ترجمه:
با محبوبی که چهرهاش مثل روشنایی سپیده دم بود، مغازله کردم و چیزی نگذشت که گونهاش سرخ شد، به مانند سرخی بعد از غروب آفتاب.
شاعر در این بیت درخشان بودن چهره محبوبش را به تصویر کشیده، و بعد از آنکه از شدت شرم و حیا گونههایش سرخ شده آن رابه سرخی بعد از غروب آفتاب مانند نموده است، که در این تصویرگری قوهی شاعری و نبوغ ابن خفاجه آشکار است.
در قصیده دیگر، هنگامی که شاعر محبوبش را وصف میکند، طبیعت با طراوت جایگزین محبوب میشود و رمزی از وی میگردد.
یــا بــانــۀً تهتــز فینــانـــۀ و روضـــۀً تَنـفــحُ معـطــارا
للهِ أعطــافُــک مِــن خَـولــۀٍ و حَبّــــذا نَـــورُک نُـــوّارا
(همان؛ ۱۱۳)
ترجمه:
ای سرو قامتی که شاخههای گیسوانش به جنبش درآمده وای باغ عطرآگینی که بوی خوش میپراکنی.
وه چه اندام انعطافپذیری وه چه شکوفهی رخساری.
شاعر درخت بان رابه محبوبه خود تشبیه کرده و در این اشعاره ها قد محبوبه را به شاخه و چهره او را به شکوفه مانند نموده وبا توصیف زیباییهای این درخت، جمال معشوقه خود را ترسیم نموده است.
و شاعر هنگامی که شراب مینوشد رنگ آن را برگرفته از رنگ گونه محبوب میداند.
۱- شـربتُـهـا عـذراءَ تحسب اٌنّهـا معـصـورۀً مـن وجنتَـی عـذراء
(ابن خفاجه؛ ۲۰۰۰: ۱۱)
ترجمه:
۱- درحالی که شراب دست نخورده بود آن را نوشیدم گمان میبرید که آن شراب از گونههای دختر باکرهای فشرده شده است.
او غزل مذکر (غلامبارگی) هم سروده است که با دیگران تفاوت دارد وآن دوری از فحشا و ابتدال است و غزل عفیف و عذری را نیز سروده است. (السلامه؛ ۱۹۸۹: ۳۴۶) و در بیتی به صراحت بیان میکند که فردی پاکدامن است:
۱- فــإنی والـعفـاف مـن شیمتـی أبـی الـدّنایـا وأعشــقُ الحسنـا
(ابن خفاجه؛ بی تا: ۲۲۸)
ترجمه:
۱- پس همانا من، حال آنکه پاکدامنی از خصلتهای من است از اعمال ناپسند دوری میجویم وعاشق زیبا رویان میشوم.
اما چیزی که در غزلیات وی به چشم میخورد، سخن از رویاهای بادیه وذکر اماکن آن است که ذکر آن رویاها در ذهن تداعی میکند. و یا گاهی به تقلید از شعرای پیشین غزل سروده که میتوان آن را غزل تقلیدی نامید.
ومـا شاقَنِـی إلاّ ومیـضُ غمـامۀٍ تطلّـعَ مِن نجدٍ فَحَیا اللّوی ربعـا
(همان؛ ۱۴۶)
ترجمه:
مرا شادمان نکرد جز درخشش ابری که از نجد آشکار شد و چمنزار منطقه لوی را حیات بخشید.
۳-۸-۲-۶٫ هجاء
در باب هجا نیز ابن خفاجه اشعاری سروده که در آن شاعر به برخی از امراض معنوی جامعه خود انتقاد میکند؛ به عنوان مثال از کسانی که علم و زهد خودشان را وسیله ثروت اندوزی وتکسب مال قرار دادهاند به باد انتقاد گرفته است:
دَرسُـوا العلـومَ لِیَملِکُو بِجـدالِهِم فِیهَـا صـدورُ مـراتـبٍ ومَجالس
تَـزَهّـدوُا حتَّـیأصـابُـوا فـرصَۀ فِـی أخـذِ مـالِ مساجدَ وکنائسَ
(ابن خفاجه؛ ۲۰۰۶: ۱۷۷)
ترجمه:
دانش و علوم را فرا گرفتند تا با مجادلههایشان صدر مراتب و مجالس را تصاحب کنند.
ابراز زهد و پارسایی کردند تا زمینهای برای ربودن بیت مال و معابد مییابند.
در حقیقت شاعر زیاد از نفاق ودورویی متنفر بود و دوای آن را در کشتن میدانست.
ألا قُـل لِلمَـریض القلـبِ مهـلاً فإِنَّ السیفَ قـدضَمِـنَ الشفــاءَ

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.