توسعه منطقه، جهان خارج، نفت وگاز

2-مرحله تثبیت ونهادینه شدن برخی از ساختارهای سیاسی واقتصادی ارمنستان(از1373تا1376) : پس از برقراری آتش بس در جنگ قره باغ در 11ماه مه 1994(اول اردیبهشت1373)میان دو کشور درگیر,ارمنستان دورانی از تلاش برای بهبود وضعیت سیاسیوبازسازی ساختارهای اقتصادی خود را آغاز نمود.لئون تر پطروسیان ,رئیس جمهوروقت ارمنستان با توجه به توفیقی که از طریق دخالت سازمان امنیت وهمکاری اروپا باحفظ وضع موجود در قره باغ وبرقراری آتش بس به دست آورده بودنسبت به درخواست مساعدت از کشورهای غربی برای بازسازی سیستم اقتصادی اقدام نمودوهمزمان اقداماتی را نیز برای برقراری ارتباط با مقامات آذربایجان ومشارکت در طرح های انتقال منابع نفت وراه های مواصلاتی قفقاز به عمل آورد.در ایران نیز با خاتمه عملی درگیری در قره باغ زمینه توجه جدی به ارمنستان فراهم شد.روابط دوکشور از سال 1373به سفارت ارتقاءیافت وملاقات سران دو کشور نیز ادامه یافت 3-مرحله خروج تدریجی ارمنستان از انزوا واتخاذ رویکرد غربی (1376تا1378) :
طی این سالها ارمنستان در جهت جلب نظر غرب نسبت به گسترش روابط باآمریکا وبرقراری روابط با رژیم صهیونیستی اقدام نمودوسردیهایی نیز در پیگیری روابط با ایران از خود نشان داد.در ایران نیز ضعف های ساختاری در برخی وزارتخانه ها وعدم تصمیم جدی برای ورود به صحنه ارمنستان باعث مضاعف شدن اثرات منفی در روابط فیمابین شد.در محیط داخلی ارمنستان نیز در زمستان 1376رئیس جمهوری قبلی با فشارنیروهای تندرو استعفا نمود وکوچاریان انتدا به کفالت ریاست جمهوری وسپس با پیروزی در انتخابات به مقام ریاست جمهوری ارمنستان رسید.درطی این دوره مشکلات داخلی ورویکردهای ارمنستان از یک سو وعدم فعالیت جدی بخش های مختلف ایران از سوی دیگر باعث شده بود تا ارامنه با وجود تمام علائق تاریخی وفرهنگی وخواست عموم مردم ،تا حد زیادی نسبت به روابط فیمابین دلسرد شده ودر این میان جناح های مخالف ارتباط با ایران ومجالفین خارجی این روابط ,فعال تر شده عملا فضای میان دو کشور در اختیار رقیبان سیاسی واقتصادی قرار بگیرد
4-مرحله فعال شدن ارتباطات دوجانبه (از اواسط سال1378تاکنون ) :
دراین مرحله مولفه های جدید وارد عرصه روابط شده وباعث ارتقاءکمی وکیفی آن گردیده است.تغییر نگرش نهادهای مسئول در ایران نسبت به ارمنستان وتصمیم به برنامه ریزی واقدام جدی در صحنه با توجه به برنامه ها واهداف بازیگران مختلف در آن کشور.افزایش نیاز امنیتی واقتصادی ارمنستان به همکاریهای اقتصادی در منطقه با تجدید نظر در ارتباطات خارجی وتوجه به محور ایران -ارمنستان -اروپا از طریق پروژه های اقتصادی ومحور ایران -ارمنستان-روسیه در امور امنیتی .در بخش اول از جمله تغییر وبهبود مدیریت کاردار نمایندگی ایران در ایروان ،تلاش برای انتقال سریع اطلاعات صحنه به کشور واتصال به ساختارهای سیاسی وتصمیم گیری وفعال سازی آنها در کشور ،فعال سازی تمامی بخش های اقتصادی مرتبط با صحنه وتبادل هیئت های کاری مورد توجه واقدام قرار گرفته است.در بخش دوم نیز رشد بیکاری ومهاجرت ,عدم رونق اقتصادی ،تداوم مشکلات ناشی از بحران قره باغ ،عدم سهیم شدن ارمنستان در طرح های انرژی وتوسعه منطقه باعث توجه ارمنستان به محور روسیه -ایران واروپا-ایران گردیده تابا فعال سازی وعضویت درآنها نتلایج مثبتی را دریافت دارد(صدیق،1383:147-142) .
3-2-2-عوامل گسترش روابط ایران با ارمنستان :
3-2-2-1عوامل منطقه ای درگسترش روابط ایران با ارمنستان :
1-محصور بودن ارمنستان در خشکی :
قسمت اعظم مرزهای ارمنستان با مرزهای آذربایجان وترکیه یعنی کشورهائی که در بسیاری از جهات ارمنستان را از تماس با سایر کشورها محروم می ساختند مشترک بود هم مرزی با گرجستان هم به عنوان روزنه امیدی نمی توانست باشد.بنابراین ,این جمهوری پس از به دست آوردن استقلال به مسیر اختلافات طولانی کشوری وبین ملتی کشیده شد.بدین ترتیب تنها امید ارتباط با جهان خارج مرز خشکی با ایران در منطقه شهر مگری بود.کشور ارمنستان کشوری محصور در خشکی است که برای ارتباط به آبهای آزاد نیاز به عبور از کشورهای ساحلی دارد.ارمنستان با وجود محاصره از سوی آذربایجان ارتباط سیاسی نامساعد با ترکیه ومعضلات در گرجستان تقریبا بطور کامل متکی به مسیر ایران است.
2-بحران قره باغ کوهستانی:
استان خودمختارقره باغ از شمال دره ارساز طرف جن وب به ایران تسلط دارد وچون دژی استوار می تواند سدی در مقابل نفوذ نظامی وایدئولوژیکی جنوب باشد از طرف شرق این توده کوهستانی ورفیع با تسلط بردشت قره باغ ودشت مغان می تواند به عنوان مرکز دیده بانی ودفاعی در مقابل آذربایجان ,دریای خزر وآسیای مرکزی باشد .از سمت غرب از طریق دالان لاچین با ارمنستان ودر نتیجه با گرجستان ودریای سیاه ارتباط پیدا می کند . این توده کوهستانی محل تلاقی دو جهان بینی (اسلام ومسیحیت )است وهمچنین محل تلاقی دو جهان دیگر قومی ,زبانی است .جهان ترک وجهان غیرترک .در این منطقه از جهان ایدئولوژیکی که با آن تلاقی پیدا می کند,در صورت عدم وجود ارمنستان که به عنوان منطقه ای حایل در این میان به ایفای نقش می پردازد ,جهان ترک از غرب چین تا شمال غرب ترکیه ادامه می یافت .
3-تقابل منافع ترکیه با ایران در منطقه :
با توجه به تاریخچه منطقه قفقاز وعملکرد های این کشورها در منطقه قفقاز ونزدیکی ودوری از قدرت های بزرگ که باعث بوجود آمدن عوامل متعددی می شود می توانیم نتیجه بگیریم ودریابیم که ترکیه از دیرباز هم پبیمان امریکا بوده واهداف امریکادر منطقه توسط این کشور پیاده می شود وبا نزدیکی آذربایجان به ترکیه واز آن طرف به سمت وسوی غرب وآمریکا وباز شدن پای اسرائیل به منطقه وپیمانهای نظامی ومانورهای مشترک این کشور با آذربایجان وترکیه برای ارمنستان که سابقه دشمنی تاریخی با ترکیه داشته ودارد وبحران وجنگ برسر منطقه قره باغ که با آذربایجان داردغیر از ایران کشوری نمی تواند برای حفظ تعادل وجودداشته باشد .ارمنستان با نزدیکی به ایران سعی خواهد کرد تا هم از دست اندازی ترکیه وآذربایجان رهائی یابد وهم در مواقع ایجاد بحران شدید بتواند برای حفظ حیات خود که تنها راه باقی مانده می باشد استفاده نماید.یکی دیگر از دلایل گسترش روابط ایران وارمنستان می تواند تقابل اهداف این دو کشور یعنی ترکیه وایران در منطقه قفقاز باشد.
4-رژیم حقوقی دریای خزر :
با توجه به مشکلات موجود در تعیین رژیم حقوقی دریای خزر متوجه می شویم که ایران برای برقراری تعادل در منطقه چه سیاستی را باید در پیش بگیرد.آذربایجان یکی از سه جمهوری قفقاز با در پیش گرفتن روشهای متفاوت از دیگر کشورهای منطقه ووارد کردن نیروهای فرا منطقه ای به دریای خزر موجب نگرانی وناراحتی دیگر کشورهای حاشیه دریای خزر را باعث شده است .از جمله باز نمودن پای ایالت متحده امریکا,روی خوش نشان دادن به اسرائیل وداشتن مانورهای مشترک نظامی وبستن قراردادهای اقتصادی با این کشورها واستفاده از منابع نفت وگاز دریای خزر در حالی که هنوز رژیم حقوقی دریای خزر مشخص نشده است ,می تواند از عوامل واگرائی ایان با آذربایجان باشد وما متوجه گردیدیم که هرموقع بین دو کشورچالش پیش آمد ومنجر به واگرائی گردیده است ایران وارمنستان به سیاست همگرائی روی آورده اند وروابط گسترده تری بوجود آمده است.
5-جنگهای داخلی گرجستان :
باتوجه به بحرانها ودر گیریهای قومی وجنگ های داخلی گرجستان از جمله در جمهوری خودمختار آبخازیا ودرگیری در اوستیای جنوبی متوجه می شویم که گرجستان با موانع ومشکلات زیادی برای توسعه مواجه است ودر این میان برای کشوری مثل ارمنستان که خود درگیر در مسائل داخلی وجنگ بین آذربایجان در ناحیه قره باغ می باشد وداشتن دو سیاست خارجی جدا از هم که ارمنستان نزدیکی به روسیه دارد وحال گرجستان خیلی مایل به نزدیکی به روسیه نمی باشد.ارمنستان نمی تواند از گرجستان به عنوان تکیه گاه مهمی استفاده کرده وبهره ببرد.پس می توان مسائل داخلی ومشکلات گرجستان ودرگیری های داخلی این جمهوری را در بهبود روابط ارمنستان با ایران دخیل دانست وبه عنوان یک عامل منطقه ای از عوامل متعدد برشمرد.
3-2- 2-2-عوامل فرامنطقه ای درگسترش روابط ایران با ارمنستان :
1-تاسیس پایگاه نظامی امریکادرجمهوری آذربایجان:
آمریکا ,ناتو واسرائیل سعی در ایجاد منابع تهدید منطقه ای ایران دارند.یکی از این منابع استفاده از آذربایجان می باشد که از طریق گسترش ناتو وایجاد پیوندهای سه گانه امریکا-ترکیه -اسرائیل,سعی در کشاندن دامنه ناتو به پشت مرزهای ایران را دارد وآذربایجان به لحاظ شرایط انزوای ژئوپلیتیکی از آن استقبال خواهد کرد.امریکاواسرائیل در نظر دارند قرینه لبنان برای ایران در کنار اسرائیل را در آذربایجان بوجود آورند .یهنی آذربایجان برای اسرائیل در کنار ایران.با این همه احتمال حضور همه جانبه امریکا در این منطقه بعید به نظر می رسد.هیچ تهدید جدیدی در برابر منافع امریکا در منطقه وجود ندارد.روسها نیز آذربایجان را حیاط خلوت خود می دانند واهمیت آذربایجان برای روسها همچون کوبا برای امریکاست.پس بهتر از مقایسه دقیق منافع وخطرات دخالت گسترده ناتو در منطقه ،مولفان پیشنهاد می کنند که ناتو بهتر است این منطقه را به جای این که یک خلا استراتژیک قابل پرشدن قلمداد کند آن را یک باتلاق بالقوه بداند. (صدیق،1385: 139-137 ( .
2-نقش فعال اسرائیل در جمهوری آذربایجان :
پیرامون روابط اسرائیل وآذربایجان این مطلب رئیس جمهور سابق آذربایجان مبنی براین که آذرب ایجان سه دشمن استراتژیک (روسیه ،ایرا ن وارمنستان)وسه دوست استراتژیک (اسرائیل ,امریکا وترکیه )دارد،درخور توجه است.(ارس،72:1378).
واین که با وجود کناررفتن وی هنوز سیاست کلی آذربایجان در این راستا قراردارد.لوول بزانیس با این نکته موافقت کرده ومی افزاید که علاقه آذربایجان به اسرائیل وبالعکس ،از ترس متقابل آنها از ایران ریشه می گیرد .آذربایجان آرزومند است که با برقراری روابط با اسرائیل ,از سوی امریکا مورد تحسین وتشویق قرار بگیرد.این همکاری می تواند تلاش برای خنثی کردن فشار روسیه ومقابله با روابط رو به رشد ایران با ارمنستان وگرجستان تلقی شود.اهمیت روابط تهران -ایروان در عصر توسعه سریع همکاری منطقه ای برای دو طرف آشکار است .این مسئله برای اسرائیل بویژه مهم است که شراکت خود در محور ترکیه وآذربایجان را از طریق پاداش دادن به باکو استحکام بخشد (معظمی گودرزی،175:1378).
3-کنسرسیوم نفتی جمهوری آذربایجان با شرکت های غربی:
جمهوری آذربایجان برخلاف ایران وروسیه از همان آغاز سیاست روشنی در پیش گرفت .که با اتکای به قدرت واعتبار کنسرسیوم بویژه ایالات متحده امریکا بود.آذربایجان بدون توجه به اعتراضات ایران بکار خود ادامه داد وپای امریکارا به منطقه گشود ودر این راه گرجستان را که با بحران اقتصادی وسیاسی روبه رو بودبا تشویق ودلگرمی غرب وبا وعده بهبود اوضاع در همراهی با غرب وموافقت باپیوستن به ناتو با خود همراه کرد .بنا به اعتقاد دلت مردان آذربایجان ادامه سرمایه گذاری غرب در این کشور سبب نیاز بیشتر غرب به برقراری امنیت برای محافظت از سرمایه آنها خواهد شد.درآن صورتغرب ارمنستان را وادار به خروج از مناطق اشغالی وپایان دادن به مناقشه قره باغ خواهدکرد 4-اتحاد وائتلاف قدرت ها در منطقه:
بی شک محور اصلی تنش ها وتعارض ها رویاروئی امریکا وروسیه در منطقه است.روسها برای پس راندن امریکائیها در این مناطق فقط روی ایران حساب می کنند در حالی که امریکائیها از مساعدت اقتصادی یا نظامی وحتی فرهنگی انکارا,اسرائیل یا ریاض بهره می گیرنددر این اوضاع واحوال هر تنش قومی در حوزه دریای خزر یا پیرامون آن مانند ناآرامی های آبخازیا,آجارستان مورد استفاده این دو رقیب قرار می گیرند.ایران سعی کرد در برابر مثلث اسرائل ,ترکیه ,آذربایجان ,مثلث ایران,ارمنستان ,یونان را بوجود آورد ودر این راه از حمایت روسیه برخوردار بود.برای بقاءودوام در چنین منطقه ای نیاز به نزدیک شدن کشورها به همدیگر احساس می شود که در بین کشورهای منطقه ایران با]]>

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *