حضرت در بیانی شیوا عامل زوال و فروپاشی را ستم و خودکامگی می‌دانند و می‌فرمایند:
« مَنْ‏ جَارَتْ‏ وِلَایَتُهُ‏ زَالَتْ‏ دَوْلَتُه‏.»[۲۴۱]
هر زمامداری در حوزه سرپرستی‌اش ستم نماید اقتدارش زوال یابد.
لباس تکبّر و خودمداری به تن کردن و جامعه را مستبدّانه اداره کردن، سرانجامی جز تباهی ندارد. حضرت می‌فرمایند:
«مَنْ‏ عَمِلَ‏ بِالْعَدْلِ‏ حَصَّنَ‏ اللَّهُ‏ مُلْکَه‏‏. مَنْ‏ عَمِلَ‏ بالجور عجّل اللّه سبحانه و هلکه‏.»[۲۴۲]
هر (حکومتی) که به عدالت عمل کند، خداوند ملک و حکومتش را نگه ‌دارد. هر (حکومتی) که ستمگری پیشه کند، خدای سبحان در نابودکردنش شتاب ورزد.
در اندیشۀ مولای متّقیان خودکامگی موجب شورش و نزاع‌های اجتماعی می‌شود.
«احْذَرِ الْحَیْفَ‏ وَ الْجَوْرَ فَإِنَّ الْحَیْفَ یَدْعُو إِلَى السَّیْفِ وَ الْجَوْرَ یَعُودُ بِالْجَلَاءِ وَ یُعَجِّلُ الْعُقُوبَهَ وَ الِانْتِقَامَ‏.»[۲۴۳]
از ستم و بیداد بپرهیز، که بی‌گمان ستم (مردمان را به شورش کشد و) شمشیر را در میان آرد، و بیداد مردمان را به فرار و آوارگی وا دارد، و کیفر و انتقام (الهی) را شتاب بخشد.
عمر یک دولت یا یک جامعه، زمانی به پایان می‌رسد که ظلم و ستم رایج شود و هرکس آن‌را برای خود روا بداند. حضرت علی (×) در عبارتی نغز می‌فرمایند:
«الْجَوْرُ مِمْحَاه.»[۲۴۴]
ستم، محوکننده است.
خدای متعال به کسانی‌که ظلم‌می‌کنند با غضب شدیدی نگاه می‌کند. مولای متّقیان و حامی مظلومان در چگونگی حضور ظالم در پیشگاه الهی و شدّت غضب خدا نسبت به ظالم می‌فرماید:
«وَ إِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (|) یَقُولُ یُؤْتَى یَوْمَ الْقِیَامَهِ بِالْإِمَامِ الْجَائِرِ وَ لَیْسَ مَعَهُ نَصِیرٌ وَ لَا عَاذِرٌ فَیُلْقَى فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَیَدُورُ فِیهَا کَمَا تَدُورُ الرَّحَى ثُمَّ یَرْتَبِطُ فِی قَعْرِهَا.»[۲۴۵]
من از رسول خدا (|) شنیدم مى‏فرمود: «پیشواى ستمکار را به عرصه‏گاه قیامت مى‏آورند در حالى که او را نه یاورى است و نه عذرخواهى، پس او را به آتش دوزخ مى‏اندازند و چون سنگ آسیا در آتش مى‏چرخد، سپس در قعر جهنّم به زنجیر مى‏کشند.»
حضرت علی (×) چنان ظلم و ستم را ناپسند می‌دانند که در یکی از خطبه‌های خویش می‌فرمایند:
«وَ اللَّهِ لَأَنْ أَبِیتَ عَلَى حَسَکِ السَّعْدَانِ مُسَهَّداً أَوْ أُجَرَّ فِی الْأَغْلَالِ مُصَفَّداً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَلْقَى اللَّهَ وَ رَسُولَهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ظَالِماً لِبَعْضِ الْعِبَادِ وَ غَاصِباً لِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْحُطَام‏.»[۲۴۶]
به‌خدا قسم اگر شب را به بیدارى به روى خار سعدان به روز آرم، و با قرارداشتن غل‌ها و بندها به بدنم روى زمین کشیده شوم، پیش من محبوب‌تر است از این‌که خدا و رسولش را در قیامت ملاقات کنم در حالى‌که به بعضى از مردم ستم نموده، و چیزى از مال بى‏ارزش دنیا غصب کرده باشم‏.

  1. ۴٫ ۱٫ ۳٫ انواع ظلم

از منظر امیرالمؤمنین (×) ظلم سه قسمت می‌شود: ظلمی که آمرزیدنی نیست، ظلمی که بازخواست دارد و ظلمی که قابل بخشش است. بر اساس آموزه‌های قرآن، بزرگترین ستم، شرک به خداوند است:
{یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ‏ عَظیم‏.}[۲۴۷]
(لقمان به فرزندش گفت:) اى پسرک من، به خدا شرک میاور که به‌راستى شرک ستمى بزرگ است.
این ظلم آمرزیدنی نیست. ستم انسان بر خود نیز آمرزیده می‌شود، امّا ستمی که انسان باید جواب پس بدهد و باز خواست شود، ستم بر بندگان است. آدمی در هر عرصه‌ای می‌تواند ظالم و ستم‌گر باشد. در عرصۀ سیاست، با تکبّر، استبداد، تمامت‌خواهی و زیاده‌طلبی می‌تواند ظلم کند. در عرصۀ اقتصادی با غارت و چپاول بیت‌المال، تقسیم ناعادلانۀ آن می‌تواند بر بندگان خدا ظلم کند ولی این ظلم، بازخواست دارد. کلام امام المتّقین حضرت علی (×) درباره انواع ظلم این چنین است:
«أَلَا وَ إِنَّ الظُّلْمَ ثَلَاثَهٌ فَظُلْمٌ لَا یُغْفَرُ وَ ظُلْمٌ لَا یُتْرَکُ و ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لَا یُطْلَبُ‏ فَأَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یُغْفَرُ فَالشِّرْکُ بِاللَّهِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى‏ إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ‏ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی یُغْفَرُ فَظُلْمُ الْعَبْدِ نَفْسَهُ عِنْدَ بَعْضِ الْهَنَاتِ‏ وَ أَمَّا الظُّلْمُ الَّذِی لَا یُتْرَکُ فَظُلْمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضاً الْقِصَاصُ هُنَاکَ شَدِید.»[۲۴۸]
بدانید که ستم بر سه گونه است: آن‌که آمرزیدنى نیست، و آن‌که واگذاشتنى نیست، و آن‌که بخشوده است، و بازخواست کردنى نیست. امّا آن‌که آمرزیدنى نیست، همتا انگاشتن براى خداست که بزرگترین ظلم‌هاست و خدا در قرآن فرمود: «همانا خدا شرک‌آوران را نخواهد بخشود.» امّا ستمى که بر بنده ببخشایند، ستم اوست بر خود به برخى کارهاى ناخوشایند. امّا آن‌که واگذاشتنى نیست، ستم‌کردن بندگان است بر یکدیگر که آن‌را قصاصى است هرچه دشوارتر.

  1. ۴٫ ۱٫ ۳٫ بدترین ظلم، ظلم به بندگان

حضرت علی (×) در اوایل عهدنامۀ مالک اشتر، هشدار می‌دهد که ظلم به بندگان بدترین ظلم است. کسی‌که به بندگان خدا ظلم می‌کند، گویی با خدا قصد جنگ دارد و مسلّم است که بنیان چنین حکومت ظالمانه‌ای نابودی و فروپاشی است. حضرت می‌فرمایند:
«وَ مَنْ

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

ظَلَمَ عِبَادَ اللَّهِ کَانَ اللَّهُ خَصْمَهُ دُونَ عِبَادِهِ وَ مَنْ خَاصَمَهُ اللَّهُ أَدْحَضَ حُجَّتَهُ‏ وَ کَانَ لِلَّهِ حَرْباً حَتَّى یَنْزِعَ أَوْ یَتُوبَ‏ وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى إِلَى تَغْیِیرِ نِعْمَهِ اللَّهِ وَ تَعْجِیلِ نِقْمَتِهِ مِنْ إِقَامَهٍ عَلَى ظُلْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ دَعْوَهَ الْمُضْطَهَدِینَ وَ هُوَ لِلظَّالِمِینَ بِالْمِرْصَاد.»[۲۴۹]
کسی‌که بر بندگان خدا ستم کند، خدا به جای بندگانش دشمن او بُوَد، و آن‌را که خدا دشمن گیرد، دلیل وی را نپذیرد و او با خدا سَرِ جنگ دارد، تا آن‌گاه که بازگردد و توبه آرد، و هیچ چیز چون بنیاد ستم‌نهادن، نعمت خدا را دگرگون ندارد، و کیفر او را نزدیک نیارد، که خدا شنوای دعای ستمدیدگان است و در کمین ستمکاران.
یکی از مصادیق بارز ظلم و ستم و شاید مهم‌ترین عامل، که موجب هلاکت می‌شود، خون‌ریزی است. جنایت و ظلم‌کردن به امید قدرت‌مند ساختن و محکم‌کردن پایه‌های حکومت، امری توجیه‌ناپذیر است. کسی‌که برای تحکیم بنیان حکومت و قدرت دست به ظلم و جنایت و خون‌ریزی می‌زند، نه تنها حاکمیّتش را تثبیت نکرده، بلکه در مسیر نابودی حکومت خود پای می‌نهد. در عهدنامۀ مالک اشتر آمده است:
«إِیَّاکَ وَ الدِّمَاءَ وَ سَفْکَهَا بِغَیْرِ حِلِّهَا فَإِنَّهُ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَدْعَى لِنِقْمَهٍ وَ لَا أَعْظَمَ لِتَبِعَهٍ وَ لَا أَحْرَى بِزَوَالِ نِعْمَهٍ وَ انْقِطَاعِ مُدَّهٍ مِنْ سَفْکِ الدِّمَاءِ بِغَیْرِ حَقِّهَا وَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ مُبْتَدِئٌ بِالْحُکْمِ بَیْنَ الْعِبَادِ فِیمَا تَسَافَکُوا مِنَ الدِّمَاءِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ فَلَا تُقَوِّیَنَّ سُلْطَانَکَ بِسَفْکِ دَمٍ حَرَامٍ فَإِنَّ ذَلِکَ مِمَّا یُضْعِفُهُ وَ یُوهِنُهُ بَلْ یُزِیلُهُ وَ یَنْقُلُه‏.»[۲۵۰]
و بپرهیز از خون‌ها، و ریختن آن به ناروا، که چیزى چون ریختن خون به ناحق (آدمى) را به کیفر نرساند، و گناه را بزرگ نگرداند، و نعمت را نبرد، و رشتۀ عمر را نبرد، و خداوند سبحان روز رستاخیز نخستین داورى که میان بندگان کند در خون‌هایى باشد که از یکدیگر ریخته‏اند. پس حکومت خود را با ریختن خونى به حرام نیرومند مکن که خون به حرام ریختن قدرت را به ناتوانى و سستى کشاند بلکه دولت را از صاحب آن به دیگرى بگرداند.
حضرت به مالک متذکّر می‌شوند که ریختن خون، موجب قدرت یافتن حکومت نمی‌شود، بلکه زوال آن‌را در پی دارد و سقوط سرانجام خون و خون‌ریزی خواهد بود نه شوکت و عزّت. حضرت در اصلاح این نگرش و فرهنگ این جملات را بیان فرمودند و زمامداران راه حکومتداری را از حضرت بایستی فرابگیرند که در این صورت عمر حکومتشان طولانی می‌گردد.

  1. ۱٫ ۳٫ نقض آزادی‌های عمومی

آزادی در منظر حضرت علی (×) جایگاه ویژه و مفهومی عمیق دارد. انسان آزاد آفریده شده و این حقّی است که در ذات او وجود دارد. آزادی برای انتخاب سرنوشت، اندیشه، سبک زندگی و… همه حقّی ذاتی برای آدمی است. امام علی (×) در وصیّت‌نامۀ خویش به فرزند گرامی خود، امام حسن مجتبی (×) فرموده است:
«وَ لَا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ وَ قَدْ جَعَلَکَ اللَّهُ حُرّا.»[۲۵۱]