مهر ۵, ۱۳۹۹

توانمند سازی از دیدگاه فوق انگیزشی

توانمندسازی از دیدگاه انگیزشی و توانمندسازی از دیدگاه فوق انگیزشی تفاوتای بسیاری با هم دارن که در جدول به تفاوتاشون می پردازیم . (ایران زاده و بابائی هروی ، ۱۳۸۹ ، ۲۲-۲۱)

جدول شماره ۲-۲ –فرق توانمندسازی از دیدگاه انگیزشی و فوق انگیزشی(ایران زاده و بابائی هروی ، ۱۳۸۹ ، ۲۲)

 

 

اراده کردن

توانمندسازی از دیدگاه انگیزشیتوانمندسازی از دیدگاه فوق انگیزشی
۱٫  توانمندسازی به معنی اختیاربخشی۲٫  تاکید به مدیریت مشارکتی ، چرخه های کیفیت ، تیمای خود مدیریتی

۳٫  روند اراده کردن در چارچوب روشن و تاکید بر جواب گویی

۱٫ توانمندسازی به معنی انرژی بخشی۲٫ تاکید بر تعهد داخلی شغل ، کنترلای ساده و خطر پذیری و ایجاد

۳٫ روند ایجاد انگیزه کاری داخلی با آماده سازی محیط و جفت و جور آوردن مجرای انتقال احساس خوداثربخشی

 

 

۲-۱-۴-۴-توانا سازی از دیدگاه روان سیاسی

از دیدگاه روان سیاسی واسه درک اهداف و مفاهیم توانمندسازی لازمه اصل تفکر رو در تاریخ فکری و سیاسی غرب بررسی کنیم و نباید از یاد برد که شکل نوین توانمندسازی برگرفته از حرکتای اجتماعی حقوق زنان و حقوق مدنی مربوط به دهه ۱۹۶۰ه . ساختار اجتماعی توانمندسازی در این دیدگاه در ارزشا و ایده های دموکراتیک خلاصه می شه .

ایده

موفقیت و درستی این ساختار در تموم سطوح قدرت براساس نظامیه که مشارکت اکثریت کارمندان رو در اراده کردن آسون کردن کرده و پیشرفت میده . اما امروزه نظریه پردازان توانمندسازی در پیدا کردن که این دیدگاه محدودکننده س چون در اون وجود توانمندسازی رو ، اون طور که کارکنان تجربه می کنن بیان نمی شه .

به این صورت که قدرت ، علم ، اطلاعات و جایزه بین کارمندان تقسیم شده . اما هنوز اونا احساس توانمندی نمی کنن . در وضعیتای دیگه ادما از هیچ کدوم از مشخصه های محیط کاری یادشده بهره مند نیستن . اما دارای احساس توانمندی هستن و به روشای توانا عمل میکنن . براساس این دیدگاه توانمندسازی باعث افزایش عزت نفس می شه که یافته های اون در رفتار با بقیه جلوه پیدا می کنه .

یعنی توانمندسازی لازمه اعتماد به انتظارات و مهم تر از اون توانایی کارکنان در تغییر واقعی در رفتاره . (ایران زاده و بابائی هروی ، ۱۳۸۹ ، ۲۳)

 

 

۲-۱-۴-۵-توانا سازی از دیدگاه روان  ظاهری

بر این اساس ، توانمندسازی علاوه بر افزایش عزت نفس در کارکنان باعث تغییر در یه سری از پدیده ها می شه . از طرفی نباید از یاد برد که توانمندسازی واقعی لازمه درک یه سری از تفاوتای روحی و تعهد و التزام مدیران و کارکنان میشه که براساس صداقت و اعتماد دوطرفه استوار گردیده باشه ، تغییر در فرهنگ ، رفتار و ترک عادتای کهنه و قدیمی روش خیلی خوبیه تا بتونیم به کمک اون براساس ارزشهای اخلاقی و انسانی رابطه بسیار نیرومندی بین مدیر و کارکنان به وجود بیاریم .توجه به این نکته لازمه که این ارزشا باید به شکلی طراحی شن که مورد تایید مدیران و کارکنان باشن . (ایران زاده و بابائی هروی ، ۱۳۸۹ ، ۲۴)

[۱] Thomas Kenneth & Velthouse

View all posts by →