بررسی نوآوریها و تجدید در توصیف عناصر طبیعت در اشعار ابن خفاجه
۵-۱٫ بخش اول: بررسی وصف در اشعار ابن خفاجه
پس از اینکه ویژگیهای عمومی و مهم وصف طبیعت را در ادوار مختلف ادب عربی بویژه دورهی اندلس بررسی نمودیم اکنون به ویژگیهای عمومی و منحصر بفرد توصیفات ابن خفاجه در اشعارش خواهیم پرداخت:
۵-۱-۱٫ ابن خفاجه شاعری وصف پرداز
چنانچه قبلاً نیز بیان گردید ابن خفاجه از بزرگترین شاعران وصف پرداز اندلس به شمار میآید و به خاطر عشق و علاقهای که به عناصر طبیعت داشت به دامن آن پناه برد و آن را جایگاه غم و شادیهایش قرار داد. او به میزان اصرار بر طبیعت و کاربرد آن در شعرش آگاه است و خودش نیز در تفسیر این گرایش در شعرش سرگردان است در حالی که برای خودش ضمیر غایب به کار میبرد این چنین میگوید: «پرداخت زیاد این فرد به توصیف گل، درخت، جریان آب و آواز پرندگان جز بدین سبب نیست که او براساس فطرتش به این چیزها گرایش دارد و یا به این خاطر است که این جزیره خانه اوست در آن بزرگ شده است و در آن سکونت دارد… تا اینکه عشق آنها بر وی چیره شده پس سخن او از روی عشق است نه تکلف، به همراه اینکه قناعت جای زیادهخواهی را در او گرفته است و وی را از گدایی و تکسب بی نیاز ساخته است». (عباس؛ ۱۹۹۳: ۱۶۶)
او ترجیح میدهد عشق به طبیعت جزء سرشت او باشد و اگر این گونه نباشد پس به خاطر تأثیر طبیعت زیبایی است که در آن بزرگ شده است. وی این مکتب را برگزیده- بینیاز از تکسب با شعر- و وقت خود را تنها صرف دیدن زیباییهای طبیعت میکند. انگار او میپندارد اگر او به سهم خود قانع نباشد، وضعیت او را وادار میکند تا همچون دیگر پناه جویان و دورهگردها شود.
۵-۱-۲٫ ابن خفاجه
ابن خفاجه در تصویرپردازیهایش گاهی به تقلید از شاعران مشرق زمین تصویرهای شگفتی آفریده و گاهی با نیروی خیال و تواناییهای هنری منحصر به فردش توانسته است ویژگیهای ابتکاری نوینی را در فن وصف بر ادبیات عرب بیفزاید. اکنون ویژگیهای کلی وصف را در دیوان وی توضیح خواهیم داد.
۵-۱-۲-۱٫ آغاز قصاید با وصف طبیعت
از ویژگیهای وصف ابن خفاجه، آغاز قصاید با وصف طبیعت است به طوری که طبیعت در دیوان وی موضوع مستقلی گشته است.
وی در جای دیگر چنان شیفته طبیعت گشته است که بدان سوگند یاد میکند:
أمّا و إلتفافِ الرَّوضِ عَن أرزَقِ النَهرِ فِی إشراقِ جیدِ الغُصن فِی حیلۀ الزهر
(ابن خفاجه،۲۰۰۶-۲۴)
ترجمه:
هان! سوگند به خم شدن شاخههای باغ در برابر جویبار کبود که گردن شاخساران در لباسی رنگارنگ آشکار میشود.
۵-۱-۲-۲٫ پندگیری و عبرت از طبیعت
از دیگر ویژگیهای بارز توصیفات وی، ارتباط طبیعت با پندگیری و مسأله فنا است که چنان فشاری بر روحیه وی وارد آورد که دچار بیهوشی میشد.
دکتر احسان عباسی معتقد است: «که اگر بسیاری از اشعار ابن خفاجه را طبیعت صرف در نظر بگیریم رفتار او در مقابل طبیعت و فنا- هر دو با هم- را یک واکنش عاطفی جدید، مبتنی بر نگرشی عمیق و تشخیص با هم محسوب میکنیم» و دو قصیده مشهورش (وصف کوه و وصف ماه) که توضیح داده شد نمایانگر بارز روحیات شاعر هستند.
۵-۱-۲-۳٫ پیوند وصف طبیعت با دیگر فنون شعری
ابن خفاجه بسیاری از فنون شعریش از جمله غزل، مدح، رثا … را با عناصر و پدیدههای طبیعت پیوند میدهد و طبیعت برای او تکیهگاه و بستری برای موضوعات شعریش قرار میگیرد و گاهی آن عناصر با ممدوحش مرتبط میشود همچون این دو بیت زیر که در ستایش (ابوبکربن الحاج) سروده است:
لِـذکرکَ مــا عبَّ الخلیـجُ یُصقّـق و بـاسمِک ما غَنَّی الحمامُ المطوق
و من أجلِک إهتزّ القضیبُ علی النّقا و أشـــرق نـوّارُ الـربـی یَتفتَّـق
(همان؛۲۱۸-۲۱۷)
ترجمه:
به خاطر یاد تو، خلیج آب خود را فرو خورده و کبوتران با نام تو آهنگ سر میدهند.
شاخههای نی بر روی تپههای ریگ به خاطر تو به اهتزار درآمده و گامها بر تپهها باز شدهاند.
گاهی شاعر این فرد را رثا میگوید که در این صورت طبیعت پذیرای حرکتی حزین میشود مانند ابیات زیر:
فی کــل نـادٍ منـک روضُ ثنــاء و بکـلّ خدٍّ فیک جـدولُ مــاء
و لکلَ شخصٍ هـزَّۀ الغصن النـدیَّ تحـت البکــاء ورنّــۀ المکّـاء
یـــا مطلــعَ الانــوار إنّ بمقلتـی أسفـاً علیـک لِمطلــع الأنــواء
(ابن خفاجه؛ ۲۰۰۶: ۱۹-۱۸)
ترجمه:
در هر مجلس باغی ستایش تو بر پاست و بر هرگونهای جویبار آبی بی خاطر تو جاری است.
هر شخصی به مانند شاخهای تازه از گریه لرزان و به مانند پرندگان نالان است.
ای مشرق روشناییها، مردمک چشمم به خاطر دوری تو در اندوه و حزن است و مانند باران اشک میریزد.
در جای دیگر، شاعر هنگامی که به توصیف شراب میپردازد گوارایی و سرخی آن را بسان آب دهان و گونه محبوب میبیند:

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است