تعهد سازمانی

۱۵ سوال

وکسلر

رفتار شهروندی سازمانی

۲۰سوال

پودساکوف و مکنزی (۱۹۹۴)

در این تحقیق جهت بررسی تیپ شخصیت از پرسشنامه اصلاح شده NEO-PI- R استفاده شده که نمونه اصلاح شده پرسشنامه NEO می باشد. این پرسشنامه یک مدل مفهومی فراهم می سازد این مدل پنج عاملی کانون مطالعات شخصیت در دنیا شده است. این پرسشنامه شامل بررسی ۵ تیپ شخصیت (برون گرایی، روان رنجوری، دلپذیربودن، مسئولیت پذیری و سازگاری ) می باشد هر تیپ شخصیت شامل ۶ مقیاس می باشد و برای هر مقیاس ۸ سوال در پرسشنامه تعبیه شده است.پرسنامه نئو وسنجش تیپ شخصیت کارکنان
این پرسشنامه با اخرین تغییرات اعمال شده در آن به عنوان یک پرسشنامه استاندارد در سنجش ۵تیپ شخصیتی با عامل دخیل در هرتیپ (مجموعا ۳۰ مقیاس برای ۵تیپ ) در بررسی شخصیت کارکنان کاربرد دارد.
۳-۵)توصیف هریک از تیپ های شخصیت وزیر مقیاس انها:
الف) روان رنجوری (N) :
مؤثرترین قلمرو مقیاس های شخصیت تقابل سازگاری یا ثبات عاطفی با ناسازگاری یا روان رنجوری می باشد. متخصصین بالینی انواع گوناگونی از ناراحتی های عاطفی چون ترس اجتماعی ، افسردگی و خصومت را در افراد تشخیص می دهند ، اما مطالعات بی شمار نشان می دهد افرادی که مستعد یکی از این دو وضعیت عاطفی هستند احتمالاً وضعیت های دیگر را نیز تجربه می کنند.
تمایل عمومی به تجربه عواطف منفی چون ترس ، غم ، دستپاچگی ، عصبانیت ، احساس گناه و نفرت مجموعه حیطه N را تشکیل می دهد. هر چند N چیزی بیشتر از آمادگی برای ناراحتی های روان شناختی دارد. شاید عواطف شکننده مانع از سازگاری می شود. مردان و زنان با نمره بالا در N مستعد داشتن عقاید غیرمنطقی هستند و کمتر قادر به کنترل تکانش های خود بوده و خیلی ضعیف تر از دیگران با استرس کنار می آیند.
هم چنان که اسم این عامل نشان می دهد ، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده شده اند کلاً نمره بالایی در اندازه های N به دست می آورند. اما مقیاس N این پرسشنامه همانند سایر مقیاس هایش یک بعد از شخصیت سالم را اندازه می گیرد. نمرات بالا ممکن است نشانه احتمال بالا برای ابتلا به برخی از انواع مشکلات روان پزشکی باشد اما مقیاس های N نباید به عنوان اندازه ای برای اختلالات روانی در نظر گرفته شود. ممکن است که به دست آوردن یک نمره بالا در مقیاس N با یک اختلال قابل تشخیص روانی همراه نباشد ، از طرفی تمام اختلالات روانی با نمره بالا در N همراه نیست. به عنوان مثال یک فرد ممکن است اختلال شخصیت ضداجتماعی داشته باشد بی آن که نمره بالایی در N داشته باشد. افرادی که نمرات آنها در N پایین است دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آرام ، متعادل و راحت هستند و قادرند با موقعیت های فشارزا – بدون آشفتگی یا هیاهو روبرو شوند.
ب- برونگرایی (E) :
برونگراها ، البته ، جامعه گرا بوده اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتی است که حیطه برونگرایی دارای آن است. علاوه بر آن دوست داشتن مردم ، ترجیح گروه های بزرگ و گردهمایی ها ، با جرأت بودن ، فعال بودن و پرحرف بودن نیز از صفات برونگراها است. آنها برانگیختگی جنسی و نیز تحریک را دوست دارند و متمایلند که بشاش باشند. همچنین سرخوش ، با انرژی و خوش بین نیز هستند. مقیاس های حیطه E به طور قوی با علاقه به ریسک های بزرگ در مشاغل همبسته است.
هر قدر که نشان دادن مشخصات برونگراها آسان است به همان اندازه نشان دادن ویژگی های درونگراها مشکل است. در برخی از توصیف ها درونگرایی باید به منزله فقدان برونگرایی در نظر گرفته شود تا به عنوان ضد برونگرایی. از این رو افراد درونگرا خوددارترند تا غیردوستانه ، مستقلند تا پیرو ، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و کند(!) وقتی منظور این است که این افراد ترجیح می دهند تنها باشند ، شاید گفته شود که این افراد کمر هستند . افراد درونگرا لزوماً از اضطراب های اجتماعی رنج نمی برند. گرچه این افراد روحیه بسیار شاد برونگراها را ندارند ولی آدم های غیرخوشحال یا بدبینی نیستند. خصوصیات گفته شده شاید در مورادی عجیب یا بعید به نظر برسد اما آنها به کمک تحقیقات متعددی برآورد شده و موجب پیشرفت های مفهومی در مدل پنج عاملی گردیده اند.
این تحقیقات موجب شکسته شدن کلیشه های ذهنی که صفات متقابلی چون شاد – ناشاد ، دوستانه – خصمانه و معاشر – کمرو را به هم متصل می کنند ، گردیده و اطلاعات جدیدی را در مورد شخصیت به وجود آورده است.
ج – سازگاری (O) :
به عنوان یک بعد اصلی شخصیت ، سازگاری در تجربه خیلی کمتر از E و N شناخته شده است. عناصر سازگاری چون تصور فعال ، احساس زیبایی پسندی ، توجه به احساسات درونی ، تنوع طلبی ، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت ، اغلب نقشی در تئوری ها و سنجش های شخصیت ایفا نموده اند اما به هم پیوستگی آنها در یک حیطه وسیع و تشکیل عاملی از شخصیت به ندرت مطرح بوده است. مقیاس سازگاری در پرسشنامه NEOPI-R شاید وسیع ترین بعد تحقیق شده می باشد. اشخاص منعطف هم درباره دنیای درونی و هم درباره دنیای بیرونی کنجکاو هستند و زندگانی آنها از لحاظ تجربه غنی است. آنها مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیرمتعارف بوده و بیشتر و عمیق تر از اشخاص غیرسازگار، هیجان های مثبت و منفی را تجربه می کنند.
سایر مدل های پنج عاملی اغلب این بعد را عقل نامیده اند و نمرات سازگاری با آموزش و نمرات هوش هم

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

بسته است. سازگاری مخصوصاً با جنبه های مختلف هوش چون تفکر واگرا که عاملی در خلاقیت می باشد، مربوط است. اما سازگاری مترادف هوش نیست. برخی اشخاص خیلی باهوش در مقابل تجربه بسته هستند ، متقابلاً برخی اشخاص خیلی انعطاف پذیر ظرفیت هوشی خیلی محدودی دارند. در قالب تحلیل عوامل اندازه های قابلیت ذهنی عامل ششم مستقلی را تشکیل می دهد که مؤلفین آن را خارج از حیطه شخصیت در نظر گرفته اند.
مردان و زنانی که نمره پایینی در سازگاری می گیرند متمایلند که رفتار متعارف داشته و دیدگاه خود را حفظ نمایند ، این افراد تازه های آشناتر را ترجیح می دهند و پاسخ های عاطفی آنان خیلی محدود است.
گرچه سازگاری ممکن است در شکل دفاع های روانی به کار رفته تأثیر کند . اما مدارکی وجود ندارد که نشان دهد سازگاری به تنهایی یک عکس العمل دفاعی تعمیم یافته است. برعکس به نظر می رسد که اشخاص انعطاف پذیر به طور ساده یک حیطه محدودتری دارند اما ثبات بیشتری در علاقه به حیطه فعالیت خود نشان می دهند. همچنین آنان متمایل به حفظ وضعیت اجتماعی و سیاسی هستند ، اما این افراد نباید به عنوان افراد قدرت طلب در نظر گرفته شوند. انعطاف ناپذیری به نابردباری خصمانه یا قدرت طلبی پرخاشگرانه دلالت ندارد. این ویژگی ها به احتمال زیاد نشانه درجه دلپذیری در سطح خیلی پایین است.
متقابلاً اشخاص انعطاف پذیر غیرسنتی و غیرمتعارف هستند. علاقمندند همیشه سؤال کنند و آماده پذیرش عقاید سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جدید هستند. این تمایلات نباید این چنین تلقی شود که آنها افرادی غیراصولی هستند . یک فرد انعطاف پذیر ممکن است به سیستم ارزش های خود مسؤلانه پاسخ دهد ، همچنان که سنت گراها می کنند. فرد انعطاف پذیر ممکن است از نظر روان شناسان خیلی سالم تر یا رشدیافته تر باشند اما ارزش انعطاف پذیر یا انعطاف ناپذیر بستگی به اقتضاهای یک موقعیت دارد و افراد هر دو گروه کارهای مفید و مؤثری در جامعه انجام می دهند.
د- دلپذیربودن (A) :
همانند برونگرایی ، دلپذیربودن مقدمتاً بعدی از تمایلات بین فردی است. یک فرد دلپذیر اساساً نوع دوست است ، او نسبت به دیگران همدردی کرده و مشتاق است که کمک کند و باور دارد که دیگران نیز متقابلاً کمک کننده هستند . در مقابل فرد غیردلپذیر ستیزه جو ، خودمدار و شکاک نسبت به دیگران بوده و رقابت جو است تا همکاری کننده.
افراد بسیار مایلند که دلپذیربودن را هم به عنوان صفتی که از لحاظ اجتماعی مطلوب است و هم از لحاظ روانی حالت سالم تری است ، ببینند . این امر نیز حقیقت دارد که افراد دلپذیر مقبول تر و محبوب تر از افراد ستیزه جو هستند ، ولی باید توجه داشت که آمادگی برای جنگیدن در برابر منافع خود هم یک امتیاز است. لذا دلپذیر بودن در میدان جنگ یا در صحن دادگاه فضیلتی محسوب نمی شود ، همچنین تفکر انتقادی و بدبین بودن در علم نیز به تحلیل های صحیح علمی کمک می کند. هیچ یک از دو قطب انتهایی این عامل از نقطه نظر جامعه مطلوب نیست و نیز هیچ یک لزوماً در مورد سلامت روانی فرد نیز مفید نمی باشد. هورنای (۱۹۴۵) در مورد دو تمایل نوروتیک «حرکت بر علیه مردم» و «حرکت به طرف مردم» بحث نموده است که این دو شبیه شکل مرضی دلپذیربودن و ستیزه جو بودن می باشد. نمره پایین در A با حالات خودشیفتگی ، ضداجتماعی و اختلال شخصیتی پارانویید همراه بوده در حالی که نمره بالا در A با اختلال شخصیتی وابسته همراه است.
نمره بالایی می گیرند اما این امر فقط وضع احتمالی است . برخی از افراد به عنوان مثال ممکن است برای عقاید جدید منعطف باشند اما برای ارزش ها منعطف نباشند یا برای احساسات منعطف بوده اما برای زیباپسندی منعطف نباشند. تفاوت های فردی در داخل ابعاد در طول زمان ثابت هستند. این امر توسط درجه بندی های مشاهده گر تأیید شده است و لذا این صفات باید به عنوان حقایق واقعی شخصیت و نه صرفاً به عنوان پراکندگی تصادفی در نظر گرفته شوند.
رابعاً سنجش مقیاس های صفات یک تحلیل دقیق تری از افراد یا گروه ها ارایه می دهد. این امر مخصوصاً زمانی که نمره عامل کی در حد میانگین باشد مشهود خواهد بود. به عنوان مثال فردی که نمره متوسط در عامل A می گیرد اما نمره او در نوع دوستی خیلی پایین و در همراهی خیلی بالا باشد ، نسبت به فردی که نمره او نیز در عامل A متوسط باشد اما در نوع دوستی نمره بالا و در همراهی نمره پایینی بگیرد ، عکس العمل متفاوتی خواهد داشت.
نهایتاً اطلاعات فرعی که از طریق نمرات صفات به دست می آید می تواند در تفسیر ساختارها و شکل دادن تئوری ها مفید باشد. اصولاً برونگرایی با سلامت روان شناختی همبسته است. اما یک نگاه اجمالی نشان می دهد که دو تا از صفات فرعی این عامل یعنی گرمی و هیجان های مثبت بیشتر با این امر مرتبط است اما هیجان خواهی ارتباطی با سلامت روان شناختی ندارد. این یافته ها نکته مهمی در تئوری مربوط به بهبودی است.
۱- صفات نوروتیسم (N)
الف – اضطراب (N1) :