دانلود پایان نامه

۲)ذخیره کردن مستمر: ایده این مدل بر پایه از نو پر کردن موجودی تخلیه شده به طور مداوم به وسیله کار کردن به طور نزدیکی با تأمین کنندگان و یا واسطه ها استوار است.بنابراین ارتباط محکمی بین فرآیند اجرای سفارش و فرآیند تولیدی مورد نیاز است.این مدل کاربردی ترین مدل برای محیط هایی با الگوی تقاضای ثابت است.
۳) ساخت برای سفارش: مفهوم این مدل بر پایه سفارش برای مونتاژ کردن بلافاصله پس از دریافت سفارش استوار است.این مدل به مدیریت مفید موجودی های اجزاء و تحویل تدارکات مورد نیاز طی زنجیره تأمین نیاز دارد و یک راه حل برای غلبه بر این نیاز استفاده چند منظوره از دستگاه ها برای تولید کالاست.یکی از مزیت های اصلی این نوع مدل،ادراکی است که هر مشتری می تواند از محصول مورد نیاز خود تجسم کند به علاوه اینکه هر مشتری کالاهای خود را سریعاً دریافت می کند.
۴)مونتاژ کانالی: با یک تعدیل جزیی در مدل ساخت بر مبنای سفارش،مونتاژ کانالی به دست می آید.در این مدل بخش های هر محصول همان طور که در کانال توزیع حرکت می کند جمع آوری و مونتاژ می شوند.
۵) زنجیره تأمین جهانی: زنجیره تأمینی که تأمین کنندگان و یا مشتریان را در کشورهای دیگر درگیر خود می کند به عنوان زنجیره تأمین جهانی شناخته می شود. دلایل اصلی که چرا شرکت ها وارد زنجیره تأمین جهانی می شوند عبارت اند از : قیمت های پایین تر مواد،خدمات و نیروی انسانی،دسترسی به محصولات و فناوری که در داخل در دسترس نیستند،کیفیت بالای محصولات بازارهای جهانی،استراتژی های فروش جهانی شرکت،تشدید رقابت جهانی که در نتیجه باعث کاهش هزینه ی شرکت می شود (یاسمی،۱۳۹۰: ۲۵ـ۲۴ ).
۲-۱۳- عملکرد مدیریت در برابر چالش های زنجیره تأمین
بسیاری از تکنولوژی ها و ابزار ها در بهبود راهکار های زنجیره تأمین مورد استفاده قرار می گیرد.دامنه پیاده سازی تکنولوژی راه های جدیدی را برای تغییر ساختار سازمانی از تکنولوژی سخت افزار به تکنولوژی نرم افزار و اطلاعات برای سازماندهی می گذرد. برای رسیدن به کارایی و اثر بخشی در زنجیره تأمین ۵ عملکرد تفکیک کرده ایم که این ۵ وظیفه تا اندازه ای عاملی برای سازماندهی است.مهارت و اثربخشی مدیریت زنجیره به صلاحیت و درستی این ۵ عملکرد وابسته خواهد بود :
۱) ساختار شرکای زنجیره تأمین: طراحی زنجیره تأمین بر اساس کارایی که بر روی عوامل استراتژیک و با توجه و نیازمندی های مشتری برای طراحی زنجیره تأمین است،پایه ریزی شده است.به طوری که محدوده ی محصولات موجود ، سرویس ها محصولات جدید یا بخش مشتریان را پوشش می دهد.بر پایه آگاهی از محصولات نهایی در زنجیره تأمین پایه ریزی می شود این به این مفهوم است که در دوره ی طولانی، کیفیت محصولات برای ادامه رقابت باید توسعه و بهبود یابد. همچنین یکپارچگی زنجیره تأمین، میزان رقابت پذیری را تعیین خواهد کرد. ۲) پیاده سازی ارتباطات مشارکتی : این بخش به انواع مشارکت های ضروری برای شرکت اشاره می کند، این عملکرد ارتباطات زنجیره تأمین را به مشارکت با عوامل خارج از شرکت گسترش می دهد.هر تغییری در زنجیره تأمین باید به اطلاع شرکا برسد و در کل زنجیره پیاده شود.عملیات پشتیبان فرآیندهای زنجیره تأمین: سازماندهی تغییرات و نقش عملکردها در تغییرات زنجیره تأمین،فرآیند مشارکتی برای طراحی مجدد زنجیره تأمین،اجرای ارزیابی ها و نقش آنها،جایگاه عملکرد مدیریت زنجیره تأمین در درون شرکت.
۳) طراحی زنجیره تأمین برای سود دهی استراتژیک : مدیریت زنجیره تأمین مشارکت مؤثر عوامل خارج از شرکت را ایجاب می کند اما ارتباط هر شرکت با شرکت های خارج از آن بسیار مشکل زا است.
۴) اطلاعات مدیریت زنجیره تأمین : نقش سیستم های اطلاعاتی را در اصلاح زنجیره تأمین نباید نادیده گرفت،این بخش نقش تکنولوژی را در اصلاح زنجیره تأمین نشان می دهد.تغییرات سیتمی باید تغییرات(اصلاح) فرآیندها و استراتژی شرکت را تحت شعاع قرار دهد.
۵) کاهش هزینه های زنجیره تأمین : شاخص اصلی بهبودی زنجیره تأمین،کاهش هزینه است. این کوشش ها برای استراتژی ها و سیاست های کارایی انجام می شود. برخی از دلایل اصلی هزینه زایی عبارت اند از:
عدم وضوح فرآیند زنجیره تأمین
تغییرات رویه های داخلی و خارجی شرکت
ضعف موجود در طراحی تولید
ضعف حلقه های زنجیره در ارتباط میان شرکای زنجیره تأمین( یاسمی ، ۱۳۹۰ ، صص ۲۸ـ۲۶ ) .
۲-۱۴- فازهای اصلی زنجیره تأمین
۱) طراحی مفهومی: فاز اول نشان دهنده ی استراتژی ساخت است،در این فاز نحوه اداره سازمان با ایجاد یک تصویر برای آینده و ایجاد یک ساختار برای پیاده سازی تعیین می شود.برای فرآیندهای فاز اول یک مدل ویژه سازمان لازم است،که از یک سازمان به سازمان دیگر متفاوت است.بحث اصلی در این فاز طراحی مفهومی است که مدرکی برای تصدیق و اجرای دو فاز دیگر است.هدف از اجرای این فاز درک جزئیات مربوط به هزینه ها و شناخت سیستم و منافع پیاده سازی SCM است.
۲) طراحی جزئیات و تست: این فاز می تواند همزمان با فاز اول و سوم اجرا شود یعنی جزئیات طراحی می شود و به طور همزمان راه حل ها در دنیای واقعی تست می شوند. در این فاز ایجاد تغییرات در ساختار سازمان و در نظر گرفتن آن ها برای پیاده سازی در سیستم به منظور پشتیبانی طراحی زنجیره تأمین جدید توصیه م
ی شود.
۳) پیاده سازی: در این فاز در ادامه فاز دوم،زمانبندی پیاده سازی دوره های بلندمدت عملیات و تغییرات در سیستم به منظور ایجاد تسهیلات انجام می گردد(یاسمی، ۱۳۹۰: ۳۲ـ۳۱ ).
از لحاظ ساختاری مهمترین مشکلی که زنجیره تأمین با آن روبروست مشکل تعدد مراکز تصمیم گیری برای تولید، تبدیل و جریان کالاها و خدمات است.این امر موجب تشدید نوسانات تقاضا در طول زنجیره می شود هر چقدر از انتهای زنجیره به سمت ابتدای زنجیره (اولین تأمین کننده )حرکت کنیم،نوسانات تقاضا تشدید می گردد که این پدیده به اثر شلاقی چرم معروف است.بدین ترتیب موجودی انباشته زیادی در بین اعضای زنجیره ایجاد می شود که باعث بالا رفتن هزینه و قیمت نهایی کالا شده و قدرت رقابت زنجیره کاهش خواهد یافت(رشیدبیگی،۱۳۹۰: ۷۴).
۲-۱۵- تاریخچه زنجیره تأمین
پس از جنگ جهانی دوم،مدیریت زنجیره تأمین مجموعه ای مستقل از پروسه های خطی بود که تولید کننده ها، انبارداران، عمده و خرده فروشان را به هم وصل می کرد.در دو دهه ی ۶۰و۷۰ میلادی، سازمان ها برای افزایش توان رقابتی خود تلاش می کردند تا با استانداردسازی و بهبود فرآیندهای داخلی خود محصولی با کیفیت بهتر و هزینه کمتر تولید کنند. در آن زمان تفکر غالب این بود که مهندسی و طراحی قوی و نیز عملیات تولید منسجم و هماهنگ پیش نیاز دستیابی به خواسته های بازار و در نتیجه کسب سهم بازار بیشتری است.به همین دلیل سازمان ها تمام تلاش خود را برای افزایش کارایی معطوف می کردند.در دهه ی ۸۰ میلادی با افزایش تنوع در الگوهای مورد نیاز مشتریان، سازمان ها به طور فزاینده ای به افزایش انعطاف پذیری در خطوط تولید و توسعه محصولات جدید برای ارضای نیازهای مشتریان علاقمند شدند. در دهه ی ۹۰ میلادی به همراه بهبود در فرآیند تولید وبه کارگیری الگوهای مهندسی مجدد مدیران بسیاری از صنایع دریافتند که برای ادامه حضور در بازار تنها بهبود فرآیندهای داخلی و انعطاف پذیری در توانایی شرکت کافی نیست بلکه تأمین کنندگان قطعات و مواد نیز باید موادی با بهترین کیفیت و کمترین هزینه تولید کنند و توزیع کنندگان محصولات نیز باید ارتباط نزدیکی با سیاست های توسعه بازار تولید کننده داشته باشند. با چنین نگرشی، رویکردهای زنجیره تأمین و مدیریت آن پا به عرصه وجود نهاد.از طرف دیگر با توسعه ی سریع فناوری اطلاعات در سال های اخیر و کاربرد وسیع آن در مدیریت زنجیره تأمین، بسیاری از فعالیت های اساسی مدیریت زنجیره تأمین با روش های جدید در حال انجام است. در واقع مدیریت زنجیره تأمین نتیجه تکاملی مدیریت انبارداری است.در مسیر تکامل با اضافه شدن مباحث مدیریت ساخت،تدارکات و سفارشات مفهوم لجستیک پدید آمد.وضعیت کنونی یعنی زنجیره تأمین نتیجه به هم پیوستن حلقه های عملیات مختلف است که در یک سوی آن تأمین کنندگان و در سوی دیگر مشتریان قرار دارند.به بیان دیگر مفهوم مدیریت زنجیره تأمین نتیجه استمرار منطقی تحول در نظریات مدیریت تولید و عملیات است.در عمل مدیریت زنجیره تأمین تلفیقی از قلمروهای ویژه در فضای مفهومی مدیریت شامل مدیریت کیفیت فراگیر، فرآیند طراحی مجدد کسب و کار و شیوه تولید به موقع می باشد(حیدری قره بلاغ،۱۳۸۷: ۴۴).
۲-۱۶- سیر تحول زنجیره تأمین
به سختی می توان زمان دقیقی را مشخص کرد که در آن ، بحث درباره ی زنجیره تأمین برای اولین بار در دنیا شروع شد.اما لا اقل از یک چیز اطمینان داریم و آن اینکه این اصطلاح که در حوالی سال ۱۹۹۳ به عنوان یکی از بزرگ ترین و پا برجاترین بحث های صنایع مطرح شده است،ریشه در شیوه هایی دارد که در اواخردهه ی ۱۹۵۰ و دهه ی ۱۹۶۰ میلادی اجرا شد،اگر نگوییم که از زمان هنری فورد۱۳ و اولین دوره تولید انبوه خودروها نمونه هایی از آن وجود دشته است.در این رابطه زوکرمن معتقد است که اولین طرح های اجرایی زنجیره تأمین نوین در اواخر دهه ی ۱۹۵۰ آغاز شد یعنی وقتی که کارکنان برای اولین بار به مدیریت کالا به ویژه به تدرکات (لجستیک) مربوط به انتقال مواد اولیه و محصولات تمام شده،به کارخانه و به بیرون از آن توجه کردند.بنابراین بیشتر کارشناسان با این نظر موافقند که مدیریت زنجیره تأمین به شکل امروزی آن از تلاش های برنامه ریزی مواد مورد نیاز۱۴ حاصل شده که شرکت های بزرگی همچون اچ پی۱۵،دییر۱۶،پروکتور و گمبل۱۷ و شرکت های دیگر در اواخر دهه ی ۱۹۷۰ برای برنامه ریزی و کنترل بهتر مواد اولیه تجربه می کردند.ساختن کامپیوترهای پیشرفته در اواخر دهه ی ۱۹۶۰ میلادی برای شرکت ها این امکان را فراهم ساخته بود که صورت حساب های پراکنده مواد اولیه را به کامپیوترهای خود بدهند تا آن ها را برنامه ریزی و از نظر مراحل زمانی،مرتب کنند.به همین ترتیب برنامه های پر حجم و جدید کامپیوتری امکان استفاده از سبد زمانی را فراهم کرده بود،یعنی برنامه ریزی سبدهای زمانی انتقال مواد اولیه و سفارش های تولید.این آغاز تحلیل مدیریت زنجیره تأمین بود.به این ترتیب امکان این که MRP را به بیرون از سازمان منتقل کرده و کنترل بیشتری بر مواد اولیه ای که از سوی تأمین کنندگان وارد شرکت می شود فراهم شد.برای بسیاری از شرکت ها، این کار به معنای کاستن از تعداد هزاران تأمین کننده و اکتفا نمودن به تعداد اندکی از بهترین های آن ها بود و این یعنی آغاز واگذار کردن بخش هایی از فرآیند تولید به بیرون از سازمان و مدل یکپارچگی عمودی که مستلزم آن بود که یک تولید کننده همه کارها را خودش انجام دهد، کنار نهاده شد(حسینی،۱۳۹۲ ۲۵ ـ۲۴) .
عل
اوه بر این در دهه ی ۱۹۷۰ بود که برنامه ریزی منابع تولید معرفی شد و مدیران به اثر نامطلوب موجودی کالای در جریان ساخت روی هزینه تولید،کیفیت،توسعه محصول جدید و زمان تحویل پی بردند بدین ترتیب مفاهیم جدید مدیریت مواد،برای بهبود عملکرد سازمان پناه آوردند(جعفر نژاد،۵۲۳:۱۳۸۵).
بنابراین کارشناسان دیگر آغاز تفکر زنجیره تأمین را سال ۱۹۶۳ می دانند که در آن،نظام ملی مدیریت توزیع فیزیکی آمریکا تأسیس شد که سکوی پرتابی برای تفکر نوین آن زمان درباره – ی روابط متقابل بین عملکرد بخش های انبارداری و حمل و نقل بود.مدیریت توزیع فیزیکی، این دو بخش را یک کاسه کرده بود و با استفاده از حمل و نقل سریع تر به دفعات بیشتر و به ویژه مطمئن تر،موجبات کاهش حجم انبارها را فراهم ساخته بود.کوتاه کردن زمان پاسخگویی به سفارش ها از طریق جابه جایی سریع تر اجناس انبار و حمل و نقل سریع تر آن ها،طول دوره پیش بینی را کاهش داد و در نتیجه،پیش بینی ها نیز درست تر بود.شروع یک کاسه کردن انبارداری و حمل و نقل که بعداً به عنوان تدارکات (لجستیک) از آن یاد می شد،از این دوره بود.بعضی از کارشناسان سیر تحول طرح اولیه تدارکات را که تا دهه ی ۱۹۹۰ میلادی هنوز به یک صنعت عمده تبدیل نشده بود،یک مرحله ثانویه مدیریت زنجیره تأمین می دانند.چندسال طول کشید تا تهیه مواد اولیه خود را با MRP وفق دهد و به آن پیوند بخورد،که بعداً به یک جنبه از مدیریت زنجیره تأمین تبدیل شد.حتی تا اوایل دهه ی ۱۹۸۰ میلادی،بسیاری از شرکت ها برای تهیه ی مواد اولیه خود هنوز از مداد و کاغذ استفاده می کردند.در این خصوص اکثر کارشناسان معتقدند که تحولات عمده ای در مدیریت موجودی کالا و ارسال آن ها در دهه ی ۱۹۷۰ میلادی و اوایل ۱۹۸۰ بروز کرد.یعنی وقت که سیستم های کامپیوتری تا آن حد تکامل یافتند که می توانستند گزارش های مدیریت و داده های دیگر را به دفعات بیشتر،ارائه کنند. دیگر لازم نبود سیستم های برنامه ریزی روی بسته هایی اجرا شود که گزارش های طولانی ایجاد میکردند که پر از داده ها و نیاز به مرتب کردن و تجزیه کردن داشتند.اکنون دیگر می شد پرونده ومعاملات صورت گرفته و مواد خریداری شده را به طور جداگانه نگهداری کرده و در سیستم MRP جای داد(حسینی،۱۳۹۲ :۲۶ ـ۲۵).

مطلب مرتبط :   پایان نامه ارشد دربارهداده کاوی، فناوری اطلاعات، شبکه عصبی، پردازش اطلاعات

شکل (۲-۱)مراحل تکامل مدیریت زنجیره تأمین
منبع:جعفر نژاد(۱۳۸۵).
در همین راستا استانداردهای تبادل الکترونیکی داده ها (EDI)18 تهیه شد که به کمک آن ها می شد مقدار زیادی از داده ها را روی

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید