عدم وجود پلیس زن و یا عدم امکان دسترسی زنان بزه دیده به پلیس زن، مشکلات و مسائل زیر را می تواند به همراه داشته باشد :

  1. عدم اظهار جزئیات جرایم توسط زن بزه دیده به مردان پلیس به ویژه در جرایم جنسی؛
  2. انصراف زنان بزه دیده از شکایت یا حضور در کلانتری به علت عدم وجود پلیس زن و یا بی اعتمادی بزه دیده به پلیس مرد؛
  3. برای دخترانی که مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند، فضای مردانه کلانتری‌ها و بی اعتمادی به آنها، مانع حضور و شکایت می‌شود؛
  4. پلیس زن به بزه دیدگان زن یا بستگان فرد بزه دیده، آرامش روحی و روانی خواهد داد؛
  5. برخی از جرایم واقع شده بر زنان، آثاری را برای جنس زن به دنبال دارد که ممکن است از سوی پلیس مرد به خوبی درک نشود و به طور جدی با آن برخورد نکنند و یا آن را غیر مهم به حساب آورند، به ویژه در جرایم شوهر علیه همسر خود.

یکی از جنبه‌های مثبت حضور زنان در سازمان پلیس این امر است که افسران پلیس زن به توسل مفرط به زور تمایل کمتری دارند. از نتایج نامطلوب توسل به خشونت از سوی پلیس این است که اعتماد بین پلیس و عامه مردم را کاهش می‌دهد. توسل به خشونت بیش از حد اطمینانی را که مردم به پلیس دارند را تحلیل می‌برد و در نتیجه تأثیرگذاری پلیس را در مبارزه با جرم و دفاع از شهروندان محدود می‌کند.[۳۱۴] پلیس زن اغلب دارای مهارت‌های ارتباطی بیش‌تری نسبت به همکاران مرد خود می‌باشد و بهتر می تواند در زمینه همکاری و اعتماد مورد نیاز برای کار پلیس، مثمرثمر باشند. افسران زن به سهم خود نسبت به همکاران مرد خود از اصول نظارت اجتماعی حمایت بیش تری می‌کنند و نگرش محترمانه تر و توأم با بدبینی کمتر نسبت به شهروندان به ویژه زنان دارند؛ اهمیت این امر از آن رو است که چنین تمایلی منجر به کاهش احتمال توسل مفرط به خشونت و زور می گردد. در واقع چنین استدلال می‌شود که ادارت پلیسی که برای کنترل جرم، به جای سبک پلیسی جامعه گرا، بر توسل به زور تأکید دارند، به احتمال بیش تر افسرانی با ویژگی‌های مردانه انتخاب می‌کنند.[۳۱۵] شیوه پرخاشگرانه و تهاجمی پلیس در میان افسران مرد در عملکرد پلیس جامعه محور نوعی تضاد ایجاد خواهد کرد به این دلیل که این خصوصیات رفتاری، اعتماد عمومی به سازمان پلیس را کاهش می‌دهد و منجر به افزایش ترس از جرم می‌شود. [۳۱۶]
افسران زن در موارد خشونت خانگی واکنش مؤثر خواهند داشت، آنها نسبت به زنان قربانی این جرم، توجه و بردباری بیش تری نشان می دهند. شواهد علمی حاکی از این امر است که قربانیان با دیدن واکنش پلیس در موارد خشونت خانگی، عملکرد افسران زن را مطلوب تر ارزش گذاری نمودند. این تصور در میان اجتماع، مربیان آموزش پلیس و خود افسران پلیس زن نیز مشترک است[۳۱۷]
به کارگیری زنان به عنوان پلیس و آموزش آنها در حوزه ترس از جرم، تعادل بهتری را در میان دو عنصر خدمت گذاری و تأثیرگذاری برقرار می‌کند. به علاوه باین امر کیفیت زندگی زنان – به ویژه در جوامعی که زن از نظر اجتماعی، موقعیتی برابر با مردان ندارد و خشونت علیه زن به عنوان یک واقعیت اجتماعی پذیرفته شده است- را بهبود می‌بخشد.
بند دوم) تأسیس کلانتری ویژه بانوان
تشکیل کلانتری‌های خاص، یعنی ایجاد کلانتری‌هایی که مخصوص به افراد خاص باشد، ابتدا در مورد زنان مطرح شد، ایجاد کلانتری‌های ویژه بانوان در واقع کنشی بود علیه بالا بودن میزان خشونت علیه زنان، تا از این طریق بتوان به زنان بزه دیده خدمات حمایتی ارائه کرد و در موارد لزوم نیز امنیت زنان تأمین گردد. زیرا شمار اندکی از زنان بزه دیده، از نحوه برخورد پلیس ابراز رضایت می‌کنند و اغلب اوقات از رفتار نامناسب مأموران پلیس ناراضی هستند.
برزیل از کشورهایی بود که در استفاده از واحدهای تخصصی پلیس برای حمایت از زنان قربانی خشونت پیشقدم بود. در سال ۱۹۸۵ پلیس برزیل اولین پاستگاه تخصصی را برای رسیدگی به وضعیت زنان بزه دیده جرایم خشونت آمیز، راه اندازی کرد. سازمان‌های طرفدار حقوق زن که در اوایل دهه ۷۰ میلادی در خدمت ارائه حمایت‌های حقوقی و روان شناختی به زنان بزه دیده بودند، گزارش دادند که افسران تعلیم ندیده مجری قانون موجب دلسردی معدود زنانی می‌شوند که شهامت مراجعه به پلیس و ثبت شکایت علیه شوهران بدرفتار خود را داشتند. برای مثال حرف زنان را باور نمی‌کنند، گاهی آنها را تحقیر کرده و باعث می شدند آنها در آن اتفاق خود را مسئول بدانند و گاه سوالی می پرسیدند که تجاوز به حریم خصوصی زنان تلقی می‌شد. در نتیجه به ندرت شکایتی صرف می‌شد و زنان را نصیحت می‌کردند که بهتر است به خانه باز گردند و وضعیت را آرام کنند. برای تغییر این وضعیت ایالت سائوپائولو، اولین واحد حمایتی را برای زنان راه اندازی کرد، در پروژه اولیه، کمک منحصراً توسط افسران پلیس زن ارائه می شد، زیرا این باور وجود داشت که بزه دیدگان راحت تر می‌توانند درباره تهاجم رخ داده صحبت کنند. با توجه به پیچیدگی موضوع لازم بود علاوه بر خدمات پلیس، حمایت روان شناختی، اجتماعی و قانونی نیز ارائه شود. برای اطمنینان از رفتار محترمانه باز بزه دیدگان، لازم بود تمامی کارکنان واحد‌های پلیس زن، دوره آگاه سازی در مورد مسائل جنسیتی و سایر دوره‌های تخصصی را بگذرانند.[۳۱۸]
کلانتری بانوان در

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

سال ۱۹۸۵ اختیار تحقیق و مبارزه با جرم علیه زنان را از طرق زیر به دست آورد:

  • مراقبت از بزه دیدگان، اخذ شکایات رسمی و تهیه گزارش‌های دقیق تحقیقات پلیس و تلاش برای ممانعت از خشونت مردان علیه زنان؛
  • ارائه خدمات حمایت اجتماعی – روان شناختی به زنان بزه دیده و معرفی آنها به پناهگاه‌های اضطراری در صورت لزوم و در کنار آن سامان دهی دوره‌هایی برای مردان بزهکار جهت ارتقای دانش آنها در مورد حقوق و امنیت زنان.

از آنجا که ماهیت پنهان جرایم علیه زنان، مشاهده تغییرات ناشی از تأسیس کلانتری‌های بانوان را دشوار می سازد، با این حال گزارش شده است که در دو سال نخست تأسیس کلانتری بانوان در سائوپائولو، تهدید علیه زنان ۶۳ درصد و تجاوز جنسی اعلام شده ۳۷ درصد کاهش یافته است[۳۱۹]
امروزه مراکز پلیس زنان در آمریکای لاتین و برخی از کشورهای آسیایی به منظور ارائه واکنش مناسب به جرایم علیه زنان تأسیس شده است، در برزیل نیز بیش از ۵۰۰ کلانتری تخصصی که همه کارکنان آن زن هستند برای ارائه تسهیلات به زنان بزه دیده خشونت خانگی و تهاجم جنسی ایجاد شده است[۳۲۰]
نخستین کلانتری ویژه بانوان در ایران در سال ۱۳۸۲ در شهر مشهد راه اندازی شد. این کلانتری به جرایم خاص زنان در شهر مشهد رسیدگی می‌کند و کلیه کارکنان آن از افسران و مأموران پلیس زن تشکیل شده اند. این کلانتری دارای ساختار و تشکیلاتی مشابه با سایر کلانتری‌ها بوده و کلیه امور تخصصی اعم از بازجویی، تحقیقات مقدماتی، تشکیل پرونده، گشت زنی و. . . توسط کارکنان زن انجام می‌شود. اما برخلاف کشور برزیل که کلانتری زنان به سرعت در سراسر آن کشور گسترش یافت، در کشور ایران تاکنون اقدام جدی در مورد الگوگیری از تجربه کلانتری ویژه بانوان مشهد و ایجاد کلانتری‌های مشابه در سراسر کشور به عمل نیامده است[۳۲۱]
«اگر چه برخی معتقدند که نیازی به ایجاد چنین کلانتری‌های ویژه ای نیست و در صورت ضرورت می توان از پلیس زن در مأموریت‌های خاص استفاده کرد، اما در پاسخ باید گفت که تشکیل این گونه کلانتری‌ها تنها به منظور مبارزه با بزهکاران نمی‌باشد بلکه هدف اولیه آن حمایت از زنان بزه دیده ای است که از رفتن به کلانتری‌ها و ابراز بزه دیدگی خود امتناع می‌کنند و این گونه می نگرند که حضور در این کلانتری‌ها برای آن‌ها هیچ فایده ای ندارد و حتی منجر به بزه دیدگی ثانویه آنها خواهد شد، در حالی که پلیس باید نخستین نهادی باشد که در جریان ارتکاب جرم قرار می گیرد. »[۳۲۲]
به دنبال تشکیل این کلانتری‌ها می توان خطوط تلفن ویژه ای را نیز معین کرد تا زنانی که در معرض آزار و اذیت و خشونت می‌باشند، از طریق آن به سرعت با این کلانتری‌ها تماس برقرار کرده و اعلام کنند که نیازمند حمایت فوری آنها می‌باشند. در برخی از کشورها مانند اتریش خط تلفن مخصوص یا اضطراری در اختیار قربانی‌های قرار داده می‌شود تا هنگامی که مورد آزار و اذیت مجدد قرار گرفتند از پلیس کمک بخواهند که در این صورت حتماً یک پلیس زن برای حمایت از بزه دیده اعزام می‌شود.[۳۲۳]
گفتار دوم: برنامه‌های عملی پلیس برای کاهش ترس ناشی از خشونت خانگی در میان زنان
بند نخست) برخورد چند بعدی با خشونت خانگی
برنامه برخورد چند بعدی با خشونت خانگی در سال ۱۹۸۵ در شهر نیوپورت نیوز، از سوی دنیس. ای. موک به اجرا درآمد. یک کمیته مشورتی به نمایندگی از نهادهای ارائه خدمات اجتماعی، پلیس سیستم عدالت کیفری و رسانه‌های خبری برای شروع گفت و گوی جمعی در مورد مسأله و راه حل‌های بالقوه تشکیل شد. عناصر کلیدی این برنامه عبارتند از :

  • مأموران پلیس از پایین‌ترین درجه تا رئیس پلیس در مورد خشونت خانگی آموزش دیده اند. برخی از مأموران پلیس برای اجرای قاطع قانون و دستگیری بزهکاران و برخی دیگر از آنها با دارا بودن مجوز‌های قانونی جهت اقدام علیه مظنونین برای کاهش ارعاب، در برنامه مشارکت می‌کنند؛
  • سرویس خدمات اجتماعی با ارائه خدمات بهداشتی، روانی و مشاوره‌ای برای اصلاح رفتار مجرمانه مرتکبین و تهیه پناهگاه برای بزه دیدگان در برنامه مشارکت دارند و معاضدت قضایی به زنان بزه دیده برای حضور در دادگاه و خدمات به بزه دیدگان و خانواده آن‌ها را ارائه می‌دهند؛
  • رسانه‌های خبری با ارتقای آگاهی عمومی از مسأله خشونت‌های خانگی و گزارش دهی از طریق روزنامه‌ها، مجلات، رادیو و تلویزیون، سهم خود را در این مشارکت عهده دار شده اند؛
  • دادسراها به جای شاکیان خصوصی تعقیب اتهامات خشونت‌های خانگی را عهده دار شده‌اند و دادگاه‌ها نیز دیگر اجازه پس‌گیری خود سرانه مجوز‌های اخذ شده توسط بزه‌دیدگان را قبل از مداخله موثر پلیس نمی‌دهند[۳۲۴]

بند دوم) مداخله حضوری در خشونت خانگی
در برنامه مداخله حضوری در خشونت خانگی یک تیم متشکل از افسر پلیس محلی و فردی متخصص در زمینه روان‌شناسی بالینی یا روان پزشکی حضور دارند که از منزل زن بزه دیده خشونت خانگی بازدید می‌کنند. این بازدید در عرض چند روز پس از وقوع حادثه‌ای انجام می‌شود که گزارش آن به پلیس داده شده است. برخلاف پاسخ اولیه پلیس که بر نگرانی‌های امنیتی افراد قربانی متمرکز است، این تیم تلاش می‌کند تا پاسخ مناسب و درخور
ی برای مقابله با بحران خانگی به زنان بزه دیده ارائه کند و در عین حال درصدد بررسی علت‌های ناپیدای خشونت بر می‌آیند تا از تکرار آن جلوگیری کنند. ۵۲ نفر از زنان تحت پوشش این برنامه، در مدت یک، شش و دوازده ماه بعد از گزارش پلیس از حادثه خشونت خانگی، برای ارزیابی در زمینه‌های تکرار خشونت، استفاده از خدمات کمک رسانی و نشانه‌های بیماری، مورد مصاحبه قرار گرفتند. نتایج حاکی از آن بود که زنانی که خدمات برنامه مداخله حضوری در خشونت خانگی را دریافت کردند، رضایت بیش‌تری از پلیس داشتند، احساس امنیت نیز در میان آنها افزایش یافته است
[۳۲۵]
بند سوم ) مداخله چند مرحله ای پلیس در برابر خشونت خانگی
در ژانویه ۱۹۹۷، پلیس یورکشایر غربی یک راهبرد مداخله چند مرحله‌ای را به عنوان بخشی از برخورد جدید در برابر خشونتهای خانگی کرد. بزه دیدگان مکرر از طریق نظارت سازمان یافته بر موارد خشونت‌های خانگی، که واکنش‌های شدید را در برابر تکرار خشونت امکان‌پذیر می‌سازد، در اولویت قرار گرفتند. مدل مبتنی بر واکنش دستگیری را افزایش داده و همکاری وسیع تری بین پلیس، موسسات تعلیق مراقبتی، دادگاه‌ها در شناسایی و تعقیب موارد جرم را در بر می‌گیرد. مأموران‌مبارزه با خشونت‌های خانگی بر اجرای تدابیر سه مرحله ای زیر نظارت دارد: