• مرتبط با ظرفیت نوآوری وابسته
  • مرتبط با ظرفیت نوآوری مستقل
  • تعریف ظرفیت نوآوری باید در سطوح مختلف و شکلهای وسیع که به استراتژی کسب و کار و شرایط بازار وابسته هستند در نظر گرفته شود (J. Guan, Ma, N.,, 2003). در بعضی از مطالعات ظرفیت نوآوری با فرهنگ سازمانی، فرآیندهای داخلی برای پاسخ مناسب به تغییرات محیط مرتبط شده است (Akman & Yilmaz, 2008).
    از تعریفهای جدول (2-4) دو نوع گرایش در بین پژوهشگران دیده میشود. عدهای که قدیمیتر هستند سعی در تعریف ظرفیتهای نوآوری بعنوان ظرفیتی که فقط محدود به داخل سازمان میشود، نمودند. گروه دوم در سالهای اخیر بیشتر به چشم میخورند ظرفیتهای نوآوری را محدود به تواناییهای داخل شرکت ندانسته و همکاری با شرکتها و نهادهای دیگر را نیز بعنوان ظرفیت نوآوری در نظر گرفتند. از این گروه میتوان به نسیمبنی[36] (2001) ، آکمن[37] و یلماز[38] (2008)، کرول[39] و شیلر[40] (2010)، فورسمن[41] (2011) اشاره نمود. این گروه از پژوهشگران محیط خارجی را نیز عامل مؤثر بر توانایی نوآوری شرکتها در نظر گرفتند و برخی مانند فورسمن پا را فراتر گذاشته و ظرفیت نوآوری شبکهسازی را بعنوان یک ظرفیت نوآوری برای سازمانها در نظر گرفتند.
    از طرف دیگر پژوهشگران دیگری اقدام به ارائه مدلها یا روشهایی برای بررسی توانایی نوآوری فناورانه سازمانها پرداختند. که در ادامه به آن پرداخته میشود.
    توانمندی نوآوری فناورانه
    ظرفیتهای نوآوری فناورانه، مجموعهای از ویژگیهای سازمان است که استراتژیهای نوآوری فناورانه سازمان را تسهیل و پشتیبانی میکنند(Burgelman, 2004). توانایی نوآوری فناورانه نوعی منبع یا دارایی خاصی هستند که شامل فناوری، محصول، فرآیند، دانش، تجربه و سازماندهی است(J. Guan, Ma, N.,, 2003). بهبود ظرفیتهای نوآوری فناورانه میتواند برای شرکت سودمند باشد و منجر به بالا رفتن رقابت پذیری شرکت شود.
    نوآوری فناورانه موفقیت آمیز نه تنها به ظرفیت فناوری وابسته است بلکه به ظرفیتهای کلیدی دیگر در حوزههای تولید، بازاریابی، سازمان، برنامهریزی استراتژیک، یادگیری و تخصیص منابع نیز وابسته خواهد بود(Yam, 2004). توانایی نوآوری فناورانه ضمنی[42] و معمولاً قابل مستند سازی نیست. این توانایی همبستگی نزدیکی با تجربیات داخلی و اکتساب تجربی[43] دارد. بطور کلی گستره متنوعی از داراییها، منابع و تواناییها برای موفقیت یک نوآوری لازم است. بنابراین توانایی نوآوری فناورانه به منظور مقابله با نیازمندیهای استراتژی شرکت و تسهیل شرایط خاص و محیط رقابتی باید در دامنه و سطوح مختلفی تعریف گردد(Jian Cheng Guan, Yam, Mok, & Ma, 2006).
    توانایی نوآوری فناورانه نتیجه ارتباط بین مهندسان فنی، مدیریت نوآوری، سیستمهای فناورانه و تئوریهای علمی است (Barton, 1984). توانایی نوآوری فناورانه مفهومی پیچیده و نامشخص است که به سختی تعیین میشود. اندازهگیری توانایی نوآوری فناورانه نیازمند در نظر گرفتن همزمان معیارهای کمی و کیفی میباشد(Wang, Lu, & Chen, 2008).
    محققان و مؤسسات گوناگونی روشهای خود را برای ارزیابی ظرفیتهای نوآوری فناورانه سازمان معرفی نمودهاند:
    (Adler, 1990) توانمندی نوآوری فناورانه به چهار دسته تقسیم مینماید:
    1- ظرفیت برآورده کردن نیازمندی‌های بازار توسط توسعه محصولات جدید
    2- ظرفیت تولید کردن این محصولات جدید با استفاده از فناوری فرآیند مناسب
    3- ظرفیت برآورده کردن نیازهای آینده با توسعه و معرفی محصولات و فناوری فرآیند جدید
    4- ظرفیت پاسخگویی به فعالیت فناوری پیشبینی نشده که توسط رقبا یا شرایط پیشبینی نشده ایجاد میشوند.
    در رویکرد دارایی[44] (Christensen, 1995) توانمندی نوآوری فناورانه را به سه دسته دارایی تحقیق علمی[45]، دارایی نوآوری محصول[46] و دارایی زیبای طراحی[47] تقسیم مینماید.
    در رویکرد فرآیندی دیگری(Chiesa, 1996) مدلی برای ممیزی ظرفیت نوآوری شرکت ایجاد نمود که دو روش برای ارزیابی سازمان – ممیزی فرآیند و ممیزی عملکرد – معرفی مینمود. ممیزی فرآیند بر روی تک تک فرآیندهای لازم برای نوآوری تمرکز مینماید. ممیزی عملکرد بر روی تأثیرگذاری فرآیندها بصورت انفرادی و کل فرآیند بر روی نوآوری بر حسب تأثیر بر روی رقابتپذیری تمرکز مینماید. چیزا و همکاران[48] (1996) با مرور ادبیات موضوع به چند زیر فرآیند و المان رسیدند که عبارتند از:

    • ظرفیت تولید محتوا
    • ظرفیت فرآیند نوآوری
    • ظرفیت توسعه محصول
    • ظرفیت کسب فناوری
    • ظرفیت رهبری
    • ظرفیت بکارگیری منابع
    • ظرفیت استفاده مؤثر از سیستم و ابزارها

    در ممیزی عملکرد، عملکرد هر یک از این فرآیندها و نتیجه کلی فرآیند نوآوری اندازهگیری میشود.
    در رویکردی فرآیندی(Burgelman, 2004) در چارچوب ارزیابی توانمندی نوآوری فناورانه پنج بعد را در نظر میگیرد:

    • در دسترس بودن و تخصیص منابع
    • ظرفیت درک استراتژیهای نوآوری رقبا و تحولات بازار
    • ظرفیت درک توسعههای فناورانه مربوط با شرکت
    • زمینه ساختاری و فرهنگی تأثیرگذار بر فعالیتهای نوآوری