اگر انسان در احوال گذشتگان مطالعه داشته باشد و از آن‌ها عبرت بگیرد، می‌تواند به خوبی عوامل سقوط آن جوامع را بشناسد و در جامعه خود از آن جلوگیری کند. اگر عوامل پیشرفت و عزّت آن جوامع را بداند و بداند که چه عواملی آن جوامع را از سقوط بازداشته و به سوی عزّت پیش برده، در پیاده‌کردن آن عوامل در جامعۀ خود تلاش می‌کند، چرا که تاریخ پیوسته در حال تکرار است، تکرار موضوعات، شرایط، شکست‌ها و پیروزی‌ها. بنابراین از تاریخ می‌توان پند آموخت و از تجربیّات آن برای حفظ و بقای جامعه استفاده کرد و انسان باید با دیدۀ عبرت به دنیا بنگرد و از آن کسب تجربه کند و اگر عبرت نپذیرد بهترین یاور را از دست داده است. حضرت علی (×) می‌فرمایند:
«إِنَّمَا یَنْظُرُ الْمُؤْمِنُ إِلَى الدُّنْیَا بِعَیْنِ الِاعْتِبَارِ.»[۴۰۶]
مؤمن با دیدۀ عبرت به دنیا مى‏نگرد.

  1. ۵٫ ۲٫ ۴٫ مفهوم‌شناسی

عبرت از مادّۀ «عبر» است و اصل این واژه به‌معنای گذشتن از حالی به حالی دیگر است.[۴۰۷] و حالتی است که انسان را از شناخت چیزی که مشهود است به چیزی که مشهود نیست (در گذشته رخ داده) وصل می‌کند.[۴۰۸]
«عبرت‌گرفتن یعنی از کنار پیشامدی، آثاری باستانی و نشانه‌های مانده از یک حادثۀ تاریخی با توجّه و دقّت عبور کردن.»[۴۰۹]

  1. ۵٫ ۲٫ ۴٫ تشابه‌پذیری رویدادها

انسان از مطالعۀ زندگی گذشتگان کسب عبرت می‌کند. علل شکست و پیروزی جوامع، عوامل رشد و تعالی و سقوط و اضمحلال تمدّن‌ها و مسیر هدایت و ضلالت آن‌ها را به خوبی یافت می‌کند.
حضرت زمانی‌که مردم را به عبرت‌پذیری از گذشتگان توصیه می‌کنند، نکته‌ای بیان می‌دارند و آن این است که رویدادهای تاریخ تشابه‌پذیر است و قواعدی که بر امم گذشته، جاری بوده است بر امم عصر حاضر نیست ساری و جاری است. به‌نوعی بیان می‌کنند که این عبرت‌پذیری صرفاً دانستن یک نکتۀ تاریخی نیست، بلکه چون تاریخ در حال تکرار است و قواعد و اصول مجدّد پدیدار خواهد شد، انسان باید بداند که در چه وضعیّتی قرار دارد و باید چه رفتاری از خود نشان دهد. حضرت امیر (×) در بیان عبرت‌گیری از گذشتگان و تشابه‌پذیری رویدادها می‌فرمایند:
«فَاعْتَبِرُوا بِحَالِ وَلَدِ إِسْمَاعِیلَ وَ بَنِی إِسْحَاقَ وَ بَنِی إِسْرَائِیلَ فَمَا أَشَدَّ اعْتِدَالَ الْأَحْوَالِ وَ أَقْرَبَ اشْتِبَاهَ الْأَمْثَال‏.»[۴۱۰]
از حالات زندگى فرزندان اسماعیل پیامبر، و فرزندان اسحاق پیامبر، فرزندان اسراییل «یعقوب» عبرت گیرید، راستى چقدر حالات ملّت‌ها با هم یکسان، و در صفات و رفتارشان با یکدیگر همانند است!
امیرالمؤمنین (×) در عبارتی دیگر بدین مسأله اشاره می‌کنند:
«عِبَادَ اللَّهِ إِنَّ الدَّهْرَ یَجْرِی بِالْبَاقِینَ کَجَرْیِهِ بِالْمَاضِین… مُتَشَابِهَهٌ أُمُورُه.‏»[۴۱۱]
بندگان خدا، روزگار بر باقى‌ماندگان چنان گذرد که بر گذشتگان گذشت‏… ماجراها و رویدادهاى آن همانند یکدیگرند.
از آن‌چه که آن‌ها را در مسیر سقوط قرار داده بایستی پرهیز کنند، و آن‌چه که موجب رشد و تعالی امم پیشین شده، بایستی در برنامۀ حکومت‌ها قرار گیرد. «بازنگری گذشته، دیدی عمیق و تجربۀ سرشار انسانی و احساسی از تداوم تمدّن انسانی در میان ما و نسل‌های آینده، به ما می‌بخشد. بدون این بازنگری نخواهیم توانست اشتباهات گذشته را رفع، و از نتایج تجارب موفّقیّت‌آمیز گذشته بهره‌مند گردیم. در غیر این‌صورت ممکن است نسبت به آینده‌ای که تنها درحیطۀ اختیار ما نیست، تصمیم‌هایی شتابزده یا بسیار مهم اتّخاذ کنیم که آثار آن به خود ما یا به وضعیّت و سرنوشت نسل‌های آتی باز خواهد گشت.»[۴۱۲]

  1. ۵٫ ۲٫ ۴٫ توصیه به عبرت‌‌پذیری

وقتی که رویدادها تشابه‌پذیر هستند و با مطالعۀ زندگی گذشتگان، می‌توانیم از اصول و قواعد زندگی آن‌ها مطّلع شویم و این نتایج در آن نهفته است، پس طبییعی است که در آموزه‌های دینی، به عبرت‌پذیری و مطالعه در حالات امم گذشته توصیه بشود. «با مطالعه در تاریخ ملل و اقوام پیشین و عواملی که منجر به پیشرفت و یا سقوط آن‌ها گردید به ‌این نتیجه خواهیم رسید که این عوامل به‌صورت «سنّت تاریخ» نقش خود را در زندگی روزمرۀ ما ایفا می‌کند. خوشی‌ها و ناخوشی‌ها، نعمت‌ها ونقمت‌ها… همه و همه گذشتنی است. پس باید از سرگذشت پیشینیان درس عبرت بگیریم و در حال غفلت زندگی نکنیم.»[۴۱۳] حضرت علی (×) می‌فرمایند:
«وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْقُرُونِ السَّالِفَهِ لَعِبْرَهً أَیْنَ الْعَمَالِقَهُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَهِ أَیْنَ الْفَرَاعِنَهُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ أَیْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِینَ قَتَلُوا النَّبِیِّینَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَحْیَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِین.‏»[۴۱۴]
براى شما در نسل‌هاى گذشته عبرت است. کجایند عمالقه و فرزندان عمالقه؟! کجایند فراعنه و فرزندان فراعنه؟! کجایند آنان‌که در شهرهاى منطقه رس بودند و انبیا را کشتند، و سنن فرستادگان حق را خاموش نمودند، و روش گردن‌کشان را زنده کردند؟ کجایند آنان‌که با لشکریان فراوان به‌راه افتادند، و هزاران‏ نفر را فرارى دادند، و سپاهیان گرد آوردند، و شهرها بنا کردند؟!
«گرچه ما از گذشتگان فاصله زیادی داریم، امّا اصول حاک

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

م بر زندگی تغییر نکرده و در این مدّت بروز فرهنگ‌ها و تمدّن‏ها و اعتلاء و سقوط آن‌ها در عین حال که متنوّع و با یکدیگر متفاوت بوده‏اند، ولى اصول و قواعد مربوط به انگیزه‏ها و شرایط و موادّ آن‌ها براى انسان‌هاى همۀ اقوام و ملل قابل درک بوده است به‌طورى که اگر همان عواملى که موجب بروز آن امور براى اقوامى بالخصوص گشته است براى اقوام دیگر نیز به‌وجود مى‏آمد، همان امور بروز می‌کرد.»[۴۱۵] حضرت در خطبۀ قاصعه می‌فرمایند:
«وَ احْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَکُمْ مِنَ الْمَثُلَاتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ وَ ذَمِیمِ الْأَعْمَالِ فَتَذَکَّرُوا فِی الْخَیْرِ وَ الشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ وَ احْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا أَمْثَالَهُمْ فَإِذَا تَفَکَّرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیْهِمْ فَالْزَمُوا کُلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّهُ بِهِ شَأْنَهُمْ [حَالَهُمْ‏] وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَ مُدَّتِ الْعَافِیَهُ بِهِ عَلَیْهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَهُ لَهُ مَعَهُمْ وَ وَصَلَتِ الْکَرَامَهُ عَلَیْهِ حَبْلَهُمْ.‏»[۴۱۶]
و از عذاب‌هایى که بر اثر زشتى افعال و بدى اعمال بر امم گذشته رسید حذر نمایید، نیک و بد احوالشان را بیندیشید، و از این‌که همانند آنان شوید برکنار بمانید. چون در تفاوت وضع امم گذشته در نیکى و بدى اعمالشان اندیشه کردید، آن کارى را اختیار نمایید که عزّت آنان بدان سبب تأمین شد، و دشمنانشان از عرصه حیاتشان دور شدند و زمان سلامتیشان طولانى گشت و نعمت در اختیارشان قرار گرفت و پیوند کرامت آنان استوار شد.
حضرت امیر (×) در این عبارات به عبرت‌گیری از امم گذشته توصیه نموده و تاکید می‌کنند آن کاری را انجام دهید که موجب عزّت آن‌ها شده است. اگر زمامداران از امم گذشته عبرت نگیرند و مانند آنان رفتار کنند، سریع‌تر به شکست خواهند رسید، زیرا این عبرت‌گیری ممکن است در مردم به وجود آمده باشد. مثلاً مردم بدانند که در گذشته اگر حکومت و یا عموم جامعه دچار یک مسأله‌ای گردند، نهایتاً به‌ضرر خودشان خواهد بود و این نکته را در تاریخ مشاهده کرده باشند، بنابراین به‌محض این‌که احساس کنند حکومت همان شیوۀ گذشتگان را در پیش گرفته و بدان مسیر اشتباه پیشینیان می‌رود، خود، دست به‌کار شده و برای از بین بردن حکومت تلاش می‌کنند، زیرا می‌دانند اگر الان جلوی آن‌را نگیرند، شاید در آینده نتوانند این کار را انجام دهند و به زیان خودشان تمام شود. امام علی (×) در عبارتی بیان می‌دارند:
«وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَک.»[۴۱۷]
و از آن‌چه بر گذشتگان شما رفت عبرت گیرید.
بنگرید که چه چیزهایی عوامل سقوط جوامع گذشته بوده و از آن دوری کنید و آن‌چه که مایۀ عزّت، وحدت و پیروزی آنان بوده، برگزینید. این آن چیزی است که باید از پیشینیان به دست آوریم و توصیۀ قرآن و عترت هم بر این نکته معطوف شده است. یک جامعه زمانی می‌تواند زنده و پویا باشد که در مواقع حسّاس و حیاتی، از پیشینیان خود راه و رسم چگونه‌زیستن را آموخته باشد. حضرت علی (×) در خطبه قاصعه می‌فرمایند:
«فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الْأُمَمَ الْمُسْتَکْبِرِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ صَوْلَاتِهِ وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلَاتِهِ وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِی خُدُودِهِمْ وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِم.»‏[۴۱۸]
پس عبرت گیرید از آن‌چه به مستکبران پیش از شما رسید، از عذاب خدا و سخت‌گیری‌هاى او و خوارى و کیفرهاى او، و عبرت گیرید از تیره خاکى که رخساره‏هاشان بر آن نهاده است، و زمین‌هاى (نمناک) که پهلوهاشان بر آن افتاده است.
«تاریخ و آثار پیشینیان، مهم‌ترین آیینۀ عبرت است و انسان مى‏تواند تمام سرنوشت آیندۀ خویش را، در این آیینۀ بزرگ و تمام‏نما ببیند. عوامل پیروزى، اسباب شکست، سرچشمۀ خوشبختى و بدبختى، و دلایل کامیابى و ناکامى را در آن مشاهده کند و این به‌راستى بزرگترین نعمت خدا بر انسان است.»[۴۱۹] حضرت امیر (×) فرمودند:
«وَ خَلَّفَ لَکُمْ عِبَراً مِنْ آثَارِ الْمَاضِینَ قَبْلَکُم[۴۲۰]
و از آثار گذشتگان براى شما عبرت‌ها به جاى گذاشت‏.
ارزیابی رفتار گذشتگان و چگونگی تعامل آن‌ها با فراز و نشیب‌های زندگی دوران خود، آدمی را به راه درست و صراط مستقیم رهنمون می‌سازد و این تجربه‌آموزی از راه مطالعۀ تاریخ که آیینۀ تمام‌نمای گذشتۀ انسان‌ها و جوامع است، میسور می‌باشد. یکی از سفارش‌های امیرالمؤمنین (×) به فرزندگرامیشان امام مجتبی (×) مطالعۀ تاریخ و آشنایی با گذشتگان است:
«أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَه… وَ اعْرِضْ عَلَیْهِ أَخْبَارَ الْمَاضِینَ وَ ذَکِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ کَانَ قَبْلَکَ مِنَ الْأَوَّلِینَ وَ سِرْ فِی دِیَارِهِمْ وَ آثَارِهِمْ فَانْظُرْ فِیمَا فَعَلُوا وَ عَمَّا انْتَقَلُوا وَ أَیْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا.»[۴۲۱]
دلت را با موعظه زنده کن، … اخبار گذشتگان را به او ارائه کن، آن‌چه را بر سر پیشینیان آمد به یادش آور، در شهرهاى آنان و در میان آثارشان سیاحت کن، در آن‌چه انجام دادند و این‌که از کجا منتقل شدند و در کجا فرود آمدند و منزل کردند دقّت کن.
حضرت نه‌تنها همگان را به تاریخ و سیر در احوال گذشتگان دعوت می‌کنند، بلکه خود آن‌چنان مطالعه‌ای در احوال پیشینیان داشتند که گویی با آن‌ها زندگی کرده‌اند. ایشا
ن در نامۀ ۳۱ خطاب به فرزند بزرگوارشان می‌فرمایند: