دانلود پایان نامه

داده اند که تفاوتهای فردی و ماکیاولی گری می تواند مزایایی در محیط تجاری داشته باشد (اسکینر 1983)؛ اما نتایج تحقیق حاضر نشان داد که کارکنانی که رفتار ماکیاولی گری زیادی از خود نشان می دهند، نسبت به کارکنانی که رفتار ماکیاولی گری اندکی دارند، برتری ندارند (هولان 1975؛ هانت و چونکو 1984؛ ترنبول 1976). در واقع، کارکنانی که خصوصیت ماکیاولی گری زیادی دارند تمایلی به کار در سازمان ندارند و به شیوه های غیر اثربخش ارتباط برقرار می کنند. به کارکنان ممکن است توصیه شده باشد که از همکارانی که ماکیاولی هستند دوری کنند چون آنها رضایت کمتری از کار خود دارند و این احتمال وجود دارد که کار خود را کمتر ارزشیابی کنند.
2-5- مروری بر تحقیقات گذشته
2-5-1- پیشینه تحقیق مرتبط با مفهوم ماکیاولی گری
2-5-1-1- تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
از دیدگاه ماکیاولی و فرصت طلبی، هارل و هاتانگل (1976) و همچنین فر، سامسون و پالهاس (1992) دریافتند که افرادی که ماکیاولی گری بالایی دارند به احتمال زیاد از فرصتهای بیشتری برای سرقت از دیگران استفاده می کنند. علاوه بر این، تحقیق آنها نشان داده است این افراد تمایل زیادی به جلب اعتماد سرپرستان خود دارند تا بتوانند از او دزدی کنند؛ در حالی که افرادی که ماکیا ولی گری کمی دارند، تمایلی به انجام این کار ندارند.
از منظر ماکیاولی گری و رضایت شغلی گابل و توپل (1987)، جمیل و هیسلر (1972)، به بررسی ارتباط ماکیاولی گری و رضایت شغلی پرداخته اند و دریافته اند که رضایت شغلی دارای ارتباط منفی معناداری با ماکیاولی گری می باشد و این یافته در تحقیقات متعدد دیگری نیز اثبات شده است.
همچنین از دیدگاه ماکیاولی و رهبری، کورزین (1997)، به بررسی ارتباط انتخاب شغلی و ماکیاولی گری پرداخته است. وی به این نتیجه رسیده است که شغل های رهبری و مدیریتی برای آن افرادی جذابیت دارد که ماکیاولی گری بیشتری دارند؛ در حالی که افرادی که ذوق و استعداد هنری دارند، از این خاصیت کمتر بهره برده اند.دلوگا (2001) ، نیز از جنبه رهبری به بررسی ماکیاولی گری پرداخته است و نتایج این مطالعه نشان داد رهبرانی که ماکیاولی گری بالایی داشته اند، سازگارتر، انطباق پذیرتر و حتی کاریزماتیک تر هستند، اما گاهی از افراد زیر دست خود حمایت نمی کنند.
مصطفی و همکاران (2003) به بررسی رابطه بین ماکیا ولی و رضایت شغلی پرداخته اند. در این تحقیق، 361 از 595 فیزیکدان مشغول به کار در آنکارا به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این تحقیق بین ماکیاولی و رضایت شغلی رابطه ای به صورت معکوس وجود داشت.
ساکالاکی، ریچاردسون و تیپات (2007) در مورد فرصت طلبی اقتصادی و ماکیاولی گری بحث کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که افرادی که ماکیاولی گری بالایی دارند، بیشتر درگیر حداکثر کردن منافع خود هستند و توجه کمتری به طرفین اقتصادی خود دارند. براساس این یافته، هرچه مدیران رفتار ماکیاولی گری بیشتری داشته باشند، رفتارهای فرصت طلبانه بیشتری از خود نشان می دهند.
از منظر ماکیاولی گری و رضایت شغلی، گود بوی و مک کروسکی (2007) در مقاله ای تحت عنوان ” ارائه یک مدل نظری در مورد نقش جهت گیری های سازمانی و ماکیاولیسم در مورد رضایت شغلی ” به بررسی ارتباط بین جهت گیری های سازمانی و ماکیاولی گری با رضایت شغلی در حوزه سازمانی پرداخته است. شرکت کنندگان در این تحقیق 160 کارمند تمام وقت بودند که در سازمانهای انتفاعی و غیر انتفاعی گوناگون در منطقه آتلانیتک کار می کردند. یافته های تحقیق آنها به این ترتیب بود که جهت گیری های سازمانی و ماکیاولی گری، پیش بینی کننده های مهمی برای رفتارهای کارکنان و رضایت شغلی آنها بوده است. نتایج به دست آمده منطبق با مدل تئوریکی روابط بین این تفاوتهای فردی و نتایج سازمانی بوده است.
مطالعات دیگری نیز به دنبال تدوین مقیاس جدیدی برای ماکیاولی گری بوده اند. دالینگ، ویتاکر و لوی (2009) ماکیاولی گری را به عنوان تمایل یک فرد برای عدم تصدیق یک فرد دیگر، انجام فعالیتهای غیر اخلاقی، اعمال کنترل بر دیگران و مانند آن تعریف کرده اند. بر این اساس، مطالعه ذکر شده به دنبال معرفی ساختارهای ماکیاولی گری برای محققان معاصر و توسعه و پیشبرد یک معیار جدید برای آسان کردن تحقیقات آتی در زمینه ماکیاولی گری بوده است. محققان برای نشان دادن مربوط بودن این ساختار، تحقیقات گذشته در مورد ارتباط ماکیاولی گری با دامنه متنوعی از معیارهای سازمانی را بررسی کرده اند. سپس از این یافته ها استفاده شده است تا بررسی شود که ماکیاولی گری چطور می تواند به تحقیقات جدید در زمینه موضوعات رایج در حوزه های مدیریت، اخلاقیات، سیاستهای سازمانی و اعتماد کمک کند.
شوم و راو (2009) در یک تحقیقی در کانادا، نرخ ماکیاولی را در بین حسابداران کانادا مورد مطالعه قرار داده اند. نتایج این مطالعه نشان داد که هیچ تفاوت قابل توجهی بین ماکیاولی در شرکای شرکت حسابرسی و مدیران آن شرکت ها وجود ندارد. البته، با توجه به شواهد، ماکیاولی در شرکای شرکت های ممیزی، در مقایسه با حسابرسان ارشد، به طور قابل توجهی پایین است.

 
 
2-5-1-2- تحقیق انجام شده در ایران
اعتمادی (1390) در تحقیقی تحت عنوان تاثیر فرهنگ سازمانی، تمرکز مالکیت و ساختار مالکیت بر کیفیت اطلاعات مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته اند. که هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین ماکیاولی حسابداران و همچنین بررسی رابطه بین ایدئولوژی اخلاقی (نسبی و آرمان گرایی) و ماکیاولی حسابداران است. جامعه آماری مطالعه شده شامل حسابداران خبره بوده و با توجه به نتایج، سطح ماکیاولی حسابداران به طور کلی کم بود، و حسابدارانی که سطح بالایی از ماکیاولی داشتند، از دیدگاه ایدئولوژی اخلاقی، گرایش به سمت نسبیت دارند.
الهه معزز و همکاران (1392)، در تحقیق خود به بررسی ارتباط بین فرهنگ سازمانی با ماکیاولیسم پرداخته اند.که از لحاظ هدف، از انواع تحقیقات کاربردی و از نظر نوع روش، از انواع تحقیقات توصیفی بوده است. بدین منظور از دو پرسشنامه مجزا استفاده شده است. پرسشنامه یک مربوط به شناسایی فرهنگ سازمانی بوده و با بهره گرفتن از پرسشنامه تهیه شده در قالب 12 سوال بسته و پرسشنامه دو مربوط به سنجش میزان ماکیاولیسم بوده که در قالب 18 سوال تهیه شده است و بین نمونه ای متشکل از 50 نفر از اعضای جامعه آماری که شامل حسابرسان و حسابداران در سال 1392 بودند، توزیع و جمع آوری گردیده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ویژگی ماکیاولیسم یک متغیر تعیین کننده در چگونگی رفتار در محیط شغلی می باشد. به طور کلی حسابداران و حسابرسانی که در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته اند نسبت به سایر حرفه ها که در مطالعات پیشین بررسی شده بودند، از ماکیاولیسم کمتری برخوردار بودند.
2-5-2- پیشینه تحقیق مرتبط با مفهوم قضاوت حسابرس

2-5-2-1- تحقیقات انجام شده در خارج از ایران
تحقیقات انجام شده در خارج ایران به شرح زیر خلاصه شده است:
1- میسر (1983) اثر تجربه، نوع شرکت و متغیرهای مالی بر قضاوت حسابرسان در مورد افشا و اهمیت را مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه رسید که:
الف – سودخالص معنادارترین متغیر بود در حالی که روند درآمدها از لحاظ اهمیت در رده بعدی بود.
ب – قضاوت حسابرسان در مورد افشا و اهمیت تحت تاثیر تجربه و نوع شرکت قرار می گیرد.
2- جانسون و کاپلن (1991) از حسابرسان خواستند تا درباره میزان موجودی های ناباب یک شرکت فرضی قضاوت کنند. یافته های آنان نشان دادند با افزایش سطح پاسخگویی، عینیت قضاوتهای حسابرسان افزایش یافته است.
3- آشتن (1992) از حسابرسان خواست تا در رتبه بندی اوراق قرضه یک شرکت فرضی قضاوت کنند. او در تحقیق از دو سطح پاسخگویی ناشناخته ماندن و توجیه استفاده کرد. نتایج تحقیق آشتن نشان داد که با افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی از ناشناخته ماندن به توجیه، میزان پراکندگی (واریانس) قضاوتهای حسابرسان کاهش یافته است. به عبارت دیگر، با افزایش سطح پاسخگویی، عینیت قضاوتهای حسابرسان افزایش یافته است.
4- لرد (1992) از حسابرسان خواست تا نوع اظهارنظر حسابرسی نسبت به صورتهای مالی یک شرکت فرضی را تعیین کنند. او در تحقیق خود از دو سطح پاسخگویی ناشناخته ماندن و بررسی استفاده کرد. نتایج نشان داد که با افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی از ناشناخته ماندن به بررسی، میزان محافظه کاری حسابرسان افزایش یافته است. به عبارت دیگر، با افزایش سطح مسئولیت پاسخگویی، حسابرسا ن تمایل بیشتری به ارائه اظهارنظر غیرمقبول داشتند.
5- کاشینگ و اهلاوت(1996) در تحقیق خود یافتند که مستند سازی دلایل و توجیهات یک تصمیم موجب تلاش، توجه، درک و یادآوری اطلاعات مربوط بیشتری می شود و درنتیجه اثر سوگیری تاخر را در قضاوت حسابرسان کم می کند.
6- شوم(1998) در نتیجه تحقیق خود دریافت که موضع کنترل حسابرسان به عنوان یکی از ویژگی های شخصیتی، بر قضاوت آنان موثر است. مشخص شد که حسابرسانی که موضع کنترل درونی دارند، جستجوی بیشتری برای کسب اطلاعات می کنند و اطلاعات ارائه شده مربوط را نیز در مقایسه با برونی ها، مربوط تر درک می کنند. به علاوه حسابرسانی که موضع کنترل درونی دارند وقتی مخلوطی از اطلاعات مربوط و نامربوط را دریافت می کنند، از ابزارهای تصمیم گیری بیشتر استفاده می کنند .
7- شلتون (1999) در تحقیق خود به آزمون تاثیر تجربه بر استفاده از اطلاعات نامربوط در قضاوت حسابرس پرداخته است . اوتاکید می کند که حسابرسان هنگام انجام عملیات حسابرسی هم با اطلاعات مربوط و هم با اطلاعات نامربوط روبه رو می شوند و تحقیقات گذشته نشان داده که اطلاعات نامربوط اثر اطلاعات مربوط را رقیق می کند . نتایج تحقیق شلتون نشان می دهد که تجربه اثر رقیق شدگی اطلاعات را کم می کند ، بررسی کاربرگ ها به وسیله مدیران و شریکان ، موسسه را از رقیق شدگی اطلاعات مصون می کند و این که یک هدف مهم برنامه های آموزشی و ابزارهای تصمیم گیری کمک به حسابرسان کم تجربه تر است تا اطلاعات غیر مرتبط را مورد توجه قرار ندهند و بر اطلاعات مرتبط تمرکز کنند .
8- عبدالمحمدی و رودز (2004) در تحقیق خود به این نتیجه دست یافتند که سطح خبرگی یک حسابرس در برخورد با واحدهایی که در صنایع متفاوت کار می کنند ، متفاوت است و بنابراین تعیین سطح خبرگی حسابرسان در یک صنعت خاص معنادار است .

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

مطلب مرتبط :   منابع و ماخذ پایان نامهداراییهای نامشهود

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

9- تیبودیو و همکاران (2005) به تحقیق درباره اثر نسبی تجربه صنعت خاص و کار خاص پرداختند و یافتند که تجربه در یک صنعت خاص عامل مهمی در کار یک حسابرس است .
10- دی زورت و همکاران (2006) در تحقیق خود اثرات میزان متفاوت فشار پاسخگویی را بر قضاوت حسابرسان درباره سطح اهمیت بررسی کرده اند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که حسابرسانی که زیر فشار پاسخگویی بالاتری بودند، قضاوت های محافظه کارانه تری درباره سطح اهمیت کردند. نتایج همچنین نشان می دهد که شدت پاسخگویی با زمان صرف شده برای کار، اندازه توضیحات و ملاحظه عوامل کیفی اهمیت رابطه مثبت دارد .
11- تیلور(2006) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که جهت گیری گروه خودی بر قضاوت حسابرسان اثر دارد و ابزارهای تصمیم گیری می تواند موجب کاهش اثراین سوگیری باشد.
12- شیفر(2007) تحقیقی درباره اثر مسئولیت پاسخگویی در قضاوت حسابرس انجام داده به این نتیجه رسیده که الزامات پاسخگویی موجب می شود که حسابرسان باتجربه، تمایل عاطفی خود را به یک مشتری نادیده بگیرند.
13- سانیوسی (2007) در تحقیقی با عنوان “عملکرد قضاوت حسابرسی، ارزیابی مشوق های عملکرد، تلاش و پیچیدگی کار” هدف از این مطالعه بررسی اثر میانجی تلاش بر رابطه بین مشوق های عملکرد و عملکرد قضاوت حسابرسی در سطوح مختلف از پیشرفت و پیچیدگی کار است. با بهره گرفتن از طرح تحقیق تجربی، افراد به طور تصادفی به سه گروه تخصصی عملکرد، کنترل، مالی و بازخورد انتخاب شدند. هر موضوع به انجام دو کار آزمایشی در دو سطح پیچیدگی (کم و زیاد) نیاز دارد. نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای انگیزشی عملکرد ارتباط مثبتی با عملکرد قضاوت حسابرسی دارد. سلسله مراتب تجزیه و تحلیل رگرسیون حمایت از این فرضیه دارد که اثر میانجی تلاش با مشوق های عملکرد و عملکرد قضاوت حسابرسی، تحت پیچیدگی کار کمتر ارتباط دارد و با سطح پیچیدگی کار بالا ارتباط ندارد. به عبارت دیگر، رابطه مثبت بین تلاش و عملکرد قضاوت حسابرسی در پیچیدگی کار بالا ضعیف است.
14- سیانسی و بیرستاکر (2009) در تحقیقی با عنوان “تاثیر بازخورد عملکرد و اهمیت مشتری بر قضاوت اخلاقی خود حسابرس و جامعه” که هدف از آن بررسی اثر بازخورد عملکرد و اهمیت مشتری روی حسابرسان و تمرکز عمومی قضاوت بوده که این تحقیق رفتار 71 حسابرس را که در وضعیت یک تا چهار ایجاد شده به وسیله بازخورد عملکرد (مثبت و منفی) و اهمیت مشتری (کم و زیاد) را بررسی کرده است. سه یافته مهم این تحقیق به شرح زیر بوده است:
اول اینکه حسابرسان دریافتند که بازخورد عملکرد مثبت در مقایسه با منفی بیشترین قضاوت را روی تمرکز عام و خاص کار دارد.
دوم اینکه حسابرسان اهمیت بیشتری زیاد را در مقایسه با کم قضاوت کمتری را به صورت عمومی می پذیرد.
در نهایت حسابرسان دریافتد که بازخورد مثبت و اهمیت کم مشتری بیشترین جنبه اخلاقی قضاوت را بوجود آورده است در هر دو وظیفه ای که دیگر حسابرسان دارند.
15- هاگز (2009) روی شرایط محیطی موثر بر قضاوتهای حرفه ای و نیز سطوح مناسب تردید حرفه ای تحقیق نمود. این مطالعه روی حسابرسان آمریکا انجام شد و به صورت پرسشنامه ای انجام گرفت. ارزیابی ریسک در حسابرسان تردیدگرا بهتر صورت گرفت در نتیجه قضاوتهای حرفه ای بهتر داشت. هم چنین تجربه حسابرسان در ارزیابی بهتر ریسک و انجام قضاوتهای حرفه ای بهتر خیلی موثر بوده است. چون حسابرسان باتجربه تر نسبت به تغییرات ناصحیح در مانده حساب بیشتر حساس هستند. در نتیجه تجربه بالاتر حسابرسان مستقل به قضاوتهای حرفه ای بهتری منجر می گردد.
16- تحقیق هیولی (2012) با عنوان “قراردادهای تشویقی و زمان فشار بر عملکرد قضاوت حسابرسی” هدف از این مقاله، به بررسی اثرات ناشی از انگیزه های مختلف توسط مشوق های مالی و عدم قطعیت مشترک با فشار بر عملکرد قضاوت حسابرسی می پردازد برای بررسی چگونگی تاثیر مشوق های مالی و فشار زمان بر عملکرد حسابرسی، بر اساس پیش بینی اقتصادی و نظریه رفتاری، روش تجربی استفاده می شود. قرارداد عملکرد نسبی و قرارداد مشترک سود دو طرح تشویقی مطرح شده بودند. برای رسیدن به اثر مشوق روی افراد در هنگام انجام آزمایش، همه افراد با پاداش نقدی واقعی، برطبق قرارداد تشویقی به صورت تصادفی انتخاب شده بودند.همان طور که پیش بینی شده نتایج اصلی نشان می دهد که هر دو قرداد تشویقی و فشار

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید