رهبر و والی یک جامعۀ بالنده کسی است که مردم را محرم خود بداند و با آنان ‌رابطۀ مستقیم برقرار کند، حرف آنان‌را بدون واسطه بشنود و بدون هیچ محدودیّتی با آنان سخن بگوید و از مشکلات مردم با خبر شود. اگر مردم نتوانند با حاکم رابطه داشته باشند و مسائل خود را به او منعکس نمایند نسبت به او بى‌اعتماد مى‌شوند و پیش‌داورى منفى پیدا می‌کنند و قضاوت منصفانه‌اى دربارۀ عملکرد او نخواهند داشت. براى اجتناب از چنین خطرى حضرت على (×) خطاب به قثم بن عبّاس که از جانب آن بزرگوار بر مکّه حکمفرما بود، توصیه‌ای می‌فرمایند:
«وَ لَا یَکُنْ لَکَ إِلَى النَّاسِ سَفِیرٌ إِلَّا لِسَانُکَ وَ لَا حَاجِبٌ إِلَّا وَجْهُک.»[۹۷]
جز زبانت چیز دیگرى پیام‌رسانت با مردم، و جز چهره‏ات دربانى وجود نداشته باشد.
یعنی حاکم مانند گردن‌کشان و مستبدّان پیغام نفرستد بلکه خود اقدام به سخنرانی کند و هر کسی‌که می‌خواهد او را ببیند و مانعی برای دیدار با حاکم وجود نداشته باشد.
یکی از روش‌های ارتباط با مردم در اندیشۀ حضرت علی (×) برگزاری جلسات و نشست‌هایی است که مردم بدون هیچ‌گونه ترس، اضطراب و دلهره‌ای سخن بگویند و بدون هیچ ترسی از نیروهای امنیّتی، به‌راحتی مطالب خود را با حاکم و والی در میان بگذارند. ایشان در نامۀ ۵۳ خطاب به مالک اشتر این روش را متذکّر می‌شوند و می‌فرمایند:
«وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِیهِ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَکَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَ أَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَ شُرَطِکَ حَتَّى یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَتَعْتِعٍ فَإِنِّی سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ (|) یَقُولُ فِی غَیْرِ مَوْطِنٍ لَنْ تُقَدَّسَ أُمَّهٌ لَا یُؤْخَذُ لِلضَّعِیفِ فِیهَا حَقُّهُ مِنَ الْقَوِیِّ غَیْرَ مُتَتَعْتِعٍ ثُمَّ احْتَمِلِ الْخُرْقَ مِنْهُمْ وَ الْعِیَّ وَ نَحِّ عَنْهُمُ الضِّیقَ‏وَ الْأَنَفَ یَبْسُطِ اللَّهُ عَلَیْکَ بِذَلِکَ أَکْنَافَ رَحْمَتِهِ وَ یُوجِبْ لَکَ ثَوَابَ طَاعَتِهِ وَ أَعْطِ مَا أَعْطَیْتَ هَنِیئاً وَ امْنَعْ فِی إِجْمَالٍ وَ إِعْذَار.»[۹۸]
و بخشى از وقت خود را خاصّ کسانى کن که به تو نیاز دارند. خود را براى کار آنان فارغ دار و در مجلسى عمومى بنشین تا در آن فروتنى کنى خدایى را که تو را آفرید. و سپاهیان و یارانت را که نگهبانانند یا تو را پاسبانانند، از آنان بازدار، تا سخنگوى آن مردم با تو گفت‌وگو کند بى‌درماندگى در گفتار، که من از رسول خدا (|) بارها شنیدم که مى‏فرمود: «هرگز امتى را پاک (از گناه) نخوانند که در آن امّت (بى‌آنکه بترسند) و در گفتار درمانند، حقّ ناتوان را از توانا نستانند» و درشتى‌کردن و درست سخن نگفتن آنان‌را بر خود هموار کن و تنگ‌خویى بر آنان و خود بزرگ‌بینى را از خود بران، تا خدا بدین کار درهاى رحمت خود را بر روى تو بگشاید و تو را پاداش فرمانبرى عطا فرماید، و آن‌چه مى‏بخشى چنان بخش که بر تو گوارا افتد و آن‌چه باز مى‏دارى با مهربانى و پوزش‌خواهى همراه بود.
ارتباط مستقیم رهبر با طبقۀ فرودست او را در اجرای هرچه بهتر قوانین و فرامین کمک می‌کند. حضرت در فرازی دیگر از عهدنامۀ مالک اشتر، به وی دستور می‌دهد که به‌عنوان حاکم و والی، خود به سراغ طبقۀ فرودست جامعه برود و از مشکلات آنان باخبر شود:
«وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لَا یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ مِمَّنْ تَقْتَحِمُهُ الْعُیُونُ وَ تَحْقِرُهُ الرِّجَال‏.»[۹۹]
و به کارهاى کسى که به تو دسترسى ندارد بنگر. آنان‌که در دیده‏ها خوارند و مردم خردشان مى‏شمارند.
ب) ارتباط پیوسته با مردم
زمانی‌که والی و حاکم مدّت زیادی با مردم صحبت نکند و در انظار عمومی حاضر نشود، مردم نسبت به او بدبین می‌شوند. سفارش حضرت على (×) این است که زمان دورى و غیبت حاکم از میان مردم به طول نینجامد تا بدگمانى‌ها و سوء ظن‌ها شکل نگیرد. حضرت می‌فرمایند:
«وَ أَمَّا بَعْدُ فَلَا تُطَوِّلَنَّ احْتِجَابَکَ عَنْ رعیّتکَ فَإِنَّ احْتِجَابَ الْوُلَاهِ عَنِ الرَّعِیَّهِ شُعْبَهٌ مِنَ الضِّیقِ وَ قِلَّهُ عِلْمٍ بِالْأُمُورِ وَ الِاحْتِجَابُ مِنْهُمْ یَقْطَعُ عَنْهُمْ عِلْمَ مَا احْتَجَبُوا دُونَهُ فَیَصْغُرُ عِنْدَهُمُ الْکَبِیرُ وَ یَعْظُمُ الصَّغِیرُ وَ یَقْبُحُ الْحَسَنُ وَ یَحْسُنُ الْقَبِیحُ وَ یُشَابُ الْحَقُّ بِالْبَاطِل.»‏[۱۰۰]
فراوان خود را از رعیّت خویش پنهان مکن که پنهان شدن والیان از رعیّت نمونه‏اى است از تنگ‌خوئى و کم‌اطّلاعى در کارها، و نهان‌شدن از رعیّت، والیان را از دانستن آن‌چه بر آنان پوشیده است باز دارد، پس کار بزرگ نزد آنان خرد به شمار آید، و کار خرد بزرگ نماید، زیبا زشت شود و زشت زیبا، و باطل به لباس حق درآید.
پرهیز از احتجاب
یکی از چیزهایی که حاکم باید از آن دوری کند احتجاب است. «احتجاب در لغت به‌معنای در پرده شدن، در حجاب شدن و روی نهان کردن است و در اصطلاح به‌معنای دور بودن از مردم، خود را از مردم جدا کردن، ارتباط مستقیم نداشتن و در نتیجه بی‌اطلاع بودن یا کم‌اطلاع بودن از مردم و مسائل و مشکلات ایشان است.»[۱۰۱]
پیامدهای احتجاب
در سلوک حکومتی حضرت امیر (×) دور ‌بودن از مردم، امری ناخوشایند است و آ

نوشته ای دیگر :   تجدید در توصیف طبیعت در اشعار ابن خفاجه اندلسی- قسمت ۳۳

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

ثار سوئی بر آن مترتّب می‌شود. زمانی‌که والی در دسترس مردم نباشد، از وضعیّت معیشتی، فرهنگی و اجتماعی آنان مطّلع نمی‌باشد و این امر مردم را نسبت به والی و زمامدار دل‌سرد می‌کند و ممکن است امور در نظر حاکم برخلاف واقعیّات باشد. امّا اگر حاکم خود با مردم به بحث و گفت‌وگو بنشیند و از نزدیک با آنان در ارتباط باشد، جای هیچ شکّ و ابهامی باقی نمی‌ماند و واقعیّات همان‌گونه که هست به سمع و نظر حاکمان می‌رسد.
مدیریّت جامعه، با کسب اطّلاع از اوضاع و احوال و مسائل و مشکلات میسّر است و گرنه انسان برنامه‌ریزی صحیحی برای ادارۀ اجتماع انسانی نخواهد داشت.

  1. ۲٫ ۱٫ ۲٫ ۲٫ رعایت حقوق دو طرفه

یکی از مسائلی که بایستی مورد توجّه مردم و حاکمان قرار بگیرد، حقوقی است که بر عهدۀ آنان می‌باشد. یکسری وظایف بر گردن حاکم و یکسری وظایف بر گردن مردم است که رعایت نکردن حقوق دو طرفه موجب نزاع و کشمکش و انحطاط جوامع می‌شود. خطبۀ ۳۴ نهج البلاغه به حقوق دو طرفۀ حاکم و مردم اشاره کرده است. حضرت در این خطبه خطاب به مردم می‌فرمایند:
«أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِی عَلَیْکُمْ حَقّاً وَ لَکُمْ عَلَیَّ حَقٌّ.»[۱۰۲]
اى مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقّى واجب شده است.
یک جامعه زمانی به بالندگی و شکوفایی می‌رسد که دستگاه حکومتی و مردم از حقوق خود با خبر باشند و با به کار بستن آن، بستر پیشرفت و تعالی خود را فراهم کنند. اگر در جامعه‌ای این امر تحقّق پیدا کند، ثمرۀ آن عزّت، اقتدار و پیشرفت خواهد بود و در غیر این‌صورت، نتیجۀ آن زوال و سقوط اجتماع است. در هر جامعه‌ای که حقوق افراد رعایت شود، مردم احساس آرامش دارند و پناهگاهی را برای خود متصوّر می‌کنند که در آن حقوقشان حفظ می‌شود و همین مسأله موجب می‌گردد که حقوق طرف مقابل را هم محترم بشمارند و این احترام گذاشتن به حقوق متقابل، پایه‌های حکومت را استوار می‌کند و اختلاف کلمه پدید نمی‌آید و دشمن نظر سوء بر این جامعه نمی‌کند. حضرت علی (×) در این رابطه فرمودند:
«فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّهُ إِلَى الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّینِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ فَصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِی بَقَاءِ الدَّوْلَهِ وَ یَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاء.»[۱۰۳]
پس زمانى‌که رعیّت حقّ والى را ادا کرد، و والى هم حقّ رعیّت را رعایت نمود، حق میان ایشان ارجمند گردد، و راه‌هاى دین برپا شود، و نشانه‏هاى عدالت اعتدال گیرد، و سنّت‏ها در مجراى خود روان شود، و زمان آراسته و شایسته گردد، و به دوام دولت امید رود، و مطامع دشمنان به یأس مبدّل گردد.
نتایجی که از رعایت حقوق متقابل به دست می‌آید عبارت است از:
۱ـ عزّت حق؛
۲ـ متجلّی شدن دین و دین‌داری؛
۳ـ تحقّق یافتن عدالت؛
۴ـ اجرا شدن سنّت نبوی (|).
«با فراهم شدن این چهار امر، زمانه چنان می‌شود که شوق زندگی و تکاپوی متعالی در آن موج می‌زند، مردمان از زیستن خود خشنود می‌گردند، هر روز خود را بهتر از قبل می‌بینند، پس رضایت عمومی فراهم می‌شود. چنین مجتمعی برقرار می‌ماند، زیرا عوامل پایدارکننده به سبب رعایت و پایبندی به حقوق متقابل در آن فراهم است، آن‌چه از جانب دشمنان در جهت تضعیف و تخریب چنین مجتمعی صورت پذیرد، راه به جایی نمی‌برد، چرا که بنیان‌های اساسی آن با حقوق‌مداری محکم است.»[۱۰۴] یک حکومت متمدّن و دموکراتیک حکومتی است که برای رهایی از مشکلات سخت و سنگین خود، متوسّل به زور و خوی استکباری نشود و برای تحقّق برنامه‌ها و اصلاحات مدّنظر خویش، حاکمیّت خودسرانه و خودکامانه را در دستور کار خود قرار ندهد.

نوشته ای دیگر :   برّرسی و تحلیل عوامل فروپاشی جوامع از منظر امام علی (علیه السلام) با ...

  1. ۲٫ ۲٫ آگاهی بخشی و بصیرت

یکی از چیزهایی که در جامعۀ بالنده و به دور از خودکامگی مطرح می‌شود، آگاهی‌بخشی و بصیرت است. یک جامعۀ خودکامه، سعی می‌کند مردمانش از آگاهی‌، بصیرت و دانایی فاصله بگیرند تا به‌راحتی بر آنان حکومت کند.

  1. ۲٫ ۲٫ ۲٫ مفهوم‌شناسی

واژه بصیرت از مادۀ «بصر» است که احمد ابن فارس می‌نویسد: