از اندیشه‏ات در امور ایشان دریغ مکن، و رخ از آنان برمتاب، نسبت به امور نیازمندان و محتاجانى که به تو دسترسى ندارند، از آنان که دیده‏ها خوارشان مى‏شمارد، و مردم تحقیرشان مى‏کنند کنجکاوى کن، براى به عهده گرفتن امور اینان انسانى مورد اعتماد خود را که خدا ترس و فروتن است مهیّا کن، تا وضع آنان‌را به تو خبر دهد. سپس با آنان به صورتى عمل کن که به وقت لقای حق عذرت پذیرفته شود، زیرا اینان در میان رعیّت از همه به دادگرى و انصاف نیازمندترند، و در اداى حقّ همگان باید چنان باشى که عذرت نزد خداوند قبول شود.
سپس حضرت در ادامه به کلامی از پیامبراکرم (|) اشاره می‌کنند:
«فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (|) یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّهٌ لَا یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِع.»‏[۴۷۸]
من از رسول خدا (|) بارها شنیدم که مى‏فرمود: ملّتى که حقّ ناتوآنان‌را از زورمندان، بى اضطراب و بهانه‏اى باز نستاند، رستگار نخواهد شد.
نکاتی را می‌توان از این عبارات استخراج کرد:
۱ـ سفارش درباره طبقۀ فرودین جامعه؛
۲ـ آبرودار بودن طبقۀ فرودین اجتماع؛
۳ـ حفظ و ادای حقوق نیازمندان؛
۴ـ رعایت تساوی نسبت به همۀ نیازمندان؛
۵ـ بهانه نتراشیدن برای رسیدن به کار مستضعفان؛
۶ـ پیگیری نیازمندان گوشه‌نشین و دور از دسترس؛
۷ـ دقّت در اجرای امور نیازمندان با گماشتن مأمور مخصوص؛
۸ـ رو سفیدی در محضر پروردگار به‌خاطر رفتار خوب با نیازمندان.
تودۀ مردم که معمولاً از قشر متوسّط و ضعیف هستند، ستون حکومت می‌باشند و بیشتر کسانی‌که حامی و پشتیبان حکومت هستند، همین اقشار متوسّط و پایین جامعه می‌باشند. امیر بیان علی (×) می‌فرمایند:
«وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّهُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّهُ مِنَ الْأُمَّهِ فَلْیَکُنْ صِغْوُکَ لَهُمْ وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ.»[۴۷۹]
همانا ستون دین، و جمعیّت مسلمانان، و مهیّاشدگان براى جنگ با دشمن تودۀ مردمند، پس باید توجّه و میل تو به آنان باشد.
این همه سفارش به محرومان و مستضعفان به این‌خاطر است که آن‌ها بیش از همه نیازمند توجّه و انصاف‌اند و جلب نظر تودۀ مردم و خشنودی آن‌ها بر خشنودی خواصّ برتری دارد. حضرت امیر (×) می‌فرمایند:
«وَ لْیَکُنْ أَحَبَّ الْأُمُورِ إِلَیْکَ أَوْسَطُهَا فِی الْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِی الْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى الرَّعِیَّهِ فَإِنَّ سُخْطَ الْعَامَّهِ یُجْحِفُ [بِرِضَا] بِرِضَى الْخَاصَّهِ وَ إِنَّ سُخْطَ الْخَاصَّهِ یُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى الْعَامَّهِ.»[۴۸۰]
و کارى که باید بیش از هر کار دوست داشته باشى میانه‌روى در حقّ است، و همگانى‌کردن آن در برابرى و دادگرى که بیشتر سبب خشنودى رعیّت مى‏گردد (در هر کار آن‌را اختیار کن که به‌صلاح حال همه باشد هر چند بر خواصّ گران آمده از آن راضى نباشند) زیرا خشم همگان رضا و خشنودى چند تن را پایمال مى‏سازد، و خشم چند تن در برابر خشنودى همگان اهمیّت ندارد.
پس فقر و ندارى، عامل نارضایتى مردم از حاکمان بر سرنوشتشان مى‌باشد و نارضایتى مردم به دنبال خود، آبستن حوادثى است که جامعه را به نیستى مى‌رساند. امام برای این‌که تمام نیازمندان در تمام مناطق تحت حکومت ایشان از زندگی مطلوبی برخوردار باشند، برنامه‌ریزی دقیقی داشتند. ایشان طی یک بخشنامه به قُثَم بن عباس، کارگزار خویش در مکّه، به او دستور داد، بخشی از درآمد آن منطقه را به تأمین نیازمندان اختصاص دهد و مازاد درآمد را برای تأمین نیازمندان دیگر به خزانه واریز کند. این برنامه‌ریزی حضرت در جهت باقی نماندن مستمند و نیازمند در سطح جامعه ریخته شده است. حضرت علی (×) فرمود:
«وَ انْظُرْ إِلَى مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ مِنْ مَالِ اللَّهِ فَاصْرِفْهُ إِلَى مَنْ قِبَلَکَ‏ مِنْ ذَوِی الْعِیَالِ وَ الْمَجَاعَهِ مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ الْفَاقَهِ وَ الْخَلَّاتِ وَ مَا فَضَلَ عَنْ ذَلِکَ فَاحْمِلْهُ إِلَیْنَا لِنَقْسِمَهُ فِیمَنْ قِبَلَنَا.»[۴۸۱]
در بیت‌المالى که نزد تو جمع شده دقّت کن و آن‌را براى عیالمندان و گرسنگانى که در نزد تو هستند مصرف کن، و به فقیران و نیازمندان برسان، و اضافۀ آن‌را نزد من فرست تا میان کسانى‌که پیش ما هستند تقسیم کنیم.
تمام تلاش امام علی (×) بر این بود تا به فرهنگ سیری ظالم و گرسنگی مظلوم پایان دهد و هیچ خانواده‌ای نباشد که محتاج و فقیر باشد و حضرت با جدیّت این برنامه را دنبال می‌کرد. آن حضرت به کسانی‌که مسئول جمع‌آوری زکات بودند این نکته را بیان کردند که از زکات جمع شده، بهره‌ای به نیازمندان و مستمندان بدهند و از دادخواهی مستمندان و بیچارگان در پیشگاه الهی بترسند:
«وَ إِنَّ لَکَ فِی هَذِهِ الصَّدَقَهِ نَصِیباً مَفْرُوضاً وَ حَقّاً مَعْلُوماً شُرَکَاءَ أَهْلَ مَسْکَنَهٍ وَ ضُعَفَاءَ ذَوِی فَاقَهٍ وَ إِنَّا مُوَفُّوکَ حَقَّکَ فَوَفِّهِمْ حُقُوقَهُمْ وَ إِلَّا تَفْعَلْ فَإِنَّکَ مِنْ أَکْثَرِ النَّاسِ خُصُوماً یَوْمَ الْقِیَامَهِ وَ بُؤْسَى لِمَنْ خَصْمُهُ عِنْدَ اللَّهِ الْفُقَرَاءُ وَ الْمَسَاکِینُ وَ السَّائِلُونَ وَ الْمَدْفُوعُونَ وَ الْغَارِمُونَ وَ ابْنُ السَّبِیل.»‏[۴۸۲]
و بی‌گمان تو را در این زکات سهمى ثابت و حقّى معلوم‏ و شریکانى از مستمندان

نوشته ای دیگر :   تجدید در توصیف طبیعت در اشعار ابن خفاجه اندلسی- قسمت ۲۶

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

و ناتوانانى بینوا هست، ما حقّ تو را به‌طور کامل مى‏پردازیم، تو هم باید حقّ آنان‌را تمام و کمال به آنان برسانى، که اگر این کار را انجام ندهى در قیامت بیشترین دشمن را خواهى داشت، و بدا به حال کسى‌که فقرا و مساکین و سائلان و محرومان از حق و ورشکستگان و از راه ماندگان در پیشگاه خداوند شاکى و دشمن او باشند.

  1. ۲٫ ۵٫ رفاه عمومی

یکی از عواملی که به جامعه آرامش می‌دهد و تحکیم‌کنندۀ نظام اجتماعی است، برخورداری از رفاه عمومی است. روابط و اصول حاکم بر عرصۀ اقتصاد باید به‌گونه‌ای باشد که آن‌چه انسان کسب می‌کند، زمینه‌ساز رفاه اقتصادی او شود، و جامعه در وضعیّتی مطلوب قرار داشته باشد و معیشت مردمان، نگران‌کننده نباشد. از جمله وظایف اصلی و اساسی حکومت تحقّق رفاه عمومی است و حضرت علی (×) در این زمینه می‌فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ فَأَمَّا حَقُّکُمْ عَلَیَّ… وَ تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ عَلَیْکُم‏.»[۴۸۳]
مردم، مرا بر شما حقی است، و شما را بر من حقی. امّا حق شما بر من… فراوان کردن درآمدهایتان و رساندن آن به شما.
«تعبیر «تَوْفِیرُ فَیْئِکُمْ» بیانگر موضوعی اساسی است و آن، این است که حکومت به‌عنوان وکیل و خزانه‌دار مردمان، باید دارایی‌هایی را که از جانب آنان به‌عنوان امانت در اختیار دارد، با برنامه‌ریزی درست، فراوان سازد و بر جامعه سرریز نماید تا رفاه عمومی شکل گیرد. چون امام مدّتی برنامۀ حکومت خود را، با همۀ مشکلات و موانع پیش‌آمده، جلو برد، در مناطقی که در اختیار امام بود و برنامۀ آن حضرت اجرا شده بود، رفاه عمومی چهرۀ گشوده و مردمان را در برگرفته بود.»[۴۸۴] حضرت علی (×) در یکی از خطبه‌های خویش فرمودند:
«أَلْبَسْتُکُمُ الْعَافِیَهَ مِنْ عَدْلِی‏.»[۴۸۵]
از عدالت خود، لباس عافیت بر تنتان کردم.
امام زمانی‌که سیاست‌های اقتصادی خویش را در جامعه پیاده کردند، از موفّق‌بودن برنامه‌های خویش این‌گونه سخن گفتند و فرمودند:
«مَا أَصْبَحَ بِالْکُوفَهِ أَحَدٌ إِلَّا نَاعِماً إِنَّ أَدْنَاهُمْ مَنْزِلَهً لَیَأْکُلُ الْبُرَّ وَ یَجْلِسُ فِی الظِّلِّ وَ یَشْرَبُ مِنْ مَاءِ الْفُرَات‏.»[۴۸۶]
هیچ‌کس در کوفه به‌سر نمی‌برد و روز را آغاز نمی‌کند مگر این‌که تأمین شده و در رفاه است؛ و بی‌گمان پایین‌ترین آنان از نظر جایگاه و موقعیّت، نان گندم می‌خورد و سرپناه دارد و از آب (پاک) فرات می‌آشامد.
زمانی‌که امیرالمؤمنین (×) با سیاست‌های خود، توانستند رفاهی نسبی را برای همۀ مردم به‌وجود بیاورند، بیانگر این است که اگر این آموزه‌ها در یک جامعه به‌کار گرفته شود، آن جامعه را بالنده، مترقّی و پیشرفته می‌کند و تاریخ این‌را در صفحات خود ثبت کرده است. «از منظر امام علی (×) تأمین‌شدن مادّی مردم از همه نظر، از حقوق نخستین آنان است، و فرارفتن از خطّ فقر، دستیابی به این نقطه از تأمین است، چنان‌که در آموزه‌های پیشوایان دین، از این نقطه به «غنا» یعنی بی‌نیازشدن مردم از نظر مادّی تعبیر شده، و معیارهای آن نیز مشخّص گردیده است؛ معیارهایی که بر اساس آن زندگی مردمان به فراخی از نظر اقتصادی تأمین شود، که امیرالمؤمنین علی (×) برای آن تعبیر «سَبغ» را مطرح کرده است.»[۴۸۷] حضرت علی (×) در عهدنامۀ مالک اشتر فرمود:
«ثُمَّ أَسْبِغْ عَلَیْهِمُ الْأَرْزَاق‏.»[۴۸۸]
آن‌گاه روزی‌ها را بر آنان فراخ دار و به‌طور کامل تأمینشان کن.
«سبغ» به‌معنای زره و پیراهن گشاد و بلند است.[۴۸۹] و به‌معنای کامل و تمام آمده است.[۴۹۰] باتوجّه به آن‌چه بیان شد، معنای «اسباغ ارزاق»، تأمین مادّی فراخ و کامل است که همۀ عرصه‌ها را در بر بگیرد.
در آموزه‌های دینی بر غنا و رفاه کامل اقتصادی تأکید شده است.[۴۹۱] از امام باقر (×) روایت شده است که فرمودند:

نوشته ای دیگر :   فایل دانشگاهی - ترتیبات منطقه ای حمایت از حقوق بشر درآسیای شرقی و جنوب شرقی- قسمت ...