«الْفَقْرُ یُنْسِی‏.»[۴۳۲]
فقر، فراموشی می‌آورد.
جامعۀ فقیر، جامعۀ تنبل و سستی می‌شود و چنین جامعه‌ای، نه تنها برای پیشرفت و عزّت خود تلاش نمی‌کند، بلکه فضایی را به‌وجود می‌آورد که هر دولت و حاکمی بر سر کار بیاید، برایشان اهمیّتی ندارد. حضرت علی (×) به فردی که از او نصیحتی طلب کرد، فرمود از کسانی مباش که اگر فقیر شدی، سست و تنبل و ناامید شود:
«وَ إِنِ افْتَقَرَ قَنِطَ وَ وَهَن‏.»[۴۳۳]
اگر تهیدست گردد به ناامیدى و سستى دچار شود.

  1. ۱٫ ۱٫ ۵٫ نگاه منفی به فقر و ناداری

نوع نگرش و بینش انسان به ناداری و کمبودداری در ایجاد یک فرهنگ در جامعه نقش اساسی دارد. زمانی‌که به فرهنگ به‌عنوان یک عامل نکبت‌بار نگاه شود و حیثیّتِ انسانی را خطرآفرین باشد، برای زدودن آن از جامعه تلاش می‌شود، امّا اگر به فقر به‌عنوان یک مانع عدالت اقتصادی نگاه نشود و منفی پنداشته نشود، تلاشی برای اصلاح آن صورت نمی‌گیرد و جامعه به قهقرا کشیده می‌شود و فروپاشیده می‌شود. فقر زمانی‌که آحاد جامعه را در بر بگیرد و گسترش پیدا کند، مردم به اعتراض روی خواهند آورد و موج این قیام نیز از مستضعفان و اقشار ضعیف شروع خواهد شد. اگر افراد جامعه همواره به تأمین معاش و نگرانی از فقر و بیچارگی بیندیشند و از اصولی که حکومت بر پایه آن شکل گرفته دوری کنند، بسیاری از بد اخلاقی‌ها و ناهنجاری‌ها در جامعه پدید خواهد آمد، بنابراین، فقر در روایات به مثابۀ کفر و مرگ تلقّی شده است. رسول گرامی اسلام (|) می‌فرمایند:
«کَادَ الْفَقْرُ أَنْ یَکُونَ کُفْرا.»[۴۳۴]
فقر نزدیک است که به کفر بینجامد.
زندگی فقیرانه، زندگی شرافتمندانه و عزّت‌مدارانه‌ای نیست. نشانۀ نکبت و شقاوت آدمی، زندگی در فقر و بدبختی است. انسانی که با فقر دست و پنجه نرم می‌کند، هر روز و هر لحظه و هر ساعت درگیر این پدیدۀ شوم اقتصادی است و حضرت علی (×) نیز می‌فرمایند:
«الْفَقْرُ الْمَوْتُ الْأَکْبَر.»[۴۳۵]
فقر و تنگ‌دستى مرگ بسیار بزرگست.
فیض‌الاسلام در ذیل این عبارت می‌نویسد:
«زیرا سختى مرگ یک‌بار است و سختى بى‏چیزى هر آن مشاهده می‌شود.»[۴۳۶]
پیامد‌ها و تبعات ناداری، در همۀ شئون زندگی انسان اثرگذار است و آدمی را هر روز و هر ساعتی با مشکلات فراوانی روبه‌رو می‌کند و این در برابر مردن بسیار سخت‌تر است. زمانی‌که فقر در جامعه امری ناپسند تلقّی شود و مانعی برای اجرای عدالت اقتصادی محسوب شود، باید از آن به خدا پناه برد و مولای متّقیان علی (×) در دعاهای خویش از این پدیدۀ زشت و گزندۀ اقتصادی به خدا پناه می‌برند و می‌فرمایند:
«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ أَنْ أَفْتَقِرَ فِی غِنَاک‏.»[۴۳۷]
الهى، به تو پناه مى‏برم از این‌که در بى‏نیازى تو فقیر شوم‏.
حضرت هنگامی‌که از شرایط عصر خویش سخن می‌گوید، زمانه را این‌گونه می‌بیند که فشار اقتصادی جامعه را فراگرفته و بایستی با برنامه‌ریزی‌ها و اقدامات کارشناسی‌شده این فضا را تغییر داد. ایشان در بیان شرایط زمانه در بُعد اقتصادی می‌فرمایند:
«اضْرِبْ بِطَرْفِکَ حَیْثُ شِئْتَ مِنَ النَّاسِ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلَّا فَقِیراً یُکَابِدُ فَقْراً أَوْ غَنِیّاً بَدَّلَ نِعْمَهَ اللَّهِ کُفْراً أَوْ بَخِیلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْرا.»[۴۳۸]
گوشۀ چشمت را به هر سو که خواهی به مردم بیفکن! آیا جز مستمندی می‌بینی که با فقر دست به گریبان است؛ یا توانگری که با نعمت خدا در کفران است؟ یا آن که دست بخشش ندارد، و ندادن حقّ خدا را افزونی مال به حساب آرد؟!.
بیان حضرت، شرایط بد اقتصادی را گزارش می‌کند. شرایطی که در آن کسانی‌که تمکّن مالی دارند، ادای حقوق نمی‌کنند و مستمندان و فقیران در زیر دست و پای مستبدّان و مال‌پرستان در حال لِه‌شدن هستند و ظلم اقتصادی فراگیر شده است.
کرامت انسانی از اصول مسلّم دین مبین اسلام است و هر امری که این اصل را خدشه‌دار کند، ناپسند و نامشروع است. ناداری و فقر، از عواملی است که روح کرامت انسانی را لطمه می‌زند و احساس خواری را در انسان پدید می‌آورد و حضرت در آموزه‌های خود فرمودند:
«إِنَّ الْفَقْرَ مَذَلَّهٌ لِلنَّفْس‏.»[۴۳۹]
بی‌گمان، فقر مایه خواری جان است.
و به فرزند گرامیشان امام حسن مجتبی (×) فرمودند:
«الْقِلَّهُ ذِلَّه.»[۴۴۰]
کم داشتن، خواری است.

  1. ۱٫ ۱٫ ۵٫ فقر عامل نابودی

در آموزه‌های دینی، فقر آثار زیاد و زیانباری در عرصه‌های مختلف زندگی دارد. زمانی‌که روح و روان یک جامعه با نشاط نباشد و نتوان روح امید را در آن جامعه دید، باید دنبال علل آن رفت. یکی از عواملی که جامعه را از سلامت روحی و روانی عاری می‌کند و زیستِ عقلانی انسان را با مشکل روبه‌رو می‌کند، ناداری و کمبودداری است.
فقر جامعه را از پا در می‌آورد، انگیزه کار و تلاش را از آدمی سلب می‌کند و جامعه را از حرکت باز می‌ایستاند. حضرت امیر (×) در تلاش بود تا همگان را از تبعات ویران‌کننده فقر آگاه کند. از جمله آثار مخرّب فقر، پریشانی و آشفتگی در عقل و خرد است که حضرت از این پدیدۀ اجتماعی نگران بودند. ایشان خطاب به فرزندشان محمّد بن حنفیّه می‌فرمایند:
«یَا بُنَیَّ إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

نِ مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ دَاعِیَهٌ لِلْمَقْت.»‏[۴۴۱].
پسرم! از تهیدستى بر تو مى‏ترسم، از آن به خداوند پناه ببر، چرا که تهیدستى دین را ناقص، و عقل را سرگردان مى‏کند، و پدیدآورنده دشمنى است‏.
جامعه‌ای که مردم در آن به‌واسطۀ فقر، از خرد و بینش برخوردار نباشند، زندگی نکبت‌بار و زیانباری خواهند داشت و نسبت به‌ آن‌چه که پیرامونشان می‌گذرد، هیچ واکنشی نشان نمی‌دهند و تسلّط بر چنین جامعه‌ای به آسانی و بدون هیچ‌گونه هزینۀ کلانی میسور خواهد بود. فقر بستر دشمنی و تشتّت آرا و احزاب است. در یک چنین جامعه‌ای موازین عقلایی و معیارهای انسانی رنگ می‌بازد و هر کار زشت و ناپسندی از سوی افراد سر می‌زند. امام علی (×) در این رابطه می‌فرمایند:
«ضَرُورَهُ الْفَقْرِ تَبْعَثُ‏ عَلَى فَظِیعِ الْأَمْر.»[۴۴۲]
ضرورت فقر، برانگیختن کارهای ناشایست است.
فقر به‌شدّت در اصول حاکم بر مناسبات اجتماعی اثرگذار است. انسانی که درگیر فقر و ناداری است، روحیۀ نشاط و تعالی خود را از دست می‌دهد و تمام توان وتلاش خود را معطوف بر برطرف کردن فقر از زندگی خویش می‌کند؛ بنابراین در اجتماع حضور کمتری می‌یابد و نسبت به پیرامون خویش، اظهار نظر، انتقاد و اعتراضی نمی‌کند و در عرصۀ کشور مشارکت خاصّی نمی‌کند. امیرکلام، علی (×) در تبیین این اوضاع نابه‌سامان اجتماعی می‌فرمایند:
«الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِه‏.»[۴۴۳]
تنگدستی کُندکننده زبان زیرک در برهان است؛ و تنگدست در دیار خود غریب و بیگانه است.