پرهیز از ایجاد کنج های تاریک و مخفی
دسترسی ایمن فضای پیاده به محور سواره، و مناسب سازی تقاطع های سواره با محور پیاده
طراحی مسیر حرکت اضطراری آمبولانس و اتومبیل آتش نشانی
ایجاد فضاهای لازم برای برگزاری نمادین مراسم مختلف و یادبود وقایع تاریخی و جشن ها و اعیاد
بازآفرینی نمادین عناصر و المانهای موجود در پیشینه تاریخی محدوده
۳-۳-۴-۱-۴-انعطاف پذیری
ترکیب توانمند مکان هایی که بتوانند برای منظورهای مختلفی استفاده شوند در مقایسه با مکان هایی که فقط برای یک نوع استفاده طراحی شده اند به استفاده کنندگان خود حق انتخاب های بیشتری می دهند.
یکی از اصول پشتیبانی انعطاف پذیری آن است که در طراحی چیدمان عناصر متن فضا، تا آنجا که ممکن است طوری عمل شود که تنوع فعالیت ها بدون اینکه جای یکدیگر را بگیرند، در قلمرو همگانی به بالاترین حد ممکن همزیستی برسند. ما روی جزئیات طراحی تک بناها و مکان های بیرونی تمرکز می کنیم. هدف ما در اینجا این است که سازمان فضایی مکان ها را برای در برگفتن بیشترین حد ممکن فعالیت ها و استفاده های آتی چه در کوتاه مدت و چه در بلند مدت آماده سازی نمائیم. فعالیت های جاری در فضاهای همگانی فعالیت های همگانی هستند؛ جدایی این فعالیت ها از همدیگر با استناد به دلایل محرمیت، دارای منطق عملکردی ضعیفی است. در واقع، در فضاهای همگانی، این خود فعالیت ها هستند؛ که هرکدام به عنوان یک عامل پشتیبان مهم برای سایر فعالیت ها عمل می کنند؛ مردم برای این به فضای همگانی می آیند که مردمان دیگر را تجربه کنند. بنابراین اگر فضای همگانی برای فعالیت های منفک از همدیگر به واحدهای جدا از هم قطعه قطعه شود، قسمت اعظم انعطاف پذیری آن از بین می رود.
۳-۳-۴-۱-۵-رنگ تعلق و خوانایی
یک دلیل ثانویه برای حمایت از رنگ تعلق وجود دارد : رنگ تعلق الگوی فعالیت های یک مکان را روشن تر می کند. این امر در محیط های انعطاف پذیر که در طول زمان گستره ی وسیعی از کارکردها را در خود جای می دهند، اهمیت ویژه ای دارد. رنگ تعلق کاربران را به ایجاد ظواهر متفاوت در ساختمان تشویق می کند . نوع هر کاربری را صریح تر و روشن تر می سازد.
عناصر فیزیکی پشتیبانی کننده از رنگ تعلق در داخل یک فضا شامل سطوح ، مبلمان و عناصر کانونی هستند . گاهی عوامل و مولفه های ایجاد رنگ تعلق در مرز عرصه های همگانی و خصوصی به کار گرفته می شوند. این امر عمدتا بر عرصه ی همگانی تاثیر گذارتر است. ارتباطات عوامل رنگ تعلق غالبا در خلا کالبدی بین دو عرصه، که مرز این دو محسوب می گردد، به وقوع می پیوندد.
رنگ تعلق بخشیدن به فضا اتفاقی نیست، مردم فقط به فضایی که تحت کنترل آنهاست رنگ تعلق می دهند.
دیوارهای داخلی می توانند با روش های زیر رنگ تعلق بگیرند :
استفاده از آنها به مثابه ی زمینه ی نمایشی
با تزئین سطوح آنها
ایوان ها قلمروهای مناسبی را برای اعمال رنگ تعلق عرضه می دارند.
۳-۳-۴-۱-۶-تناسبات بصری
این موضوع مهمی است، زیرا قویا بر تفسیر مردم از مکان تاثیر خواهد گذاشت . چه طراحان مایل باشند و چه نباشند مردم از جزیئات برتافته از ابنیه برای تفسیر خود نسبت به مکان وام می گیرند . همانطور که ما قبلا بحث کردیم همینکه یک مکان بتواند به وسیله کیفیات ظاهری خویش مفاهیمی را به مردم منتقل کند که آنها را با حق انتخاب هایشان آشنا کند، آن مکان دارای تناسبات بصری است.
۳-۳-۴-۲- مجاورت کارکردی و الگوهای تعامل اجتماعی در مناطق مسکونی
مطالعه ی وست گیت نشان داد که نزدیکی کارکردی[۵۰] به الگوهای تعامل اجتماعی ساکنین ربط دارد . تحقیق لئوکاپر [۵۱] (۱۹۵۳) در بریتانیا نیز این نتیجه گیری را تایید کرد . پاول لاوتن (۱۹۵۷) مجاورت مکانی را عامل مهمی در شکل گیری الگوهای تعامل افراد مسن دانسته است ، به این دلیل که با کاهش توانایی جسمانی نیاز به کمک متقابل افزایش می یابد . در بلوک های مسکونی متقابل که خانه ها در طول خیابان با ورودی های مجزا قرار می گیرند، بین ساکنین روابط اجتماعی قابل توجهی شکل می گیرد (Kuper 1953, Keller 1968). در این گونه مناطق ، خیابان مسیری است که تبدیل به فضای نیمه عمومی می شود ، اگر چه هر مراقبت طبیعی از طریق پنجره های مشرف به خیابان تامین شود و قابلیت انجام فعالیت هایی چون توقف اتومبیل در جلوی خانه ، حرکت پیاده در مسیرهای کوتاه ، ملاقات در تقاطع خیابان و تعامل اجتماعی میان ساکنین بلوک مسکونی وجود داشته باشد، محیط زندگی زنده و دوست داشتنی می شود ( نگاه کنید به Jane Jacobos 1961). همچنین مطالعاتی نشان می دهد که مردم ساکن در خیابان های بن بست و با دوربرگردان نسبت به مردمی که در جوار خیابان های عبوری زندگی می کنند همدیگر را بهتر می شناسند، اگر چه ممکن است ساکنین به دنبال چنین هدفی نباشند (لنگ، ۱۳۸۶: ۱۸۴).
بیشتر طرح های مسکونی گسترده، و بعضی مجموعه های آپارتمانی، بر این فرض مبتنی هستند که ملاقات با دیگران، با هم قدم زدن، و استفاده از امکانات محلی مشترک که بخشی از زندگی روزمره ی ساکنین است، موجب تعامل اجتماعی بیشتر آنها می شود. در حالی که این نتیجه گیری ممکن است بدیهی به نظر برسد، باید با آن با احتیاط برخورد شود، زیرا ممکن است به نتایج اشتباه آمیزی در طراحی و مکان یابی امکانات عمومی منجر شود.
قرارگاه ها و مکان های رفتاری در ساختمان ها و محلات از نظر فراهم آوردن امکان تعامل اجتماعی به دو گونه تقسیم می شوند: مکان هایی که با در نظر گرفتن امکان تعامل مردم ساخته شده اند، و مکان هایی که در آنها تعامل اجتماعی حاصل مقاصد کارکردی دیگری است. وقتی که والدین در کنار زمین بازی مراقب کودکان خود هستند، باب گفتگو را نیز باز می کنند؛ افرادی که در توقفگاه های مشترک یک آپارتمان مسکونی به وضعیت ماشین خود رسیدگی می کنند ممکن است مشکلات را مطرح کرده و درباره آن بحث کنند.
به نظر می رسد ، مجاورت کارکردی بیش از همه بر زمینه های تعامل اجتماعی بچه ها و جوامع قومی بسته اثر می گذارد (Michelson 1976, Hester 1975). حتی اگر در منطقه ای مسکونی بزرگسالان یکدیگر را نشناسند، کودکان ممکن است بخوبی با هم آشنا باشند. معمولا بچه ها هم محلی های واقعی اند. مکان های جاذب برای کودکان عناصر خطر و امنیت را به همراه هم در خود جای می دهند. عدم فرصت گردهم آیی و ارتباط قانونی نوجوانان، احتمال شرکت آنها را در فعالیت های ضد اجتماعی افزایش می دهد (Ladd 1978).
۳-۳-۴-۲-۱-فاصله ها و معانی
ادوراد هال[۵۲] (۱۹۶۶و۱۹۷۴)یک طبقه بندی چهار مرحله ای فواصل اجتماعی را برای تبیین اثر چیدمان مختلف اثاث اتاق یا جغرافیای اتاق (Saarinen 1976) بر شکل تعامل افراد از گفت و گوی صمیمی تا حضور رسمی ارائه کرده است . هر چه فاصله ی بین افراد بیشتر شود ، اطلاعات دیداری ، بویایی ، گرمایی و جنبشی آنها از یکدیگر کمتر می شود و برای حفظ تماس به صدای بلندتری نیاز است . هر چه فاصله بیشتر شود خلوت شخصی بیشتر می شود و خلوت عامل اجتماعی کاهش می یابد. هال بین تماس های صمیمی، شخصی، اجتماعی ـ مشورتی، و عمومی و فواصل مورد نیاز هر کدام تمایز قائل شده است. فاصله ی صمیمی[۵۳](۹ تا ۱۸ اینچ برای جمعیت مورد مطالعه ی هال) یکی از تماس های فیزیکی نزدیک است؛ فاصله ی شخصی[۵۴] (۵/۱ تا ۴ فوت ) حداقل فاصله برای تعامل بین افراد غیرصمیم است؛ فاصله ی اجتماعی ـ مشورتی [۵۵] (۴ تا ۱۲ فوت) فضای بین افراد در اجتماعات اتفاقی و موقعیت های کاری است؛ افراد در زمان انجام کارهای رسمی بیشترین فاصله را دارند. میزهای تحریر دفاتر اداری فاصله رسمی افراد را حفظ می کنند. حفظ این فواصل با زیبایی های نمادین طراحی داخلی تقویت می شود (Duffy 1969, Joiner 1971). اگر فواصل از ۱۲ فوت بیشتر شود، تعامل، عمومی[۵۶] می شود. اگر فاصله ی بین افراد زیاد شود، عمومیت بالقوه ی تعامل بیشتر می گردد.
۳-۳-۴-۲-۲- کنترل قلمرو و روابط اجتماعی
تامین خلوت و کنترل قلمرو مکانی در طراحی محیط اهمیت ویژه ای دارد ، زیرا بعضی از نیازهای اساسی انسان از قبیل هویت ، انگیزش و امنیت از این طریق قابل ارضا هستند. آلتمن (۱۹۶۵) قلمرو مکانی را نه تنها تامین کننده خلوت بلکه تثبیت کننده ی روابط اجتماعی می داند.
رفتار قلمروپایی سازوکاری است برای تنظم حریم بین خود و دیگران که به شخصی سازی یا نشانه گذاری یک مکان یا یک شیء و تعلق آن به یک فرد یا یک گروه بیان می شود . نمونه های زیادی از انواع اظهار ادعا بر قلمرو وجود دارد. به عنوان مثال کسانی که به تفریح آخر هفته می روند در محوطه هایی که امکان حضور دیگران زیاد است، شکل های متعدد و متنوع آرایش و حصار کشیدن یا شیوه های مختلف پارک ماشین را به نمایش می گذارند و قلمروهای ثانویه و کوچک خود را با متمایز ساختن آنها از قلمروهای عمومی مشخص کرده و از آنها دفاع می کنند. اسکار نیومن (۱۹۷۲) معتقد است که در صورت وضوح محدوده های قلمرو مکانی ، مردم روی رویدادها و در مقابل مزاحمت های قابل رویت کنترل بیشتری دارند. ویژگی های مورد نیاز عبارتند از:
تعریف روشنی از سلسله مراتب قلمرو ، از عمومی تا نیمه عمومی ، نیمه خصوصی تا خصوصی ؛
قرار دادن درها و پنجره ها برای ایجاد امکان مراقبت طبیعی از ورودی ها و محوطه باز ؛
استفاده از فرم ها مصالح ساختمانی که برای جمعیت های آسیب پذیر غیر عادی نیستند ؛
مکان یابی مجموعه های مسکونی در مناطق « سازگار با محیط اطراف » که در آن ساکنین احساس تهدید نکنند.
مورد اول می تواند با استفاده از موانع نمادین ، مثل بافت سطوح ، پله ها ، تابلوهای روشن ، و برجستگی ها یا با موانع واقعی به وجود آید . ایجاد این عرصه ها روشی موثر است ، زیرا در مجموعه های مسکونی زیر تقسیماتی را ایجاد می کند که هر کدام می توانند علایق خاص مردم را برآورده سازند. مورد دوم وقتی تامین می شود که مردم محوطه های عمومی و نیمه عمومی محیط مسکونی را مکان فعالیت های روزمره خود بدانند (Jacobos 1961, Angel 1968, Newmen 1972). این نگرش امکان وقوع رفتارهای ضداجتماعی پنهان را نیز تقلیل می دهد. مورد سوم وقتی عملی می شود که فرم های ساختمانی ، برنامه ریزی محوطه ، و مصالح ساختمانی طبق پیش بینی مدل های نظریه ی تعادل برای مردم مفهومی مثبت پیدا کنند (Heider 1946). مورد چهارم منابع ضداجتماعی رفتار را تقلیل می دهد . باید توجه داشت که طرح کالبدی محیط نمی تواند به وجود آورنده یا مانع فعالیت های خلاف باشد ، ریشه فعالیت های جنایی در ساختار فرهنگی و محیط هر جامعه است .

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

عوامل مؤثر در تبدیل عرصه ها به قلمرو و مقر رفتاری در بهبود کاربری محیط
گستردگی دید به اطراف (دید و منظر)
امکانات مناسب (نیمکت، صندلی و میز، نورپردازی، آبنما، سایه درختان، زمین مسطح برای پیاده روی و …)
امنیت بالا