هنگام ورود به حیطه مدیریت صنعتی شاید ناخواسته تا حدی از جنبه انسان شناختی سیستم دور می­شویم. به همین علت تحقیق پیش رو می­تواند گامی هرچند کوچک در جهت بررسی ارتباط پارامترهای مختص روانشناسی و پارامترهای نهایی بازدهی فرد در موقعیت شغلی خود در محیط باشد. در زمینه مدیریت منابع انسانی همواره سوالاتی در زمینه اثر ویژگی های شخصیتی فرد در موقعیت شغلی فعلی خود مطرح بوده است. یکی از مهمترین پارامترهای شخصیتی هر فرد در این زمینه میزان تهییج طلبی آن شخص می­باشد. شغل هر شخص تا چه میزان می­تواند میزان تهییج طلبی آن شخص را ارضا کند؟ آیا میزان خستگی فرد از محیط و شغل خود ارتباط معنا داری با میزان تهییج طلبی آن فرد دارد؟ در این میان پارامتر ادراک از زمان چه نقشی  ارتباطی میان میزان تهییج طلبی و خستگی صنعتی فرد دارد؟

­­­جواب سوالات فوق در تحقیق پیش رو داده شده است.

1-2 بیان مساله

تهییج طلبی به عنوان یکی از پارامتر های شخصیتی انسان توسط ماروین زاکرمن طی تحقیقات 20 ساله در چهار زیر شاخه معرفی شد. در ادامه تحقیقات زاکرمن تهییج طلبی توسط ون دن برگ و فجی در سال 2002 با استفاده از طیف داچ به بخشهای زیر تقسیم شد:

    • هیجان خواهی – ماجراجویی طلبی
    • تجربه طلبی
    • بازداری زدایی
    • حساسیت نسبت به یکنو اختی (رینات و همکاران، 2009)

در تمامی این تحقیقات که با طیف “موافق – مخالف” 7 تایی انجام شد، میزان همبستگی داخلی این پارامترها بالای 8/0 گزارش شد، به جز مولفه تجربه طلبی که میزان همبستگی حدود 71/0 تا 74/0 گزارش شده است.

از طرفی خستگی به طور عمومی به عنوان حالتی از خستگی ذهنی و روانی تعریف می­شود که منجر به کاهش راندمان کاری می­شود. (بیسن و پیریا، ، 2010، ص 107 – 111) در محیط های صنعتی به دلیل کارهای تکراری و یکنواخت “خستگی صنعتی” مطرح می­شود. با توجه به تحقیقات مایر در سال 1970 ادعا می­شود که کارهای تکراری، انسانها را به حالتی روبات گونه تبدیل می­کند و باعث افول ارزشهای انسانی ای مانند مهارت، تمایز فردی و اعتماد به نفس در انسان می­شود (فیلیپو، 1989).

خستگی از برداشت شخص از محیط به عنوان محیطی ملالت بار وکسل کننده و همچنین ناشی از عدم برانگیختکی شخص در محیط حاصل می­شود.

در کنار خستگی، مفهوم دیگری نیز مطرح می­شود به نام “استعداد دلزدگی” که در سال 1986 توسط فارمر و ساندبرگ به عنوان یک پارامتر شخصیتی قابل اندازه گیری عنوان شد که در مبحث تهییج طلبی از زیر شاخه های تهییج طلبی محسوب می­شود. دلزدگی در محیط کار می­تواند خود به عنوان عامل برخی مشکلات و یا به عنوان یک مشکل معلول از عوامل دیگر مورد بررسی قرار گیرد (لوکیدو، 2009). به طور کلی عوامل خستگی را می­توان به دو دسته عوامل محیطی و عوامل شخصیتی تقسیم کرد.

به عنوان متغیر مداخله گر “ادراک زمان” مورد مطالعه قرار می­گیرد. متغیر ادراک زمان به معنای درک گذر زمان توسط فرد است(هی کیانگ و همکاران، 2006). این متغیر در هر شخص به این علت مطرح میشود که بر خلاف زمان که در علم فیزیک دارای مقیاس اندازه گیری ثابت است، در علم روانشناسی درک گذر زمان باید از فیلتر پروسه مغز گذر کند، بنابراین استنباط زمان برای هر شخص در موقعیتهای مختف متفاوت است (والر و همکاران).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

 

1-3 اهمیت مساله

با پیشرفت روز افزون علم مدیریت و گسترده شدن هرچه بیشتر علم مدیریت در سایر علوم، لزوم انجام تحقیقات بین رشته ای اولویت دو چندان می­یابد. از ابتدای گسترش علم مدیریت، همواره رابطه بسیار نزدیکی بین علوم مدیریت و روانشناسی وجود داشته است و از طرفی علم روانشناسی با ایجاد شناخت دقیق و علمی وجود انسان، ابزاری کارساز در نزد مدیران قرار می­دهد.

تا کنون تحقیقات زیادی در زمینه مدیریت منابع انسانی انجام گرفته است، اما بسیار کم دیده شده که پارامترهای شخصیتی روانشناختی در زمینه مدیریت صنعتی، به طور مستقیم مورد تحقیق قرار گیرد. سه پارامتر مورد بحث در این رساله، از مهمترین ابعاد شخصیتی هر فرد بوده که شناخت تک تک آنها و همچنین روابط فی ما بین آنها ارتباط مستقیم با پارامتر های رضایت شغلی، تناسب شغل و شاغل و بهره وری کاری افراد در محیط کاری دارد. با مقایسه نتایج این تحقیق می­توان استراتژی های مناسب در مورد منابع انسانی سازمان پیشنهاد کرد که با تلقی انسان به عنوان مهمترین سرمایه هر سازمان می­تواند تاثیر به سزایی بر عملکرد واحد صنعتی بگذارد (مایر، 1970) (بیسن و پیریا، 2010، ص 1-5)

 

1-4-4 هدف اولیه مساله

بررسی ارتباط بین میزان تهییج طلبی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی

1-4-2 اهداف ثانویه مساله

الف: بررسی ارتباط بین میزان هیجان خواهی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی.

ب: بررسی ارتباط بین میزان تجربه طلبی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی.

ج: بررسی ارتباط بین میزان بازداری زدایی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی.

د: بررسی ارتباط بین میزان ملالپذیری با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی.

ه: بررسی ارتباط بین میزان تنوع طلبی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی.

و: بررسی ارتباط بین میزان ماجراجویی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی.

1-5 فرضیه های تحقیق

1-5-1 فرضیه اصلی

ارتباط معناداری بین میزان تهییج طلبی و میزان خستگی صنعتی با توجه به عامل ادراک زمان وجود دارد.

1-5-2 فرضیه های فرعی

الف: ارتباط معناداری بین میزان هیجان خواهی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی وجود دارد.

ب: ارتباط معناداری بین میزان تجربه طلبی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی وجود دارد.

ج: ارتباط معناداری بین میزان بازداری زدایی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی وجود دارد.

د: ارتباط معناداری بین میزان ملالپذیری با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی وجود دارد.

ه: ارتباط معناداری بین میزان تنوع طلبی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی وجود دارد.

و: ارتباط معناداری بین میزان ماجراجویی با توجه به ادراک از زمان و میزان خستگی صنعتی وجود دارد.

1-6 تعاریف

1-6-1 تعاریف عملیاتی

تعریف عملیاتی ، تعریفی است که بر ویژگی های قابل مشاهده استوار است. به عبارت دیگر تعاریف عملیاتی، فعالیت های محقق را در اندازه گیری یا دست کاری یک متغیر مشخص می سازد و راهنمای محقق درانجام فرایند تحقیق می­گردد و شیوه انجام کار محقق را مشخص می­سازد. با این توضیح تعریف عملیاتی متغیرهای تحقیق حاضر عبارتند از :

الف- تهییج طلبی

میل ذاتی افراد برای روبرو شدن با هیجان، موضوعات متنوع و چالش برانگیز و ریسک کردن در طول زندگی

ب- خستگی صنعتی

احساس ملالت و دلزدگی روانی فرد در محیط صنعتی که باعث پایین آمدن بهره وری شخص در محیط کاری خود می­شود. در برخی از متوت از این متغیر با نام “دلزدگی صنعتی” نیز یاد شده است.

  ج- ادراک از زمان:

درک شخصی هر فرد از گذر زمان را ادراک زمان می­گویند. بر خلاف آنکه زمان به عنوان یک پارامتر عینی دارای مقیاس اندازه گیری می­باشد، انسان ها زمان را به صورت ذهنی پردازش می­کنند که گذر زمان را برای انسانها متفاوت از یکدیگر می­سازد.

1-6-2 تعاریف نظری

تعریف نظری تعریف دقیق و علمی مبتنی بر یافته های پژوهش گران و بر اساس مراجع علمی می­باشد.

الف- تهییج طلبی

زاکرمن تهییج طلبی را به صورت صفتی تعریف کرده که ویژگی آن، جستجوی هیجان و تجربه متنوع، تازه، پیچیده و جدید و میل پرداختن به خطرهای بدنی، اجتماعی و مالی به خاطر خود این تجربه ها است(نحوی شیرازی، 1387 به نقل از زاکرمن، 1984). زاکرمن تهییج طلبی را دارای چهار بعد اصلی دانسته است:

1-  هیجان خواهی و ماجراجویی: میل به فعالیت های بدنی که سرعت، خطر و تازگی داشته باشند.

2- تجربه طلبی: جستجوی تجربه های نو به کمک مسافرت، موسیقی، هنر و یا سبک زندگی ناهمگون

با اشخاصی که گرایش های مشابه دارند.

3- بازداری زدایی: تمایل به تکانشی بودن، سرکشی در برابر هنجارهای اجتماعی و ترجیح دادن موقعیت های

غیرقابل پیش بینی.

4- حساسیت نسبت به یکنو اختی: بیزاری از تجارب تکراری، کارهای عادی و افراد قابل پیش بینی (نحوی شیرازی، 1387 به نقل از زاکرمن، 1984).

  ب- خستگی صنعتی:

خستگی صنعتی به طور خاص به خستگی ذهنی و یا روانی اتلاق می­شود که منجر به پایین آمدن سطح کاری آن فرد می­شود (رینات و همکاران، 2009).

ملالت از دیدگاه فیشر اینگونه توصیف می­شود: “وضعیتی نامطلوب و عاطفی گذرا که فرد در آن، احساس عدم علاقه یا ناتوانی در تمرکز در فعالیت را تجربه می­کند” (فیشر، 1993، ص 395-396).

ج- ادراک از زمان

درک شخصی هر فرد از گذر زمان را ادراک زمان می­گویند. بر خلاف آنکه زمان به عنوان یک پارامتر عینی دارای مقیاس اندازه گیری می­باشد، انسان ها زمان را به صورت ذهنی پردازش می­کنند که گذر زمان را برای انسانها متفاوت از یکدیگر می­سازد. (نووتنی 1994، ص 6-8)

1-7 چهارچوب بحث 

چهارچوب تحقیق، از سه بعد موضوعی، مکانی و زمانی مورد بررسی قرار می­گیرد: