مرداد ۲۵, ۱۳۹۹

مدل پل و اسمیت

هرچند دو مدل مطرح شده باعث افزایش علاقه به بررسی رابطه معنویت و هویت براساس نظریه­ روانی- اجتماعی شده­است، اما از نظر دقت مفهومی و روش­شناسی و مخصوصا تعریف معنویت و هویت الهی ایراداتی بر اونا وارده. مثلا، در مدل کیسلینگ و همکاران معنویت به عنوان یه سازه­ی تک­بعدی در نظر گرفته شده­است و هویت الهی به یه نقش اجتماعی محض با معنی فرعی وجودگرایانه (جستجوی معنا و هدف) کاهش داده شده­ است. در مورد مدل پل و اسمیت هم معنویت با در نظر گرفتن مذهب تعریف شده ­است. همین امر دلیل شده ­است این مدل به یه بافت فرهنگی- اجتماعی محدود شه که ممکنه واسه افراد بقیه مذاهب و سنت­های الهی کاربرد نداشته باشه. این جوری محدودیت­ها مک­دونالد (۱۹۹۷،۲۰۰۰) رو برانگیخت تا با ارائه­ مدلی تجربی و قابل آزمون در مورد معنویت، ضمن انسجام بخشیدن به این بخش و روشن ساختن معنی معنویت، با کامل ساختن ابعاد معنویت گامی در جهت بررسی هویت الهی برداره. در ادامه مدل ساختاری مک­دونالد توضیح داده می شه.

[۱] Richards & Bergin

[۲] pre-awareness

[۳] awakening

 

[۴] recognition

[۵] integration

View all posts by →