هریک از مردمان جامعه، بایستی در زمینۀ علم‌آموزی و فراگیری دانش، حقّ یکسانی داشته باشند و این حق، نباید توسّط عدّه‌ای، محدود شود و دیگران را از تحصیل علوم منع کنند. «بنیان اصلاح امور بر آگاهی است و تا زمانی‌که مردمان از حقوق و حدود خود آگاهی نیابند، انتظار مطالبۀ حقوقشان، و نیز زیستن در حدودشان، انتظاری نابجا است، و در نتیجه حقوق برپا نمی‌شود و عدالتی معنا نمی‌یابد و لازمۀ آگاهی از امور، گردش آزاد اطّلاعات است.»[۳۹۱] حضرت علی (×) برای آگاهی و دانش مردمان، حقّی شگرف قائل بودند و آن را از حقوق مسلّم حکومت بر مردم می‌دانستند و به همین دلیل است که در عهدنامۀ خویش به مالک اشتر می‌فرمایند:
«وَ إِنْ ظَنَّتِ الرَّعِیَّهُ بِکَ حَیْفاً فَأَصْحِرْ لَهُمْ بِعُذْرِکَ وَ اعْدِلْ عَنْکَ ظُنُونَهُمْ بِإِصْحَارِکَ فَإِنَّ فِی ذَلِکَ رِیَاضَهً مِنْکَ لِنَفْسِکَ وَ رِفْقاً بِرَعِیَّتِکَ وَ إِعْذَاراً تَبْلُغُ بِهِ حَاجَتَکَ مِنْ تَقْوِیمِهِمْ عَلَى الْحَق‏.»[۳۹۲]
اگر شهروندان درباره تو ستم روا داشتنی را گمان بردند، دلیل خود را برایشان شفاف آشکار کن، و با این شفاف‌سازی، گمان‌های [بد] ایشان را از خویش بگردان، که در این کار، گونه‌ای پرورش دادن نفست است، و همراهی و نرمشی با شهروندانت، و دلیل آوردنی است که با بر پا داشتن و بردن آنان به راه حق به خواست خودت هم رسیده‌ای.
حضرت علی (×) جامعه‌ای را مطلوب می‌داند که علمی و پیشرفته باشد، و روح تعلیم و تعلیم و آموزش در آن حاکم باشد و حضرت دانستن همۀ امور مملکت را حقّ مردمان می‌داند مگر اسرار نظامی که افشای آن‌ها به امنیّت ملّی ضربه می‌زند. ایشان در همین رابطه می‌فرمایند:
«أَلَا وَ إِنَّ لَکُمْ عِنْدِی أَلَّا أَحْتَجِزَ دُونَکُمْ‏ سِرّاً إِلَّا فِی حَرْب‏.»[۳۹۳]
هان بدانید که حقّ شما در نزد من آن است که هیچ رازی را جز در [امور] جنگ بر شما نپوشانم.
این عبارت حضرت بیانگر این است که اطّلاعات باید آزادانه در اختیار همگان باشد و نشاط علمی در جامعه در همۀ شئون ساری و جاری باشد، مگر اسرار نظامی و ملی که بیان آن‌ها در جامعه مستوجب لطمه وارد شدن به امنیّت کشور باشد. ملّتی به تعالی و رشد می‌رسد که حقیقت‌جو و آگاهی‌طلب باشد و در جست‌وجوی آن باشد. سخن امیر کلام علی (×) چنین است:
«الْحِکْمَهُ ضَالَّهُ الْمُؤْمِنِ فَخُذِ الْحِکْمَهَ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاق‏.»[۳۹۴]
حکمت گمشده مؤمن است. حکمت را فرا گیر هر چند از منافقان باشد.
حقیقت‌جویی، نیاز به پژوهشگاه و دانشگاه و جلسات علمی ندارد، بلکه آدمی که طالب حقیقت است در هر لحظه و مکانی دنبال افزایش علم و آگاهی خود است. شاهد این مطلب روایتی است که شیخ صدوق نقل کرده است که در جنگ جمل، عربی از میان لشکریان برخاست و از امام علی (×) پرسید: ای امیرمؤمنان، آیا اعتقاد شما بر این است که خدا یکی است؟ یاران امام از این پرسش در آن اوضاع و احوال برآشفتند و به او اعتراض کردند و گفتند: ای اعرابی، مگر نمی‌بینی امیرمؤمنان در این جبهه‌ها با چه مشکلات و تحولاتی درگیر است؟ پس امیرمؤمنان علی (×) فرمود:
«دَعُوهُ فَإِنَّ الَّذِی یُرِیدُهُ الْأَعْرَابِیُّ هُوَ الَّذِی نُرِیدُهُ مِنَ الْقَوْم‏.»[۳۹۵]
رهایش کنید، که بی‌گمان آن‌چه را او می‌خواهد، همان است که ما از این قوم می‌خواهیم.
آن‌گاه حضرت در آن اوضاع و احوال بحث توحید را برای آن مرد تشریح کردند که او کاملاً قانع شد.[۳۹۶]

نوشته ای دیگر :   رابطه ویژگیهای شخصیتی ورفتار شهروند سازمانی با توجه به رضایت شغلی وتعهد سازمانی ...

  1. ۲٫ ۴٫ مدیریّت خردمندان و تدبیرورزان

اگر در نظام اداری، کسانی‌که بر سر کار قرار می‌گیرند شایستگی و صلاحیت آن کار را داشته باشند، نظام اداری پایدار می‌ماند. اگر هرکس بر اساس صلاحیت‌ها و استعدادهایش در مسئولیّت مناسب خود قرار بگیرد، امور اصلاح می‌شود، نابه‌سامانی در دستگاه اداری ظهور نمی‌کند و زمینل مناسب برای برخورداری از یک نظام اداری پسندیده و نیکو فراهم می‌شود. حضرت امیر (×) در عهدنامۀ خویش به مالک اشتر می‌نویسد:
«وَ اجْعَلْ لِرَأْسِ کُلِّ أَمْرٍ مِنْ أُمُورِکَ رَأْساً مِنْهُمْ لَا یَقْهَرُهُ کَبِیرُهَا وَ لَا یَتَشَتَّتُ عَلَیْهِ کَثِیرُهَا.»[۳۹۷]
و بر سر هر یک از کارهایت مسئولی از آنان بگمار که نه بزرگىِ کار او را ناتوان سازد، و نه بسیارى آن وى را پریشان نماید.
اگر براساس اصول و معیار، افراد انتخاب شوند و بر مسئولیّت‌ گماشته شوند، هرج و مرج در نظام اداری پدید نمی‌آید، نارضایتی از دستگاه اداری ظهور نمی‌کند و کسی از انجام کار در محیط اداری فرار نمی‌کند. «قرار گرفتن شایستگان در رأس کارها موجب گردش درست امور، و شکوفایی استعدادها و رشد کارها و سیر نظام اداری به سوی مقاصد آن و تحقّق اهداف دولت است، و هیچ چیز مانند شایسته‌سالاری و اهلیّت‌گرایی بسامان آورنده مدیریّت نیست. با رعایت اهلیّت‌ها در مدیریّت است که عدالت و قوّت و سلامت امور تضمین می‌شود و بهره‌ورزی مردمان تأمین می‌گردد.»[۳۹۸]
در روزگار امام کسانی بودند که به ظاهر خویش آراستگی می‌دادند امّا در باطن، دنیایی دیگر برای خودشان درست کرده بودند. آدمی با یک نگاه گمان می‌کند آن‌ها شایستگی پذیرش مسئولیت دارند، امّا با اندکی تحقیق و تفحص، به نتیجه‌ای دیگر می‌رسد. این نکته از دید امام مخفی نمانده است و ایشان به کارگزار امین خود، مالک اشتر توصیه می‌کنن

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است

د نسبت به این مسأله هوشیار باشد. ایشان می‌فرمایند:
«ثُمَّ لَا یَکُنِ اخْتِیَارُکَ إِیَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِکَ وَ اسْتِنَامَتِکَ وَ حُسْنِ الظَّنِّ مِنْکَ فَإِنَّ الرِّجَالَ یَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلَاهِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَ حُسْنِ خِدْمَتِهِمْ وَ لَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ مِنَ النَّصِیحَهِ وَ الْأَمَانَهِ شَیْ‏ء.»[۳۹۹]
انتخاب منشیان به فراست و اعتماد و خوش‌گمانى خودت نباشد، چراکه مردان براى جلب نظر حاکمان خود را به ظاهرسازى‏ و خوش‌خدمتى مى‏شناسانند، در حالى‌که پشت پرده این ظاهرسازى خبرى از خیرخواهى و امانت‌دارى نیست‏.
امام با این تذکّر، بساط ریاکاری و ظاهرسازی را جمع کرد و مالک و همۀ زمامداران را به سمت بهره‌گیری از روش‌های معقول و کارشناسی شده سوق داد، تا مبادا براساس حدس و گمان، مسئولیتی را به شخصی واگذار کنند و بعداً، انواع تباهی‌ها و کجی‌ها و خیانت‌ها ظهور کند. تأکید بر مواردی همچون فرهیختگی، پرواپیشگی، تجربه، سابقه مسلمانی، کارآمد بودن و کاردان، و پرهیز از مواردی مانند، ظاهربینی، بدفهمی، و کج‌سلیقگی از نکاتی است که باید در مورد افراد مد نظر قرار گیرد. پیامبر اکرم (|) نیز از ریاکاری مردمان ظاهرساز، پرهیز داده و فرموده‌اند:
«لَا تَنْظُرُوا إِلَى کَثْرَهِ صَلَاتِهِمْ وَ صَوْمِهِمْ وَ کَثْرَهِ الْحَجِّ وَ الْمَعْرُوفِ وَ طَنْطَنَتِهِمْ بِاللَّیْلِ انْظُرُوا إِلَى صِدْقِ الْحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الْأَمَانَهِ.»[۴۰۰]
به بسیارى نماز و روزه و حجّ و انفاقات و زمزمه‏هاى آنان در تاریکى شب ننگرید، بلکه به راستگویى و ادای امانتشان نظر کنید.
کسانی‌که اهل تقوا و پارسایی باشند و در همۀ امور خدای متعال را در نظر بگیرند، در مسئولیّتی که از عهدۀ آن برنیایند قرار نمی‌گیرند و اگر کاری بر عهده آنان گذاشته شود که توانمندی آن‌را نداشته باشند، آن‌را نمی‌پذیرند. امّا اگر مسئولیّتی را پذیرفتند، براساس خدامحوری و پرواپیشگی، آن‌را به نحو مطلوب انجام می‌دهند و به نتیجه می‌رسانند، بنابراین حضرت یکی از معیارهایی که برای انتخاب افراد به مالک معرفی می‌کنند، پرواپیشگی است. همچنین افراد باید از علم و مهارت لازم برای ادای مسئولیت برخوردار باشند، تا آن وظیفه و کاری که بدانان سپرده شده، با مشکل مواجه نشود. ایشان این دو معیار را در عبارت زیر بیان فرمودند:
«فَاصْطَفِ لِوِلَایَهِ أَعْمَالِکَ أَهْلَ الْوَرَعِ وَ الْعِلْمِ وَ السِّیَاسَهِ.»[۴۰۱]
برای سرپرستی کارهایت پرواپیشگان و فرهیختگان را برگزین.
همچنین فرمود:
«وَ تَوَخَّ مِنْهُمْ أَهْلَ التَّجْرِبَهِ وَ الْحَیَاءِ مِنْ أَهْلِ الْبُیُوتَاتِ الصَّالِحَهِ وَ الْقَدَمِ فِی الْإِسْلَامِ الْمُتَقَدِّمَه.»[۴۰۲]
از ایشان کسانی را برگزین که دارای تجربه و با حیا باشند، و از خاندان‌های پارسا و صلاحیت‌دار باشند که در مسلمانی قدمی پیشتر دارند.
«اصل لیاقت و شایستگی همان تخصّص‌گرایی در سطح سیستم است و با اجرای آن تمام رؤسا و مدیران حاکم در جامعه، همه بر اساس معیارهای شخصی منصوب شده‌اند و در هر سطحی، مناسب‌ترین مدیر برای آن کار، مشغول به کار بوده، و لایق‌تر و مناسب‌تر از او برای آن کار پیدا نمی‌شود و این بخشی از عدالت مورد نظر علی (×) در نظام سیاسی است.»[۴۰۳] مدیریّت خردمندان و تدبیرورزان، بستری را فراهم می‌کند، تا نظام اداری در چهارچوب وظایف خود، به نحو احسن ایفای نقش کند و تمام ظرفیّت یک نظام اداری مطلوب شکوفا می‌شود ولی اگر این مدیریّت، به افرادی تعلّق گیرد که شایستگی آن‌ها صرفاً بر اساس هم‌شهری بودن، هم‌حزب بودن، خویشاوند بودن و مانند این‌ها باشد، نظام اداری با مشکل مواجه می‌شود و در آستانۀ فروپاشی قرار می‌گیرد. امام وقتی مالک را از ظاهربینی پرهیز می‌دهد به وی توصیه می‌کنند:
«وَ لَکِنِ اخْتَبِرْهُمْ‏ بِمَا وُلُّوا لِلصَّالِحِینَ قَبْلَکَ فَاعْمِدْ لِأَحْسَنِهِمْ کَانَ فِی الْعَامَّهِ أَثَراً وَ أَعْرَفِهِمْ بِالْأَمَانَهِ وَجْهاً.»[۴۰۴]
لیکن آنان‌را بیازماى به خدمتى که براى والیان نیکوکار پیش از تو عهده‏دار بوده‏اند، و بر آن کس اعتماد کن که میان همگان اثرى نیکو نهاده، و به امانت از همه شناخته‏تر است (و امتحان خود را داده).
کارگزاران بایستی بر اساس شناخت از توانمندی‌ها و صلاحیّت افراد، آنان‌را بر کاری بگمارند و بستر قوام اداری را فراهم کنند. مولای متّقیان امام علی (×) در تبیین نظام اداری مطلوب فرمودند:
«ثُمَّ انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً وَ لَا تُوَلِّهِمْ مُحَابَاهً وَ أَثَرَهً فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَ الْخِیَانَه.»[۴۰۵]
سپس در به کارگیری کارگزارانت دقّت کن، و پس آزمودن به کارشان بگمار، و به میل خود و بى مشورت دیگران و از سر خودکامگی مسئولیّتی به آنان مسپار، که به هواى خود رفتن و به رأى دیگران ننگریستن، ستمگرى و خیانت‏ است.
بیان گردید که بهترین زمینۀ اخلاق اداری یک جامعه بالنده و عامل ترقّی و تعالی دستگاه اداری کشور، اهلیّت‌گرایی و شایسته‌سالاری است که در تبیین نقشه‌راه کارگزاران، حضرت علی (×) بدین مهم عنایت ویژه داشتند.

نوشته ای دیگر :   پژوهش دانشگاهی - بررسی نقش عوامل موثر در ساختار بهینه سازی سرمایه و تاثیر آن بر سود آوری شرکت ...

  1. ۲٫ ۴٫ عبرت‌گرفتن از گذشتگان