بسیار اندوه میخورم و بسیار از پیری مینالم، که به خاطر این پیری بر روزگار جوانی خون گریستم.
و آینه چشم و گوشم زنگار گرفته، پی پدیدهها را آنچنان که میدیدم، اکنون نمیبینم.
۵-۱-۲-۱۰٫ آفرینش تصاویری فکاهی با عناصر طبیعت
ابن خفاجه به فن فکاههگویی و لطیفهسرایی که بر پایه بازی با الفاظ و معانی استوار است روی آورده است. این فن در میان شاعران اندلس مخصوصاً هنگامی که عربها در آنجا استقرار یافتند و تمدن خویش را بنا نهادند رواج یافت که ناقدان مهمترین عامل پیدایش آنرا در رفاه جامعه، پختگی عقل و خرد و آرامش خاطر دانستهاند». (القریضه؛ ۱۹۹۸: ۱۵۵)
ابن خفاجه با تکیه بر استعداد و خلاقیت هنریاش فن فکاهه سرایی را در تصویرپردازیهایش به کار برده است و به عنوان مثال در ادبیات ذیل با استفاده از مفاهیم اسلامی جامهای هنری بر آن پوشانده است.
أَطــلَّ و قـد خُـطَّ فـی خـدِّۀ مـن الشَّعـر سَطُـر دقیـقُ الحروف
فقلـتُ أری الشمـسَ مسکوفـَۀً فقُـومُـوا نُصَلّـی صـلاۀَ الکُسُـوف
(همان؛ ۲۰۴)
ترجمه:
(محبوب) نگریست در حالی که بر گونهاش خطیمویی با حروف ریز نوشته شده بود.
پس من گفتم: خورشید را کم فروغ و مرده میبینم پس به پاخیزید نماز کسوف را به جای آوریم.
در جای دیگر، شاعر سرزمین اندلس را بهشت جاوید معرفی میکند که انسان در آن آنجا از گرما و سختی در آسایش است.
مـا جنّـۀُ الخُلـد إلّا فی دیـارِکُـمُ و لـو تَخیّـرتُ هـذا کنـتُ أختار
لا تختشـوا بعـدها أن تدخلو سَقراً فلیـسَ تُدخَـلُ بعـدَ الجنّـۀِ النـارُ
(همان؛ ۱۳۵-۱۳۴)
ترجمه:
بهشت جاوید تنها در سرزمین شماست و اگر مرا انتخابی بود سرزمین اندلس را برای زندگی بر
میگزیدم.
بعد از آن نترسید از اینکه به جهنم وارد شوید زیرا بعد از ورود به بهشتکشی وارد جهنم نمیشود.
در پارهای دیگر از قصایدش این چنین ساختمانی را که بر اثر سیل ویران شده است به تصویر میکشد و صحنهای زیبا و خندهآور را میآفریند:
ألا طــمّ بـَحُــرأتّـــی طَمَــا و أجـرَی کفَّــی سمــاءٍ تجـود
فأهـوت تخــرُّ هنــاک البُنَــی کمــا تتلَقّــی المُلـوکُ الوفُـود
و بــاتَـت کــأنّ علیهـا صَـلاۀ فَبَعـضُ رکـوعُ و بعـضُ سُجُـود
(همان؛ ۱۰۳-۱۰۲)
ترجمه:
هان! سیلی عظیم روبه راه افتاد و دستان آسمان شروع به بخشش نمود.
ساختمان در آنجا شروع به ریزش و افتادن کرد همانطوری که هیئتها در برابر پادشاهان زانو میزانند.
ساختمان چنان گشت که گویا نمازگزارانی بر آن هستند که برخی در حالت رکوع و برخی سجده کناناند.
۵-۱-۲-۱۱٫ آفرینش تصاویری دارای حرکت و حیات
جنبش و حرکت در تصاویر یکی دیگر از ویژگیهای مهم تصویرپردازیهای ابن خفاجه است و از این نظر دیوان او زندهترین وصفها را داراست چرا که بیان مادی و حسی او از طبیعت با کنجاوی عجیبی که در زوایای وجودی هریک از پدیدههای آن انجام داده چنان قوی است که هر تصویر او از طبیعت بسان آینهای روشن و بیکران فرا روی اشیا قرار گرفته است و از هگذر نیروی خیالپردازیهای خویش بدان حرکت و جنبش بخشیده است در نتیجه هرگاه از دریچه چشم وی به طبیعت و پدیدههای آن مینگریم همه چیز در برابر ما سرشار از زندگی و حرکت و حیات است. و برای اینکه نیروی حیات بخشی وی را در عناصر بی جان طبیعت دریابیم به چند نمونه اشاره میکنیم:
۱- و ربّ لیــلٍ سـهــرتُ فـیــۀ و أزجــرُ مــن جنحــۀِ نکـابـا
۱- و چه بسیار شبی که در آن بیدار ماندم و مصیبتها را در دل تاریکی آن میراندم.
۲- حتـی إذا اللیــلُ مـالَ سکــراً و شــقّ سـربـالَــۀ و جــابــا
(همان؛ ۴۲)
ترجمه:
۲- و چه بسا شبی که در آن بیدار بودم و در تاریکیهای آن مصیبتها را میراندم.

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است