بند دوم: تعریف اصطلاحی

سجن هو تعویق الشخص و منعه فی التصرف بنفسه و الخروج الی اشغاله و مهماته الدینیه و الاجتماعیه

مفهوم واژه حبس، به معنای گرفتن و ممنوع ساختن شخص از تصرف آزادانه و جلوگیری از پرداختن به مشاغل و امور مهم دینی و اجتماعی می باشد.

واژه حبس، به معنای مانع شدن از آمد و شد می باشد و حبس ضد تخلیه و گشودگی است.

زبیدی در کتاب تاج العروس درباره حبس می گوید: حبس به معنای مانع شدن و نگه داشتن شدن است و اسم مفعول آن بر وزن محبوس و حبس آمده است. واژه حبس ضد تخلیه و گشودگی می باشد، حبس و احتباس هر دو به یک معنا هستند و احتبس یعنی خود را حبس نمودند.[۱۴]

برخی از دانشمندان لغت می گویند: حبس در شریعت به معنای نگه داشتن انسان در جای تنگ نیست بلکه به معنای جلوگیری از تصرف آزادانه او می باشد.[۱۵]

گفتار دوم: اقسام زندان

فقها و دانشمندان تقسیمات گوناگونی از زندان ارائه داده‌اند که بعضاً تفاوتهایی نیز با هم داشته است. در این خصوص هر یک ملاکهایی جهت این تقسیم‌بندی عنوان نموده‌اند که در زیر به مختصری از این عقاید اشاره می‌شود.

ابن‌عابد تصریح می‌نماید که در قرن چهارم هجری، زندان‌ها از نظر جرم به سه نوع تقسیم شده بود:

۱- زندان ویژه جهت کسانی که به علت عدم پرداخت بدهی به زندان افتاده‌اند

۲- زندان مخصوص برای دزدان

۳- زندان دیگری برای بقیۀ خطاکاران

در فقه اسلامی تقسیم‌بندی دیگری از زندان بر مبنای انگیزه‌های حبس و عوامل و اهدافی که مورد درخواست است، انجام پذیرفته است. در این خصوص دکتر احمد الوائلی در کتاب احکام السجون آورده است:

با تتبع و پژوهش در متوان روائی و آثار و آراء فقها بر دخول افراد به زندان، چهار موجب و عامل می‌توان ذکر کرد:

بند اول: زندان احتیاطی:

زندان احتیاطی یا بازداشت موقت عبارت است از اینکه فرد متهم پیش از اثبات جرم او بصورت موقت در زندان بماند و تحت نظر قرار بگیرد و این در حالی است که احتمال هست که جرم وی ثابت نشود و او از اتهام تبرئه شود.

زندان نسبت به چنین فردی، جنبۀ کیفری ندارد بلکه صرفاً از باب احتیاط و برای جلوگیری از گریختن احتمالی او در حین تحقیقات و یا به منظور اینکه نتواند بر مجاری تحقیقات قضایی تاثیر نامطلوب بگذارد زندانی می‌شود. بیشتر پیشوایان فقه و حدیث نیز بر این مطلب تصریح کرده‌اند که والی و قاضی می‌تواند چنین کسی را حبس کند. از اینرو باید با او به گونه‌ای که از اشخاص به زندان محکوم شده و مجرم، متمایز شود.

بند دوم: زندان اکتشافی

مانند زندانی کردن کسی که مدیون است و حال او از نظر تنگدستی و تمکن و دارائی و نداری معلوم نباشد.

چنانچه در وسائل الشیعه روایت کرد که علی (ع) در مورد دین به تأخیر افتاده قضاوت نموده که شخص مدیون زندانی شود تا اگر مفلس و ورشکسته و نیازمند بودن او ثابت شد، از زندان آزاد شود تا بتواند مالی بدست آورد و نیز مانند زندانی کردن شخص متهم به تبهکاری و دزدی به منظور امتحان کردن او در زندان.

بند سوم: زندان حقوقی:

یعنی زندانی کردن به انگیزه اخذ یک حق از آن فرد زندانی، این مسئله هم در حقوق عمومی وجود دارد و هم در حقوق اشخاص. نمونه آن در حقوق خصوصی آن روایتی است که در وسایل الشیعه گزارش شده است که: «شیوه علی (ع) بر این استوار بود که سه کس را زندانی می‌کرد:

کسی که مال یتیمی را خورده باشد، کسی که مال یتیمی را غصب کرده باشد و امینی که در امانت خیانت کرده و آن را ربوده باشد».

در حقوق عمومی نیز نمونه آن، مطلبی است که “ابن فجار” حنبلی در کتاب “منتهی الأرادات” خود بیان کرده و گفته است: «اگر کسی به آزار رسانی مردم مشهور شود، هرچند که این آزار رسانی بواسطۀ چشم باشد، محکوم به حبس ابد می‌شود».

همچنین علاوه بر موارد فوق، مسلمانی که به ضرر مسلمانان جاسوسی کند، او را تا زمانی که توبه‌اش ظاهر نگشته است زندانی می‌کنند.

بندچهارم: زندان جنایی:

موارد این زندان نیز در کتابهای فقهی که روایات و گفتار فقها در آنها گردآوری شده است بسیار زیاد است: مثلاً در روایتی آمده است: “علی (ع) درباره چهار نفر که در حال مستی با چاقو همدیگر را مورد حمله و ضرب قرار داده و شکم یکدیگر را پاره کرده بودند، اینگونه قضاوت کرد که: آنان به زندان انداخت تا به حال عادی بیایند، در این حال دو نفر از آنان مردند و دو نفر دیگر زنده ماندند. حضرت، حکم داد که قبیله‌های آن چهار نفر خونبهای آنان را بپردازند و خونبهای مربوط به زخمهای آن دو نفر باقی مانده نیز از خونبها و دیه آن دو نفر مقتول کسر کرده و به آنان پرداخت کرد.”

و نیز مرحوم شیخ طوسی در کتاب التهذیب از عبدالله بن سنان نقل کرده است که او گوید: به حضرت صادق عرض کردم: جانم به قربانت، کیفر مردی که ناگهان به زنی حمله کند و موی سر او را با زور بتراشد چیست؟

حضرت فرمودکه با وضع درد آور مورد ضرب قرار می‌گیرد و سپس در زندان مسلمانان زندانی می‌گردد تا وضع موی سر آن زن معلوم گردد.

مبحث دوم: سابقه زندان در اسلام

در این قسمت برای مطالعه و مسأله زندان و چگونگی اعمال و اجرای آن در طول دوران حکومت اسلامی تاریخچه زندان را در سه دوره صدر اسلام، دوران امویان، و سپس عهد باستان مورد بررسی قرار خواهیم داد.

گفتار اول: زندان در صدر اسلام

در صدر اسلام، پیامبر اکرم (ص) بدنبال پایه‌گذاری شیوه نوینی در دادرسی و آوردن روش تازه‌ای در قانونگذاری، برای نگهداری نظم جامعه، تبهکاران را به زندان محکوم می‌ساخت. بنابراین می‌توان بر این عقیده بود که زندان در روزگار پیامبر نیز وجود داشته است.[۱۸]

اما آنچه از مطالعه کتب بعضی از نویسندگان عرب درباره زندانهای اسلامی استفاده می‌شود چنین بر می‌آید که در زمان پیامبر (ص) و نیز در عهد ابوبکر، ساختمان مخصوصی برای زندان وجود نداشت.[۱۹]

این امر نیز بیشتر به خاطر عدم گستردگی جامعه اسلامی بود، خصوصاً اینکه در آغاز انقلاب اسلامی تعهد مردم به قوانین بیشتر و متخلف کمتر یافت می‌شود. لذا در آیات قرآن نیز جمله‌ای که نشان دهد در آن عصر زندانی وجود داشته، مطلقاً دیده نمی‌شود.

در آن ایام زندانی کردن کسی عبارت بود از محدود نمودن او بگونه‌ای که نتواند با دیگران رفت و آمد و معاشرت داشته باشد و به اختیار خود بطور آزاد کاری انجام دهد.[۲۰] گاهی نیز مجرمان را در گوشه‌ای از مسجد زندانی می‌کردند و از آنجا که قفل و بندی در کار نبود، کسی را مراقب او قرار می‌دادند که فرار نکند، یا خطی بدور او می‌کشیدند و به او سفارش می‌کردند که قدم از آن دایره بیرون نگذارد وگرنه مسئول است و او هم به دلایل خاص اجتماعی و اینکه مبادا جرمش سنگین‌تر شود پا از دایره بیرون نمی‌گذارد و شاید تعبیر به “ترسیم” در بعضی روایات اشاره به همین مطلب باشد.

ملازمت” شکل دیگری از زندان بود، به این ترتیب که مثلاً شخص طلبکار، بدهکار متمکن را همراه خود می‌برد و از او جدا نمی‌شد تا حقش را ادا کند. پیامبر (ص) نیز دستور داد که طلبکار ملازم بدهکار خود باشد و جلوی آزادی او را بگیرد. ابو داوود و ابن‌ماجه در سنن خود از شخصی نام برده‌اند بنام “هرمس” (هرمزبن حبیب) که از قول پدرش نقل می‌کرد که گفته بود: بدهکارم را پیش پیامبر (ص) بردم، حضرت فرمود: «ملازم او باش و از آزادیش جلوگیری کن» و پس از چند روز فرمود: «بالاخره اسیرت چه کرد».[۲۱]

گرچه بعضی از مورخان اصرار دارند به اینکه در عصر سه خلیفه اول زندان به معنی جای خاص بر نگهداری مجرمان وجود نداشته و تنها در عصر امیرالمؤمنین علی (ع) بود که زندان ساخته شد، اما باید اذعان داشت که این ادعا مخالف روایات بسیاری است که می‌گوید: “عمر” نخستین کسی بود، که اقدام به تأسیس زندان کرد.

در زمان عمربن خطاب که اسلام گسترش یافت و تعداد مسلمین رو به افزایش نهاد، وجود زندان نیز بیش از پیش احساس گردید به همین جهت عمر در مکه خانه‌ای را از “صفوان بن‌امیه” به چهار هزار درهم خرید و آنرا زندان قرار داد و نام آن را “زندان عارم” نهاد.[۲۲] هرچند که برخی از محققین در این امر تردید کرده‌اند.

اما آنچه مسلم است اینکه امیرالمؤمنین علی (ع) نخستین کسی بود که به ساختن زندان اقدام نمود. بدین ترتیب که آن حضرت ابتدا زندانی از بوریای فارس ساخت که هم نور فراوان داشت و هم هوای کافی و نام آن را “نافع” نهاد. ولی متاسفانه وضع این زندان مورد سوء استفاده قرار گرفته، بطوری که دزدها دیوار آنرا سوراخ، و اقدام به فرار کردند. تا اینکه آن حضرت زندان دیگری از گل و خشت ساخت و نام آنرا “مخیس” گذاشت. در مورد علت تأسیس زندان توسط علی (ع) گفته شده که در اواخر خلافت عثمان، حکومت دچار نابسامانی و هرج و مرج گردیده و برگرداندن اوضاع به حالت عادی، مستلزم مقداری شدت عمل بود. به همین دلیل امام (ع) اقدام به بنا کردن زندان نمودند. ایشان برای زندانها نظامی ساده پایه‌ریزی نمودند. بدین ترتیب که اگر زندانی چیزی داشت از او گرفته می‌شد و به خودش پرداخت می‌گردید تا خوراک و پوشاک تابستانی و زمستانی و خوراک ذخیره‌اش تأمین گردد و چنانچه زندانی چیزی نداشت این امکانات را از بیت‌المال تأمین می‌نمودند. از دیگر اقدامات آن حضرت در خصوص رفتار با زندانیان می‌توان به شرکت دادن زندانیان در نماز جمعه، سوادآموزی و آموزش قرآن، استفاده از هدایایی که از بیرون برای زندانی آورده می‌شد، حق ملاقات با دیگران و … اشاره نمود که تمامی آنها در جهت اصلاح زندانی و احترام به شخصیت و مقام والای انسانی صورت می‌گرفت.

گفتار دوم: زندان در عهد امویان

زندان در عصر امویان از مسیر نخستین خود، که در عصر امام علی (ع) داشت و کاملاً بر محور دستورات اسلامی دور می‌زد، بکلی تغییر شکل داده، به کانونی برای مخالفان سیاسی بنی‌امیه تبدیل شد. مخصوصاً گروه عظیمی از علاقمندان اهل بیت و خاندان پیغمبر به جرم این عشق و علاقه به زندان می‌افتادند و سخترین شکنجه‌ها را تحمل می‌کردند. در این دوران کوچکترین بهانه کافی بود تا انسان با شخصیتی را بخاطر آن به زندان بیافکند و گاه تا آخر عمرش در زندان بماند و جان دهد. حتی کسانی را که احتمال می‌دادند عشق به علی و خاندان پیامبر در درون قلبشان باشد به زندان می‌افکندند بگونه‌ای که حتی نام علی را بر فرزندان گذاردن نیز جرم بود و شاید بسیاری در زندان‌ها و سیاهچالهای آنها بسر می‌بردند و تنها گناهشان این بود که نامشان علی یا حسن یا حسین است.

در عهد امویان نظام واحدی برای زندان‌ها از نظر احداث زندان و علت ورود به آنجا، چگونگی رفتار با زندانیان، مدت حبس، انگیزه بیرون آمدن از زندان و بطو کلی مسائل مربوط به آن وجود نداشت. و چه بسا گاهی انسانی را تا آنجا در زندان نگه می‌داشتند که سرانجام مرگش فرا می‌رسید.

تعداد زندانیان در این دوران بسیار زیاد بود تا آنجا که تنها در زندان “واسط” ۰۰۰/۱۸۰ نفر زندانی بود و علیرغم این تعداد کثیر، کمترین امکاناتی برای آنها فراهم نبود بطوری که فی‌المثل همین زندان “واسط” از یک چهار دیواری بسیار بزرگ تشکیل می‌شد که زندانیان از هر قشر و گروه در آن قرار داشتند، نه سقف و سایبانی وجود داشت و نه وسیله‌ای برای مبارزه با گرمای تابستان و سرمای زمستان، و حتی زندانیان از شدت آفتاب حق پناه بردن به سایه دیوار را هم نداشتند. علاوه بر اینکه تفکیکی میان زن و مرد و کودک و بزرگسال هم دیده نمی‌شد.

از دیگر شکنجه‌های هولناکی که در زمان امویان در مورد زندانیان روا می‌داشتند عبارت است از:

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.