سعدی در این باب به دنبال همنوایی و همدردی و نوع دوستی است چنین به نظر می رسد که وی این عواطف را سرآغاز و پشتیبان یاری گری به شمار می آورد.
شبی دود خلق آتشی برفروخت شنیدم که بغداد نیمی بسوخت
یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود که دکان ما را گزندی نبود.
جهان دیده ای گفتنش ای بوا موس اگرچه سرایت بود بر کنار
(همان ۴۹۴).
در شاهنامه فردوسی که حاوی اسنادی بی نظیر درباره فرهنگ ایرانی است به یکی از انواع جالب تعاون در میان دختران ریسنده اشاره دارد.
یکی شهر بد تنگ و مردم بسی زکوشش بدی خورن هر کسی
در آن شهر دختر فراوان بدند، که بی کام و جوینده نان بدند
بیک روی، نزدیک بودی به کوه شدندی همه دختران همگروه
از این هر یکی پنبه بردی به سنگ یکی دو کدانی زچوب خدنگ
برآمیختندی خورش ها بهم نبودی بخورد اندرون، بیش و کم
مولوی می گوید:
هیچ بانگ کف زدن آید بدر از یکی دست تو بی دست دگر
(همان، ۴۹۷).
ملک الشعرای بهار نیز می گوید:
گویند آواز برنخاست زدستی آری در این سخن بخردی منگر
زان دو یکی را اگر ببندی برپشت مرد به یک دست عاجز آید مضطر
در ضرب المثلهای عامیانه آمده است که دست دست را می شوید، هر دو دست صورت را.
در ضرب المثلهای خراسانی می گویند:«قربان دست بسیار/ چه در خوردن چه در کار»
یک ضرب المثل لری می گوید:«دنیا گا کلمه است.» یعنی جهان سراسر مبادله است.(همان، ۴۹۸).
در آخر جا دارد که سخن سعدی را بیاوریم و این قسمت را به پایان برسانیم.
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند.
چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار
تو کز محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی (همان، ۴۹۹).
نگرش ادیان به همیاری
تعاون پایه هر یک از ادیان جهان است. زیرا هدف دین در هر قومی حداقل،‌ ایجاد همکاری و تجانس در میان مردم است و اگر دین نتواند میان مردم کمک و همیاری برقرار کند، سودی بر آن مترتب نیست. و مفهوم استقرار منافع مادی و معنوی مشترک در میان پیروان آن از میان می رود، و ارزش اجتماعی خود را از دست می دهد.
در آیین زرتشتی، اگر چه بنیاد جهان برتضاد خوبی و بدی نهاده شده است، اما گروندگان به آیین اهورایی برای چیرگی بر اهریمنی، نیازمند یاری به یکدیگر و به ایزدهایی اهورایی می باشد.
در آیین زرتشتی افزون بر یاری همدینان به یاری بددینان نیز به شرطی که به دین آنان گزندی نرساند، سفارش شده است (همان، ۴۶۶).
در دین یهود، بیشترین دستورات موسی‌(ع) با الهام از کلام وحی در زمینه همکاری و همیاری میان قوم بنی اسرائیل است. احکام معروف دهگانه به خوبی نشانگر این مطلب است . احکامی نظیر «احترام و نیکی به والدین» ، «قتل نکردن»، «رعایت حقوق همسایه» و ….
در دین عیسی مسیح (ع) همکاری و تعاون براساس محبت و عشق استوار است. در انجیل آمده است:«من به شما می گویم که به دشمنان خود محبت نمایید و برای لعن کنندگان و به آنان که از شما نفرت دارند، احسان کنید.»
از سفارش حضرت مسیح (ع) است که فرمود:«بر کس مپسند، آنچه تو را پسند نیست.»
دین اسلام به همکاری و یاری دادن محرومان توجه وافری نشان می دهد و بزرگان این دین هموار مساعی خویش را بر آن داشته اند تا عدل و نیکوکاری در جهان گسترش یابد و اخوت و دوستی در بین گروه های مختلف مردم برقرار شود(کریمی درمنی، حمیدرضا،‌ ۱۳۸۹، ۶۶).

نوشته ای دیگر :   متن کامل - شاخصه های الگوی مسکن پایدار (با تاکید بر نقش عرصه های گروهی در ...

قابل به ذکر است که در جامعه قبیله ای اعراب قبل از اسلام نیز همکاری های بسیاری بین افراد قبیله و قبیله های هم پیمان وجود داشته است افزون بر آن مهمان نوازی و پناه دادن به پناهندگان و پذیرش مهاجرین از قبایل دیگر و غیر نیز مرسوم بوده (فرهادی، مرتضی،‌ ۱۳۸۸،۴۷۰‌).

مشهورترین آیه درباره تعاون در قرآن کریم آیه ۲ از سوره مائده است :«وتعاونوا علی البر والتقوی ولاتعاونوا علی الائم والعدوان….» « … و باید شما به یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید، نه بر گناه و ستمکاری……».
در سوره انفال آیه ۷۳ نیز به این معنا یعنی جهت دو سویه همیاری اشاره به تاکید گردیده است:«آنان که کافر شدند نیز بعضی دوستدار و مددکار یکدیگرند.»
همچنین در سوره توبه آیه ۷۱، مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگر قلمداد
شده اند.
افزون بر واژه تعاون که قصد دو سویه و متقابل و معوض را به ذهن متبادر می کند . در قرآن کریم از مددکاری و کمک یکسویه نیز سخن بسیار رفته است که با واژگانی نظیر صدقه و احسان و انفاق بیان شده اند.
در آیه ۱۷۷ سوره بقره آمده است:«نیکوکاری بدان نیست که روی به جانب مشرق یا مغرب کنید چه این کار بی اثر است،‌ اما نیکوکاری کسی است که …. دارایی خود را در راه دوستی خدا و به خویشاوندان و یتیمان و فقیران و رهگذران و گدایان بدهد و هم در آزاد کردن بندگان صرف کند….)(همان، ۴۷۱).
نگرش دین اسلام به قرض الحسنه
یکی از کارهای خداپسندانه ای که می توان با آن، گره ای را گشود، غبار غمی را از چهره گرفته ای سِتُرد، دلی را شاد کرد و اسباب خرسندی خداوند سبحان را به ارمغان آورد، قرض دادن است. اهتمام بدین مهم به گونه ای است که خداوند، وام دادن به غیر را قرض دادن به خود به حساب آورده است، چنان که می فرماید: کیست که به خدا قرض دهد تا خدا بر او چندین برابر بیفزاید؟

نوشته ای دیگر :   بررسی«همیاری های اقتصادی(خانوادگی) در تهران«مطالعه موردی مجیدیه شمالی منطقه ۴»- قسمت ۴

مفهوم قرض

واژه «قرض» در لغت به معنی بریدن با دندان است و در اصطلاح فقهی یکی از عقدهای شرعی است که به واسطه آن کسی مدیون و وامدار دیگری می شود. تحقق شرعی قرض دادن به دیگری منوط به ایجاب و قبول است، البته به شرطی که دهنده وام شرط زیاده در بازپرداخت مال نداشته و گیرنده مال قصد بازپرداخت وام را داشته باشد.
در این صورت به محض واگذاری مال به گیرنده وام، وی حق تصرف در آن مال را دارد، و مال مفروض در زمره دیون وی قرار می گیرد که در صورت شرط زمان در بازپرداخت وام، وی ملزم به بازپرداخت آن در زمان مشخص است وگرنه به محض طلب قرض دهنده، ملزم به بازپرداخت مال است.
فقیهان آیات زیر را بیانگر مشروعیت قرض دانسته اند:

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.