اسبم در یک لحظه پیش میتاخت، پس مینشست، روی میآورد، پشت میکرد در این حال به صخرهای عظیم میماند که سیلی عظیم آن را از فراز به نشیب پرتاب کند.
در بیت فوق، شاعر تصویری زنده، پویا و متحرک از اسب را بیان نموده است که در حقیقت جمع بین اضداد تعبیری صادقانه از نفسیات شاعر است و «این تصویر با دو بعد آن حیات شاعر را با دو ویژگی متمایز توصیف کرده که اولی دوران لهو و لعب و بی پروایی شاعر است که بسان اسبی چموش رها شده است، مرحله دوم زندگی شاعر، دوران پختگی و استواری و یورش بر قبیله بنی اسد و هم پیمانانشان است که مانند صخرهای سخت در میدان نبرد پایداری میکند». (همان، ۷۵-۷۴)
در واقع امرؤ القیس با یک بیت شعری، سر گذشت زندگی خود را خلاصه نموده و در معرض نمایش قرار داده است.
از دیگر ویژگیهای بارز توصیفات این دوره، واقعگرایی است به عنوان مثال در بیت زیر دقیقاً امرؤالقیس جزئیات اسبش را توضیح داده است:
ضلیـعٍ إذا استـدبَرتـه سدَّ فرجَـۀ بضـافٍ فُویق الأَرضِ لیس بأَعزلِ
(همان، ۱۱۴)
ترجمه:
اسبی ستبر اندام که چون از عقب او را بنگری، میبینی که دم راست و انبوهش که تا نزدیک زمین میرسد، فاصله میان دو پایش را پر کرده است.
در این بیت دم اسب تماماً بر زمین قرار نگرفته بلکه کمی بالاتر از زمین قرار دارد.
با نگاهی به واژه فویق که مصفر کلمه فوق است دلالت بر دقیق بودن این تصویر و نازک بینی شاعر در نقل پدیدهها دارد.
شاعر در جای دیگر معلقهاش، اسب خود را این چنین وصف میکند:
و قد أغتدِی و الطَّیرُ فِی وَ کَناتِهـا بـمنجـرٍ قیــدِ الأَوابـدِ هیکــلٍ
(امرؤ القیس؛ بیتا: ۱۱۰)
ترجمه:
صبحگاهان در حالی که پرندگان در آشیانه خود خفته بودند من بر اسب کو پیکری و قوی سوار شدم [و به شکار رفتم]، اسبی که دارای موههای کوتاه، اما جسمی برگ و سترگ بوده و سرعتش آنچنان زیاد است که در هنگام شکار مانند قیدی شکار را محصور میکند و اجازه فرار به آنها را نمیدهد.
شاعر اسب خود را با دو صفت مادی و حسی منجرد و هیکل وصف نموده تا اصالت آن را بیان کند. بنابراین شاعر در توضیحات خود چنین وانمود میکند که همه تصاویر در حد کمال بوده و اشیاء در ذهن او منشأ احساس دیگری هستند، به عبارت دیگر آفرینش نوینی هستند که از دل و روح او حیات دیگری به آنها بخشیده میشود.
در بیت زیر نیز شاعر تصویری از اسبش بیان میکند که انسان نهایت جمال و نجابت را در آن احساس میکند:
و رُحنا یکادُ الطرفُ یقصر دونَـۀ متـی ما تـرقّ العینُ فیـۀ تَسَفّـل
فیـاتَ علیـه سـرجُـهو لجـامُـۀ و بـاتَ بعینـی قائمـاً غیرَ مرسلِ
(همان؛ ۱۱۰)
ترجمه:
شامگاهان حرکت کردیم، دیده از شمردن آن همه زیبایی (اسب) عاجز بود. بطوری که هرگاه کتف و یالش در نظر میآمد، هوس دیدن سم و ساقش در انسان تحریک میشد.
اگر زین از پشت لگام از سرش برداشته نشود و برای چریدن هم رها نشود همچنان شکیبا در مقابل چشمانم میایستد.
بنابراین قدرت او در تصویر و ترسیمهای این چنینی، وی را سرآمد شاعران این دوره بویژه در وصف قرار داده است.
۴-۳-۳٫ وصف شتر
شاعران جاهلی در همه حال چه در صفر و چه در حضر از این حیوان جدا نمیشدند و آن یاری گر نیرومندی بود که ادامه زندگی را در صحرا برایشان میسر میساخت. هرکدام از شاعران به وصف حالات مختلف آن اشاره کردهاند ولی شاعری که به گونهی ماهری به تمام جزئیات آن اشاره نموده طرفه بن العبد است؛ وی را بهترین شاعر بعد از امرؤالقیس دانستهاند. (الرافعی؛ ۱۹۷۴: ۳/۲۲۵) وصف او چون دیگر شاعران جاهلی «تصویر دقیق موصوف و تکیه بر تشبیهات است».
از ویژگیهای مشترک وصف طرفه با سایر شاعران این دوره، «صدق و دوری از مبالغه و غلو است». (الزیات؛ ۱۴۱۶: ۴۸) و طرفه در تصویرپردازیهای خود به طور واقعی، موصوف را وصف نموده و گاهی نیز معانی ذهنی و مجرد را در قالب صورتی حسی و دیدنی به تصویر کشیده که چنین وصفی را میتوان وصف مادی نامید.
طرفه در هنگام توصیف شتر، توجه ویژهای به موسیقی الفاظ دارد و تلاش میکند آهنگ واژهها و نغمههای آن را پژواک معانی و تصویر پردازیش قرار دهد:
صهابیُّـه العُثنونِ، مُؤجَّـدۀُ القـرا بعیدُ وخدیالرَّجل، مَـوّارۀُ الیَدِ
جنوحُ، دفَّـاق، عندلُ، ثم افرغت لمـا کَتفاهـا فـی معالِی مُصعَّد
(همان، ۹۷)
ترجمه:
شترم، گلگون ریش، قوی پشت، دور سیر، سبک حرکت است.
شتر تند سیر من، با آن سر بزرگ و اندامی بلند، گاهگاه در حرکت چنان به وجد میآید که هربار از جاده خارج میشود.
در توصیف مذکور، خواننده شتری را احساس میکند که جلوی چشمانش حرکت میکند و حرکات دستان و پاهایش را درک میکند، گویا طرفه با این الفاظ میخواهد به قوت و تنومندی شتر اشاره کند به همین منظور صفاتی پی در پی و مشدد را میآورد. در ابیاتی دیگر طرفه شتر را آنچنان توصیف میکند که گویی تک تک اجزای حیوان را همچون طبیبی ماهر میشناسد. علاوه بر این میبینم که شاعر با سن کم خود، دارای اطلاعات فراوانی از اقوام و ملتهای دیگر است و در ابیاتی، شتر خود را به پل رومی که از آجر ساخته شده باشد تشبیه میکند:
لَهــا مـرفقـانِ أَفتـلان کـانَّمـا تَمُـرُّ بِسَلـمَـی دَالِـجٍ متشـدَّدٍ

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.