لا یَـکُـــن عهــــدُک ورداً انّ عهـــــدِی لــــک آس
(ضحی؛ بی تا: ۴۶)
ترجمه:
عهد و پیمان تو مبادا چون گل سرخ باشد (که زود پژمرده میشود.) زیرا عهد و پیمانم برای تو چون (دوام) سپیدی و روشنی گل یاس است.
فن رثاء نیز در شعر شاعران اندلس از پدیده های زیبای طبیعت بی بهره نماند. ابن خفاجه در سوگواری وزیر (ابو محمد عبدالله بن ربیعه) چنین سروده است:
فـی کلَّ ناد منـک روضُ ثنــاء و بکـلَّ خدَّ فیـک جـدولُ مـاء
(ابن خفاجه، ۲۰۰۶: ۱۸)
ترجمه:
در هر محفل باغی ثنای تو می شکفد و بر هر چهرهای، جویبار سرشکی برایت جاری است.
۴-۷-۱-۳٫ کاربرد رمز در شعر طبیعت
برخی نظریه پردازان ادب عربی بر این عقیده هستند که برخی اصطلاحات شعر طبیعت رمز گونه است. (ضیف؛ ۲۹۴:۱۱۹)
بدین معنی که شاعر قصد توصیف صحنه ای یا مکانی را ندارد بلکه در خلال وصفش به چیز پنهانی اشاره میکند. مانند این گفته عبدالرحمن الداخل (موسس و بنیان گذار دولت اموی در اندلس) و در وصف درختی خرما چنین سروده است:
تّبـدَّت لنـا وَسـط الرَّصافۀ نخلـۀُ تناعت بارضِ الغرب عن بلد النَّخل
فقلتُ: شبیهی فی التغرُّب و النَّوی و طولَ التَّنائی عن بنیّ و عم اهلِـی
نشـاتَ بـارض انت فیهـا غریبـۀُ فمثُلک فی الاقصاء و امنتای مِثِلـی
(همان؛ ۲۴۹)
ترجمه:
در میان منطقه رصافه درخت خرمایی بر ایمان آشکار شد با ورود به مغرب از شهر خرما (مشرق) دور شد.
پس گفتم: تو مانند مبنی در غربت و جدایی و دوری طولانی از فرزندانم و خانوادهام.
در سرزمینی قرار گرفتهاید که تو در آن غریب هستی بیان تو در دوری و غربت مانند من است.
شوقی ضیف معتقد است: «درخت خرما در اینجا رمز عرب است و این ابیات رمزی از حنین و ناله به سوی وطن است.»
حنا فاخوری نیز معتقد است که رنگ عناصر طبیعت به طریق رمز آلودی بیانگر حالات مختلف عاشق و معشوق است و میگوید: «رنگ زرد به عاشق دلباختهای اشاره دارد که از شدت عشق ذوب شده است و رنگ شرخ به دوشیزهای عشوهگر اشاره دارد که با ناز خود عاشق را آزار میدهد و علاوه بر آن رنگ سرخ بر شرم و حیای معشوق نیز دلالت میکند، به عنوان مثال در بیت زیل (جعفر بن محمد المصحفی) در سرخ وصف میوه ای چنین سروده است:
فَصُفرتهـا مـن صفـرتی مستعـارۀ و انفاسُها فی الطیـب انفاسُ مـونس
(به نقل از الفاخوری؛ ۲۰۰۵:۹۴۳)
ترجمه:
زردیاش را از روی من با عاریت گرفته و نفسهای خوشبویش را از نفسهای یار دلنواز.
شاعر در این بیت خود را عاشقی زرد چهره دانسته که میوهها، رنگ زرد خود را از وی به عاریت گرفتهاند.
و در بیت زیر نیز، ابن زیدون رنگ لاله را رمیزی از پیمانشکنی گل یاس را رمزی از وفا به عهد دانسته است:
۱- لا یَـکُـــن عهـــدُک ورداً اِنّ عهـــــــدی لــــــــک آس
(ضحی؛ بی تا:۴۶)
۴-۷-۱-۴٫ گسترش اسلوب تشخیص در شعر طبیعت
فن تشخیص (جان بخشیدن به امور معنوی یا به جمادات) یکی از شگفتترین مظاهر شعری در ادب اندلس است که شاعر با مهارت ویژه خود توانسته پدیدههای بی روح طبیعت را در هیئت موجودات زنده تصورکند سپس بر آن جامه حیات و پویایی بپوشاند و با این رویکرد هرگاه از کنار زیباییهای سر سبز طبیعت می گذشت و صدای پرندگان را بر بالای شاخساران میشنید و بوی عطر آگین سبزه زار مشامش را آکنده میساخت ناخودآگاه با پدیدههای طبیعت به صحبت مینشست و به آنها جان میبخشید و اینچنین فن تشخیص در شعر اندلس رایج شد. بطوری که شاعر، باغها و بستانها را چون جامعه بشری تصور میکرد، جامعه ای که سرشار از عاطفه و زیباییها بود.
محمد ابن سفر از وصفپردازان قرن ششم با خلاقیتی زیبا این چنین جزر و مد رودی را وصف نموده که در آن نسیم و رود هر دو شخصیت انسانس یافتهاند:
جـتُ الجزیـرۀَ و الخلیجُ یحُفُّهـا یَشکـو الیهـا کی تُجیـبَ حـوارَۀ
شقّ النسیمُ علیـه جیـبَ قمیصـۀ فانسـابَ من شطَّیـۀ یطلــبُ ثارَۀ
فتضـاحک ورقُ الغـام بـدَوحـۀ هُـزءاً فضــمَّ مــن الحیـاء ازارَۀ

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است