تعداد قسمت های مختلف
تعدادی از گزینه های ارتباط عرضه کننده کالا- خریدار
تعداد تامین کنندگان (ردیف ۱و ردیف ۲ جهانی و یا محلی)
سطح ارتباط استراتژیک بین خرید و ساخت
توانایی خرید برای مخزن تقاضای جهانی برای سفارشات
توانایی دریافت اندازه سفارش متغیر
توانایی دریافت برنامه تحویل متغیر
توانایی تأثیرگذاری بر عملکرد عرضه کننده کالا
امکان تغییر تامین کنندگان در سراسر جهان
توانایی دریافت ECOs اجرا
قابلیت برون سپاری فناوری
قابلیت حفظ تامین کنندگان در بلند مدت
تدارکات در سطح جهانی
شکل ۲-۱۲ مدل سوافورد و همکارانش
مدل ۱۱ : مدل فیصل[۴۵] و همکارانش
فیصل و همکارانش در مدل خود در سال ۲۰۰۷ دسته بندی زیر را در رابطه با شاخص های مرتبط با توانمند سازهای چابکی زنجیره تامین ایجاد کرده اند:
یکپارچه سازی در فرایند شامل :
برنامه ریزی مشارکتی، دسترسی به اطلاعات و دانش از طریق اینترنت و اطلاعات برای همگان در هر زمانی به روز شود، داده های مرتبط با فروش لحظه ای، پاسخگویی کارا به مشتری، قابلیتهای داده کاوی، اعتقادات و اهداف مشترک، میزان هماهنگی بالا، تاکید بر برون سپاری، تبادلات بدون استفاده از کاغذ، نسل جدید نرم افزارهای تحت شبکه
اتحاد در فرایند شامل :
توسعه محصول به صورت مشترک، عدم وجود ذخیره در زنجیره تامین، تیم های چند وظیفه ای، موجودی چند مدیریتی، زیرساختی برای تشویق به نوآوری، به روز رسانی ترکیب فرایندهای تولیدی موجود در زنجیره تامین
یکپارچه سازی شبکه شامل :
تعهد مدیریت ارشد به اقدامات چابک، تصمیم گیری غیر متمرکز، تاکید بر شایستگی های اصلی، اهداف و معیارهای مبتنی بر اعتماد، روابط مبتنی بر اعتماد
حساسیت بازار شامل:
معرفی سریع محصول جدید، پاسخگویی به تقاضای واقعی، تقاضا برای محصولات سفارشی، حفظ و افزایش سطح روابط مشتری، معیارهای مشتری محوری، بهبود کیفیت، کاهش هزینه ها، افزایش فراوانی، بهبود محصول
۲-۷-چارچوب نظری
مطالعات متعددی در خصوص زنجیره تامین چابک و استراتژیهای پیاده سازی آن صورت گرفته است.با وجود تحقیقات و بررسی هایی که در این حوزه صورت گرفته است، تحقیقات کمی وجود دارند که رابطه بین چابکی سازمانی، استراتژیهای سازمانی و اجرای آن را توضیح میدهد.مدل این تحقیق برگرفته از مدل سوافورد و همکارانش (۲۰۰۶) و مدل لین در سال ۲۰۰۶ و مدل فیصل در سال ۲۰۰۷ می باشد که با ترکیب این سه، مدلی طراحی گردیده تا بتوان از طریق آن از یک طرف معیارهای موثر در زنجیره تامین چابک اولویت بندی گردند و از طرفی به ارزیابی و اولویت بندی استراتژیهای پیاده سازی زنجیره تامین چابک پرداخت.
در این تحقیق زنجیره تامین چابک به عنوان وسیله ای برای سنجش توانایی زنجیره تامین، در تطبیق کارآمد با محیط رقابتی که به سرعت در حال تغییر بوده در جهت تامین خدمت یا محصول تعریف شده است. در مدل سوافورد و همکارانش(۲۰۰۶) زنجیره تامین چابک به وسیله پنج شاخص انعطاف پذیری پیشنهاد گردیده است:
انعطاف پذیری توسعه محصول، انعطاف پذیری ساخت و تولید، انعطاف پذیری تدارکات، انعطاف پذیری لجستیک، انعطاف پذیری فناوری اطلاعات
انعطاف پذیری توسعه محصول : در این مدل انعطاف پذیری توسعه محصول به عنوان توانایی در توسعه محصولات متنوع و ارتقاء محصول به طریقی اثربخش از لحاظ هزینه و به موقع در جهت پاسخگویی به نیازهای مشتری یا بازار یا بهره برداری از فرصتهای بازار به گونه ای موثر تعریف شده است.با افزایش انعطاف پذیری توسعه محصول، سازمان می تواند به گونه ای بهتر و موثرتر به معرفی محصول مورد نیاز جهت برآوردن نیازهای متغیر مشتری بپردازد.
انعطاف پذیری توسعه محصول توسط سه شاخص توانایی کاهش زمان چرخه توسعه محصول، توانایی طراحی محصولات متعدد ودرصد دارایی ها با امکان استفاده مجدد سنجیده می شود.
درصد دارایی ها با امکان استفاده مجدد بر اساس تعریف گریفن در سال ۱۹۹۳، به عنوان میزان تغییر در یک پروژه عنوان گردید.یک مثال دارایی با امکان استفاده مجدد را می توان در صنعت لاستیک متصور شد.اگر یک لاستیک در مقیاس کوچک توسعه یابد و دانش آن قابل انتقال به پروژه طراحی یک لاستیک در مقیاس بزرگ باشد، آن گاه دارایی با امکان استفاده مجدد وجود دارد.
توانایی در کاهش زمان چرخه توسعه محصول از طریق توانایی اجرای همزمان فعالیتهای طراحی و هر توانایی در جهت برون سپاری مراحل طراحی نشات می گیرد.
انعطاف پذیری تدارکات : ادغام انعطاف پذیری و مدیریت زنجیره تامین، توانایی سازمان را در جهت ارائه محصولات و خدمات به طور موثر و به موقع بالا برده و در نهایت نتیجه آن چابکی سازمانی است. انعطاف پذیری تدارکات ، توانایی تغییر تصمیمات تدارکات در جهت بهینه سازی اثرات تغییر مورد نیاز را اندازه گیری می کند.هم چنین به پاسخگویی سریع در شرایط نا مطمئن کمک کرده و آن را تسهیل می بخشد.بنابراین انعطاف پذیری تدارکات تاثیر مثبتی بر انعطاف پذیری ساخت خواهد داشت.
تدارکات و منبع یابی ارتباط بین تامین کننده و تولید را تامین می کند و مسئولیت خرید و تحویل مواد با کیفیت در جهت تامین مواد مورد نیاز را داراست.توانایی تدارکات در برآورده ساختن نیازها به توانایی داخلی و توانایی تامین کننده بستگی داشته و تعیین می گردد.
سوافورد انعطاف پذیری تدارکات را در دسترس بودن طیف وسیعی از گزینه ها و توانایی فرایند خرید در بهره برداری به موقع و به طریق اثربخش در هزینه نسبت به تغییرات ونیازمندیهای مواد اولیه می داند که نتیجه آن بهبود پاسخگویی و افزایش رضایت مشتری است.
مدیریت ارتباط موثر با تامین کننده، یک عامل تعیین کننده اصلی در انعطاف پذیری تدارکات است.
ارزیابی انعطاف پذیری تدارکات در زنجیره تامین از طریق ارزیابی سه شاخص تعداد تامین کنندگان توانا برای هر ماده و در هر دوره، نفوذ پذیری بر عملکرد تامین کننده و سرعت آغاز همکاری با یک تامین کننده جدید صورت می پذیرد.
انعطاف پذیری ساخت و تولید : انعطاف پذیری ساخت که بسیار مورد توجه قرار گرفته است، سیستم ساخت و تولید را برای پاسخگویی به تغییر تقاضا، طراحی محصول، فرایند تکنولوژی، تامین مواد و غیره توانا می سازد.
سوافورد در مطالعات خود،انعطاف پذیری ساخت و تولید را، دامنه انتخابات متفاوت در دسترس و توانایی فرایند ساخت و تولید جهت اجرای موثر آنها که منجر به تولید محصولات با کیفیت در پاسخگویی به تغییرات ویژگی های محصول، تامین مواد و تقاضا و یا افزایش به کارگیری فرایندهای دارای تکنولوژی تعریف می کند.
انعطاف پذیری ساخت و تولید از طریق سه شاخص توانایی تغییر ترکیب محصول، سرعت در تولید محصولات جدید و تعداد روشهای موجود در جهت افزایش ظرفیت ارزیابی می گردد.
توانایی تغییر ترکیب محصول در جهت اندازه گیری انعطاف پذیری محصول مورد استفاده قرار میگیرد.سوافورد انعطاف پذیری محصول را به عنوان ” توانایی تغییر ترکیب محصول و تولید یک محصول جدید ” تعریف می کنند.اسلاک[۴۶](۱۹۸۳) انعطاف پذیری ترکیب محصول را توانایی ساخت ترکیبی خاص از محصولات در یک بازه زمانی مشخص عنوان می کند.

نوشته ای دیگر :   اولویت بندی استراتژی های پیاده سازی زنجیره تامین چابک با استفاده از تصمیم گیری چند معیاره ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است