اقسام مالكيت در حقوق//پایان نامه آلودگی هوا

اقسام مالكيت در حقوق اسلامي

در حقوق اسلامي مالكيت بر سه نوع است: الف) مالكيت شخصي: عبارت است از كليه اموالي كه برحسب اسباب شرعيه در مالكيت افراد و اشخاص اعم از حقيقي و يا حقوقي قرار دارد و آنان مي‌توانند هرگونه تصرفي در آنها بنمايند.

ب) مالكيت دولتي: عبارت است از اموالي كه در اختيار مديريت مشروع براي تمشيت و اداره امور مردم قرار دارد. اين اموال برابر مقررات توسط مديريت نقل و انتقال مي‌شود.

ج) مالكيت ملي: عبارت است از اموالي كه متعلق به كل ملت است و قابل نقل و انتقال نمي‌باشد. اين اموال هم در اختيار مديريت مشروع است؛ ولي منافع آنها برداشت مي‌شود و عين آنها هميشه بايد باقي بماند. منابع زيست محيطي در حقوق اسلامي برخي از قسم دوم و برخي از نوع سوم‌اند. انفال از قسم دوم محسوب‌اند و بسياري اراضي از قسم سوم.

1-8-1- انفال

در خصوص انفال در قرآن مجيد چنين بيان شده است: «يسئلونك عن الأنفال. قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و أصلحوا ذات بينكم و أطيعوا الله و رسوله إن كنتم مؤمنين: [اي پيامبر،] از تو درباره انفال مي‌پرسند، بگو: «انفال اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس، از خدا پروا داريد و با يكديگر سازش نماييد، و اگر ايمان داريد از خدا و پيامبرش اطاعت كنيد.» (انفال:1)

در تعريف انفال روايات زيادي وارده شد كه اهل بيت(ع) براي ما بيان فرموده‌اند از جمله روايتهاي داوود بن فرقدوحماد از امام صادق(ع)است.(الوسائل: ج6، ص372.) فقها به استناد روايات چنين برشمرده‌اند: تمام دره‌ها، جنگل‌ها، كوهها، نيزارها، بيشه‌هاي طبيعي، درياها، درياچه‌ها، نهرها و رودخانه‌ها و سواحل آنها و معادن، صحاري و جو (هوا)(منتظري، بی‌تا، ص485، و نيز همو 491.)«انفال» به نص صريح قرآن مجيد متعلق به خدا و رسول(ص) است. به نظر فقيهان اسلامي انفال در زمان حضور معصوم در اختيار معصوم و در زمان غيبت، در اختيار حكومت مشروع مي‌باشد.

در قانون اساسي ايران پس از انقلاب اسلامي و تشكيل جمهوري اسلامي در اصل 45 چنين مقرر گرديد: «انفال و ثروتهاي عمومي از قبيل زمينهاي موات يا رها شده، معادن، درياها، درياچه‌ها، رودخانه‌ها و ساير آبهاي عمومي، كوه‌ها، دره‌ها، جنگل‌ها، نيزارها، بيشه‌هاي طبيعي، مراتعي كه حريم نيست، ارث بدون وارث، و اموال مجهول‌المالك و اموال عمومي كه از غاصبين مسترد مي‌شود، در اختيار حكومت اسلامي است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نمايد. تفصيل و ترتيب استفاده از هر يك را قانون معين مي‌كند.»

همان‌طور كه ملاحظه مي‌كنيد، آنچه در قانون اساسي ايران آمده دقيقاً همان است كه در منابع فقهي توسط فقيهان تصريح شده جز اين‌كه معلوم نيست چرا «جو ـ هوا» توسط برخي فقيهان معاصر مطرح شده،(پیشین) ناديده گرفته شده، در حالي كه به يقين «هوا و فضا» جزء ثروتهاي عمومي محسوب مي‌شود و اختيارش به دست حاكم است.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

مسئولیت دولت در خصوص محیط زیست ناشی از آلودگی هوا

پایان نامه تجمل گرايي:/نابودي تمدن ها و فرهنگ

نابودي تمدن ها و فرهنگ ها

مستي شهوات و تنعم و تلذذ بي قيد و شرط، طبقات مرفه جامعه را از پرداختن به ارزشهاي اصيل و درك واقعيتهاي اجتماعي باز مي دارد و غرق عصيان و گناه مي كند. كسي كه در گرداب رفاه طلبي و اشرافي گري گرفتار شده، حاضر است همه ارزش هاي اصيل انساني و اسلامي را براي رسيدن به رفاه و تجمل قرباني كند. هر اندازه روح رفاه طلبي و تجمل گرايي در او رخنه كند، به همان نسبت از اسلام ناب و ارزشهاي اصيل آن، فاصله مي گيرد. اين خطر، به تدريج از طبقه مرفه به طبقات ديگر سرايت كرده و گسترش مي يابد.

كم كم ارزشهاي اخلاقي و معنوي از رونق افتاده و پايمال مي گردند و بدين سان زمينه نابودي و انقراض فراهم مي شود. شكي نيست كه پيامد سقوط اخلاقي و مفاسد اجتماعي كه در پرتو زندگي مرفهانه پديد مي آيد، چيزي جز تهي شدن فرهنگها و تمدن هاو جوامع از درون و در نتيجه سقوط و نابودي آن نيست.

مهم ترين تمدن [1]هايي که قرآن به آن ها اشاره دارد مي توان از تمدن فرعونيان ، ثمود، عاد، سبائيان ( تبع) ، بني اسرائيل ، ذوالقرنين و مانند آن ياد کرد. اشاره قرآن به اين تمدن ها از براي عبرت گيري است؛ قرآن در آيات خود به تحليل علل و عوامل شکوفايي و نيستي اين تمدن ها اشاره مي کند تا ديگر جوامع بشري از آن پند گرفته و از علل و عوامل آسيب زاي آن پرهيز کرده و يا جلوگيري به عمل آورند. از جمله عوامل نابودي تمدن ها و فرهنگ ها که قرآن کريم به آن اشاره مي کند تجمل گرايي است : وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفيها فَفَسَقُوا فيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْميرا[2] و هنگامي كه بخواهيم شهر و دياري را هلاك كنيم، نخست اوامر خود را براي «مترفين» (و ثروتمندان مست شهوت) آنجا، بيان مي‏داريم، سپس هنگامي كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند، آنها را به شدّت درهم مي‏كوبيم‏.

باري، آيه کريمه،فسق و خروج از اطاعت را به مترفان نسبت داده و آنان را عامل نابودي جامعه دانسته است . چرا که همانان سرچشمه غالب مفاسد اجتماعي و مخالف هرگونه حرکت اصلاحي و ارزشهاي خلاق در جامعه اند.

شايان ذكر است كه بر اساس آيات و روايات، در كنار سنت نابودي مترفان و جوامع اترافي كه در آيه پيشين اشاره شد، سنت استدراج قرار دارد، بدين معنا كه پروردگار، در مواخذه و نابودي آنان نمي شتابد، بلكه گاه درهاي نعمت و رفاه بيشتر را به روي آنان مي گشايد و اين افزايش نعمت و لذت، مقدمه دردناكتر شدن عذاب آنان خواهد بود. [3]

استعمارگران براي فراهم کردن زمينه‏هاي سقوط ملت ايران و نابودي فرهنگ ايراني، از ترويج تجمل‏گرايي به روش‏هاي گوناگون کمک گرفتند. پيش از انقلاب، براي اولين بار که يهود مي‏خواست مجري اين طرح باشد، با وارد کردن لباس‏ها و وسايل تجملي از غرب به ايران، شروع به کار کرد. به اين صورت که لباس‏هاي کهنه مردم را مي‏خريدند و به جاي آنها ظرف زيباي چيني و پارچه‏هاي فاستوني مي‏دادند، در وضعيتي که مردم تا آن زمان، پارچه‏هاي دست‏باف خود را مي‏پوشيدند.

از آنجا که دشمنان اسلام، راه وابسته کردن ايران را از طريق رواج تجمل‏گرايي در آن تجربه کرده‏اند، بار ديگر در عصر حاضر اين نقشه را به کار گرفته‏اند تا نيروي جوان و سرمايه‏هاي عظيم کشور را به مدپرستي و تجمل‏گرايي سرگرم کنند، با اين تفاوت که اين‏بار تبليغ مي‏کنند محصولات خارجي بهتر است. با کمال تأسف، امروزه بر روي پوشاک و ديگر وسايل زندگي مسلمانان مارک‏ها و خط‏هاي خارجي، بسيار به کار مي‏رود که برخي از اين نوشته‏ها، پيام‏هاي زشت اخلاقي و شهواني را دربردارد . اگر نقاب مرغوبيت يا استحکام جنس خارجي به کنار زده شود، چهره زشت وابستگي و ذلت و سرانجام، نابودي فرهنگ ايراني در پس آن به چشم مي‏خورد.

[1] تمدن در فرهنگ واژگاني به معناي شهرنشيني ( علي اکبر دهخدا ،پيشين، ج 4 ،ص 6109) آمده است.

[2]   إسراء :آيه 16

 [3] جواد ايرواني، اخلاق اقتصادي از ديدگاه قرآن و حديث، پيشين،   ص266

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

مفهوم آراستگي:پایان نامه درمورد تجمل گرايي

مفهوم آراستگي

آراستگي از نظر لغوي مصدري به معناي زينت دادن و تزيين كردن است . اما معاني ديگر مانند نظم و مرتب بودن ، هماهنگ بودن و آماده و مهيا بودن نيز براي آن گفته شده[1] ، كه كاملاً مرتبط با معناي اول است ، زيرا تزيين كردن به نوعي با نظم و تقارن همراه است و در واقع شخصي كه در ارتباط با عمل تزيين و آراستن مي باشداز طريق مجموعه آراسته شده با بيننده ارتباط برقرار مي نمايد وهر چه از اصول و قواعد فطرت زيبا پسند بهتر آگاه باشد، اين ارتباط قويتر و عميق تر خواهد بود.

آراستگي ظاهر يعني رسيدگي به وضع ظاهري از نظر پاکيزگي ، نظم و ترتيب و ..

البته اين آراستگي ظاهري به معناي تجمل گرايي و پوشيدن لباسهاي فاخر ، پيروي از مد و … نيست بلکه منظور استفاده مناسب از امکانات موجود و پوشيدن لباسهايي که در عين حالي که ساده هستند مرتب و تميزند.

اين نكته درست است كه آراستگي مرتبط باظاهر انسان است، اما نوعا خود گوياي درون و شخصيت فرد مي باشد. اگر فردي آراسته و مرتب بود مي تواند برداشتي خوب ازخود(درون و شخصيتش) به طرف مقابل تحويل دهد و همچنين برقرار كردن ارتباط او باديگران بسيار ساده و راحت مي باشد. ازجمله خلقياتي كه يك فرد آراسته، با ظاهر آراسته اش به ديگران مي فهماند مرتب و منظم بودن، ساده بودن، تجمل گرا بودن و ضعف شخصيتي يا قوي بودن شخصيت است.

 

2-2 جايگاه تجمل و آراستگي در قرآن و روایات

موازنه ي ميان ماديات و معنويات مورد توجه جدي دين اسلام است و در هدايت جامعه نيز بايد به هردو بعد، توجه شود. در همين راستا ، دين مبين اسلام  به تفصيل به موضوع آراستگي پرداخته و راه را براي پيروانش روشن نموده است و ما در اينجا به كتاب حق رجوع مي نمائيم تا با استناد ازآن شرح مطلب نمائيم[2].  در قرآن كريم آمده است : « إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاءَ الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِب …[3] ما نزديك ترين آسمان را با ستارگان بياراستيم .. ». در اين آيه خداوند بيان داشته كه ستارگان زينتهاي آسمان هستند .بنابراين زينت و آراستگي في نفسه امري مذموم و ناپسند نيست . لذا خداوند در خلقت آسمانها و زمين از زينت استفاده نموده است .

اين دستور الهي است که به مؤمنان سفارش مي کند هم به آخرت توجه کنند و هم نيازهاي مادي خويش رابرطرف سازند . لذا قرآن مي فرمايد: « وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدين[4]؛ و در آنچه خدا به تو داده، سراي آخرت را بطلب و بهره‏ات را از دنيا فراموش مكن و همان‏گونه كه خدا به تو نيكي كرده نيكي كن و هرگز در زمين در جستجوي فساد مباش، كه خدا مفسدان را دوست ندارد! »

نيز مي خوانيم : « يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ وَ لا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدين[5]؛ اي كساني كه ايمان آورده‏ايد! چيزهاي پاكيزه را كه خداوند براي شما حلال كرده است، حرام نكنيد! و از حدّ، تجاوز ننماييد! زيرا خداوند متجاوزان را دوست نمي‏دارد. »[6]

به طور كلي، به دليل آن كه محتواي دعوت انبياي الهي با فطرت سالم انساني هماهنگ است، هيچ دليلي بر اباحه نعمت هاي الهي و مطلوبيت استفاده از آن ها بالاتر از جاذبه طبع و موافقت فطرت انساني با آن ها (به شرط اعتدال) وجود ندارد.[7]

خداوند بهره گيري از زينت را براي مسلمانان مجاز دانسته و صراحتا اعلام مي دارد که بندگان خدا،حق استفاده از زينت ها را دارند:

« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتي أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ وَ الطَّيِّبَاتِ مِنَ الرِّزْق[8]ِ ؛ :بگو چه کسي زينت هاي خدا را که براي بندگان خود آفريد حرام کرده است و از استفاده رزق حلال و پاکيزه منع کرده است. »

آن دسته از زينت هايي که مصرفش عيب ندارد ،همان چيزهايي است که در اين آيه آمده است :

«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَ الْبَنِينَ وَ الْقَنَاطِيرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعَمِ وَ الْحَرْثِ  ذَالِكَ مَتَعُ الْحَيَوةِ الدُّنْيَا  وَ اللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمََاب[9] ؛در چشم مردم آرايش يافته است، عشق به اميال نفساني و دوست داشتن زنان و فرزندان و هميانهاي زر و سيم و اسبان داغ برنهاده و چارپايان و زراعت. همه اينها متاع زندگي اين جهاني هستند، در حالي كه بازگشتنگاه خوب نزد خدا است. »

هر چيزي كه از انسان عيب پوشي كند وموجب آراستگي او باشد، «زينت» است؛ مانند كمالات اخلاقي و يا انواع لباس ها و آرايش هايي كه موجب جلب نظر ديگران شود و نفرت را بزدايد. بنابراين، لباس هاي كهنه، موهاي ژوليده، بدن كثيف، آلودگي و بي نظمي در منزل يا محيط كار نمونه هايي از عوامل نفرت زا هستند كه خداوند متعال آن ها را براي يك انسان، به ويژه براي افراد با ايمان، نمي پسندد. از اين رو، زيبايي و آراستگي را محبوب فطري انسان قرار داده و او را اجتماعي آفريده و نحوه آراستن خويش را به او الهام كرده است تا هم مورد رغبت ديگران باشد و هم با برقراري روابط اجتماعي، نيازهاي روحي و مادي جامعه تأمين گردند[10].

در مورد نزول آيات فوق روايات متعددي نقل شده است، از جمله اينكه:روزي پيامبر(ص) درباره رستاخيز و وضع مردم در آن دادگاه بزرگ الهي بياناتي فرمود، اين بيانات مردم را تكان داد و جمعي گريستند به دنبال آن جمعي از ياران پيامبر(ص) تصميم گرفتند، پاره‏اي از لذائذ و راحتيها را بر خود تحريم كرده و به جاي آن به عبادت پردازند، امير مؤمنان علي(ع) سوگند ياد كرد كه شبها كمتر بخوابد و مشغول عبادت باشد، بلال سوگند ياد كرد كه همه روز روزه باشد، عثمان بن مظعون قسم ياد كرد كه آميزش جنسي را با همسر خويش ترك گويد و به عبادت پردازد.

[1] محمد معين، پيشين ،ج 1، ص180

[2] واژه هاي زيبائي و آرايش و آراستگي در قرآن عبارتند از: زينة، حِليَة و تَبَرُج.

«زيـنـَة» (ر.ک:  الأعراف / 32 ،يونس / 88،النحل / 8 ، الكهف/7 ،الكهف/ 28 ،الكهف / 46 ،طه /87 ،الحجرات / 7 ،الحديد / 20 ، الحجرات / 7،الحديد / 20 ) : بمعني مصدري بمعني: زيبا نمودن است. يعني اينکه چيزي زشت است يا زيبائي ندارد و آنرا زيبا ميکنيم. معني اسمي بمعني چيزي است که چيزي را زيبا مي کند. بعبارتي ديگر زينت يعني: زيبائي ساختگي.

«حِلية» (الرعد / 17 ،النحل / 14،فاطر / 12): بمعني: زيوري نمودن و با زيور آراستن، و زيور آلات و جواهرات است.

«تـَبَـرُّجْ» (ر.ک: احزاب/33): بمعني: زندگي يا آرايش و ويرايش زندگي اشرافي و مصرفي داشتن است.

[3]  صافات /6

[4]  قصص/77

[5]  مائده /87

[6] شخص مؤمن – که مصرف خود را براساس قرآن قرار داده- همان طور که درآمدش را بر اين اصل استوار ساخته و مي خواهد الگويي براي مسلمين باشد؛ بايد توجه نمايد که خداوند چه چيزهايي را حلال و پاک و چه چيزهايي را حرام و ناپاک قلمداد کرده تا بتواند از آن ها استفاده نمايد.

[7] سيد جمال الدين موسوى،ملاحظاتى پيرامون پيام هاى اقتصادى قرآن، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1368، ص 467ـ476.

[8]  اعراف/ ۳۲.

[9]  آل عمران /14

[10] محمدحسين طباطبائى،پيشين،ج 8،ص 7-9

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

نظر اسلام درباره تجمل گرايي

پایان نامه آموزش های مهارتی:/آموزش و بازاریابی

  • آموزش و تأثیر آن بر بازاریابی

امروزه وجود نمایندگان فروش متخصص و کارآمد، می تواند در موفقیت، توسعه و رشد صنایع مختلف تأثیر عمیقی بگذارد. زیرا فروشندگان و نمایندگان فروش بخش مهمی از سازمان هستند که بطور دائم با مصرف کنندگان و مشتریان ارتباط دارند ،  با مشتریان صحبت می کنند ، از نظرات آنها آگاه می شوند و  نسبت به سلایق آنها اطلاعات کسب می کنند. اما رقابت کردن در دنیای امروز بسیار دشوار شده است(آگوال،2011).

امروزه محصولاتی تولید می شوند که دارای کیفیت یکسان ، بسته بندی یکسان، کارکرد یکسان و البته قیمت یکسانی هستند که  انتخاب را برای مشتریان و رقابت را برای شرکت ها  سخت تر می کند. یکی از شیوه هایی که سازمانها از آن استفاده میکنند آموزش نیروی انسانی خود است . مهم ترین دلیل این راه این است که ، محصولات قابل کپی هستند، خدمات را می توان نسخه برداری کرد، حتی فرآیند ها را می توان تقلید کرد اما آموزش ، دادن آگاهی، تقویت دید کارکنان، آموزش مهارت های لازم قابل تقلید نیست(شکوهی، 1386).

چنانچه سازمانی سریع تر از رقبای خود، مشغول آموزش نیروی انسانی خود باشد، می تواند از آنها پیشی گرفته و پیشتاز باقی بماند. اگر “سرعت یادگیری” شرکتها ، بیش از “سرعتِ تغییر” نباشد، این شرکتها از تغییرات عقب مانده و متحمل ضررهای سنگین و غیر قابل جبران می شوند. زیرا “آموزش” توانایی فردی را ارتقاء می دهد و بر بهره وری نیروی کار می افزاید.

یکی از زمینه هایی که شرکت ها می توانند از طریق آموزش دادن به مزیت های زیادی نسبت به رقبا دست یابند فعالیت های مربوط به حوزه بازاریابی و کارکنان این قسمت می باشد به همین دلیل امروزه بسیاری از شرکت ها و سازمان ها در این زمینه سرمایه گذاری می کنند. که بهترین روش سرمایه گذاری بهره گیری از تکنولوژی آموزشی است(مولایی، 1390).

تکنولوژی آموزشی  می تواند یک دوره آموزشی کاربردی را طراحی نماید که با خط مشی و استاندارد های  آموزشی شرکت یا سازمان ، متناسب باشد و بتوان براساس آن، به تدریس بازاریابان پرداخت تا بازاریاب،  هر روز عملکردش بهتر از دیروز گردد.تکنولوژی آموزشی عبارت است از: مجموعه روشها و دستورالعمل هایی که با استفاده از یافته های علمی برای حل مسایل آموزشی اعم از طرح،  اجرا و ارزشیابی در برنامه های آموزشی به کار گرفته شده اند.

  • نقش تبلیغات تکنیکی در بازاریابی فروش

درک درست تبلیغات یا حتی آموزش اصول و مبانی آن، باید با دیدی صحیح آغاز شود، تبلیغات یکی از فنون فروشندگی است. اصول آن اصول مربوط به فروشندگی است. موفقیت ها و شکست ها، در این دو حیطه، بر اثر دلایلی مشابه پدید می آیند. پس هر پرسش تبلیغاتی باید طبق استانداردهای فروشندگی پاسخ داده شود. تنها هدف تبلیغات، افزایش فروش است. سودآوری یا عدم سودآوری آن به میزان فروش بستگی دارد (آگوال،2011).

تبلیغات برای ایجاد یک تاثیر کلی نیست‎، برای ثبت نام شما در اذهان مردم نیست. برای کمک به فروشندگان دیگر شما نیست. با آن مثل یک فروشنده رفتار کنید. آن را مجبور به توجیه خود کنید. آن را با دیگر فروشندگان مقایسه کنید. هزینه و نتیجه را حساب کنید. بهانه ای را از یک فروشنده خوب نمی پذیرید، از آن هم نپذیرید. آنگاه چندان به خطا نخواهید رفت( بلفرد و همکار، 2001).

وظیفه مهم تهیه کننده آگهی تبلیغات انتقال نکات فروش به مزایایی است که برای خریدار دارد و آگهی دهنده همیشه باید در موقع تهیه آگهی، خودش را به جای خریدار بگذارد و متوجه باشد که آگهی را از درون چشم خریدار که جنس را می خرد تهیه نماید نه از نظر تولید کننده جنس که می خواهد جنس خود را به فروش برساند. پس اولین اصل در تهیه آگهی تبلیغاتی جلب اعتماد مشتری با آموزش صادقانه است(شهبازی و همکار، 1390).مهمترین اصل در تبلیغات، تاکید بر منافع مصرف کننده است.وقتی یک آگهی یا نامه تبلیغاتی نوشته میشود باید، هشدار جی آبراهام[1] را به یاد داشت:

«این واقعیت را در نظر داشته باشید که مردم به بزرگی شما هیچ اهمیتی نمی دهند. تنها چیزی که برای آنها مهم است نوع سود، مزیت، خدمت، یا بهبود شخصی ویژه ای است که ارائه می دهید. شما چگونه زندگی آنها را بهبود خواهید بخشید؟ شما چگونه زندگی راحت تری برای آنان ارائه خواهید دید؟ آیا آنها را خوش قیافه تر خواهید ساخت؟ آیا آنها را ثروتمندتر خواهید کرد؟ می خواهند بدانند شما از چه طریقی کیفیت، ارزش، لذت، سودآوری را در زندگی آنها بهبود خواهید بخشید. بازاریاب های معدودی واقعاَ به این نکته پی برده اند! مردم اهمیت نمی دهند شما چه می خواهید! تمام کارهایی که در تبلیغات، در بازاریابی، در فروش انجام می دهید باید تنها اطلاع رسانی این نکته باشد که شما به چه طریقی به مشتریان فعلی و آتی خود سود خواهید رساند(مولایی،1390).

[1]– j . Abrams

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

امکان سنجی آموزش های مهارتی محصول محور در سازمان آموزش فنی و حرفه ای کشور

مبانی نظری مسئولیت مدنی:/پایان نامه ضررهای جمعی

مسئولیت مدنی خارج از قرارداد

برخلاف مسئولیت قراردادی که دو شخص با هم عقدی را منعقد می سازند در اینجا هیچ پیمانی در کار نیست و یکی از متعاقدین به عمد یا به خطا به دیگری زیان می رساند که این نوع مسئولیت را خارج از قرارداد یا مسئولیت قهری می گویند. ریشۀ این تعهد تخلف از تکلیف قانونی است که برای همه وجود دارد.

مبحث سوم – مبانی نظری مسئولیت مدنی

سیری اجمالی در تاریخ تحول مسئولیت مدنی بیانگر این واقعیت است که تاکنون سه نظریه اصلی حقوقی و اجتماعی مسئولیت مدنی را تحت تأثیر قرار داده است، که در این مبحث به این نظریات خواهیم پرداخت.

گفتار اول- نظریۀ تقصیر

این نظر یگانه استدلالی را که قادر است مسئولیت شخصی را نسبت به جبران خسارت موجه تلقی کند، رابطۀ علیتی می داند که می تواند بین تقصیر و ایجاد ضرر وجود داشته باشد. ریشۀ جبران خسارت با قدمتی دیرینه ریشه در اعتقادات، آرمان های کهن در ادوار مختلف تاریخ دارد، ادیان نیز از این نظریۀ اجتماعی پیوسته حمایت نموده اند. بعنوان مثال مسیحیت زمانی توبه را پذیرفته می داند که خسارت ناشی از گناه زدوده و جبران شود، که مصداق این جانبداری، در حقوق اسلام از حق الناس در کنار حق الله است.[1]

بر مبنای نظریۀ تقصیر برای اینکه زیاندیده به خواسته و جبران خسارت ایجاد شده برسد لاجرم باید بار سنگین اثبات را به دوش کشد، و در مقام مدعی دلیل بیاورد که طرف مقابل در ورود ضرر مقصر بوده است. شایان ذکر است که در مسئولیت قراردادی گاه تنها عهد شکنی برای نیل به این هدف کفایت می کند، اما در مسئولیت قهری تقصیر همیشه بر خلاف اصل است و نیاز به اثبات زیاندیده دارد. هیچ اماره و فرضی زیاندیده را از اثبات تقصیر خوانده مبرا نمی سازد.[2]

با توجه به نظریه ارائه  شده می توان تقصیر را این گونه تعریف نمود: «تقصیر تجاوز از رفتاری است که انسان معقول و متعارف در عین همان حادثه انجام می دهد». [3]

گفتار دوم – نظریه ایجاد خطر (مسئولیت بدون تقصیر)

پیروان این نظریه گرچه پایه های استدلال متفاوتی دارند اما به اتفاق تقصیر را رکن و پایۀ مسئولیت مدنی نمی دانند، و تنها ورود زیان را برای جبران خسارت کافی می دانند و کار به عملی که منجر به ضرر شده ندارند. از دیدگاه این نظریه انتساب ضرر به فعالیت و عملی که انجام شده کفایت می کند، تا ورود ضرر را محقق بدانند و این ضرر ناشی از فعل خوانده دعوی قلمداد شود.

مهمترین فایده ای که این نظریه دارد این است که با حذف تقصیر از ارکان مسئولیت مدنی زیاندیده را از اثبات رابطه ورود زیان معاف می کند و از پیشروی بی حد و حصر و خودکامگی سرمایه داران می کاهد و به آنان گوشزد می کند چون پذیرای سود بیشترند باید متحمل ضرر بیشتری باشند و این نظریه برای تعدیل و ممانعت از پایمال شدن حقوق ضعیف ترها بنا شد.[4]

[1] ناصر کاتوزیان، حقوق مدنی، الزم های خارج قرارداد، جلد اول، ص 183

[2] ناصر کاتوزیان، دوره مقدماتی حقوق مدنی، وقایع حقوقی مسئولیت مدنی، شرکت سهامی انتشار، ص 23

[3] همان ص 23 – 24

[4] علی رضا ،باریکلو،مسئولیت مدنی،انتشارات میزان،چاپ سوم،1389،ص46و47

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

ضررهای جمعی در مسئولیت مدنی

پایان نامه رهن دریایی//قانون دریایی

قانون دریایی

همان‌گونه که اشاره شد، در سال 1343، مجلس شورای ملی قانون دریایی ایران را در 14 فصل و 194 ماده به تصویب رساند که این قانون عمدتاً با اقتباس از مقررات کتاب دوم قانون تجارت فرانسه، مصوب 1807 میلادی که خود ملهم از احکام و قواعد فرمان 1681 لوئی چهاردهم بوده، تهیه و تنظیم گردیده است.[1] در این میان، فصل سوم طی مواد 42 تا 51، تحت عنوان «رهن کشتی» و فصل هفتم طی مواد 102 تا 110، با عنوان «وثیقه‌دادن بار کشتی و اخذ وام» به موضوع مورد بحث اختصاص داده شده است. هرچند کاملاً واضح است موضوعی به گستردگی رهن دریایی نمی‌تواند طی چند ماده مبهم پوشش داده شود، اما، به هر روی، این مواد در راستای عرف دریانوردی و بین‌المللی مبین قواعدی متمایز از اصول شناخته شده است که در این پایان‌نامه به دنبال تحلیل نقاط ضعف و قوت آن خواهیم بود.

علاوه بر قانون دریایی، همان‌طور که در ماده‌ی 193 این قانون مقرر شده، کلیه‌ی آیین‌نامه‌های اجرایی این قانون  توسط وزارتخانه‌های مربوط تهیه شده است و پس از تصویب هیئت وزیران به اجرا درمی‌آیند. اهم این آیین‌نامه‌ها عبارت‌اند از آیین‌نامه ثبت انتقالات و معاملات کشتی‌ها مصوب 13/6/1344 با توجه به ماده‌ی 24 قانون دریایی و آیین‌نامه‌ی ثبت کشتی‌ها و شناورها مصوب 10/9/1344 هیئت وزیران.

به وضوح پیداست که در وهله‌ی اول، ثبت کشتی و شناورها و در وهله‌ی دوم، ثبت معاملات و انتقالات کشتی برای قانونگذار بسیار پراهمیت بوده و به‌خصوص، اهمیت ثبت در رهن دریایی بسیار چشمگیر است. بدین جهت که رهن، شامل کشتی‌های ثبت شده است و خود معامله و عقد رهن نیز باید در اسناد کشتی به ثبت برسد.

 

  1. معاهدات بین‌المللی (قانون راجع‌به اجازه‌ی الحاق دولت ایران به کنوانسیون حقوق ممتازه و رهن دریایی 1926 بروکسل)

ایران با داشتن سواحل طولانی و بنادر متعدد، در زمره‌ی کشورهای دریایی قرار دارد و کشتی‌رانی تجاری تأثیر به‌سزایی در بازرگانی خارجی آن دارد. از‌همین‌رو، پیوستن به معاهدات بین‌المللی دریایی ضرورتی اجتناب‌ناپذیر شناخته شده است. این معاهدات چندجانبه، هر دولت عضو را در مقابل سایر دول عضو متعهد ساخته و درنتیجه این اسناد برای آنها لازم‌الاجرا است. مفاد این معاهدات، همان‌گونه که در ماده‌ی 9 قانون مدنی و اصل 77 قانون اساسی مقرر شده است، از نظر قانونگذار اعتباری معادل قانون داخلی داشته و به همان میزان لازم‌الاجرا ارزیابی می‌شود. از این دسته می‌توان به قانون راجع‌به اجازه‌ی الحاق دولت ایران به کنوانسیون یکنواخت‌کردن مقررات مربوط به حقوق ممتازه و رهن دریایی، 10 آوریل 1926 بروکسل، مصوب 28/4/1345 اشاره نمود.

این قانون درواقع ترجمه‌ی کنوانسیون 1926 است که با همان اختصار به موضوع رهن پرداخته و فقط چهار ماده‌ی آن مربوط به موضوع رهن است که همگی مقررات شکلی‌اند وعمده موضوعات رهن دریائی از نظر ماهوی مسکوت مانده است. اکثر مطالب این قانون، بر ضرورت ثبت رهن کشتی‌های دول عضو، بیان موارد حقوق ممتازه و اولویت آن‌ها و حق تقدم حقوق ممتازه نسبت به رهن کشتی‌ها  متمرکز شده است. با توجه به فصل دوم قانون دریایی 1343 و شباهت مواد این فصل با کنوانسیون بروکسل، به نظر می‌رسد که تدوین‌کنندگان قانون دریایی ایران، قبل از پیوستن به کنوانسیون 1926 آن را پذیرفته و در تدوین و نگارش قانون دریایی از آن الهام گرفتند و نتیجتاً باید یادآور شد که با تصویب قانون راجع‌به اجازه‌ی الحاق دولت ایران به کنوانسیون 1926 بروکسل، عملاً مقررات ویژه‌ای پذیرفته نشد و به نوعی، همان مواد مصرح در فصل دوم قانون دریایی بوده است.

[1]هوشنگ امید ، پیشین، ص 21.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رهن دریایی

پایان نامه تیپ های شخصیتی:تفاوت شخصیت با فطرت

تفاوت شخصیت با فطرت

هویت و شخصیت انسان به صورت بذرهایی آماده برای رشد و شکوفایی می باشد که از آنها به استعدادهای بالقوه تعبیر می شود.محیط زندگی ( خانه، مدرسه و اجتماع ) مناسب و فضای تربیتی مساعد زمینه ساز رشد و تکامل آن استعدادهاست.

هرگاه استعدادهای فرد به صورت تدریجی و هماهنگ با هم از حالت استعدادو قوه خارج شدند و به عینیت و فعلیت برسند و در رفتار و گفتار و خلق و خوی انسان طوری تاثیر گذارد که به صورت همیشگی باشد ، انسانیت او و شخصیت و ماهیتش انسانی می شود.فرق فطرت با شخصیت این است.فطرت همانند بذراست ولی شخصیت ساقه و شاخه و برگ میوه های آن می باشد.

رفتار تحت تاثیر شخصیت است، یعنی رفتار گفتار و منش های هرکس نشان دهنده میزان شخصیت اوست به بیان دیگر رفتار و حرکات هرکسی نشان می دهد که چه مقدار از استعدادهای فطری و انسان ساز درونش به فعلیت رسیده و به کدام سمت و سو در سیر و حرکت است.

رفتار حرکتی است هماهنگ و منطبق با ایدئولوژی برنامه و راه کار رسیدن به هدف و مقصد است که بر اساس جهان بینی متین و تنظیم می گردد.

برنامه و راه کارهایی که برای رسیدن به هدف و ساختن شخصیت درست انسانی و رفتار متناسب با آن تنظیم می شود، به دو دسته تقسیم می شود:

  • دسته ای که با نظام تکوین و فطرت انسان هماهنگی و انطباق دارد که مطلق و ثابت اند،مثل نماز،روزه و نیایش و…
  • دسته دیگر که بر اساس اوضاع متغییر زمان و مکان و افراد تنظیم می گردد و با تحول وضعیت برنامه و به پیروی ازآن رفتار تحول پیدا می کند که این دسته نسبی و متغییر است.

تکوین، اخلاق و شخصیت افراد و جهت یابی آن با تحمل و درایت قدرت و توان روحی، طرز تفکرودرچه علاقه آنها نسبت به ارزش اشیاء ارتباط مستقیم دارد.

قوانین تولیه حیات از مهمترین و اصلی ترین قوانین هستند که مادام العمر بر آدمی حکمرانی می کنند و در شکل گیری شخصیت لحاظ ( زیستی و روانی، اجتماعی وعاطفی، حیات سیاسی،علایق ها و گرایش هاو…) تاثیر بسزایی دارد.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

بررسی تفاوت بین انواع تیپ های شخصیتی در بین دانشجویان دارای اضافه وزن و عادی

پایان نامه حقوق دریاها/:سازمان بنادر و دریانوردی

وزارت راه و شهرسازی

اگرچه سازمان بنادر و دریانوردی خود دارای یک شورای عالی، هیئت عامل و مدیرعامل می‌باشد، مع‌هذا این سازمان یکی از معاونت‌های وزارت راه و شهرسازی است که مدیرعامل آن‌هم زمان سمت معاون وزیر راه و شهرسازی را نیز بر عهده دارد؛ بنابراین ازلحاظ حقوقی و سلسله‌مراتب رسمی اداری می‌توان وزارت راه و شهرسازی را متولی و مسئول برقراری ارتباط فنی با آیمو محسوب نمود. به همین دلیل در مواردی هرچند نادر، مکاتباتی از سوی دبیر کل آیمو با وزیر راه و شهرسازی و بالعکس صورت می‌گیرد که ازجملۀ آن‌ها می‌توان به مکاتبات صورت گرفته در خصوص ترغیب دولت ایران به الحاق به بعضی از کنوانسیون‌های دریایی مصوب آیمو اشاره نمود. سازمان بنادر و دریانوردی ازآن‌جهت که یکی از معاونت‌های وزارت راه و شهرسازی محسوب می‌شود، طریق ارتباطی این وزارت خانه با آیمو محسوب می‌گردد. از این منظر و با توجه به ابعاد بین‌المللی قضیه، می‌توان برقراری ارتباط میان این وزارت خانه و وزارت امور خارجه را نیز متصور شد. این ارتباط به‌خصوص در موارد مهمی هم چون نامزدی عضویت در شورای آیمو و بررسی مسائل بسیار حساس و مهم مطروحه در آیمو که نیازمند هماهنگی میان وزارت امور خارجه به‌عنوان دستگاه دیپلماسی کشور و وزارت راه و شهرسازی به‌عنوان دستگاه فنی می‌باشد، به اوج خود می‌رسد.

2-3-3 سفارت جمهوری اسلامی ایران در انگلیس

سفیر جمهوری اسلامی ایران در انگلیس هم‌زمان به‌عنوان نماینده‌ی دائم کشورمان نزد سازمان بین‌المللی دریانوردی معرفی گردید.1 این امر به خاطر جایگاه دیپلماتیکی این سازمان بین‌المللی به‌عنوان یکی از سازمان‌های تخصصی سازمان ملل متحد می‌باشد. مکاتبات رسمی مهم میان آیمو و دولت جمهوری اسلامی ایران نیز معمولاً از طریق دبیر کل آیمو و سفیر صورت می‌گیرد. نماینده‌ی دائم کشورمان نزد آیمو به‌عنوان پل ارتباطی میان دولت جمهوری اسلامی ایران و دبیرخانه‌ی آیمو ایفای نقش می‌کند.

2- 3-4 سازمان بنادر و دریانوردی

سازمان بنادر و دریانوردی به‌عنوان مرجع دریایی کشور بیش‌ترین ­ارتباط را با سازمان بین‌المللی دریانوردی دارد. این ارتباط و تعامل کاملاً طبیعی است چراکه اصولاً این مرجع دریایی کشورها هستند که مسئول اجرای قوانین و مقررات دریایی مصوب آیمو در کشورشان می‌باشند. در بعضی مواقع با توجه به ساختار اداری دولت‌ها و شرح وظایف و مأموریت‌ها، بخشی از مسئولیت‌ها به نهادهای دیگری نظیر سازمان محیط‌زیست و یا وزارت کار و امور اجتماعی محول می‌شود. ارتباط مستمر فنی و تخصصی میان آیمو و سازمان بنادر و دریانوردی دارای مبنای قانونی نیز می‌باشد. به‌موجب بند هفدهم از مادۀ سوم آیین‌نامه‌ی سازمان بنادر و دریانوردی مصوب بهمن‌ماه سال 1348 ه.ش، عضویت در سازمان‌های بین‌المللی مربوط به بنادر و کشتی‌رانی با موافقت شورای عالی سازمان و تصویب مجلس شورای اسلامی جزو وظایف این سازمان قلمداد شده است. بند هجدهم این ماده نیز وظیفۀ شرکت در اجلاس‌ها و مجامع بین‌المللی مربوط به بنادر و کشتی‌رانی را بر عهدۀ سازمان بنادر و دریانوردی گذاشت. بدیهی است، تعامل میان سازمان بنادر و دریانوردی با آیمو به‌عنوان مرجع دریایی جمهوری اسلامی ایران صورت می‌گیرد و در محدودۀ وظایف و ظرفیت‌های خود نماینده‌ی حاکمیت محسوب می‌شود.1 حق عضویت کشورمان در آیمو از سوی سازمان بنادر و دریانوردی پرداخت می‌شود. ترکیب هیئت‌های شرکت‌کننده در نشست‌های نهادهای آیمو از سوی این سازمان تعیین و معرفی می‌گردند و در خصوص مسائل فنی معمولاً مکاتبات میان مبادی ذی‌ربط سازمان به‌خصوص مدیرعامل و معاون دریایی با دبیر کل و یا سایر بخش‌های آیمو صورت می‌گیرد. نماینده‌ی ثابت سازمان بنادر و دریانوردی نزد آیمو کارمند رسمی این سازمان محسوب می‌شود و در ارتباط مستقیم با آن می‌باشد. یکی از وظایف اصلی این نماینده پیگیری کلیۀ امور مربوط به سازمان در تعامل با آیمو تعیین‌شده است.

1 “ Ambassador Extraordinary and Plenipotentiary Permanent Representative of the Islamic Republic of Iran to the International Maritime Organization”.

1 سازمان بنادر و دریانوردی علاوه بر آیمو نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان‌های بین‌المللی هیدرو گرافی، اتحادیۀ بین‌المللی بنادر و لنگرگاه‌ها، رژیم کنترلی اقیانوس هند و مرکز کمک‌های متقابل در موارد اضطراری را نیز دارد. هم‌چنین نمایندگان سازمان در اجلاس سازمان بین‌المللی کار که با امور کارگری دریانوردان اعم از دستمزد و شرایط و محیط کار مربوط می‌شود، در صورت نیاز شرکت می‌نمایند.

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رویکرد ایران به کنوانسیون 1982 حقوق دریاها و علل عدم تصویب آن توسط جمهوری اسلامی ایران

پایان نامه درباره هوش اخلاقي/:اصول اخلاق رهبری

اصول پنج گانه اخلاق رهبری

رهبران سازمان برای آنکه بتوانند کارکنان خود را برای دستیابی به هدفی مشترک متقاعد سازد، باید بدون استثناء به اخلاقیات پذیرفته شده ای پایبند باشند و متعهد بودن خود را به اخلاقیات، از راه رفتار ملموس نشان دهند. نظریه اخلاقی، نظامی از قواعد و اصولی بنا می نهد که انسان ها را در تصمیم گیری درباره آنچه درست و نادرست و خیر و شر است، راهنمایی می کنند. آنچه در ادامه می آید اصول پنج گانه اخلاق رهبری است که در قالب گزاره هایی توصیف می شوند:

*رهبران اخلاق مدار به دیگران احترام می گذارند: وظیفه هر کس است که با دیگران به گونه ای احترام آمیز رفتار کند و برای دیگران فقط برای خودشان، احترام قائل شود؛ نه بخاطر هدف دیگری. یعنی از احترام گذاشتن به کسی به عنوان ابزاری برای دستیابی به هدف دیگری بهره نگیرد. دستیابی به این مقصود، زمانی میسر است که به ارزش و تصمیمات دیگران احترام بگذاریم. در جایی که چنین رفتاری رخ نمی دهد، افراد خود را در مقام بردگی و خدمت به تحقق اهداف سایرین می یابند. شکل عملی احترام افراد در سازمان، با همدلی، هم احساسی و گوش دادن به خود است که به ارزش ها و سعه صدر داشتن در برابر دیدگاه های متفاوت کارکنان تجلی، می یابد.

*رهبران اخلاق مدار، خدمتگزار دیگرانند: اصل اخلاقی خدمتگزار دیگران بودن، به درستی مصداقی از نوعدوستی است. رهبرانی که خدمتگزار و نوعدوست هستند، سلامت کارکنان و پیروان خود را در راس برنامه های خویش قرار می دهند.

*رهبران اخلاق مدار، عادل هستند: رهبران اخلاق مدار، مسائل و امور مختلف را از سر انصاف و عدالت مورد توجه قرار می دهند. در جایی که قرار است با افراد مختلف به گونه های متفاوت رفتار شود، باید دلایل رفتار متمایز، روشن و معقول و مبتنی بر ارزش های اخلاقی مستحکم باشد. زمانیکه منابع و پاداش ها یا کیفر ها عرضه می شوند، نقشی که رهبر می تواند ایفا کند، بسیار حیاتی است. حیاتی بودن نقش رهبر در زمینه توزیع منابع و پاداش ها یا کیفرها از این رواست که وی، هم جانب انصاف را داشته، و هم نسبت به موقعیت ها و افراد آگاهی کافی داشته باشد؛ کسب این آگاهی بسیار حساس بوده، نیازمند تلاش پیگیر است.

*رهبران اخلاق مدار، صادق هستند: عدم صداقت یا صادق نبودن، پیامد های مشهودی داردکه نخستین پیامد آن، عدم اعتماد است. زمانیکه رهبران صادق نیستند، دیگران، آنها را افرادی غیر قابل اعتماد و غیر اتکا ارزیابی می کنند. همچنین تداوم عدم صداقت در مدیریت سازمان، در ایمان افراد نسبت به رهبر ایجاد تزلزل کرده، میزان احترام نسبت به وی را کاهش می دهد.

برای یک رهبر، صادق بودن به معنای این است که آنچه را نمی تواند انجام دهد، قول ندهد، کژ رفتاری نکند، پشت واقعیت ها پنهان نشود، آنچه روابط را تیره می کند، انجام نداده، بیش اندازه به کارهای کم ارزش، بها ندهد.

*رهبران اخلاق مدار، اجتماع گرا هستند: هر جامعه ای به مثابه یک سازمان، دارای سیستم ویژه است. از این رو برای جوامع، اهداف خاصی با توجه به بافت و چشم اندازی که دارند بیان می شود که معمولاً از آنها به عنوان ارزش های مشترک یاد می کنند. دستیابی به اهداف مشترک، مستلزم آن است که رهبر و پیروان مسیری را که گروه ترسیم می کند، تبعیت کرده، بر سر آن توافق داشته باشند. رهبران ملزم هستند مقاصد خود و پیروانشان را مورد توجه قرار داده، تسهیلاتی را برای کامیابی در تحقق اهداف به وجود آورند. این بدان معناست که رهبران نمی توانند و نباید اراده خود را به دیگران تحمیل کنند. یک رهبر تحول گرا باید بکوشد گروه را بسوی خیر مشترک هدایت کند، که هم برای خود و هم برای یکایک پیروان، سودمند باشد. چنین رویکردی به رهبری از بروز فضای خودکامگی در سازمان پیشگیری می کند(شجاع،1392).

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه هوش اخلاقي با تعهد سازماني و اعتماد سازماني در بين كاركنان دانشگاه آزاد اسلامي واحد مرودشت

پایان نامه سازگاری زناشویی/:نظریه روانکاوی فروید

نظریه روانکاوی فروید :

اولین رویکرد به مطالعه رسمی شخصیت، روان کاوی،  انگیزش زیگموند فروید [1]بود که کار خود را در سال های نزدیک به قرن 19 آغاز کرد. روانکاوی بر نیروهای ناهشیار تاکید دارد یعنی امیال جنسی و پرخاشگری بر پایه زیستی و تعارض های اجتناب ناپذیرکودکی به عنوان حکمان شکل دهندگان شخصیت. فروید نیروهای سوق دهنده شخصیت را غرایز عنوان کرد که عناصر اصلی شخصیت هستند یعنی نیروهای برانگیزاننده ای که رفتار را سوق می دهد و جهت را تعیین می کند (بتلهایم [2]، 1984؛ به نقل از عباسی وهمکاران،389).

به عقیده فروید آن چه سبب فعالیت رهپایی انسان می شود، انرژی کلی حیاتی است که از دو بخش سازنده و مخرب تشکیل می شود بخش سازنده، همان غرایز زندگی است که در خدمت انگیزه صیانت ذات بوده و می‌کوشد زندگی را حفظ کند. در نظریه فروید این انگیزه به شکل لیبید و یا نیروی حیاتی تجسم می یابد. در مقابل این نیرو، غریزه مرگ قرار دارد، که همواره سعی دارد ما را به سوی مرگ سوق دهدد این انگیزه شخص را به سوی خودآزاری، خودکشی در رفتارهای پرخاشگرانه سوق می دهد(کریمی، 1383).

از نظر فروید ساختار شخصیت انسان بر سه وجه است.

الف) نهاد[3]: نهاد مرکب از غرایز، تمایلات و خواسته های شخص است. اصرار نهاد بر ارضای بدون قید و شرط این غرایز و تمایلات است به عبارت دیگر تابع اصل لذت است. انسان نهاد را به هنگام تولد با خود به دنیا می‌آورد و در تمام طول زندگی نیز آن را به همراه دارد. نهاد همیشه منبع شر و بدی نیست بلکه نهاد است که ما را به رفع نیازهایی مانند گرسنگی،تشنگی، گریز از خطرات و نظایر آن ها را بر می انگیزاند و فعالیت وا می دارد نهاد غالبا با من و من برتر در تعامل است و عمدتا تحت کنترل آن ها قرار دارد لیبیدو یا نیروی حیاتی نیز در نهاد تجسم می یابد (کریمی،1383).

ب) من یا خود[4] : من از اصل واقعیت پیروی می کند، من سعی می کند عمل را به تاخیر اندازد تا فرصتی برای درک درست واقعیت به وجود آید فروید تایید داشت اگر چه کارکردهای من تا حدی مستقل از نهاد است اما من تمام انرژی خود را از نهاد می گیرد ( کرین 1934[5]، ترجمه خوی نژاد و رجایی 1389).

ج ) من برتر یا فراخود[6] : فروید معتقد است که من برتر از نهاد تشکیل شده است یک بخش آن وجدان است وجدان بخش انتقاد کننده من و تنبیه گر من برتر است بخش دیگر آن من ایده آل نامیده می شود و شامل خواسته های مثبت می باشد (کریمی 1932، ترجمه خوی نژاد و رجایی 1389).

فروید معتقد بود هریک از اعمال آدمی علتی دارد که ریشه آن را باید در یک انگیزه ناهشیار جستجو کرد و نه در دلیل معقولی که خود شخص ارائه می دهد او به طور کلی دیدگاهی منفی درباره طبیعت انسان داشت و معتقد بود آدمی را سایت های اساسی عمدتا جنسی و پرخاشگری، هدایت می کنند و آدمی مدام با جامعه ای که بر مهار این تکانه ها تاکید دارد در ستیز است( اتکینسون[7]، 1971، ترجمع راهنی، 1382).

نظریه اریک اریکسون مراحل روانی اجتماعی اریکسون[8] : اریکسون رشد شخصیت را به هشت مرحله روانی و اجتماعی تقسیم کرد. چهار مرحله اول شبیه مراحل دهانی، مقعدی، آلتی و نهفتگی فروید هستند. تفاوت عمده بین نظریه های آن ها بر این است که اریکسون ویژ گی های روانی و اجتماعی تاکید کرد در حالی که فروید بر عوامل زیستی تاکید داشت. اریکسون معتقد بود که فرآیند رشد تحت تاثیر چیزی که وی آن را اصل اپی ژنتیک می نامید قرار دارد. منظور او از این اصطلاح این بود که نیروهای ارثی تعیین کننده مراحل رشد هستند. هر رویارویی ما با محیط بحران نامیده می شود بحران ما را ملزم می دارد انرژی غریزی خود را مطابق با نیازهای هر مرحله از چرخه زندگی متمرکز کنیم. هر مرحله رشد، بحران یا نقطه عطف خود را دارد که تغییراتی در رفتار و شخصیت ما ایجاب می کند، ما به این بحران با یکی از دو روش پاسخ می دهیم : روش ناسازگار او (منفی) یا روش سازگارانه (مثبت). فقط در صورتی که هر تعارضی را حل کرده باشیم شخصیت می تواند به تعالی و رشد خود  ادامه دهد. اریکسون همچنین اظهار داشت، هریک از هشت مرحله روانی – اجتماعی فرصتی را برای پرورش دادن نیروهای بنیادی فراهمی می کند. این نیرها زمانی نمایان می شوند که بحران به طور رضایت بخشی حل شده باشد. او معتقد بود نیروهای بنیادی وابسته به هم هستند و تا وقتی که نیروهای مربوط به مرحله قبلی تثبیت نشده باشد نیروی جدید نمی تواند رشد کند (شولتر[9] 2003، ترجمه سید محمدی، 1386).

[1] Sigmund freud

[2] Bettelheim

[3] ID

[4] Ego

[5] Crian

[6] Superego

[7] Etkinson

[8] erikson

[9] Sholtez

لينک جزييات بيشتر و دانلود اين پايان نامه:

رابطه پنج عامل بزرگ شخصیت با حل تعارض و سازگاری زناشویی