مِـن کـلَّ وَارسـۀِ القَمِیـص کانّمـا نَشَـأت تُعَــلُّ بـریقـۀ ِ الصّفــراء
(همان؛ ۱۲)
ترجمه:
از هر لباسی زعفرانی رنگ که گویا تپهای و سینه پهناور فضا آویخته شدهاند.
همانطور که ملاحظه میشود جامههایی که در این تصویرها عناصر اصلی صور خیال را تشکیل میدهد همه دیبا و انواع بافتنیهای گرانقدر محیط زندگی اشرافی است و نیز سخن از مروارید و زیورآلات و جام زرین شراب و زیبارویی کمر بسته با کمربند مزین همه به طور غیرمستقیم هم که باشد گرایش شاعر را به تأمل در عناصری که از زندگی اشرافی سرچشمه میگیرد نمایان میسازد. و به طور کلی برگزیدن عناصر زندگی اشرافی در صور خیال چیزی است که بر سراسر توصیفات شاعران این دوره فرمانروا شده است و به ندرت اشارههایی و تصویرهایی که از زندگی طبقات پایین جامعه برخاسته باشد به میان آمده است. و اگر مقایسهای مختصر بین وصف این دوره با توصیف دوره جاهلی انجام شود. روشن میگردد که بسیاری از عناصر خیال در شعر شاعران وصف پرداز دوره جاهلی از زندگی عادی توده مردم و حتی فقیرانه آنان سرچشمه گرفته است و در شعر پیشوایی وصف پرداز و اشراف زادهای همچون امرؤالقیس مواد عادی زندگی مثل فلفل، پیاز، ابریشم تافته، خوشه خرما، تخم مرغ و… نمود بیشتری یافته است.
۵-۱-۲-۷٫ انبوه سازی تصاویر
یکی دیگر از ویژگیهای وصف ابن خفاجه، انبوه شدن تشبیهات و استعارههای پی در پی در تصاویر است و شاید علت این امر گرایش وی به نوعی تزیین و آرایش شعری باشد که از ویژگی زندگی این دوره است. که شاعر کوشیده تصویرهای بیشتری را در کنار هم بچیند دورههای قبل که شاعران بیشتر از تصویرهای تفصیلی (با ذکر اجزاء و جزئیات) استفاده میکردند، ابن خفاجه از تصاویر پی در پی و فراوانی صور خیال استفاده میکند و همین امر گاهی فهم اشعارش را بر خواننده مشکل و دشوار نموده است. به عنوان مثال توصیفات زیر نمونهای از تصاویر متراکم شاعر را نشان میدهد:
و کمـامـۀٍ حَـدرَ الصبـاحُ قناعَهـا عـن صفـحـۀٍ تنـدَی مـن الأزهار
فـی أبطـحٍ رضعـت ثغـورُ أقاحـۀ ِ أخـلافَ کُــلِّ غمـامـۀ ٍ مــداراً
و حللتُ حیثُ الماء صفحۀُ ضاحکٍ و الطـلُّ ینـضـحُ أوجـۀَ الاشجـار
متقسِّـمَ الألحــاظ بیـن محــاسـنٍ مـن ردفِ رابیـۀٍ و خضـرِ قــرار
(ابن خفاجه؛ بی تا: ۱۳۳-۱۳۲)
ترجمه:
و چه بسا گلبرگی که سپیدهدم با چهرهای درخشندهتر از شکوفهها، روبند آن را کنار زده است.
در منطقهای شنزار که گلهای بابونه آن پستانهای هر ابری باران زا را مکیدهاند.
به آن سرزمین فرود آمدم جایی که آب چهرهای درخشان بود و شبنم، رخسار درختار را خیس مینمود.
در حالی که شبنم نگاههایشان را میان زیباهای بلندی و پستی تپههای تقسیم نموده است.
تصاویر در این قطعه شعر، انبوه و متراکم است بطوری که صبحگاهان نقاب تاریکی را از گلبرگها کنار میزنند و غنچههای با طراوت آن آشکار میگردد و دندانهای گل بابونه، پستان ابرهای ریزان را میمکند و آب از خوشحالی لبخند میزند و شبنم بر چهره درختان آب میپاشد در حالی که با قطرههای چشم گونه خود پستی و بلندی سرسبز تپهها و بلندیها را نظاره میکند. در این تصاویر چون ذهن شاعر از محیط خارج و از طبیعت محسوس کمک میگیرد و در نظام طبیعت نیز هماهنگی و ترکیبی خاص وجود دارد بنابراین تصویرهای وی، هماهنگ با اجزای طبیعت سرچشمه گرفته است.
۵-۱-۲-۸٫ آفرینش تصاویر، حاصل تجربههای حسی
یکی دیگر از ویژگیهای بارز وصف ابن خفاجه این است که وی از روی تجربه حسی و به طور مستقیم در طبیعت تابلوهای هنری زیبایی را ترسیم نموده است و با تکیه بر نبوغ سرشار هنریاش تصویرهای بدیع و نوینی را آفریده است و چون تجربه شعری خود را در قلمرو طبیعت و زندگیش مایه ور ساخته و از حوزه واژهها و زنجیره گفتار شاعران قبلی فاصله گرفته است بنابراین در تصاویر وی نوعی از هماهنگی و محور اندیشی وجود دارد. به عنوان مثال در ابیات زیر که شامگاهان شاعر نظارهگر غروب آفتاب است و پدیدههای دیدنی پیرامونش را به طور محسوس و مستقیم به تصویر میکشد نمونهای از تجربههای حسی وی در خلق تصاویر است:
وعشـیِّ أنــسٍ اَضجعتنـی نشـوهٌ فیــۀ یُمَهّــد مضجِعــی و تدمّث
خلعَـت علـیَّ بـه الأراکـۀُ ظِلّهـا والغصنُ یُصغِـی و الحمامُ یحـدّث
والشمسُ تَجنـح للغروب مریضـۀً والرّعـدُ یـرَقـی و الغـامـۀ تَنفُـثُ
(همان؛ ۷۱)
ترجمه:
و چه بسا شامگاه انس و الفتی که بوی خوش آن، بسترم را گسترانید و نرم و هموارش نمود.
در آن شامگاه درخت اراک (مسواک) سایهاش را بر من پوشاند در حالی که شاخه، گوش میداد و کبوتر سخن میگفت.
و آفتاب با نور کم فروغش و به حالت مریضی رو به غروب گرایید و رعد و برق بر آن دعا میخواند و ابر مثل جادوگر در آن میدمید.
در این تصاویر شاعر در زیر سایه درخت بر روی بستر نرمش، پدیدههای پیرامونش را به طور محسوس به تصویر کشیده و بر آنها نیز شخصیت و حیات انسانی پوشانده و با آن انعکاسی از درون محزون و اندوهبار خویش را آشکار نموده است بطوری که کبوتران نعمه سرایی میکنند و محیط اطرافش سراپا گوش شدهاند و در آن سوی کرانه آسمان نیز خورشید به خاطر جدایی با این مناظر زبا، نور دیدگانش کم سو و کم فروغ شده و رنگش زرد گشته است که رعد با صدای خود بر آن دعا و

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

رقیه میخواند و ابر نیز با حرکت خود جادوگری و سحر میکند.
۵-۱-۲-۹٫ ابن خفاجه شاعری رومانتیسم
این تصاویر، احساسات و عواطف درونی شاعر و شوق وی را در بازگشت به وطنش نمایان میکند که شاعر همواره اشک میریزد و کاسه صبرش لبریز شده است و تنها با پدیدههای محیط خویش انس و همدم میشود لذا تنها با آفتابی که بر میهنش میتابد مغازله میکند و راز آرامش خویش را نیز تنها در بازگشت به وطنش میداند و اگر چنین امری میسر نشود چهره زیبای دیار و یار خویش را در آسمان میجوید تا شاید نغمههای امیدی در وطن طنینانداز شود.
در قصیده دیگری شاعر این چنین بر ایام جوانی از دست رفته ناله سر میدهد و از پیری مینالد:
فــآۀٍ طــویـلاً ثــم آۀٍ لِـکبــرۀٍ بکیـتُ علی فَقدِ الشبـاب بها دمـاً
وَ قَد صَدئِت مرآۀُ طرفی ومسمعی فما اَجـدُ الاشیـاءَ کالعهـد فیهَمـا
(همان؛ ۲۰۱)
ترجمه: