Adenoma)
کانالیکولر آدنوما؛ یک تومور غیرشایع است که تقریباً 1درصد از کل تومورهای غدد بزاقی و 4 درصد از تومورهای غده بزاقی فرعی را شامل می‌شود. تقریباً 80 درصد از این تومور در لب بالا و 5/9 درصد در مخاط باکال و به ندرت هم در کام گزارش شده است. آدنومای کانالیکولار به علت داشتن الگوی میکروسکوپی یکنواخت آدنومای مونومورفیک نامیده می‌شود [30-28].
نمای بالینی
این تومور تقریباً همیشه در بالغین مسن دیده شده و بیشترین شیوع آن در دهه هفتم می‌باشد. میزان شیوع آن در زنان نسبت به مردان 8/1 -2/1 به 1 است. این تومور رشد آرامی دارد، بدون درد است و اندازه آن چند میلی متر تا 2 سانتی متر می باشد. در لمس ممکن است سفت یا تا حدی مواج باشد [1,28,29].
خصوصیات هیستوپاتولوژیک
کانالیکولر آدنوما ماهیت مونومورفیک دارد. الگوی این تومور به صورت طناب‌های یک لایه از سلول‌های استوانه‌ای یا اپی تلیال مکعبی با هسته شدیداً بازوفیک می‌باشد. این سلول‌ها، ساختارهای مجرایی را احاطه کرده است که گاهی اوقات به شکل کانال‌هایی طویل است. اغلب، فضاهای کیستی بزرگتری هم ایجاد می‌شود و امکان دارد اپی تلیوم به صورت برآمدگی‌های پاپیلری به داخل لومن سیست پیش رود. این تومور ممکن است که بدون کپسول مشاهده شود. بیشتر از 20 درصد از این تومورها چند کانونی می‌باشند [1,2].
پیش آگهی و درمان
بهترین روش درمان آدنومای کانالیکولر، خارج کردن موضعی آن با عمل جراحی است. در حقیقت بیشتر از 20 درصد از این تومورها که چند کانونی می‌باشند عود مجدد دارد و در بقیه موارد عود مجدد شایع نمی باشد[1,2].
میواپی‌تلیوما (Myoepithelioma)
میواپی‌تلیوما؛ یک تومور خوش‌خیم نادر غدد بزاقی است که کمتر از 1 درصد تومورهای بزاقی را تشکیل می دهد. عموماً در پاروتید ایجاد می شود و در حالت کلی از سلول های دوکی شکلی تحت عنوان Myoepitheliomas تشکیل شده‌اند. در این نئوپلاسم، تمایز داکتال دیده نمی‌شود و یا 5 درصد تومور حاوی نواحی داکتال است. عده‌ای معتقدند که میواپی‌تلیوما طیفی از پلئومورفیک آدنوما بدون تمایز داکتال است [31].
نمای بالینی
میو اپی تلیوما؛ توده بدون علامت با رشد آهسته می‌باشد. درگیری استخوان و بافت نرم اطراف دیده نمی‌شود. عده‌ای معتقدند که این ضایعه طیفی از پلئومورفیک آدنوما بدون تمایز داکتال است. به ندرت انواع داخل استخوانی ماگزیلا و میواپی‌تلیومای پوستی و موارد بافت نرم، پستان و حفره بینی گزارش شده است. این تومور در دهه‌های سنی سوم تا نهم با میانه سنی 53 سال و به صورت مساوی در هر دو جنس بروز پیدا می‌کنند [2,31].
خصوصیات هیستوپاتولوژیک
میواپی‌تلیوما؛ در نمای میکروسکوپی الگوی رشدی توپر، میکسوئید و رتیکولر دیده می‌شود و سلول‌های تشکیل دهنده آن دوکی شکل، پلاسماسایتوئید، روشن و اپی تلیوئید می‌باشند. شایع‌ترین الگوی آن، نوع سلول دوکی است و برای SMA و ویمنتین مثبت می‌شود. سلول‌های پلاسماسایتوئید تمایز ماهیچه‌ای نشان نمی‌دهند. انواع سلولی در این تومور نشان دهنده مراحل مختلف تمایز سلول‌های میواپی‌تلیال می‌باشند. S100 و ویمنتین در سلول‌های نرمال میواپی تلیال حضور ندارند، اما در سلول‌های نئوپلاستیک دیده می‌شوند. در سلول‌های میواپی تلیال نرمال مارکرهای عضلانی و CK14 مثبت می‌شود [31].
پیش آگهی و درمان
درمان این ضایعات همانند تومورهای خوش خیم Mixed انجام می‌شود. این ضایعه به دلیل کمیاب بودن و الگوهای متعدد سلولی باید مورد توجه قرار گیرد تا از تشخیص اشتباه و در بعضی موارد جراحی‌های غیرلازم اجتناب گردد. این تومورها پیش آگهی خوبی دارند و عود مجدد در آنها دیده نشده است [2,31].
تومورهای بدخیم
موکواپیدرموئید کارسینوما (MEC)4
موکواپیدرموئید کارسینوما، کمتر از 3 درصد کل تومورهای سر و گردن را شامل می‌شود و شایع‌ترین نئوپلاسم بدخیم غدد بزاقی اصلی و فرعی است که در امریکا این تومور 10 درصد از کل تومورهای غدد اصلی و 15 تا 23 درصد از تومورهای غدد بزاقی فرعی را تشکیل می‌دهد. مطالعات انجام شده در انگلیس، فراوانی نسبی کمتری را نشان می‌دهد. چنانکه موکواپیدرموئید کارسینوما 1 تا 2 درصد از نئوپلاسم‌های غدد اصلی و 9 درصد از تومورهای غدد بزاقی فرعی را تشکیل می‌دهد. احتمالاً شرایط جغرافیایی در میزان شیوع این تومور موثر واقع شده است [1,32,33].
نمای بالینی
این تومور در یک گستره سنی نسبتاً وسیع، که معمولاً در دهه سوم تا ششم زندگی بروز می کند. البته به ندرت در دهه‌های اول زندگی دیده شده هرچند که این تومور در کودکان شایع‌ترین تومور بدخیم غدد بزاقی است. حدود 60 درصد این تومورها در زنان اتفاق می افتد [6,32,33].
موکواپیدرموئید کارسینوما تقریباً 34 درصد تومورهای پاروئید، 30 درصد تومورهای غدد بزاقی فرعی (به خصوص در کام) (شکل 6-2) و 20 درصد تومورهای غدد تحت فکی را تشکیل می‌دهد. شایع‌ترین تومور بزاقی؛ لب پایین، کف دهان و زبان و رترومولارپد می‌باشد. این تومور عموماً به صورت تورم بدون علامت بروز پیدا می‌کند که گاهی اوقات حالت مواج دارند و به رنگ آبی یا قرمز هستند که گاهی از لحاظ بالینی باموکوسل اشتباه گرفته می‌شود. بیشتر بیماران برای یک سال یا کمتر از وجود ضایعه آگاه بوده ولی برخی مبتلایان از وجود توده‌ای با طول دوره چندین ساله گزارش می‌دهند. درد یا بی حسی عصب فاسیال نیز ممکن است در ارتباط با تومورهای درجه بالا گزارش شود [1,2].
شکل 6-2: موکواپیدرموئید کارسینوما
خصوصیات هیستوپاتولوژیک
موکواپیدرموئیدکارسینوما مخلوطی از سلول‌های تولید کننده موکوس و سلول‌های اپیدرموئیدی، بینابینی، بازالوئیدی، استوانه‌ای و روشن5 تشکیل شده است (شکل 7-2). سلول‌های موکوسی هم اشکال متنوعی داشته ولی سیستوپلاسم وسیع کف‌آلودی دارند که با رنگ‌های موسینی مثبت (PAST) رنگ‌آمیزی می‌شود. سلول‌های اپیدرموئیددارای الگوی مطبق بوده و غالباً شکلی چندوجهی با پل‌های بین سلولی و به ندرت کراتینیزاسیون را نشان می‌دهند. برخی تومورها، تعداد متنوعی از سلول‌های روشن را هم نشان می‌دهند که گاهاً می‌تواند نمای میکروسکوپی را دستخوش تغییرات نمایند. موکواپیدرموئید کارسینوماها، 3 دسته سلول عمده دارند: موکوسی، اپی‌درموئیدی و بینابینی. کپسول واقعی در آنها عموماً وجود ندارد، گرچه در برخی مناطق حد نهایی تومور غالباً مشخص می‌باشد [1,2,33,34].
شکل 7-2: موکواپیدرموئید کارسینوما
بیش از 50 درصد سلول‌های این تومور را موکوسی تشکیل می‌دهد که دارای الگوهای متفاوتی می‌باشد که در تشخیص و نوع پیش آگهی به ما کمک می‌کند، البته به طور عمده انواع ژنتیکی MUC5B، MUC5AC، MUC4، MUC1 می‌باشد و MUC6 شیوع کمتری دارد و به ندرت MUC7 و MUC2 مشاهده می‌گردد. که بدترین پیش آگهی مربوط به MUC1 می‌باشد [33].
تومورهای درجه پایین به میزان چشمگیری سیست تشکیل می‌دهند. آتیپی کم و دارای نسبت بالای سلول‌های موکوسی هستند. تومورهای درجه بالا از جزایر توپر سلول‌های مطبق و واسطه تشکیل شده اند که دارای پلئومورفیسم و فعالیت میتوتیک قابل توجه می‌باشند. تومورهای درجه متوسط تشکیل سیست در آنها کمتر از تومورهای درجه پایین است [1].
پیش آگهی و درمان
درمان موکواپیدرموئید کارسینوما از طریق مکان، grade هیستوپاتولوژیک و stage بالینی تومور مشخص می‌گردد. تومورهای با درجه پایین پاروتید غالباً با برداشت قسمتی از پاروتید و با حفظ عصب صورتی درمان می‌شوند. با این حال؛ تومورهای پیشرفته‌تر ممکن است نیاز به برداشت کامل پاروتید داشته یا قربانی نمودن عصب فاسیال را ضروری سازند. تومورهای واقع در غده تحت فکی هم با برداشت کامل غده درمان می‌شوند. موکواپیدرموئید کارسینوماهای غدد فرعی نیز عموماً با برداشت جراحی تا حدود مطمئن درمان می‌شوند (شکل 8-2). پیش‌آگهی درمان تومور به grade و stage آن بستگی دارد. بیماران مبتلا به تومورهای low-grade عموماً پیش‌آگهی خوبی داشته و برای بیشتر مکان‌های اولیه، عود موضعی یا متاستاز ناحیه‌ای غیرشایع خواهد بود. پیش‌آگهی تومورهای intermediate-grade کمی بدتر از تومورهای low-grade بوده و این در حالی است که بیماران با تومورهای high grade حدود 54-30 درصد، شانس بقاء دارند [1,6].
شکل 8-2:موکواپیدرموئید کارسینوما در زبان
آدنوئید سیستیک کارسینوما (ACC)6
این ضایعه یکی از شایع‌ترین و شناخته شده‌ترین بدخیمی غدد بزاقی است. به علت ویژگی‌های مشخصه هیستوپاتولوژیک در ابتدا آن را سلیندروما می‌نامیدند. 5/7 درصد از کل تومورهای سر و گردن و
4 درصد از کل تومورهای غدد بزاقی را شامل می‌شود که تقریباً 50 تا 60 درصد از این تومور در غدد بزاقی فرعی مشاهده گردیده است و ناحیه کام شایع‌ترین منطقه بروز این تومور می‌باشد. بقیه مناطق شایع غدد پاروتید و تحت فکی هستند و این تومور کمتر در نواحی لب پایین، رترومولر، تونسیل و غده زیرزبانی بروز پیدا می‌کند [1,35,36].
نمای بالینی
این تومور می‌تواند در هر سنی روی دهد؛ اما در دهه چهارم تا هفتم زندگی وقوع آن بیشتر بوده و در میان زنان و مردان میزان شیوع مساوی است. اگرچه برخی مطالعات تمایل اندکی بیشتر به زنان را نشان می‌دهند. در کلینیک این تومور اکثراً به صورت یک آبسه زیرپوستی در جلد یا زیرگوش دیده شده و درد یافته مهم و شایعی است که معمولاً در اوایل بیماری قبل از ایجاد تورم بروز می‌کند که علت آن تمایل شدید این تومور به تهاجم به دور اعصاب می‌باشد. غالباً بیماران از درد مبهم مداوم و خفیف که به مرور بر شدت آن افزوده می‌شود شکایت دارند. در مورد تومور پاروتید فلج عصب فاسیال ممکن است است پیش آید. تومورهای کام می‌توانند سطح صاف یا زخمی داشته باشند. در تومورهای کام یا سینوس ماگزیلا ممکن است تخریب استخوان در رادیوگرافی دیده شود [1,6].
خصوصیات هیستوپاتولوژیک
آدنوئید سیستیک کارسینوما ترکیبی از سلول‌های میواپی تلیال و سلول‌های مجرایی است که دارای سه الگوی اصلی: 1) غربالی 2) توبولار 3) توپر می‌باشد. معمولاً ترکیبی از اینها دیده می‌شود. الگوی غربالی کلاسیک‌ترین الگو است و با جزایری از سلول‌های اپی تلیال بازالوئید حاوی فضاهای سیست مانند (نمای پنیر سوئیسی) مشخص می‌شود (شکل 9-2). این فضاها اغلب دارای ماده موکوئیدی اندکی بازوفیلی، هیالینیزه ائوزینوفیلی و یا ترکیبی از این دو می‌باشد. الگوی توبولار؛ سلول‌های تومورال به شکل توبول یا مجاری کوچک متعدد در استروماهای هیالینیزه دیده می‌شوند. الگوی توپر شامل جزایر بزرگتر یا صفحاتی از سلول‌های تومور است که به تشکیل سیست یا مجرا تمایل کمی دارند. در این الگو ممکن است فعالیت میتوتیک و پلئومورفیسم سلولی و نکروزهای کانونی در مرکز جزایر تومور مشاهده شود [1,2,35,36].
شکل 9-2: آدنوئید سیستیک کارسینوما
پیش آگهی و درمان
ACC توموری است که مستعد عود موضعی و در نهایت متاستاز دور دست است. عمل جراحی اکسیژنال معمولاً درمان انتخابی است. رادیوتراپی مکمل می‌تواند در برخی موارد، میزان بقای بیماران را اندکی افزایش دهد. تومورهایی که الگوی توپر دارند پیش آگهی بدتری نسبت به غربالی یا توبولی دارند. معمولاً در نتیجه عود موضعی یا متاستاز تقریباً در 35 درصد بیماران رخ می‌دهد، که شایع‌ترین جایگاه آن شش، استخوان‌ها، مغز و کبد می‌باشد [1,6].
آدنوکارسینومای پلی مورفوس درجه پایین (PLGA)7
الف) کارسینومای لوبولار
ب) کارسینومای مجرای انتهایی
PLGA برای اولین بار در سال 1983 گزارش شد، در ابتدا این تومور تحت عنوان کارسینومای لوبولار و کارسینومای مجرای انتهایی بوده ولی امروزه بیشتر از آدنوکارسینومای پلی مورفوس درجه پایین برای این تومور استفاده می‌شود. یکی از شایع‌ترین بدخیمی‌های

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه ارشد با موضوعمکانیابی، شبکه های حسگر بی سیم، شبکه های حسگر

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید