در دوره ابن خفاجه تعدادی از دوست داران علم ودانش از نقاط مختلف اندلس پیرو مکتب شعری وی شدند، وخط هنری وی را ادامه دادند، که آنها عبارت بودند از: ابن زقاق بلنسی (خواهر زاده ابن خفاجه و شاعر غزل سرای مشهور اندلس) رصافی بلنسی، ابن عمیره مخزومی، محمد بن عایشه، کتندی، ابن مرج و کحل شقری. (الدایه؛ ۱۴۲۱: ۱۲۷)
۳-۶٫ اندیشههای دینی و مذهبی شاعر
همانطورکه گفتیم شاعر دورهی جوانی خویش را با هرزگی و بیبند وباری سپری نمود و این دوران مصادف با دورهی پرآشوب دورهی ملوک الطوایف است که در آن شاعران آزادانه اشعار خود را بر زبان جاری میساختند. ابن خفاجه نیز چنین رویکردی را پیش گرفت تا اینکه دورهی پیری وی فرا میرسد در این هنگام است که شاعر از کردار خویش اظهار ندامت و پشیمانی میکند آن طوری که فتح بن خاقان (دوست شاعر) داستان بازگشت او را این چنین بیان میکند:
«به من خبر رسید زمانی که ابنخفاجه از لاابال گری خود دست کشید و نشانههای پیری بر او آشکار گشت در خواب دید که بیدار است ومدام برایام جوانی و دوستان از دسته رفته خود اندیشه میکند و بر روزگاری که با غفلت آن را سپری نموده اشک میریزد در این هنگام بیدار میشود واین ابیات را بر زبان جاری میسازد». (السلامه؛ ۱۹۸۹: ۳۳۵)
ألا سَـاجِـل دُمُـوعِـی یـا غَمام وطـارِحنِی بشِجــوِک یـا حَمام
فقــد وَفیُتهــا سبعیـنَ حــولاً ونـادَتنـی وراِئــی هــل أمـام؟
ترجمه:
۱- هان! ای ابر، اشکهای مرا ریزان ساز وای مرگ با اندوه خود مرا از خود بران.
۲- هفتاد سال او (مرگ) رابا خود به همراه داشتهام و او از پشت مرا صدا زد آیا جلوی است؟ (یعنی
میخواهی بیشتر عمر کنی).
در حقیقت هر چند جوانی شاعر با عیاشی سپری شد اما در دیوان وی به قصائدی بر میخوریم که از اعتقاد راسخ وی به روز واپسین حکایت دارد و برای اثبات آن نیز از همان شیوه استدلال قرآنی در اثبات رستاخیر بهره میگیرد.
کفَــی حِکمــۀً للهِ أنَّــک صائــرٌ تُـراباً کما سـوّاک قبـل فعـدّلـک
و اِن شئـتَ مَـرأی کیف کوّنَ ثانیا فـدونک، فـانظُر کیف کوّنَ أوّ لَک
فَهَـل أنـتَ فی دارِ الفنـاء مُمَهَّـدٌ محلُّـک فی دار البقـاء ومنـزلُـک؟
(ابن خفاجه؛ ۲۰۰۶: ۲۴۹)
ترجمه:
حکمت خداوند را کافی است که تو را بعد از اینکه آراسته و پیراسته آفرید به خاک تبدیل میکند.
اگر میخواهید آفرینش دوباره خود را ببینید، به آفرینش اولیه خود نظر بیفکن.
۳- آیا در دنیای فانی، منزل ومأوایت را در قیامت آماده و مهیا میسازند.
این ابیات به روشنی بیانگر ایمان عمیق شاعر به روز رستاخیز است که با همان اصطلاحات قرآنی و اسلامی (دارالبقاء ودارالفناء) از قیامت و دنیا یاد میکند.
شاعر در ابیاتی دیگر از مقولهی ثواب وعقاب اخروی سخن میگوید وصادقانه از صمیم دل از خداوند طلب عفو وبخشش میکند:
ألَا قَصــرُکــلَّ بقــاء ٍذهــاب وعِـمـرانُ کــلِ حیــاهٍ خــرابٌ
وکـلُّ یُــدانُ بمــا کـــانَ دانَ فثــمَّ الجــزاءُ وثــمَّ العقـــابُ
ولاخطـۀً غیـرَ إحــدَی الإثنتیـنِ إمـــا نعیـــمٌ و إمــا عـــذابٌ
(همان؛ ۳۱۲)
ترجمه:
هان! فرجام هر بقا وماندنی، نابودی است ورفاه وآسایش هر زندگی، ویرانی است.
۲- و هر کس به آنچه که باید جزا داده شود، پاداش میبیند که یا ثواب است یا عقاب.
۳- راهی بجز این دو راه وجود ندارد یا بهشت جاوید یا عذاب دردناک.
در جای دیگری شاعر انسانهای دنیا را چون مسافرانی میبیند که مدام به سوی مقصد رهسپارند هرچند گاهی دچار غفلت میشوند.
ومـاالغـیُّ إلا أن یعبَّـدنـا الهـوَی ولــم نـدرِ جهلاً أننا معشٌرأسـری
(ابن خفاجه؛ ۲۰۰۰: ۳۹۸)
ترجمه:
۱- گمراهی چیزی نیست جز اینکه هوس و آرزوها ما را بنده خویش سازند. و از روی نادانی نمیدانیم که رهروانی شباهنگ (به سوی قیامت) هستیم.
اما مذهب شاعر از جمله موضوعاتی در زندگی شاعر است که در هالهای از ابهام باقی مانده است و کتابهایی هم که در مورد وی مطالبی بیان نمودهاند به این موضوع نپرداخته وآن را مورد بررسی قرار ندادهاند.
شاید علت این امر هم بدین سبب باشد که شاعر دورهی جوانی خویش را با هرزگی و بادهخواری سپری نمود وآنچنان به مذهبی مقید نبود وعلت دیگری که در این باره میتوان ارائه داد اینکه شاعر در آثار خود به مذهبی اشاره ننموده است. اما با توجه به مسائلی که بعدها در اوضاع سیاسی اندلس اتفاق افتاد (در فصل اول بدان پرداخته شد) ونیز حالاتی که بعدها در روحیه وروان شاعر به وجود آمد، چنین به نظر میآید که وی مذهب مالکی را برگزیده باشد زیرا دولت مرابطان که هسته اصلی آن را عالمان وفقیهان مالکی مذهب تشکیل میداد در زمان شاعر توانست به دولتهای پرآشوب ملوکالطوایف خاتمه دهد ومسیحیان که مدام بر مسلمانان ستم میکردند شکست دهد. در نتیجه به وجود آمدن چنین اوضاعی ابن خفاجه را خوشحال کرد و قطعه شعرهایی در مدح فقهای این حکومت امثال ابوامیه، ابوالعلاء بن زهیر، سرود. (همان، ۲۲۶)

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.