مـا جَنۀُ الخُلدِ إلَا فـیدارِکُـم و لـو تخیـرتُ کنتُ هذا أختارُ
(ابن خفافه؛ بیتا: ۱۱۳-۹۴)
ترجمه:
ای مردمان اندلس چه نعمتی است شما را، آب و سایه و درختان و جویباران.
بهشت جاویدان جز در سرزمین شما نیست، اگر مرا اختیاری بود آنجا را برای همیشه بر میگزیدم.
احمد مقری در وصف اندلس گفته: «اندلس در خوشبویی و صافی هوا چون شام، در عطر آگینی و حاصلخیزی چون هند، در گرانبهایی چون چین و در سواحل سودآوری چون عدن و… است». (المقری؛ ۱۹۸۸: ۱/۱۲۶)
بنابراین شاعران به توصیف مناظر طبیعت میهنشان پرداختند و آن را با تمام چشماندازها گردشگاهها، عجایب معماری، درهها، باغها، میوهها، انواع فصلها، آلات موسیقی، مجالس انس و… وصف نمودند و وصف این دوره را در حد بالایی غنا بخشیدند.
اگرچه شاعران مشرق زمین در وصف طبیعت پیشتاز بودند ولی در این زمینه شاعران اندلس مهارت خاصی یافتند و در برخی جنبهها بر شاعران مشرق برتری یافتهاند بطوری که دکتر علی محمد سلامه در این باره میگوید: «شعر اندلس با مجموع آن به طور کلی بر شعر عربی برتری یافته است و آن به خاطر ابتکار معانی نو که شاعران در قالب وصف طبیعت، کلام زیبا، ذوق هنری و هنرنمایی در اسالیب بیان ارائه دادهاند». (www.kitabat.com)
شوقی ضیف نیز که بیش از همه اندلیسان را مقلد از شرق میداند اما به این نکته اعتراف میکند که «شخصیت مستقل اندلس در کثرت و تولید معانی به شعر طبیعت منحصر شده است.» (ضیف؛ ۱۹۷۸: ۴۲۸).
از جمله عواملی که نظریه پردازان ادب عربی درباره شکوفایی وصف این دوره ارائه میدهند، طبیعت زیبا و دلربای آن میدانند که هر بینندهای را مجذوب و شیفته خود ساخته است (عتیق؛ بی تا: ۲۹۲). و بسیاری از شاعران از جمله ابن سفرالمرینی به این زیبایی اقرار نموده است:
فـی أرضِ اندلـس تلتذُّ نعمـاءُ و لا تفـارقُ فیهـا القلــبَ سـراءُ
و کیف لاتبهجُ الأبصارُ رؤیَتهـا وکلُّ روضٍ بها فی الوشی صنعـاءُ
أنهـارُها فضهُ و المسکُ تربُتهـا والخـزُ روضتُهـا و الـدرُّ حصبـاءُ
(السلامه؛ ۱۹۸۹: ۱۱۲)
ترجمه:
در سرزمین اندلس، زندگی، خوش و لذت بخش است و شادمانی از دل آدمی جدا نمیشود.
چگونه دیده از دیدنش شادمان نشود که هر باغی از آن چون قبه برازنده صنعاء است.
جویبارانش نقره است و خاکش مشک و مرغزارش ابریشم و ریگهایش مروارید است.
در حقیقت شاعر اندلسی در سفر و حضر از طبیعت سخن میراند و دیوان شعری او چون باغی از باغهای پر میوه و رنگارنگ گشته که در آن گلها همدیگر را به آغوش میگیرند و به مناجات با هم بر میخیزند و اگر برخی از شاعران در مقابل طبیعت چون عاشقی در برابر معشوق ایستادهاند برخی دیگر آن را چهارچوب غمهای خویش دانستهاند که با پدیدههای آن شریک شده و اندوه درون خود را با آن تقسیم کردهاند:
و للنسیــم اعتـلالُ فی أصائِلـۀ کـانّـۀ رقّ لـی فاعتـلّ إشفاقـاً
(ضحی؛ بی تا: ۶۶)
ترجمه:
نسیم به هنگام غروب بیمار بود، گویی بر حال من دلسوزی کرده و به این خاطر بیمار شده است.
دومین انگیزه و عواملی که باعث شد شاعران اندلیس در وصف طبیعت تصاویر شگفتی بیافریند و از وسعت خیال برخوردار شوند، حیات پر تنعم و فراوانی مجالس انس و خوشگذرانی است. (همان) که در آن شاعر به تصویرگری این مجالس و لذتهای آن با رنگها و معانی مختلفش میپرداخت. و علاوه بر آن کاخهای سر به فلک کشیده و چشماندازهای طبیعت پیرامون آن را به تصویر میکشید.
۴-۷-۱٫ بارزترین ویژگیهای وصف در شعر اندلس
از بازرترین ویژگیهای وصف در شعر اندلس میتوان آن را در موارد زیر خلاصه نمود که هرکدام را شرح خواهیم داد.
وسعت خیال، تزیین الفاظ و عدم تعمق فکری
پیوند وصف طبیعت با فنون دیگر شعری
کاربرد رمز در شعر طبیعت
گسترش اسلوب تشخیص در شعر طبیعت
استعمال جمع بی نقیضین (پارادکس)
۴-۷-۱-۱٫ وسعت خیال، تزیین الفاظ و عدم تعمق فکری
در توصیفات شاعران اندلس، نرمی و زیبایی در قالب خیالهای لطیف، تصاویر درخشان مشرق است و آن هم بخاطر توصیف و غزلهای دلکش میباشد، دکتر محمد منعم خفاجی در این باره میگوید: «خیال بدیع بر شعر اندلس غلبه نمود و عامل آن زیباییهای بیش از اندازه طبیعت حاکم بر آنجا بود که آنان را در صنعت تشبیه یاری میداد، بنابراین اسلوب واژگان به زیبایی و لطافت طبیعت آنجا صیقل داده شد و آرایههای لفظی به کثرت گرائید.»
دکتر العربی سالم الشریف نیز میگوید: «واژههای شعر اندلس در نهایت لطافت و بدور از غرابت و نامأنوسی هستند بطوری که خواننده برای فهم آن نیاز به رجوع به قاموس لغات نمییابد». (الشریف؛ ۲۰۰۳: ۱۸۱)
از دیگر ویژگیهای آن، عدم تعمق فکری و پیچیدگی فلسفی در آن و گرایش به معانی روشن و واضح است. (همان) زیرا شاعران زیادتر در بند قالبهای صوری بودند تا اینکه به عمق معانی فرو روند و بسان نقاشی ماهر به ترسیم رنگها و جزئیات پدیدههای بیرون بیش از هر چیز دیگری اهتمام میدادند و آنقدر توصیف طبیعت در نزد آنان ارزشمند شد که «به عنوان مقدمه تغزل سرایی جایگزین غزل تقلیدی و کلاسیک دورههای قبل شد، علاوه بر آن پایه و اساسی برای اغراض و موضوعات دیگر ادب گردید». (عباسی؛ ۱۹۹۳: ۱۶۲)
اکنون به بررسی ابیاتی از شعر ابن حمدیس (شاعر وصفپرداز این دوره) میپردازیم تا دامنه وسعت خیال شاعران این دوره هرچه زیادتر روشنتر گردد.]]

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

>