دانلود پایان نامه

افزایش محدودیت در تأمین مالی میزان سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود شرکتها نیز افزایش پیدا میکند. دلیل این موضوع آن است که شرکتهایی که با محدودیت در تأمین مالی مواجه هستند، برای برون‌رفت از این محدودیت مالی و جلب اعتماد سرمایهگذاران و اعتباردهندگان بالقوه، میزان بیشتری در داراییهای نامشهود سرمایهگذاری کرده و از این طریق باعث ایجاد مزیت رقابتی برای شرکت خود شده و به‌تبع آن محدودیت در تأمین مالی را کاهش میدهند.

پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید
رشته مدیریت همه موضوعات و گرایش ها : صنعتی ، دولتی ، MBA ، مالی ، بازاریابی (تبلیغات – برند – مصرف کننده -مشتری ،نظام کیفیت فراگیر ، بازرگانی بین الملل ، صادرات و واردات ، اجرایی ، کارآفرینی ، بیمه ، تحول ، فناوری اطلاعات ، مدیریت دانش ،استراتژیک ، سیستم های اطلاعاتی ، مدیریت منابع انسانی و افزایش بهره وری کارکنان سازمان

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-3- پژوهش‌های پیشین
2-3-1- پژوهش‌های خارجی
2-3-1-1- ناهمگونی شرکتها
چو و وانگ-بورن (1987) رویه های افشای مالی اختیاری شرکتهای مکزیکی و رابطه حدود افشا با اندازه شرکتها را موردبررسی قراردادند. در این راستا 52 شرکت مکزیکی موردبررسی قرار گرفت. یافتههای پژوهش حاکی از وجود تفاوت زیاد در میزان افشای اختیاری شرکتهای موردبررسی است و رابطه مثبت و معناداری بین اندازه شرکت و حدود افشا وجود دارد.
زارزسکی (1996) نیز به بررسی تأثیر اندازه شرکت بر رویه های افشا پرداخت. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که با افزایش اندازه شرکت، کیفیت و میزان افشا افزایش مییابد.
چنگ و هسیو (1997) در پژوهشی به بررسی رابطه بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی کشور ژاپن پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که رابطهای دوسویه بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی کشور ژاپن وجود دارد. به عبارت دیگر، هم سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی تأثیرگذار است و هم رشد اقتصادی بر سرمایه انسانی تأثیر میگذارد.
کستیگلیونسی و اورنقی (2003) در پژوهشی به بررسی رابطه بین سرمایه انسانی و رشد بهرهوری کل عوامل تولید در اسپانیا پرداخته است. نتایج پژوهش آنان نشان داد که سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد بهرهوری کل عوامل تولید داشته است.
دوگان و همکاران (2007) به بررسی رابطه بین اندازه شرکتها و زمانبندی ارائه گزارشهای سالانه شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس استانبول پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که بهموقع بودن گزارشها بهطور معناداری به‌اندازه شرکتها بستگی دارد.
باکلاتو و همکاران (2008) در پژوهشی به بررسی رابطه بین ساختار مالکیت شرکتها و محدودیت در تأمین مالی آنها پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که شرکتهای دارای ساختار مالکیت نهادی و دولتی نسبت به شرکتهای دارای مالکیت خارجی، خانوادگی و مدیریتی از محدودیت در تأمین مالی کمتری برخوردارند.
مسترومارکو و قش (2009) در پژوهشی به بررسی عوامل مؤثر بر بهرهوری پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به 57 کشور درحال‌توسعه در بازه زمانی 1960 تا 2000 نشان داد که واردات کالاهای سرمایهای، تحقیق و توسعه و سرمایه انسانی عوامل مؤثری بر بهبود بهرهوری هستند.
پونتاچ (2011) به بررسی محدودیت تأمین مالی و رقابت در بازار محصول پرداخت. وی بیان کرد که شرکت‏ها در شرایط رکود اقتصادی، وقتی‌که منابع مالی کاهش یابد، برای دسترسی به منابع مالی خارجی با محدودیت مواجه می‏شوند. وی افزود که در صنایع رقابتی جریان وجه نقد از حساسیت بالایی نسبت به نوسانات اقتصادی برخوردار است. در این صنایع شرکت‏هایی که دچار محدودیت تأمین مالی نیستند از سود‏های غیرمعمول بیشتری برخوردار می‏شوند.
چان و همکاران (2012) در پژوهش خود به بررسی رابطه بین ساختار مالکیت شرکتها و محدودیت در تأمین مالی آنها پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که ساختار مالکیت شرکتها عاملی مؤثر بر میزان محدودیت در تأمین مالی آنها است.
بانوس کابالررو و همکاران (2013) به بررسی مدیریت سرمایه در گردش، عملکرد شرکت و محدودیت تأمین مالی شرکت‏ها پرداختند. نتایج نشان‌دهنده یک رابطه سهمی معکوس بین سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش و عملکرد شرکت بود که حاکی از وجود یک سطح بهینه از سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش است که منجر به توازن هزینه‌ها و منافع و حداکثر کردن ارزش شرکت می‏شود. همچنین یافته‏ها نشان می‏دهد که سطح بهینه فوق برای شرکت‌های محدود در تأمین مالی پایین‏تر است.
2-3-1-2- سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود

کوکبورن و گریلیچز (1998) در پژوهش خود نشان دادند که عاملی که گستردهترین توجه و تمایل شرکت برای سرمایهگذاری در منابع نامشهود را به خود جلب کرده است، مطمئناً صنعت شرکت میباشد.
کلاک و مگنا (2000) نشان دادند که در اکثر منابع مبتکر و نوآور، ارزش قیمت بازاری شرکت که اهمیت داراییهای نامشهود را در بردارد، فوقالعاده نسبت به ارزش دفتری در سطح بالاتری قرار دارد؛ درحالی‌که در صنایع سنتی و قدیمی تفاوت میان این دو متغیر ظاهراً در حد متوسط میباشد.
ویلالونگا (2004) در پژوهشی به بررسی میزان رشد و سطح داراییهای نامشهود شرکتها در صنایع مختلف پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که میزان رشد در صنایع با بالاترین سطوح یافت شده داراییهای نامشهود (به عنوان نمونه، صنعت بیمه، دارو، ارتباطات) و پایین‌ترین سطوح داراییهای نامشهود (به عنوان نمونه، در تجارت خردهفروشی و عمدهفروشی) متفاوت است.
ورگون و همکاران (2007) در پژوهش خود نشان دادند که صنایع غیر سنتی انگیزه بیشتری برای ارائه اطلاعات بیشتر در خصوص داراییهای نامشهود دارند؛ آنان دلیل این امر را به این نحو بیان میکنند که سرمایهگذارها خواهان سرمایهگذاریهای دائمی در پروژه های نامشهود و تحقیق و توسعه میباشند. در مقایسه، شرکتهای فعال در صنایع سنتی تمایل به سرمایهگذاری کم و بیش تصادفی در داراییهای غیر ساده دارند و تمایل کمتری برای آشکار کردن سرمایهگذاریهای خوددارند.
لین و ژیلین (2008) در پژوهشی به بررسی رابطه بین ارزش افزوده اقتصادی و داراییهای نامشهود شرکتها پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به 984 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار چین در بازه زمانی 1998 تا 2002 نشان داد که بین ارزش افزوده اقتصادی شرکتها و داراییهای نامشهود رابطه منفی و معناداری (البته در سطح ضعیف) وجود دارد.
کانگ و گری (2011) در پژوهش به بررسی گزارشگری داراییهای نامشهود شرکتها پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که عواملی همچون خطرات مرتبط باسیاست‌های اقتصادی و سیستمهای قانونی، نوع صنعت و نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری بر سطح افشای داراییهای نامشهود تأثیر دارند.
نیکولیتا و همکاران (2012) در پژوهش خود به بررسی نقش داراییهای نامشهود شرکتها در موفقیت شرکتها پرداختند. آنان چنین نتیجهگیری کردند که وجود داراییهای نامشهود در شرکتها یکی از عوامل اصلی موفقیت آنها محسوب میشود.
البانان (2014) در پژوهشی به بررسی رابطه بین داراییهای نامشهود و حضور تحلیلگران مالی در اقتصادهای در حال ظهور پرداخت. نتایج پژوهش وی با بهره گرفتن از داده های مربوط به 435 سال شرکت در بازه زمانی 1999 تا 2007 نشان داد که سعی و تلاش تحلیلگران در کشور مصر به میزان سرمایهگذاری شرکتها در داراییهای نامشهود بستگی دارد.
2-3-1-3- ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود
با بررسی ادبیات موجود درزمینه ناهمگونی شرکتها و سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود میتوان متوجه شد که به نسبت سایر موضوعات، پژوهشهای اندکی به بررسی هر یک از این موارد پرداختهاند. این در حالی است که تنها دریکی از این پژوهشها آریقتی و همکاران (2014) نقش ناهمگونی شرکتها در تعیین میزان سرمایهگذاری شرکتها در داراییهای نامشهود را موردبحث و بررسی قرار دادهاند. به‌طورکلی، نتایج پژوهش آنان نشان داد که ناهمگونی شرکتها نقش مهمی در میزان سرمایهگذاری شرکتها در داراییهای نامشهود ایفا میکند. به بیان دقیقتر، نتایج پژوهش آریقتی و همکاران (2014) تمایل به سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود در شرکتهای بزرگتر و شرکتهای دارای سرمایه های انسانی بهتر، بیشتر است.
2-3-2- پژوهش‌های داخلی
2-3-2-1- ناهمگونی شرکتها
صالحی (1381) در پژوهشی به بررسی اثرات سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی ایران پرداخته است. نتایج پژوهش وی نشان داد که سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی ایران در بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات داشته است.
اعتمادی و یارمحمدی (1382) به بررسی عوامل مؤثر بر گزارشگری میاندورهای بهموقع در شرکتهای پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. در این راستا، 40 شرکت در دوره زمانی 1379-1377 به عنوان نمونه موردبررسی قرار گرفت. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که اندازه شرکتها بر سرعت گزارشگری میان‌دوره‌ای آنها تأثیری نداشته است.
هشی (1385) به بررسی نقش اندازه شرکتها در تعیین مطلوبیت گزارشگری مالی پرداخت. میزان مطلوبیت گزارشهای مالی با توجه به نوع و محتوای گزارش حسابرسی، از طریق کاهشی بودن شروط در گزارش حسابرسی اندازهگیری شده است. نتایج این پژوهش با بهره گرفتن از داده های مربوط به 143 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی1377 الی 1383 بیانگر آن است که بین مطلوبیت گزارشگری مالی و اندازه شرکتها (میزان داراییها، میزان فروش و سرمایه) رابطه معناداری وجود دارد.
تهرانی و حصارزاده (1388) به منظور بررسی تأثیر جریان‏های نقدی آزاد و محدودیت در تأمین مالی بر بیش‏سرمایه‏گذاری و کم‏سرمایه‏گذاری، با بهره گرفتن از اطلاعات شرکت‏های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال‏های 1379 الی 1385 دریافتند که رابطه بین جریان‏های نقدی آزاد و بیش‎سرمایه‏گذاری مستقیم، به لحاظ آماری معنی‌دار است. یافته‏های پژوهش آنان حاکی از عدم معنی‏داری رابطه بین محدودیت در تأمین مالی و کم‏سرمایه‏گذاری در شرکت‏های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران نیز می‏
باشد.
مهدوی و نادریان (1389) در پژوهش خود به بررسی رابطه علیت گرنجری بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی در ایران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به بازه زمانی 1340 تا 1380 نشان داد که یک رابطه دوطرفه بین سرمایه انسانی و رشد اقتصادی بدون نفت در کوتاه مدت و درازمدت برقرار است؛ به عبارت دیگر، سرمایه انسانی در کوتاه مدت و درازمدت به عنوان یک کالای سرمایهای بوده است.
مهدویپور و همکاران (1389) به بررسی تأثیر اندازه شرکتها بر افشای اطلاعات مالی از طریق اینترنت در وب‌سایت شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. یافتههای بررسی 100 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران حاکی از آن است که بین افشای اطلاعات مالی از طریق اینترنت و اندازه شرکتها رابطه معناداری وجود دارد.
احمدی شادمهری و همکاران (1389) در پژوهشی به بررسی تعامل بین سرمایه انسانی و بهرهوری کل عوامل تولید در ایران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به سالهای 1357 تا 1384 نشان داد که سرمایه انسانی تأثیر مثبت و معناداری بر بهرهوری کل عوامل تولید داشته است.
رضایی و قاسمی (1391) در پژوهشی به بررسی رابطه بین اندازه شرکتها و خطای پیشبینی جریانهای نقدی عملیاتی و آزاد پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به 71 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1384 تا 1388 نشان داد که اندازه شرکتها عامل مؤثری بر تعیین خطای پیشبینی جریان نقد عملیاتی است اما اندازه شرکت بر خطای پیشبینی جریان نقد آزاد تأثیری ندارد.
جهانشاد و مدانلو (1392) در پژوهشی تحت عنوان طبقه‌بندی شرکت‏ها با شاخص کازد و ارتباطات تغییرات این شاخص با بازده آتی سهام، ضمن تأکید بر ضرورت مطالعه رفتار تأمین مالی با توجه به محدودیت‏های موجود، با بررسی 109 شرکت از شرکت‏های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران، به ارتباطات معنادار بازده آتی سهام با سطح محدودیت مالی در شرکت‏های فوق دست یافتند و بیان کردند بازده آتی سهام شرکت‏هایی که سطح محدودیت مالی پایین‏تری دارند، بیشتر است.
ستایش و همکاران (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین کیفیت اطلاعات مالی و محدودیت در تأمین مالی شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به 67 شرکت در بازه زمانی 1382 تا 1389 نشان داد که بین کیفیت اقلام تعهدی و رشد در کیفیت اقلام تعهدی با محدودیت در تأمین مالی رابطه منفی و معناداری وجود دارد اما بین کیفیت افشا و رشد در میزان کیفیت افشای اطلاعات بهوسیله شرکتها رابطه معناداری وجود ندارد.
2-3-2-2- سرمایهگذاری در داراییهای نامشهود
بیگی و فطرس (1388) در پژوهشی به اندازهگیری میزان تأثیر سرمایه انسانی بر عملکرد سازمانی صنعت بانکداری ایران از دیدگاه داراییهای نامشهود پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که روش های حسابداری سنتی قادر به اندازهگیری این نوع از داراییهای نامشهود (سرمایه های انسانی) نیست. افزون بر این نتایج پژوهش بیگی و فطرس نشان داد که بین سرمایه های انسانی و عملکرد شرکت رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
حاجیها و قصاب ماهر (1389) به بررسی تأثیر ساختار سرمایه بر ارزش نامشهود واحد تجاری با بهره گرفتن از شاخص نسبت توبین در شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1382 تا 1386 پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از 60 شرکت پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین نوع ساختار سرمایه (بدهیمحور یا سرمایهمحور) و ارزش نامشهود با بهره گرفتن از نسبت توبین میباشد. به عبارت دیگر، شرکتها نتوانستهاند هیچگونه ارزش نامشهودی با انتخاب روش تأمین مالی برای خود فراهم سازند.

 
 
ایزدی و همکاران (1391) در پژوهشی به بررسی ارتباط ارزشی داراییهای نامشهود در بازار بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به 114 شرکت در بازه زمانی 1380 تا 1389 نشان داد که بین داراییهای نامشهود و ارزش بازار شرکتها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
مرادی و غفوریفرد (1391) در پژوهشی به بررسی رابطه بین عوامل داخلی شرکت باارزش افزوده اقتصادی شرکتهای پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش آنان با بهره گرفتن از داده های مربوط به 87 شرکت در بازه زمانی 1384 تا 1387 نشان داد که بین ارزش افزوده اقتصادی شرکتها و داراییهای نامشهود آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
ستایش و موسوی نژاد (1391) در پژوهشی به بررسی داراییهای نامشهود پرداختند. نتایج پژوهش آنان نشان داد که برخی از اقلام داراییهای نامشهود، داراییهایی هستند که در ترازنامه لحاظ نشده اما منبعی برای خلق ارزش محسوب میشوند؛ بهطوری که ممکن است بیش از 75 درصد ارزش یک شرکت مربوط به داراییهای نامشهود ثبت‌نشده آن باشد.
ایزدی و بهنامه (1392) در پژوهشی به بررسی رابطه بین داراییهای نامشهود و ارزش بازار شرکتهای فعال در صنعت دارویی شرکتهای فعال در بورس اوراق بهادار تهران پرداختند. نتایج پژوهش

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید