محمدبن یحیی عن احمدبن محمد و علی بن ابراهیم عن ابیه جمیعا عن ابن محبوب عن ابی ایوب عن حریز عن ابی عبدا… (ع) قال سالته عن رجل قتل رجلاً عمداً فرفع الی الوالی. فدفعه الوالی الی اولیاء المقتول لیقتلوه. فوئب علیه قوم خلصو القاتل من ایدی الاولیاء ، فقال اری ان یحیی الدین خلصو القاتل من ایدی الاولیاء حتی یاتوا بالقاتل، قبل: فان مات القاتل و هم فی السجن، قال: فان مات مغلیهم الدیه بودنها جمیعا الی اولیاء المقتول.

حریز می‌گوید: از امام صادق پرسیدم: مردی مرد دیگر را عمداً کشته است شکایت به والی بردند، و والی قاتل را به اولیاء مقتول سپرد، تا او را بکشند که گروهی هجوم آوردند، و قاتل را از دست ایشان رهانیدند (حکم مسأله چیست؟)

امام فرمود: به نظر من کسانی که قاتل را از دست اولیاء دم نجات می‌دهند زندانی می‌شوند تا قاتل را تحویل دهند.

سوال شد: اگر در وقتی که در زندانند قاتل بمیرد چه می‌شود؟

امام فرمود: اگر قاتل مرد دیه به عهده آنان است که باید به اولیاء مقتول بپردازند.

دیدگاه فقهای امامیه در حبس عامل فرار متهم به قتل

۱- حضرت آیه الله خویی در این زمینه که کسی قاتل را از دست اولیاء دم فراری دهد براین نظرند که باید

فراری دهنده را حبس نموده تا زمانی که قاتل را بیاورد، و اگر قاتل را نیاورد با حضور او ممکن نباشد فراری دهنده باید دیه مقتول را بدهد.

۲- حضرت آیه الله گلپایگانی هم در فرض مذکور قاتل به این هستند که فراری دهنده باید قاتل را بیاورد والا حبس می‌شود.

۳- شیخ طوسی: هرکس قاتلی را از دست ولی مقتول به زور به در آورد ضامن دیه مقتول است مگر اینکه قاتل را به ولی بازگردانند و تحویل او دهند.

از روایات و نظر فقهاء برداشت می‌شود، اگر احقاق حقوق مردم منوط به حبس متهم باشد حاکم جامعه اسلامی می‌تواند برای این مهم متهم را حبس نماید تا مردم بتوانند به حق خود برسند.

گفتار پنجم: حبس تروریست

۱- عن جعفربن محمد (ع) عن ابیه: ان علی یوقظ الناس لصلاه الصبح. فضربه عبدالرحمن بن ملجم بالسیف علی‌ام راسه. فوقع علی رکتبه. فاخذه، فالتزمه، حتی اخذه الناس. و حمل علی (ع) حتی افاق. ثم قال للحسن و الحسین (ع) احسبوا هذا لاسیره و اطعموه

و اسقوه و احسنوا اساره فان عشت، فانا اولی لاصنع‌بی، ان شئت عفوت، و ان شئت صالحت و ان مت. فذالک الیکم. فان بدالکم ان تقتلوه، فلا تمثلوابه.

امام صادق (ع) از پدرش نقل فرمود: علی (ع) بیرون آمد و مردم را برای نماز صبح بیدار می‌کرد که عبدالرحمن بن ملجم با شمشیر به فرقش زد آن حضرت به زانو در افتاد و ابن ملجم را گرفت و نگه داشت، تا اینکه مردم او را گرفتند علی (ع) را بردند. وقتی به هوش آمد به حسن و حسین علیها السلام فرمود: این اسیر را نگه دارید و به او آب و غذا بدهید و با او به خوبی رفتار کنید، اگر زنده ماندم خود می‌دانم با او چه کنم یا آزادش می‌کنم و یا می‌بخشم و یا مصالحه می‌کنم و اگر مردم اختیار با شماست ولی اگر خواستید او را بکشید مثله نکنید.

نوشته ای دیگر :   برّرسی و تحلیل عوامل فروپاشی جوامع از منظر امام علی (علیه السلام) ...

گفتار ششم: حبس ایلاء کننده و ظهارکننده

علامه مجلسی (ره) در مرآه العقول درباره معنی ایلاء می نویسد: ایلاء از نظر لغت یعنی سوگند و از نظر شرع، یعنی زوج دائم سوگند بخورد که زوجه مدخول بهای خود را برای همیشه یا در مدت بیش از چهار ماه و طی در قبل نکند تا به او آزار رساند.

در جاهلیت ایلاء همانند ظهار یک نوع طلاق بوده است که شرع حکم آن را تغییر داد و برای آن احکام خاصی وضع کرد که اگر دارای آن شرایط بود ایلا محسوب شود و اگر شرایط را دارا نبود قسم به حساب می آید و آن در قسم معتبر است در آن هم اعتبار دارد و یا حکم قسم در مورد آن اجرا می شود.

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: للذین یولون من نسائهم تربص اربعه اشهر فإن فاووا فإنّ الله غفور رحیم و ان عزموا الطلاق فان الله سمیع علیم.[۱۲۲]

ترجمه:برای کسانی که به ترک همخوابگی با زنان خود، سوگند خوردند (ایلاء) چهار ماه انتظار (و مهلت) است، پس اگر (به آشتی) باز آمدند، خداوند آمرزنده و مهربان است و اگر آهنگ طلاق کردند، در حقیقت خدا شنوای داناست.

در همین رابطه روایات زیادی در میان احادیث شیعه یافت می شود؛ از جمله: شیخ کلینی (ره) از امام صادق (ع) در مورد مولی که از طلاق دادن خودداری نماید، روایت نموده که آن حضرت فرمود:

کان امیرالمومنین (ع) یجعل له حظیره من قصب و یحبسه فیها و یمنعه من الطعام و الشراب حتی یطلق[۱۲۳]

امیرالمومنین علی (ع) او را در اطاقکی از نی زندانی می کرد و مانع خوردن و آشامیدن وی می گشت تا طلاق دهد.

روایات در خصوص ایلا

۱-الحسین بن محمد عن معلی بن محمد عن الحسین بن علی حماد بن عثمان عن ابی عبدالله علیه السلام قال:فی الحولی اذا ابی ان یطلق . قال: کان امیرالمومنین علیه السلام یجعل له حظیره من قصب یجه فیها و یمنعه من الطعام والشراب حتی یطلق

امام صادق علیه السلام می فرمایند در مورد مولایی که از دادن طلاق امتناع ورزید روایت کرده است حضرت علی علیه السلام او را در اتاقکی از نی زندانی کرد و مانع خوردن و آشامیدن او شد تا طلاق دهد.

۲- روی عن امیرالمومنین علیه السلام بنی حظیره من قصب و جعل فیها رجلا الی من امراه بعد اربعه الشهر و قال له:اما ترجع الی المناکه او ان تطلق و الا احرقت علیک ال حظیره

ترجمه روایت شده که حضرت علی علیه السلام اتاقکی از نی ساخت و در آن مردی را قرار دادند که زنش را از ۴ماه ایلا کرده بود و به او گفت یا با او همبستر می شوی یا او را طلاق می دهی وگرنه اتاقک را به آتش می کشم.

۳-و روی انه ان فاء و هو ان یرجع الی الجماع. والا حبس فی حظیره من قصب و شهدا علیه فی الماکل و المشرب حتی یطلق.۱

و روایت شده که اگر رجوع کرد یعنی حاضر شد به همبستری (که مطلوب حاصل شده) وگرنه در اتاقکی از نی زندانی می شودو در خوردن و آشامیدن سختگیری می شود تا طلاق دهد.

نوشته ای دیگر :   جستجوی مقالات فارسی - پایان نامه جدید اصلاح شده

دیدگاه فقها در مورد زندانی کردن ایلاء کننده

۱- شیخ طوسی: اگر مردی از ۴ماه از رجوع و طلاق خودداری کرد و وقت گذرانی کرد جایز نیست که حاکم او را طلاق دهد ولی سختگیری و زندانی کندتا وی را طلاق دهد و لازم نیست که حاکم خود طلاق را اجرا کند.۲

۲- محقق حلی :اگر مرد از هر ۲ کار سرپیچی کرد زندانی می شود و بر او فشار می آید تا رجوع کند یا طلاق دهد.۳

۳-آیه الله گلپایگانی :اگر پس از انقضار مدت از طلاق امتناء ورزید و رجوع نکرد امام او را زندانی می کند و بر وی سخت می گیرد.۴

۴-آیه الله خویی : وقتی که زن شکایت کرد حاکم ازمان شکایت زن به مرد ۴ ماه مهلت می دهد اگر بازگشت و بعد از وطی کفاره داد مشگلی نیست و الا او را ملزم به رجوع یا طلاق می کند و در خوردن و آشامیدن بر او سختگیری می کند.۵

دیدگاه عامه در خصوص حبس ایلاء کننده

۵-شافعی: در این مسأله ۲ قول است… و قول دوم : با زندان بر او سخت گرفته می شود تا رجوع کند یا طلاق دهد.[۱۲۶]

۶-فیروزآبادی:وقتی مدت منقضی شد و زن درخواست رجوع کرد مرد توقیف واز او درخواست می شود رجوع کند.[۱۲۷]

۷-ابن رشد :اگر از رجوع و طلاق امتناء ورزی آیا قاضی طلاق می دهد یا اینکه زندانی می شود تا خود طلاق دهد؟ مالک گفته است : قاضی طلاق را اجرا می کند.

آراء مذاهب دیگر در خصوص حبس ایلاء کننده

در میان عامه یکی از اقوال، حبس است. چنانکه در کتاب الأم شافعی به آن اشاره شده است و نظر ظاهریه از اهل سنت و زیدیه نیز چنین می باشد.

ابوعیسی گوید: وقتی چهار ماه گذشت، اهل علم در آن اختلاف کرده اند؛ برخی اهل علم از اصحاب پیامبر(ص) و دیگران گفته اند: وقتی چهار ماه گذشت توقیف می شود، که یا رجوع می کند یا طلاق می دهد. این قول مالک بن انس، شافعی، احمد، اسحاق، ابوثور و ابوعبید است. برخی دیگر از اصحاب پیامبر (ص) و دیگران گفته اند: هر گاه چهار ماه گذشت این طلاق بائن است. این قول سفیان ثوری و اهل کوفه است.

حبس ظهار کننده:

منظور از ظهار این است که زوج به زنش بگوید (ظهرک کظهر امی) یعنی پشت تو مانند پشت مادرم است.

۱-محمدبن احمدبن یحیی عن محمدبن الحسن عن وهیب بن حفص عن ابی بصیر قال : سالت ابا عبدالله علیه السلام عن رجل ظاهر عن امراه ؟ قال:ان اتاها فعلیه عتق رقبه اوصیام شهرین متتلعین او اطعام ستین مسکینا والاترک ثلاثه اشهر. فان فاءو و الا اوقف حتی یسال:انک حاجه فی امراتک او تطلقها ؟ فان فاء فلیس علیه شی و هی امراته.فان طلق و امره فهو املک برجعتها.

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است