعاريف مختلفي نيز براي مواد مخدر ارائه كرده‌اند كه در اينجا به همين تعاريف بسنده میکنیم.

2: مفهوم اصطلاحي مواد مخدر

از نظر اصطلاحي مواد مخدر به كليه مواد طبيعي و شيميايي گفته مي‌شود كه اعتياد آور باشد، بعضي از اين مواد تحريك كننده نبوده بلكه ممكن است ايجاد تحرك و توهم نمايد . به طور كلي مواد مخدر به موادي اطلاق مي‌شود كه مصرف آنها در انسان حالتي غير عادي ايجاد نمايد اين حالات كه عموماً لذت بخش هستند به صورت موقت و كاذب به وجود مي‌آيد.

بروز همين حالات و كيف و لذت پس از اولين مصرف، كه در بعضي مواد فقط به علت كنجكاوي به آن مبادرت مي‌شود، باعث تداوم مصرف و اعتياد مي‌گردد.[5]

از نظر دارويي و به عبارت بهتر از نظر علم پزشكي هر ماده‌اي كه با تاثير روي سيستم مركزي اعصاب قادر به ايجاد تغييرات جسماني، رفتاري و رواني در انسان باشد، مخدر است. از نظر علم روانشناسي هر ماده‌اي كه انسان پس از مصرف نسبت به آن وابستگي اعم از رواني يا جسماني پيدا كند مواد مخدر است.

از نظر جامعه شناسي هر ماده‌اي كه پس از مصرف آن چنان تغييراتي در انساني ايجاد كند از نظر اجتماعي اين تغييرات قابل قبول يا پذيرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسيت يا واكنشي نشان دهد مخدر است.

از نظر سياسي هر دارويي كه پس از مصرف، طرز فكر مصرف كنندگان را به نحوي تغيير دهد كه نسبت به مسايل سياسي كشورشان بي تفاوت يا باعث جهان بيني متضاد گردند مخدر است و در نهايت تعريف مواد مخدر بر اساس بي تفاوتي و تحمل دارويي عبارت است از هر دارويي كه مصرف آن باعث بي تفاوتي يا مصونيت انسان نسبت به آن دارو گردد يا به عبارت ديگر تحمل دارويي ايجاد نمايد آن دارو مخدر است.[6]

  1. Narcotics
  2. محمد معين، فرهنگ فارسي، جلد سوم، ص 3941
  3. حسن عميد، همان، ص 934
  4. دهخدا، لغت نامه، جلد 44، ص 644.
  5. علي اصغر، قربان حسيني، همان، ص 29.
  6. محمدحسن، شهيدي، همان، ص 20.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

علل گرایش جوانان و نوجوانان شهرستان کاشان به مواد مخدر و راهکارهای مقابله با آن

پایان نامه منابع مالی شهرداری؛روش اخذ عوارض

 قاعده قيمت گذاري بر اساس هزينه نهايي به منظور حفظ كارايي

چنانچه  قيمت يك كالا بر اساس هزينه  نهايي و يا  به عبارت ديگر هزينه  آخرين  واحد كالاي توليد نشده  تعيين شود  در آن صورت مي توان گفت كه از منابع  موجود در جهت توليد آن كالا بهترين استفاده  به عمل آمده است و در نتيجه اين قيمت گذاري مي توان انتظار داشت كه رفاه  جامعه حداكثر باشد.

انگيزه تعيين قيمت بر اساس هزينه نهايي خدمات و كالاهاي عمومي در كشورهاي پيشرفته عمدتاً  از  دو عامل ناشي مي شود . اول جلوگيري از تخصيص بيش از حد مطلوب منابع به اين خدمات و كالاها از طريق محدود كردن  ميزان تقاضاي جامعه  و  دوم جلوگيري از آسيب هاي زيست محيطي  به  خصوص آلودگي … به گونه اي كه با سياست قيمت گذاري  مناسب از منابع استفاده  مطلوب به عمل آيد . اما  اين  سياست  در كشورهاي  در حال  توسعه  بيشتر  با هدف  تأمين  منابع  مالي  براي  ادامه  گسترش  ارائه  اين خدمات توصيه مي شود.

 

4-3-2- قيمت گذاري خدمات و كالاهاي عمومي در صورت وجود منافع جنبي

مصرف  خدمات  و كالاهاي عمومي مي تواند با  منافع جنبي  براي ديگران همراه  باشد. براي مثال استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي مي تواند به  روانتر  شدن ترافيك  در سطح  شهر كمك نمايد  و  بنابراين  هزينه ها  را  براي كساني كه از حمل  و  نقل  عمومي استفاده نمي نمايند كاهش دهد. اين كاهش در  واقع  اثر  مثبت  جنبي مصرف  خدمات  عمومي  است .

5-3-2-  ابعاد توزيع درآمدي قيمت گذاري خدمات عمومي:

انتظار مي رود كه سياست هاي توزيع درآمدي از طريق دولت هاي مركزي و با استفاده از سياست هاي مالياتي به طور مؤثرتري دنبال گردد، اما علي رغم اين واقعيت بررسي ها نشان مي دهد كه سياست هاي قيمت گذاري در ارائه خدمات شهري از جمله استفاده از حمل و نقل عمومي به جنبه هاي توزيع درآمدي و توانايي پرداخت توسط افراد كم درآمد نيز توجه شده است. موضوع توزيع درآمد از طريق سياست مخارج و به طور مشخص پرداخت سوبسيد به منظور پائين نگه داشتن نرخ خدمات عمومي و در نتيجه كمك به اقشار كم درآمد به طور جدي تر  مطرح است  بدين  ترتيب بحث  كارايي  و  استفاده  مطلوب از منابع  مي تواند  تحت الشعاع اهداف سياست هاي توزيع درآمدي  قرار گيرد.

6-3-2- روش اخذ عوارض:

اگراستفاده  از كالاها  از  نظر سياستگذاران  مطلوب  تشخيص  داده  شود. علاوه بر اين  بايد  توجه داشت كه انتخاب  بين روش هاي فوق مي توان  تحت تأثير عواملي  از قبيل تعداد  مصر ف كنندگان  و  وضعيت  توزيع درآمدي  نيز قرار داشته  باشند. چون ميزان عوارض دريافتي هم  به  مبنا  و  هم به  نرخ  عوارضي  بستگي دارد  و حجم  فعاليتهاي  اقتصادي  تأثير  زيادي  بر ظرفيت عوارض قابل  وصول دارد، اين امكان  وجود  دارد كه  عوارض  وصولي  تا  اندازه  زيادي  از كنترل  شهرداري  ها  خارج  باشد  مگر  آنكه بتوانند  با تجديدنظر  در نرخ ها  و  يا  نحوه ارزيابي  مبناي  مالياتي از قبيل قيمت  منطقه بندي املاك ميزان عوارض وصولي را كنترل نمايند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی روشهای تامین منابع مالی شهرداری ها در توسعه و عمران شهری ( مطالعه موردی شهر شاهرود)