هم مقایسه نمایند تا مشخص شود کدامیک از آنها از حیث سرمایه فکری مرجع می باشند. شاخص سرمایه فکری همچنین موجب الگوبرداری منظم از فعالیتهای مبتنی برآینده میگردد. این اقدام موجب مقایسههایی در سطوح واحد تجاری و شرکت میگردد.
2-5-7. نرخ بازده دارایی
نرخ بازده داراییهای شرکت نرخی است که میتوان آن را با متوسط صنعت مقایسه کرد تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آید. اگر اختلاف مذکور صفر یا منفی باشد، شرکت از سرمایه فکری اضافی برخوردار نیست. اگر این اختلاف مثبت باشد، فرض میشود که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، این میزان بازده داراییهای اضافی در متوسط داراییهای ملموس شرکت ضرب میشود تا متوسط عایدات اضافی سالیانه شرکت، محاسبه شود. تقسیم این عایدات اضافی بر متوسط هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را بدست میدهد. مزیت عمده این روش، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات مورد نیاز در صورتهای مالی تاریخی شرکت میباشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت مؤثر سرمایه فکری به آنها نیازمند میباشند.
2-5-8. روش تشکیل سرمایه بازار
این روش، معیاری از ارزش بازار، سرمایه فکری شرکت را ارائه میدهد. در این روش فرض بر این است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود در آن میباشد. این روش مبتنی بر عرف بازارها سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش جهت سنجش و اندازهگیری سرمایه فکری ضروری است تا صورتهای مالی تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینههای جایگزینی آنها تعدیل شوند. گرچه یکی از اهداف اندازهگیری سرمایه فکری، تشریح اختلاف میان ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها است، اما این نوع تشریح و تفسیر قادر به بیان این حقیقت نمی باشد که داراییهای ناملموس شرکت تنها پدید آورنده این اختلاف بودهاند. بر اساس روش یاد شده، سرمایه فکری در شرکتهای تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، تمامی ارزش شرکت را تشکیل خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پایین اینگونه شرکتها وجود دارد.
2-6. روشهای مالی و مراحل اندازهگیری مالی سرمایه فکری
بر اساس این روش سرمایه فکری یک شرکت ترکیبی از سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آنها با هم ترکیبی از سرمایه فکری را نشان میدهد. ترکیب سرمایه انسانی و مشتری منجر به روابط افراد و نزدیکی آنها با مشتریان و بکارگیری خلاقیتهای آنها جهت پاسخگویی به نیازهای خاص مشتریان میگردد. ترکیبی سرمایه ساختاری و مشتری منعکس کننده توانایی شرکت در انتقال نامهای تجاری به مشتریان است و به کیفیت ارزشی که مشتریان بنام تجاری شرکت میدهند مرتبط میباشد.
ترکیب سرمایه انسانی و ساختاری در فرایند دانش نهفته است بعنوان مثال، میتوان به اشتراک در بهرهگیری از دانش و یا انتشار آن اشاره نمود. این روش قادر به اندازهگیری پولی سه جزء یاد شده بوده و ابزار مناسبی را جهت ارزیابی، مدیریت و مقایسه عملکرد شرکتها در طول زمان به مدیران ارائه مینماید. جهت سنجش و ارزش گذاری مالی سرمایههای فکری، مراحل زیر پیشنهاد میگردد.
گام1- تعیین سرمایه فکری مشهود
ارزش بازار = ارزش ملموس + ارزش ناملموس
ارزش بازار = ارزش دفتری + ارزش سرمایه فکری مشهود
ارزش بازاری قابل دسترس = ارزش بازار + فرسایش سرمایه فکری
ارزش بازاری قابل دسترس = سرمایه ملموس + سرمایه فکری مشهود + فرسایش سرمایه فکری
گام 2 – شناسایی اجزای مرتبط با سرمایه فکری
گام 3 – تخصیص اوزان مناسب با اجزای سرمایه فکری بر اساس تجربه و شناخت آنها
گام 4 – تعدیل ضرایب همبستگی
گام 5 -ارزش گذاری
2-7. مدل مدیریت سرمایه فکری
زمانی که از سنجش و اندازهگیری صحبت میکنیم، ابتدا ضروری است تا منابع غیرملموس و حیاتی شرکت که نیازمند نظارت مدیریت هستند را به منظور نیل به اهداف استراتژیک یا برای ارتقای مزیت اصلی آنها شناسایی نموده و سپس باید اشخاص ثابتی که دارای اطلاعات مفیدی درباره ارزش واقعی شرکت هستند را شناسایی کرد. فرآیند مدیریت سرمایه فکری دارای سه مرحله اساسی شناسایی، اندازهگیری و مدیریت این منابع میباشد که در ذیل تشریح میشود.
شناسایی
در این مرحله شرکتها تمرکز خود را بر متغییرهای ایجاد کننده ارزش فعلی شرکت قرار میدهند. در نهایت شبکهای از منابع و فعالیتهای ناملموسی که با اهداف استراتژیک شرکت مرتبط هستند به وجود میآید. همیشه مجموعهای از منابع ناملموس ولی حیاتی در شرکتها وجود دارد که به حفظ و ارتقای مزیت رقابتی آنها و یا رسیدن آنها به اهداف استراتژیک کمک میکند.
نمودار2- 5. شبکه منابع و فعالیت های ناملموس
اندازهگیری
پس از شناسایی، باید معیارهایی را برای اندازهگیری منابع ناملموس توسعه داد. هم معیارها و هم منابع ناملموس را میتوان به روشهای مختلفی تقسیمبندی نمود، ابتدا باید دو سطح تجزیه و تحلیل را از هم جدا نمود.
1) سطح منابع ناملموس
2 )سطح فعالیتهای ناملموس
در جدول ذیل ویژگیهای اصلی سیستم اندازهگیری آمده است.
جدول2-4. ویژگیهای اصلی سیستم اندازهگیری
سطح تجزیه و تحلیل
طبقه بندی سرمایه فکری
طبقه بندی معیارها(شاخص ها)
منابع ناملموس
فعالیت های ناملموس
منابع ناملموس
فعالیت های ناملموس
شاخصها و معیارهای عمومی
شاخصها و معیارهای خاص صنعت
شاخصها و معیارهای خاص شرکت
همانگونه که در جدول 2-4 اشاره شد، اجزای چهارگانه سرمایه فکری عبارتند از: سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری یا ارتباطی و سرمایه اتحاد استراتژیک. معیارها و شاخصهای جزء را نیز میتوان به سه دسته عمومی، خاص صنعت و خاص شرکت تقسیمبندی نمود. معیارهای خاص صنعت به فرآیندها و تعاریفی مرتبط است که خاص صنعت مربوط بوده و ممکن است به صنعتی ـ تولیدی، خدماتیها و یا بین این دو تعلق داشته باشد. از طرفی دیگر، شاخصهای خاص شرکت، مستلزم تعریفی از قبل تعیین شده توسط توسط شرکت میباشد. به عنوان مثال، معیارهایی که به توان بالقوه بالای کارکنان مربوطند نیازمند به تعریفی معین از “توان بالقوه بالای کارکنان” میباشد.
مدیریت منابع
پس از توسعه سیستم سنجش و اندازهگیری، ضروری است که مدیران ارشد شرکت نتایج را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهند.
2-8. توانمندی تکنولوژی و اهمیت ارزیابی آن در واحدهای اقتصادی
طی دو دهه گذشته رشد تکنولوژی به ویژه تکنولوژیهای جدید، عامل مهمی در ادغام بازارها و فرآیند جهانی شدن بوده است. تکنولوژی در مفهوم اقتصادی، محصولی متکی بر شناخت و آگاهی، مبتنی بر تحقیق و توسعه، قابل داد و ستد در بازار و دارای ویژگیهای خاص به صورت یک محصول است که قیمت آن بر اساس تعامل عرضه و تقاضا تعیین میشود. (پائو و همکاران53،2005)
توانمندی تکنولوژیکی که محور رقابت پذیری بنگاههای کلاس جهانی محسوب میشود، دو وجه تکنولوژی تولید و تولید تکنولوژی دارد. کسب توانایی در تحقیق و توسعه و گسترش آن، عنصر مهمی جهت رشد و انتشار تکنولوژی و دستیابی به بلوغ تکنولوژی خواهد بود. (بلالوک و گرتلر54، 2009)
ارزیابی توانمندی تکنولوژی فرآیندی است که در آن سطح فعلی قابلیتها و تواناییهای تکنولوژیک سازمان اندازهگیری میشود تا نقاط قوت و قابل بهبود سازمان شناسایی شده و همچنین با مقایسه توانمندیهای تکنولوژیکی سازمان با رقبا یا سطح ایدهآل، شکاف تکنولوژیکی شناسایی شود.
2-9. گسترش عملکرد کیفی تکنولوژی
رهبری در بازارهای جهانی متعلق به سازمانهایی است که نیازهای مشتریان یا فراتر از آن را تأمین نمایند. گسترش عملکرد کیفیت، روشی سیستماتیک جهت ترجمه صدای مشتری به الزامات فنی و اصطلاحات کاربردی و نمایش و مستندسازی اطلاعات ترجمه شده در شکل ماتریس است که در نهایت به ارتقاء کیفیت محصول میانجامد. (ایشی و همکاران، 2005)
گسترش عملکرد کیفیت تکنولوژی، نمونه تعدیل یافته و کاربرد جدیدی از ابزار گسترش عملکرد کیفی است که به کارگیری آن، سازمانها را قادر میسازد تا ضمن شناسایی تکنولوژیهای موردنیاز جهت تولید محصول هم راستا با نیاز مشتری، ارزش هر یک از این تکنولوژیها را مشخص نمایند.
2-10. تحقیق و توسعه و مراحل اساسی آن
تحقیق و توسعه، به مجموع فعالیتهای بدیع، خلاق، نوآورانه، نظام یافته و برنامهریزی شدهای که به طورکلی با هدف گسترش مرزهای شناخت علمی و گنجینه دانش انسان و جامعه انسانی و کاربرد این دانش در عرصههای گوناگون برای بهبود زندگی انسان و به طور خلاصه در جهت نوآوری و ایجاد فرآوردهها، فرآیندها، وسایل، ابزارها، نظامها، خدمات و روشهای جدید صورت پذیرد، اطلاق میشود. (لوکاچ و همکاران55، 2007)
امروزه فعالیتهای تحقیق و توسعه محرک و عامل اصلی توسعه صنعتی و اقتصادی کلیه بنگاهها شناخته شدهاند و یکی از عوامل مهم در تقویت توان تکنولوژیکی و رشد اقتصادی کشورها است. روشها و مکانیزمهای مختلفی برای توسعه تکنولوژی از طریق تحقیق و توسعه، مانند: تحقیق و توسعه داخلی، تحقیق و توسعه مشترک، قرارداد تحقیق و توسعه و برون سپاری تحقیق و توسعه وجود دارد. (پنان56؛ 1996)
واحدهای وظیفهای، همانند واحدهای تحقیق و توسعه نیاز به استراتژی ویژه جهت پیشبرد اهداف و وظایف واحد خود دارند. این استراتژیها باید هماهنگ و همگام با استراتژیهای شرکت طراحی شوند. منظور از استراتژی، استراتژی وظیفهای تحقیق و توسعه است که ابعاد سهگانه: انتخاب تکنولوژیهای مورد نیاز جهت توسعه، چگونگی توسعه این تکنولوژیها در شرکت و منبع یابی آ نها را پاسخگوست.
فرآیند تحقیق و توسعه از چهار مرحله متمایز تشکیل شده است:
1) تشخیص نیاز برای نوآوری یکی از انگیزههای اصلی تحقیق و توسعه است. پژوهش درباره آگاهیها و شناختهای موجود به منظور ارضای نیازهای خاص، به پیدایش ایده میانجامد؛ این رابطه را در اصطلاح کشش بازار مینامند.
2) یافتن کاربردهای بالقوه برای یافتهها و آگاهیهای جدید، یکی دیگر از انگیزههای اصلی تحقیق و توسعه است. پژوهش درباره فعالیتهای کنونی به منظور معرفی آگاهی جدید، به پیدایش ایده یاری میدهد؛ این رابطه را فشار تکنولوژی مینامند.
3) مهندسی(آفرینش، طراحی، تولید)
4) بازاریابی(کاربرد اولیه و انتشار) ایده پدید آمده (برم و همکاران57،2009)
2-11. اهمیت فرآیند تحقیق و توسعه در واحدهای اقتصادی
امروزه بسیاری از شرکتها با چالشهایی در زمینه تقویت و افزایش توان رقابتپذیری خود برای بقا در محیط رقابتی کسب وکار مواجه شدهاند. در این میان، تنها شرکتهایی که از قابلیتهای کلیدی و مزیتهای نسبی بهره میجویند، توانستهاند موفقیت پایداری را کسب نمایند. در فرآیند ایجاد مزیتهای رقابتی، فعالیتهای تدوین استراتژی تحقیق و توسعه نقش بسیار مهمی، ایفا مینماید. (ستوری و همکاران،2006)
در تدوین استراتژی تحقیق و توسعه، دو بعد کلیدی باید مدنظر قرار گیرد:
1) انتخاب تکنولوژی؛ به معنی انتخاب تکنولوژیهایی جهت سرمایه گذاری
2) روش توسعه تکنولوژی؛ به معنی انتخاب روشهای تحقیق و توسعه به منظور توسعه تکنولوژیهای انتخابی (چاتاوی و همکاران،2004؛ شارما،2003)
توجه به اینکه، فرآیند برنامهریزی استراتژیک تحقیق و توسعه، باید پیش از طراحی و توسعه محصول انجام پذیرد، تاکنون روش شناسی های ساختمند محدودی در این زمینه مورد استفاده قرار گرفته اند. علاوه بر این، امروزه اکثر شرکتهای کلاس جهانی، اهمیت در نظر گرفتن خواستهها و نظرات مشتریان را در فرآیند طراحی محصول درک نمودهاند؛ بنابراین اتخاد رویکرد کشش بازار جهت شناسایی روشهای تحقیق و توسعه به منظور

مطلب مرتبط :   منابع پایان نامه ارشد درباره(CH),، (Cq),، (2CH),

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید