بررسی آمار طلاق از سال ?? به بعد با شتاب بیشتری نسبت به سال‌های گذشته دارایسیر صعودی بوده است . آمار طلاق در سال ?? ، 4/9 درصد، سال ??، 3/10 درصد، سال ??، 6/10 درصد، سال ??، 5/10 درصد، سال ?? ، 7/10 درصد، سال ?? ، 1/12 درصد بودهاست.
طبق آمارها سال 88 بالاترین نرخ طلاق با 8/20 درصد مربوط به استان تهران وپایین‌ترین آن با 8/3 درصد مربوط به استان ایلام است و آمارها حاکی از آن است که تهران، کردستان، کرمانشاه و خراسان رضوی بیشترین و ایلام، سیستان و بلوچستان، چهارمحال و بختیاری و یزد کمترین طلاق را به خود اختصاص داده اند.زندگی در دنیای صنعتی همه مسائلش متفاوت است و گاه عجیب و غریب. تولدش، بزرگشدنش، ازدواجش و حتی طلاقش. تا چند سال قبل طلاق پدیده ای مذموم و قبیح در جامعه بهشمار می رفت و افراد در شرایط بسیار حاد به طلاق فکر می کردند و گاه در پیچ و خم مراحل قانونی گم می شدند که بی خیال طلاق گرفتن از هم می شدند و سعی می کردند زندگیشان را ادامه دهند .
طلاق به عنوان یک مساله اجتماعی یکی از مهم ترین پدیده های حیات انسانی است . می توان گفت که کمتر پدیده اجتماعی به پیچیدگی طلاق باشد . طلاق درابعاد گوناگون تاثیر فزاینده ای برزندگی انسانها می گذارد .طلاق درطبقات اجتماعی پدیده ای است موثر برتمامی جوانب جمعیت دریک جامعه تاثیرمی گذارد .زیرا نظام خانواده را ازهم می پاشد . درسالهای اخیرشاهد افزایش میزان طلاق درتهران و شهرهای مختلف بوده ایم . عواملی متعددی درگسترش طلاق نقش داشته اند . این عوامل مربوط به تغییرات اجتماعی می باشند . دگرگونیهای عمده ای درالگوهای زندگی خانوادگی درشهرها ، خصوصاً دراین سالهای اخیر، به وجود آمده است . درصد بالایی از زنان به تحصیلات بالا دسترسی پیدا نموده اند و گروه زیادی از آنان درنیروی کارمزد بگیراشتغال دارند.
میزان طلاق نه تنها درتهران بلکه درشهرها رو به افزایش است و نسبت های زیادی از جمعیت یا درخانواده های تک سرپرست و یا درون خانواده های ناتنی زندگی می کنند . در خانواده های ناسازگار ،زندگی خانوادگی به هیچ روی همواره تصویری از هماهنگی و خوشبختی نیست . اکثر زنان درمعرض خشونت خانوادگی هستند . افزایش طلاق و مسائل متعددی که درساختار خانواده ناسازگار وجود دارد ، مشکلاتی برای جامعه به وجود آورده است . اکثر زنان از نقش هایی که درخانواده سنتی و گسترده به آنان محول شده دچار تعارض نقش و فاصله نقش گردیده اند .
طلاق مکانیسمی است که زن و شوهر ازطریق آن به زندگی مشترک خویش پایان داده و پیوند زناشویی را می گسلند.
طلاق دربین انسانها و درطبقات مختلف اجتماعی به صورگوناگونی رخ می دهد و به فروپاشی هسته اصلی و بنیادین جامعه یعنی خانواده اثر می گذارد . عوامل متعددی برساختار خانواده اثر نامناسب می گذارند . این اثرات نامناسب ، کارکردهای مناسب خانواده را مختل می کنند . درچنین شرایطی ، خانواده دچار ناسازگاری شده و درزندگی آنان تعارض به وجود می آید . ادامه کشمکش ها ، برروی کارکرد اجتماعی زن و شوهر اثر گذاربوده و پدیده طلاق رخ می دهد . دگرگونی درساختار اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برروی کارکردخانواده اثر گذاربوده و این دگرگونی تعادل خانواده را برهم می ریزد.
طلاق ، به عنوان یک آسیب اجتماعی ، برساختارخانواده اثر گذاشته و پیامدهای متعددی از آن درجامعه برجای می گذارد ، و کارکردهای مناسب را به کارکردهای نامناسب تبدیل نموده و مسائل بیشماری را بوجود می آورد . کارکردهای پنهان و نامناسب پدیده طلاق درطبقات اجتماعی موجب شده است تا ازدواج کاهش یابد . علاوه برکاهش ازدواج مسائل متعددی را برای جامعه به وجود آورده است . زیرا طلاق درطبقات اجتماعی به یک مساله جدی تبدیل شده و با گسترش خود مشکلاتی را به جامعه تحمیل نموده .
علل و عوامل موثردرطلاق درایران خصوصاًشهرتهران ازطبقه ای به طبقه دیگر، متفاوت است . زیراهرطبقه ای ازنظرقدرت، منزلت ، ثروت و شیوه زندگی شرایط خاص خودش را دارد ، چون شهرتهران به دلیل مهاجرپذیری شدیدو صنعتی بود نسبت به سایرنقاطکشوراز بیشترین میزان تحرک اجتماعی برخورداراست به دلیل این تحرک اجتماعی شدید می بایست عوامل اقتصادی و اجتماعی مورد توجه قرارگیرد.
منشاءشرایط و عوامل موثر درطلاق برحسب طبقه اجتماعی موجب می گرددتا این پدیده از دیدگاه های مختلف مورد مطالعه و بررسی قرارگیرد، تاعلل طلاق را از ابعاداقتصادی و اجتماعی مورد تحلیل قراردهد ، علاوه برعلل طلاق ، ساختارخانواده و تاثیرآن برشبکه روابط متقابل اجتماعی و وفاق اجتماعی نیزباید توجه نمود.
طلاق به عنوان یک پدیده اجتماعی علاوه برخانواده سایرموسسات اجتماعی و جامعه را درگیرخویش نموده و اثرات نامطلوبی برکارکردهای خانواده برجای گذاشته است .
بارزترین نتیجه منفی طلاق درطبقات اجتماعی اثرآن برفرزندان خانواده های ناسازگاربه شمار می رود، مشکلات متعددشخصیتی ، افت تحصیلی، تنهایی ، از خودبیگانگی ، بزهکاری ، اعتیاد و صدها آسیب اجتماعی دیگر درکنارسایرعوا مل به طلاق مربوط است . گسترش طلاق و افزایش آن موجب شده تا جامعه دچارمشکل شود ، بالابودن دادخواست ها و طلاق های واقع شده گویای این مسئله است ، گسترش پدیده طلاق درطبقات اجتماعی آنقدرعیان و آشکاراست که ازطریق مشاهده همراه بامشارکت دردادگاه مدنی خاص درشهرتهران می توان به رشد شتابان آن پی برد.
طلاق به عنوان یک مساله اجتماعی ، موجب تنش ها و ناسازگاریهای اجتماعی گردیده و به نحوی انحا جامعه و یازندگی افرادو جامعه را مورد تهدیدو تضعیف قرارمی دهد.
پدیده طلاق درطبقات اجتماعی از نظراقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، نوع معیشت ، پایگاه اجتماعی ، منزلت اجتماعی ، شیوه زندگی و غیره دارای تفاوت هائی هستند، این تفاوت ها برحسب قشربندی اجتماعی مورد ارزیابی قرارگیرد.عوامل موثردرطلاق درطبقه بالای جامعه و طبقه پائین جامعه و طبقه متوسط دارای تفاوت هایی می باشد زیراهنگامی که سخن از طبقه اجتماعی به میان می آیدباید به شاخص هائی از قبیل درآمد، شغل ، سطح تحصیلات و دیگر متغیرهای مهم دیگر طبقات اجتماعی یعنی محل سکونت ، شیوه زندگی ، آداب و رسوم و غیره توجه بشود تا علت تفاوت های جامعه شناختی طلاق درهریک از طبقات اجتماعی معلوم شود ، و چنانچه پدیده طلاق به هرعلت درهر طبقه ای واقع شود چه نتایجی دربرخواهد داشت ؟
طلاق به دلایل گوناگون رخ می دهد . تحرک شدید طبقاتی ، بحرانهای اقتصادی، تفاوت های فرهنگی دربین خانواده ها ، بالارفتن نیازهای مادی و معنوی ، فقراقتصادی ، بیکاری ، ازهم گسیختگی ،همه این مسائل موجب شده که خانواده کارکرد مناسب خودش را نتواندبدست آوردو آرامش ، نظم ،تعادل ، سازگاری و وفاق اجتماعی درنهاد خانواده روبه کاهش باشد و این امرمشکلاتی برای خانواده به وجود آورده است .
محیط پرتشنج چنین خانواده هایی به تخریب شرایط روانی زن و شوهر و فرزندان پرداخته ، آنان را برای درگیرشدن با مسائل و مشکلات عدیده ای آماده می سازد ، نکته ای که بسیارمهم است آن شرایطی است ، که منجر به طلاق می گردد . دراین پژوهش شرایط و منشاء دادخواست و طلاق دارای اهمیت است . هیچ دختری هنگام ازدواج و شروع زندگی و درپای سفره عقد تصور نمی کند و درفکر آن نیست که روزی مشکلات آنچنان براو غلبه کند، و شرایطی به اوتحمیل شود، تا دادخواست طلاق بدهد و به زندگی مشترک خویش پایان دهد(آقاجانی مرسا،1387،ص9-14) 1-3هدف پژوهش
1-3-1هدف اصلی
هدف اصلی این پژوهش بررسی عوامل مؤثردر طلاق زوجین قبل وبعداززندگی مشترک در متقاضیان طلاق دادگاه خانواده شماره 2 تهران است.
1-3-2اهداف فرعی
1-شناخت عوامل فردی موثر در طلاق زوجین قبل وبعد اززندگی مشترک.
2-شناخت عوامل اجتماعی موثردر طلاق زوجین قبل وبعد اززندگی مشترک.
3- شناخت عوامل ارتباطی موثردر طلاق زوجین قبل وبعد اززندگی مشترک.
1-3-3هدف کاربردی
ارائه راهکار به مراکز مشاوره خانواده،دادگاه های خانواده ورسانه های گروهی جهت دانش افزایی عمومی وپیشگیری از طلاق. 1-4 فرضیات پژوهش
1- به نظر می رسد بین عوامل فردی موجود در زوجین(سن، تحصیلات، نوع شغل، میزان درآمد) و درخواست طلاق رابطه وجود دارد.
2- به نظرمی رسد بین عوامل اجتماعی (وضعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده فرد، وضعیت اقتصادی- اجتماعی خانواده همسر، میزان مهریه ،تناسب فرهنگی خانواده ها ، میزان رضایت به ازدواج در اطرافیان ، میزان نظارت خانواده ها برروابط طرفین قبل از عقد ووجود آسیب روانی -اجتماعی در فرد ) موجود در زوجین و درخواست طلاق رابطه وجود دارد.
3- به نظر می رسد بین عوامل ارتباطی ( مدت زمان عقد، مدت زمان زندگی مشترک ، دخالت دیگران در امور زندگی زوجین ، مدت شناخت همسر قبل از ازدواج، شیوه آشنائی زوجین قبل از ازدواج ، میزان معاشرت قبل از عقد ، میزان ملاقات با همسر بعداز عقد، میزان ارتباط با خانواده همسر بعداز عقد) و درخواست طلاق رابطه وجود دارد. 1- 5 تعریف متغیرها
1-5-1متغیرهای مستقل
دومتغیر مستقل دراین تحقیق وجودداردکه شامل وضعیت گروهی که دارای دو سطح است :
1-گروه عقد کرده 2-گروه دارای زندگی مشترک
و عوامل فردی، اجتماعی وارتباطی به شرح زیرمی باشد:
سن ازدواج زوجین : منظور از سن ازدواج تعداد سالهای کاملی است که هرکدام از زوجین یعنی زن ومرد در هنگام ازدواج داشته اند.
اختلاف سن زوجین: تفاضل بین سن مرد و زن می باشد که دراینجا سن زن را از سن مرد کم کرده و اختلاف را بدست آورده ایم.
جنس: منظور مرد یا زن بودن پاسخگو می باشد
مدت زندگی مشترک: منظور از مدت زندگی مشترک تعداد سالهایی است که زوجین با هم و زیر یک سقف زندگی کرده اند.
مدت عقد: منظور از مدت عقد تعداد ماه یاسالهایی است که زوجین با هم عقد رسمی کرده اند.
وضعیت اشتغال: منظور فعالیتی است که فرد انجام می دهد که می تواند به دو دسته شاغل و غیرشاغل تقسیم شود. شاغل به کسی گفته می شود که فعالیتی انجام می دهد و از آن درآمدی کسب می کند و غیر شاغل کسی است که فعالیتی نداشته باشد و درآمدی هم کسب نکند. و اما اگر شاغل باشد خود می تواند شغل های مختلفی داشته باشد.
میزان تحصیلات: منظور تعداد سال هایی است که فرد درس خوانده یا اینکه چندکلاس سواد دارد که بعد می توانیم آن را گروه بندی کنیم.
درآمد: مقدار پولی است که ماهیانه در ازای ارائه خدمات وکار دریافت می شود.
شیوه آشنائی زوجین: منظور این است که زوجین قبل از ازدواج چگونه با همدیگر آشنا شده اند تا این که زمینه ازدواج آنها فراهم شده، که به چند دسته می توان تقسیم کرد: فامیل بودن زوجین، همشهری و هم محلی بودن آنها، معرفی به وسیله والدین یاخانواده، معرفی بوسیله دوستان و اقوام و….
نوع ازدواج زوجین : منظور این است که ازدواج زوجین اختیاری بوده یا اجباری و چه کسی تصمیم نهایی را در ارتباط با ازدواج زن و شوهر گرفته است آیا خود طرفین تصمیم گیری کرده اند یا والدین آنها یا افراد دیگر مثل اقوام، دوستان، همسایگان و… .
دخالت دیگران در امور زندگی زوجین: منظور این است که تا چه حد دیگران از قبیل والدین زوجین و خانواده آنها و همچنین اقوام و دوستان و افراد دیگر درتصمیم گیری های مهم زندگی زن و شوهر مؤثر بوده اند.
اختلاف تحصیلی زوجین: منظور از اختلاف تحصیلی تفاوت یا اختلاف بین تحصیلات زن و شوهر می باشد که در این تحقیق اختلاف ها به صورت قدر مطلق در نظر گرفته شده است.
مدت شناخت همسر قبل از ازدواج: منظور مدت زمانی است که زن یا شوهر قبل از ازدواج همسر خود را می شناخته است.
میزان شناخت همسر: منظور میزان شناخت زن یا شوهر از همسر قبل از ازدواج می باشد که این متغیر بوسیله چند گویه که در پرسشنامه گنجانده شده است، اندازه گیری گردیده است.
میزان مهریه:تعداد سکه یا سایر چیزهایی که به عنوان مهریه در سند ازدواج تعیین وثبت شده است.
میزان رضایت در ازدواج:میزان موافقت یا مخالفت فرد یا خانواده باازواج
وضعیت اقتصادی -اجتماعی خانواده فرد:ارزیابی فرد ورتبه بندی خانواده خودش.
وضعیت اقتصادی -اجتماعی خانواده همسر: ارزیابی فرد ورتبه بندی خانواده همسر
میزان تناسب خانواده ها ازنظر فرهنگی: ارزیابی فرد از میزان نزدیکی و قرابت فرهنگی.
میزان رفت وآمد با همسرت قبل از عقد:ارزیابی فرد از میزان رفت وآمد با همسرش قبل ازعقد.
میزان نظارت خانواده ها بر روابط: ارزیابی فرد از میزان نظارت خانواده برروابط طرفین.
میزان ملاقات با همسرقبل از عقد: ارزیابی فرد از میزان ملاقات با همسر قبل از عقد.
میزان ارتباط با خانواده همسر بعد از عقد: ارزیابی فرد از میزان ارتباط با خانواده ملاقات با همسر بعد از عقد .
وجود آسیب روانی-اجتماعی در فرد:ارزیابی و بیان نوع اسیب درخود وخانواده اش.
میزان دخالت دیگران در زندگی شما قبل وبعد از زندگی مشترک : منظور این است که تا چه حد دیگران از قبیل والدین زوجین و خانواده آنها و همچنین اقوام و دوستان و افراد دیگر درتصمیم گیری های مهم زندگی زن و شوهر مؤثر بوده اند.
1-5-2متغیر وابسته
دراین پژوهش درخواست طلاق به عنوان متغیر وابسته درنظر گرفته شده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش 2-1ازدواج و مسائل آن
” ازدواج” هم در رشته جامعه شناسی و هم دردیگر رشته های علوم انسانی چون روان شناسی ، علوم تربیتی ، و انسان شناسی به عنوان موضوعی مستقل مطرح و بررسی شده است . درجامعه شناسی به دلیل اهمیت این موضوع از “جامعه شناسی ازدواج”یاد شده است . دراین حوزه مطالعاتی و آموزشی به سابقه ، تحول ، مراحل ، گوناگونی ، ابعاد ، مسائل ، نتایج و مشکلات ازدواج دردوره جدید توجه شده و نقش ازدواج در تحولات خانواده درسطح نهادی و سازمانی و برساختار کلی جامعه به لحاظ نظری و تجربی شناسایی شده است . اهمیت این حوزه درکنارطلاق درجامعه شناسی امریکا موجب جایگزینی جامعه شناسی خانواده شده]]>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *