سرمایه های اجتماعی

4. کمتر سراغ وام های کوتاه مدت برید
پولی که صرف سود وام می شود، پولی است که می تواند پس انداز شود. تا آنجا که می توانید سعی کنید کمتر سراغ وام گرفتن بروید. به خصوص وام های کوتاه مدت مثل وام دانشجویی، وام ماشین و امثال اینها.
انواع پس انداز
همچنین، در این گروه، نگهداری مناسب از دارایی ها به نحوی که بیشترین سود را برای خانواده به همراه داشته باشد، اصل مهمی است. این گروه را می توان به نحوی سرمایه های افراد و خانواده ها نیز دانست، اما چگونگی مراقبت از آنها را می توان پس انداز نامید؛ زیرا افزایش عمر هر وسیله، از بین نرفتن آن، استهلاک آن در زمان طولانی‌تر در گروه اقتصادی موجب می شود که خانواده دیرتر نسبت به خرید وسیله جایگزین اقدام کند.
به عبارت دیگر، خانواده، با فاصله زمانی بیشتری برای خرید وسیله جایگزین، پول می پردازد. اگر از وسایل زندگی و وسایل شخصی به خوبی مراقبت شود، با افزایش طول عمر آن، هزینه های ثابت خانواده کاهش می یابد. با کاهش هزینه ها، از سویی امکان پس انداز پولی افزایش می یابد و از سوی دیگر امکان برآوردن نیازهای دیگر فراهم می شود.
از این رو، پس انداز تنها در قالب پس انداز پولی قرار نمی گیرد. در گروه اجتماعی نیز حفظ و تقویت سرمایه های اجتماعی مانند اعتماد موجب می شود خانواده با مشکلات کمتری مواجه شود.
2_ پس انداز یکی از راه های سهیم کردن نسل آینده در دارایی هایی است که امروز در اختیار ماست. خانواده در طول حیات خود به دارایی هایی دست می یابد که خواسته و ناخواسته بخش چشمگیری از آن در آینده به اعضای جوان آن می رسد.
همچنین، این اعضا در طول رشد خود از این دارایی ها بهره می برند، اما حفظ و حراست از این دارایی ها، تلاش برای افزودن بر آن از سویی موجب می شود تا زندگی جاری با سهولت بیشتری پیش رود و از سوی دیگر آیندگان پشتوانه های قویتری داشته باشند.
3_ پس انداز – اقتصادی یا اجتماعی – سبب امنیت خاطر اعضای خانواده می شود. امنیت خاطر نیز سبب کاهش اضطراب و فشارهای روانی می شود.
از آن جایی که خانواده، در فرایند حیات خود به شکل های گوناگون با مسائل و مشکلات متعددی مواجه می شود، پس انداز کردن یکی از راه‌ حل های این مشکلات خواهد بود؛ از این رو، خانواده هایی که پس انداز دارند، امنیت خاطر بیشتری دارند و در زندگی احساس ثبات و پایداری بیشتری می کنند.
مشارکت نه به این معنا که دیگران را مجبور به انجام دادن فعالیتی کنیم که به پس انداز منتهی شود، بلکه به این معنا که دیگران خود با شناخت و آگاهی از لزوم و ضرورت و بنا بر میل و اراده خود به آن بپردازند؛ از این رو، گفتگو در خانواده درباره ‌راه های پس انداز و رابطه صرفه جویی با آن و تأثیر پس انداز در زندگی آینده و نقش آن در ایجاد اطمینان خاطر و کاهش فشارهای روانی، به مشارکت درست و فعال اعضای خانواده می انجامد.
بنابر این، درباره پس انداز بیشتر بیندیشیم و راه های گوناگون آن را بررسی کنیم و برای به دست آوردن آن اقدام کنیم. به هر میزان و از هر کجا که آغاز کنیم، برای خود و دیگران مفید خواهد بود
منبع: روزنامه سرمایه
مقدمه ای بر کتاب پدر پولدار پدر بی پول نوشته رابرت کیوساکی
رابرت در هاوایی بدنیا آمد و در همان جا بزرگ شد. او چهارمین نسل یک خانواده دورگه ژاپنی آمریکایی بود. خانواده اش ترکیبی از مدرسان ممتاز و برجسته مملکت بود. پدرش رییس آموزش و پرورش ایالت هاوایی بود. او پس از اتمام دوره دبیرستان در نیویورک به ادامه تحصیل پرداخت و پس از به پایان رساندن دانشگاه . به نیروی تفنگداران دریایی آمریکا پیوست و به عنوان افسر و خلبان هلیکوپترهای سنگین و مسلح نظامی به ویتنام بازگشت. در بازگشت از ویتنام . زندگی مالی و تجاری رابرت آغاز شد. در سال 1977 او شرکتی را بنیان نهاد که نخستین کیف های پول مردانه ای که مخلوطی از نایلون و ولکرو بود . به بازار عرضه کرد. که این محصول بعدها به یک فرآورده مولتی میلیون دلاری تبدیل شد. او و محصولاتش در مجلات معتبر جهانی حضور داشته و دارند.
پس از دست کشیدن از کار تجارت . موسسه بین المللی آموزش با گروهی از همکاران خود تاسیس کرد که به آموزش تجارت و سرمایه گذاری در هفت کشور جهان مشغول است و دهها هزار نفر دانشجو دارد.
با بازنشسته شدن در سن 47 سالگی . رابرت به آنچه بیش از همه مورد علاقه اش بود . روی آورد… سرمایه گذاری. به دلیل نگرانی فراوانی که از خلا در حال رشد میان داراها و ندارها داشت . به خلق بازی (پول در گردش) – در ایران به نام روپولی مشهور است- پرداخت که به آموزش پول اختصاص داشت. آموزش شناخت پول و کار با آن . پیش از اینکه تنها توسط قشر پولدار جامعه فهمیده و مورد بهره برداری قرار گیرد.
رابرت , کلاس هایی دارد که از یک ساعت تا سه روز طول می کشد و به مردم درباره رموز ثروتمند شدن آموزش می دهد. گر چه سوژه های کلاس او شامل (سرمایه گذاری با بالاترین بهره و کمترین ریسک) و (چگونه به فرزندانمان آموزش دهیم پولدار شوند) و (تاسیس شرکتها و واگذاری آنها) می باشد ولی پیام تکان دهنده و استوارش , چیز دیگری است. آن پیام چنین است :
(نبوغ مالی را که در وجودتان خوابیده است , بیدار کنید. این نبوغ و استعداد , آماده سرب رآوردن است. )
آیا مدارس , بچه ها را برای ورود به دنیای واقعی آماده می کنند ؟ پدر و مادر من عادت داشتند این جملات را تکرار کنند : (سخت درس بخوان و نمرات خوب بگیر تا شغل خوبی با درآمد بالا نصیبت شود.) هدف آنها در زندگی , فراهم آوردن امکانات تحصیل دانشگاهی برای من و خواهر بزرگترم بود. از دید آنان , با این امکان , ما می توانستیم بزرگترین شانس موفقیت را در زندگی مان داشته باشیم.هنگامی که من . سرانجام در سال 1976 با غرور و تقریبا با بالاترین نمرات کلاسی از دانشگاه ایالتی فلوریدا فارغ التحصیل شدم , والدینم به اهداف خود رسیدند. این موفقیت تاج افتخاری در زندگی مشترکشان بود. برای رسیدن به (نقشه بزرگ نهایی) , من به استخدام یک شرکت حسابداری مطرح و معتبر در آمدم و به سوی داشتن یک شغل دایمی و بازنشستگی خوبش که در سنین نسبتا پایین نصیبم می شد , گام بر داشتم.
شوهرم مایک , نیز مسیر مشابهی را پیمود. ما هردو از خانواده های سخت کوش و متوسط اجتماع , اما با وجدان های بالا بودیم. مایکل هم با سرافرازی درسش را به پایان رسانده بود. او دوبار به دانشگاه رفته بود : بار اول , مدرک مهندسی و بار دوم از دانشگاه حقوق مدرک گرفته بود. وی بلافاصله در یک شرکت حقوقی معتبر و با نفوذ در واشنگتن دی. سی. کاری می یابد که کارش به ثبت رساندن و دفاع از حقوق انحصاری اختراعات بود , استخدام می شود و آینده اش روشن به نظر می رسید. مسیر کاری اش کاملا مشخص و بازنشستگی آن در سنین پایین , کاملا تضمین شده بود.
گرچه ما در مشاغلمان موفق بودیم ولی هیچکدام کارهایمان را آن طور که انتظار داشتیم , سریع بدست نیاورده بودیم. هر دوی ما بارها حرفه هایمان را عوض کرده بودیم-به دلایل قابل قبول بسیاری- اما هیچ قانونی وجود نداشت که برای این زمانهای از دست رفته حقوق بازنشستگی تعیین کند. وجوه بازنشستگی ما فقط از طریق حق بیمه شخصی که هر ماه به تامین اجتماعی می پرداختیم , تامین می شد.
من و مایک زندگی فوق العاده ای داشتیم که نتیجه اش سه فرزند بود. الان که دارم اینها را می نویسم , دو تن از آنها در کالج درس می خوانند و سومی به تازگی وارد دبیرستان شده است. ما برای اطمینان از اینکه فرزندانمان از بهترین امکانات تحصیلی برخوردار خواهند بود , هزینه زیادی صرف کردیم.
من بدون کوچکترین تفکری بلافاصله پاسخ دادم :(چون اگر نمرات خوبی نگیری نمی توانی وارد دانشگاه شوی.)]]>