دانلود پایان نامه

چگونه ثروتمند شویم-
اخطار: اگر به درویش مسلکی اعتقاد دارید و فکر میکنید هر کس پولدار است دزد است، این مطلب را نخوانید. ممکن است به اعتقادات تان توهین شود!
یادتان باشد هر ایده یا احساسی که در این رابطه داشتید، یادداشت کنید. این یادداشتها بعد ها خیلی به کارتان می آید.
علی علیه‌السلام:
از دنیا بیزارم و زندگی را دوست دارم. زندگی نگاه منتظر یک یتیم است و دنیا حرص و طمع.
راز ثروت
شادی هم قیمت دارد
با این حساب ما کجا باید به دنبال شادی بگردیم؟ تحقیقات جدید در روانشناسی و اقتصاد نشان می‌دهند که پاسخ این سوال در این است که ما در حال حاضر چه چیزهایی داریم، دارایی‌هایی مثل دوستان و خانواده. راز شاد بودن تنها در این است که بخش بیشتری از زمان و توجه خود را صرف این تجربیات رضایت بخش و مملو از شادی کنیم. همان طور که ‌هایمن شاچتل گفته: «شادی داشتن آنچه که می‌خواهید نیست، بلکه خواستن آنچه دارید است».
1 – پول شادی کمی برای شما به همراه خواهد داشت
2 – دوستان انسان بیشتر از یک ماشین فراری جدید ارزش دارند
قیمت شادی: محققان با استفاده از مقیاس «لیکرت» توانسته‌اند روی اتفاقات مهم زندگی قیمت بگذارند که به این شرح است:
سلامت کامل: 1300000 پوند- ازدواج: 200000 پوند، مرتبا با همسایگان صحبت کردن: 120000 پوند، بازنشستگی: 114000 پوند، مرگ یک دوست: منفی 8000 پوند- مرگ یک فرزند: منفی 126000 پوند- طلاق: منفی 296000 پوند- مرگ همسر: منفی 312000 پوند (تمام این قیمت‌ها در سال اول اتفاق برآورد شده‌اند)
برای مثال در بریتانیا افزایش 1000 پوندی حقوق به افزایش حدودا 0007/0 نمره‌ای شادی (بر اساس مقیاس 7 نمره‌ای شادی)، انجامد. از سوی دیگر دیدن مداوم دوستان باعث افزایش شادی به میزان 161/0 نمره می‌شود. این آزمایش به این معنا است که مبادله یک زندگی اجتماعی با یک زندگی منزوی نیازمند افزایش حقوقی در حدود 161/0 تقسیم بر 0007/0 (برابر 230 هزار دلار در سال) است. این مبلغ از قیمت یک فراری 612 اسکاگلیتی بیشتر است.
3 – برنده شدن در قرعه‌کشی شما را به طور ناگهانی شاد نخواهد کرد
یکی از تعجب‌برانگیزترین یافته‌ها در تحقیقات اخیر این است که برنده شدن مبلغ 1000 پوند یا بیشتر در یک قرعه‌کشی یک شادی آنی برای شما به همراه نخواهد داشت. در عوض دو سال طول خواهد کشید که برنده از پولش لذت ببرد، این امر در تضاد کامل با اثر درآمد کسب شده روی شادی است: افزایش درآمد اغلب منجر به بهبودهای سریع در شادی یک فرد می‌شود (البته نه آنقدر که فکر می‌کند)، اما چرا لذت بردن از پول یک قرعه‌کشی دو سال طول می‌کشد؟ یکی از فرضیه‌ها این است که در حالی که تئوری‌های سنتی اقتصاد نوعا فرض می‌کنند که یک پوند تنها یک پوند است، واقعیت این است که بردن یک پوند مانند به‌دست آوردن یک پوند (به عنوان درآمد) نیست. براساس تحقیقاتی جدید درباره برندگان قرعه‌کشی مشخص شد که درآمد کسب شده از کار به عنوان پولی در نظر گرفته می‌شود که لایق آن هستیم، اما پول قرعه‌کشی اینطور نیست. برنده قرعه‌کشی نمی‌تواند به سرعت فکر کند که کاملا لایق پول است، چون بردن در قرعه‌کشی یک ناهماهنگی ناخواسته ایجاد می‌کند، چون برنده با اینکه از بردن شاد است، اما نمی‌داند که آیا واقعا لایق آن بوده یا نه، اما با گذشت زمان می‌تواند خود را قانع کند که لیاقت برنده شدن را داشته است که زمان بر است. ما همچنین متوجه شدیم که افراد به درآمدهای مختلف وزن‌های متفاوتی می‌دهند که مختص خودشان است: هدیه یا ارث نیز کاملا متفاوت از درآمد کار یا قرعه‌کشی دیده می‌شوند.
راز ثروت
علل و ریشه‌های فقر
نمی‌تواند خودش را جهت چشم‌پوشی از رضایت فعلی برای دستیابی به رضایت خاطری در آینده به نظم درآورد یا به این خاطر که هیچ حسی از آینده ندارد؛ بنابراین این شخص شدیدا اسراف‌کار و عاقبت‌نیندیش است. هر چه که قادر به مصرف فوری آن نباشد را بی‌ارزش تلقی می‌کند. نیازهای جسمانی او (و به ویژه نیاز به برقراری ارتباط جنسی) و علاقه او به «عمل» بر هر چیز دیگری – و یقینا بر تمام کارهای روزمره او – تقدم می‌یابند. او فقط به این دلیل که برای زنده ماندن نیاز است کار می‌کند و از این شغل بدون نیاز به مهارتی خاص به شغلی دیگر جابه‌جا می‌شود، بی‌ آن که هیچ علاقه‌ای به کار داشته باشد.»
به خاطر لیاقت یا به خاطر شانسپیشینیان ما معمولا در قضاوت راجع به برنامه‌های کمک و اعانه، اعمال تمایز دقیق میان فقرای «لایق» و «نالایق» را ضروری می‌دانستند، اما همان طور که دیده‌ایم، انجام این کار در صحنه عمل بسیار مشکل است. این امر همچنین مشکلات فلسفی دردسرسازی را به همراه می‌آورد. ما معمولا دو عامل مهم را به عنوان عوامل تعیین‌کننده فقر یا ثروت هر فرد مشخص در نظر می‌گیریم که عبارتند از «لیاقت شخصی» و «شانس». «شانس» را تلویحا هر چیزی تعریف می‌کنیم که باعث شود وضعیت اقتصادی (یا غیره) هر فرد در مقایسه با آنچه شایستگی‌ها و تلاش‌های وی برایش به بار می‌آورد‌، بهتر یا بدتر شود.
«هر چه کف درآمدی تضمین‌شده بالاتری را ایجاد کنیم، تعداد افرادی که دلیلی برای کار یا برای پس‌انداز نمی‌بینند، زیادتر خواهد شد.»
تعداد کمی از ما در بررسی این نکته درباره خودمان منصفانه عمل می‌کنیم. اگر نسبتا موفق باشیم، اکثرا موفقیتمان را به طور کامل به استعدادهای ذهنی یا تلاش شدید خودمان نسبت می‌دهیم. اگر در دستیابی به آرزوهای مادی و این جهانی‌مان با ناکامی روبه‌رو شده باشیم، این وضعیت را به بدشانسی و حتی شاید به شانس افتضاح خود ربط می‌دهیم.
در صورتی که دشمنان ما (یا حتی برخی از دوستانمان) بهتر از ما عمل کرده باشند، تمایل داریم این موفقیت برتر آنها را عمدتا به خوش‌شانسی نسبت‌ دهیم.
اما حتی اگر می‌توانستیم در هر دوی این حالات تا حد زیادی منصفانه قضاوت کنیم، آیا همواره این امکان وجود دارد که بین نتایج «لیاقت» و «شانس» تمایز قائل شویم؟ آیا اینکه فردی از پدر و مادری ثروتمند به دنیا آمده باشد و نه از والدینی فقیر، خوش‌شانسی نیست؟
همواره مساله مهم، تاثیر کمک‌های بیرونی بر انگیزه‌های افراد است. از یک سو باید به خاطر داشته باشیم که ضعف یا ناامیدی شدید به بروز انگیزه منجر نمی‌شود. اگر به فردی که واقعا از گرسنگی رنج می‌برده است غذا دهیم، احتمالا در حال حاضر انگیزه‌های او را نه کاهش که افزایش می‌دهیم، اما هر گاه بیش از مقدار کافی جهت حفظ قدرت و سلامتی معقول به فردی بیکار که دارای تنی سالم است غذا دهیم و به‌ویژه اگر این کار را برای مدت درازی ادامه دهیم، خطر تحلیل و تضعیف انگیزه‌های او برای کار و پشتیبانی از خودش را زیاد می‌کنیم. متاسفانه افراد زیادی هستند که تنگدستی و فقر تقریبی را به داشتن شغلی دائمی ترجیح می‌دهند. هر چه کف درآمدی بالاتری را تضمین کنیم، تعداد افرادی که دلیلی برای کار یا پس‌انداز نمی‌بینند، زیادتر خواهد شد. هزینه این شرایط حتی برای جوامع ثروتمند نیز می‌تواند دست آخر کمرشکن گردد.
علی علیه‌السلام:

مطلب مرتبط :   طرز تهیه سالاد میگو

Written by