۱-۲-۲-۲- بعد از انقلاب اسلامی ایران
با پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ در سازمانهای خدمات اجتماعی و نهادهای آموزشی مددکاری اجتماعی تحولات عظیمی رخ داد از آن جمله ادغام همه این مؤسسات در دانشگاه علامه طباطبایی بود.
بعد از پیروزی انقلاب و در دوران فترت دانشگاهها به علت انقلاب فرهنگی،مباحث بسیار جدی در ضرورت وجود یا انحلال رشته مددکاری اجتماعی مطرح بود که پس از کسب نظر برخی صاحبنظران مشخص شد که نه تنها مددکاری اجتماعی در جامعه پس از انقلاب زاید نیست بلکه حوادث بعد از انقلاب نظیر جنگ، زلزله و سیل ضرورت وجود آن را اثبات می کند. بر همین اساس طرح اولیه رشته خدمات اجتماعی تدوین و در آخر سال ۱۳۶۱ به شورای عالی انقلاب فرهنگی (کمیته علوم اجتماعی) تقدیم شد. چون سیاست کمیته مذکور بر تقلیل و کاربردی کردن رشته ها بود، از مجموع بیش از دوازده رشته علوم اجتماعی فقط یک رشته با شاخه (گرایش) خدمات اجتماعی مطرح و تصویب شد. با توجه به نیازهای گسترده بنیاد شهید و سایر نهادها به مددکاری اجتماعی دانشگاه شاهد از بدو تاسیس خود (۱۳۶۹) به گزینش دانشجو در شاخه خدمات اجتماعی به عنوان یکی از رشته های هفتگانه دانشگاه اقدام کرد و از سال ۱۳۷۲ نیز دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بر اساس مصوبه جدید در رشته مددکاری اجتماعی دانشجو پذیرفت.
هم اکنون دانشگاههای علامه طباطبایی،شاهد،تربیت معلم تهران،علوم بهزیستی و توانبخشی اصفهان، آزاد اسلامی(در چند شعبه مانند رود هن،اراک،مرکزی،تهران،گناباد)به تربیت مددکاران اجتماعی مشغول هستند که دانشگاه علامه طباطبایی و علوم بهزیستی و توانبخشی در مقطع کارشناسی ارشد نیز دانشجو دارند؛ ضمن اینکه تا به حال سال ۱۳۸۲، مقطع دکترا دایر نشده است. به رغم گذشت نزدیک به ۴۵ سال از تاسیس رشته مددکاری اجتماعی در ایران و ورود هزاران مددکار فارغ‌التحصیل از دانشگاه های کشور به بازار کار، هنوز مسئولان سیاستگذاری رفاه اجتماعی و برنامه ریزان خدمات اجتماعی، شناخت دقیق و درستی از این حرفه ندارند. به همین دلیل، نوعی گسست بین فعالیت های مددکاری و سیاست ها و برنامه های اجتماعی وجود دارد. تذکر چند نکته در اینجا لازم به نظر می رسد. اگر انتظار این است که مددکاران اجتماعی جایگاه مناسب خود را در سیاست گذاری و برنامه ریزی کلان رفاه اجتماعی کشور داشته باشند، نباید فراموش کرد که بار اصلی مسئولیت نه تنها بر عهده سازمان مرکزی مدیریت و برنامه ریزی کشور، بلکه بر شانه مراکز آموزشی این حرفه است تا با آموزش نظری های نوین و مطالب آموزشی که لازمه تجهیز مددکاران اجتماعی به دانش روز است، آنان را برای ادای وظایف خود در سطوح مختلف اجرایی و برنامه ریزی آماده سازند.
۱-۳- اصول اساسی مددکاری اجتماعی
۱-۳-۱- اصل پذیرش
یکی از مهمترین اصولی که مددکاران اجتماعی باید رعایت کنند، اصل پذیرش است. اصل پذیرش از ارزش اساسی حرمت مقام انسانی سرچشمه می‏گیرد یعنی مددکار در جریان کمک‏رسانی مددجو را همان طور که هست می‏پذیرد باید توجه داشته باشیم که مددجو یا مراجع ممکن است از هر گروه سنی، جنسی، نژادی، طبقه ای، منطقه ای، مذهبی، ملیتی و… باشد. ولی این مسئله نباید پذیرش وی را تحت تاثیر قرار داده و باعث شود تا مددکار با وی برخوردی متفاوت داشته باشد (البته در اینجا باید بین احترام به عقاید و فرهنگ مددجو و اعمال تبعیض مددکار تفاوت قایل شد.) مددکار هر مراجع را با هر مشکلی که دارد، در مقام انسان می‌پذیرد و نحوه رفتار او به گونه‌ای نیست که مراجع احساس کند مددکار او را طرد می‌کند و نسبت به او بی اعتناست. بی اعتنایی، تکبر و غرور مغایر اصل پذیرش است. اگر مددکار اجتماعی در برخورد اولیه، که سنگ بنای ارتباطات بعدی است، با پذیرش مناسب و احترام به مراجعان بتواند اعتماد آنها را جلب کند، در ادامه کار با مشکل کمتری مواجه خواهد شد.
۱-۳-۲- اصل مشارکت مددجو
مددکار در کار با مددجو می‏بایست به این نکته توجه داشته باشد که از اهداف اساسی در مددکاری توانمند سازی مددجوست تا در مواقع مشابه این توانایی را داشته باشد تا خود مشکلش را حل کند و این توانایی جز با مشارکت مددجو در جریان کمک‏رسانی به دست نمی‏آید.
مراجع باید در سرتاسر فرآیند مددکاری اجتماعی، از جمله موارد زیر، مشارکت کند:
۱) در مرحله جمع آوری اطلاعات یا مرحله اطلاعات؛
۲) در مرحله تشخیص مشکلات یا نیازها و دسته بندی آنها؛
۳) در مرحله تدوین برنامه کمکی برای رفع نیاز یا حل مشکلات؛
۴) در مرحله اجرای برنامه های تدوین شده؛
۵) در مرحله پیگیری و پس از ترخیص؛
۶) در مرحله ارزیابی برنامه های در حال اجرا و اجرا شده.
شرکت دادن مراجعان در فرایند مددکاری اجتماعی، اصلی مهم است که پیامدهای گوناگونی دارد. برخی از این پیامدها عبارتند از:
۱) مسئولیت پذیری مراجعان برای حل مشکل، رفع نیاز با مشارکت آنان افزایش می‌یابد.
۲) اصل مشارکت، نوعی توجه و احترام به آنها محسوب می‌شود.
۳) مراجعان مهارت های لازم را برای مقابله با مشکلات در شرایط دیگر کسب می‌کنند.
۴) اعتماد به نفس و عزت نفس آنها تقویت می‌شود.
۱-۳-۳-اصل خودآگاهی مددکار
مددکار به عنوان یک انسان دارای ارزشها و اعتقادات و فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود است و این ارزشها و اعتقادات ممکن است بصورت ناخودآگاه و یا خودآگاه بر رفتار و گفتار و حتی تصمیمات او تأثیر بگذارد. مددکار باید از احساسات و عواطف خود آگاهی

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir

داشته باشد و نسبت به ایجاد پدیده‌هایی همچون انتقال (واکنشهای انتقالی و ضد انتقال)، همدردی بجای همدلی، بروز مکانیسمهای ناخودآگاه روانی در برخورد با مددجو و ….آگاهی داشته باشد (موسوی چلک، ۱۳۸۳: ۶۲).
۱-۳-۴- اصل رازداری حرفه‏ای
این مورد از مهمترین مواردی است که مددکار باید در پذیرش اولیه محدوده آن را با توجه به مسائل حقوقی مددجو مشخص و شفاف کند. (یعنی مشخص کند که در چه مواردی رازداری محض دارد و یا چه نکاتی را ممکن است به خانواده یا وکیل مددجو و یا دادستان عنوان نماید.) مددکار می‏بایست در اصطلاح صندوقچه اسرار مددجو باشد بر اساس این اصل مددکار حق ندارد اسرار و رازهای مددجوی خود را به اشخاص غیرصالح و غیرحرفه‏ای افشا کند زیرا افشای اسرار مددجو به افراد غیرحرفه‏ای ممکن است آبرو و حیثیت فرد را به خطر اندازد. (خاکسار ، ۱۳۷۲)
۱-۳-۵- اصل رابطه حرفه‎ای
رابطه حرفه‏ای به این معنا است که مددکار در جریان کمک‏رسانی دارای هدفی است و در رابطه‏ای که با مددجو برقرار میکند به دنبال اهداف مورد نظر است.
۱-۳-۶-اصل فردیت
بر اساس این اصل مددکار در کار با مددجو بایستی به تفاوتهای بین آنها توجه داشته باشد. عبارت دیگر ممکن است که دو مددجو با مشکلات در ظاهر یکسان به مددکار مراجعه کنند ولی در آنجا مددکار بایستی داشته باشد که مشکلات آنها ممکن است در ظاهر یکسان به نظر آیند ولی در واقع عللی که باعث به وجود آمدن این مشکلات شده است متفاوتند (قندی، ۱۳۵۰: ۷۶-۶۲).
در مددکاری اجتماعی هم ارزش قائل شدن برای مددجو و احترام گذاشتن به مقام انسانی او اساس کار مددکاران اجتماعی را تشکیل می‌دهد (زاهدی اصل، ۱۳۸۲؛ خاکساری، ۱۳۷۲). و در فرآیند مددکاری اجتماعی هم توجه به علائق و نیازها و همچنین فراهم ساختن آسایش مددجو برای پذیرش درمان و حمایت از او در اولویت قرار دارد (هریس پرلمن، ۱۳۷۹). در مددکاری اجتماعی کمک به مددجو برای بدست آوردن استقلال شخصی و اجتماعی و کسب رضایت فردی و اجتماعی در ارجحیت قرار دارد تا زمینه‌های رشد مددجو هر چه بیشتر و بیشتر فراهم شود و روند درمان هر چه بیشتر تسهیل گردد (شولمن، ۱۳۷۸؛ قندی، ۱۳۴۷). در مددکاری اجتماعی تکیه بر اصل پذیرش مددجو و فردیت قائل شدن برای وی، مددکار اجتماعی ارتباطی فراتر از سایر اعضای تیم درمان با فرد مبتلا به اختلال روانی و خانواده‌اش برقرار نموده و در پیگیری مسائل درمانی، خانوادگی و اجتماعی‌اش به تیم درمان یاری می‌رساند. مددکار اجتماعی با کسب اطلاعات موثق از شرایط تحصیلی، شغلی، خانوادگی بیمار و گزارش آن به سایر اعضای تیم توانبخشی، در درمان و توانبخشی آنان نقش به سزایی ایفا می‌کند (کریمی درمنی، ۱۳۸۲).
۱-۴- وظایف مددکار اجتماعی
وظیفه خطیر مددکار از سه طریق متبلور می شود که عبارتند از:
الف) مشاوره
مددکار اجتماعی با ارائه نظریات مشورتی خود به گروه کمک می‌کند. این نظریه ها می‌تواند در زمینه عملکرد گروه یا کمک به انجام وظایف گروه باشد. مشاوره مستلزم آن است که مددکار سوال کند و اطلاعات و پیشنهادهای لازم را ارائه دهد. این نوع مشاوره راهی برای قادر ساختن گروه برای شرکت در ارزیابی جمعی مددجویان در موقعیت و نیز در نظر گرفتن چاره کار برای فزونی راه حل مشکلات، توسعه طرح ها و برنامه های عملی است.
ب) تسهیل
تسهیل روندی است که به دیگران توانایی عمل می‌دهد. تسهیل روند گروهی یکی از اشکال این وظیفه است که مددکاران اجتماعی می‌توانند این وظیفه را به روش‌های متعدد انجام دهند. آنها می‌توانند رفتارهای سودمند اعضای گروه، الگوهای رفتاری مفید، طرح سوالات مناسب یا ارائه مشاهدات مناسب را حمایت کنند؛ آنها می‌توانند به اعضای گروه، اطلاعاتی در مورد روند گروهی و عملکرد آن بدهند. روش دیگر تسهیل، کمک کردن به اعضای گروه است که در مورد موضوع اصلی بحث کنند، آنچه را که گفته یا تصمیم گرفته شده است، خلاصه بندی کنند و به دیگران اجازه دهند که بدانند این موارد را به خوبی احساس می‌کنند.
ج) هماهنگی
هماهنگی مستلزم هدایت و کنترل این مسئله است که تمامی اعضای وظایف مربوط به خود را انجام دهند و وظیفه هر یک از اعضای گروه به طریقی انجام گیرد که مکمل اعضای دیگر باشد. بیشتر هماهنگی از طریق ایجاد روابط به وجود می‌آید. مددکار اجتماعی سعی می‌کند به موقعیت اعضای دیگر گروه و نیازهای هر یک از افراد توجه کند. مددکار اجتماعی از طریق ارتباط با اعضای گروه، سعی در از بین بردن تفاوت‌ها دارد. مددکاران اجتماعی با داشتن دید وسیع در عملکرد شخصی و اجتماعی، توانایی انجام این کار را دارند (زاهدی اصل، ۱۳۷۳، ۷۰-۷۴).