• میزان استفاده از اهرم مالی

مدیران مالی نسبت به دریافت وام و اثرات آن بسیار حساس و دقیق هستند. اما سئوال این است که شرکت چقدر باید از بدهی استفاده کند؟ آیا معیار مشخصی برای میزان بدهی در ساختار سرمایه شرکت وجود دارد؟

سه نکته قابل توجه در ارتباط با میزانی که یک شرکت دست به استفاده از وام برای تامین مالی و یا به بیانی دیگر اهرم مالی می­زند وجود دارد:

  1. با افزایش سرمایه از طریق تامین مالی توسط وام، سهامداران کنترل خود بر شرکت را بدون افزایش سرمایه­گذاری خود در شرکت می­توانند حفظ کنند.
  2. اعتباردهندگان به شرکت، همیشه نگاهشان متوجه سهام سرمایه، یا سرمایه عرضه شده توسط صاحبان شرکت است، تا از این طریق یک حاشیه ایمنی برای خود فراهم کنند، بنابراین هر قدر نسبت سرمایه فراهم شده به وسیله سهامداران بالاتر باشد به همان اندازه خطری که وام دهندگان با آن روبرو هستند کاهش می­یابد.
  3. اگر شرکتی از محل سرمایه­گذاری انجام شده به وسیله وام­های دریافتی در مقایسه با هزینه بهره­ای که می­پردازد سود بیشتری بدست آورد، بازدهی بر روی سرمایه صاحبان شرکت بیش از اندازه افزایش می­یابد، و می­گویند شرکت دست به اهرم زده است.

شرکت­ها به دو دلیل دست به اهرم می­زنند:

  1. به دلیل اینکه هزینه بهره از سود مشمول مالیات کسر می­شود، در نتیجه استفاده از وام باعث کاهش مالیات گردیده و بیشتر سود عملیاتی شرکت به سوی سرمایه­گذاران در شرکت سوق داده می­دهد.
  2. اگر سود عملیاتی به عنوان درصدی از دارائی­ها از هزینه بهره وام پیشی گیرد، که اکثرا هم این اتفاق می­افتد، بعد از چنین اتفاقی شرکت به منظور خرید دارائی­ها از وام استفاده کرده و هزینه بهره را از محل حاصله می­پردازد و تفاوت باقی مانده پاداشی است که نصیب سهامداران می­شود.
مطلب مرتبط :   عوامل استرس­ زای گروهی

با وجود این دست به اهرم مالی زدن می­تواند در شرایط نامطلوب موجب کاهش سود گردد. مثلا اگر فروش پایین­تر و هزینه­ها بالاتر از وضعیت مطلوب باشد، بازدهی بر روی دارائی­ها نیز پایین­تر از وضعیت مطلوب خواهد بود. تحت این شرایط بازدهی بر روی سهام، مخصوصا برای شرکتی که دست به اهرم زده به شدت پایین آمده و زیان روی می­دهد.

وقتی اقتصاد در وضعیت نرمال قرار می­گیرد، شرکتی که نسبت بدهی بالاتری دارد، بازدهی مورد انتظار بالاتری نیز می­تواند داشته باشد. اما وقتی که اقتصاد به سوی رکود پیش می­رود چنین شرکت­هایی در معرض ریسک زیان­دهی قرار می­گیرند. بنابراین وقتی در مورد تامین مالی از طریق دریافت وام می­خواهید تصمیم بگیرید، لازم است بین منافع ناشی از بازدهی مورد انتظار بالاتر از یک طرف و مضرات ناشی از ریسک زیاد در طرف مقابل آن موازنه برقرار کنید ]اصلانی، 1388، ص 95[.

در اکثر کشورهایی که دارای بازار سرمایه کارا هستند نسبت­های اهرمی برای صنایع و شرایط مختلف تهیه می­شوند و شرکت­ها در تعیین ساختار سرمایه خود و همچنین سرمایه­گذاران در اوراق بهادار و بانک­ها و مؤسسات مالی هنگام سرمایه­گذاری و دادن وام به یک شرکت این معیارها را در نظر می­گیرند. این معیارها عبارتند از نوع صنعت، اندازه شرکت، ریسک تجاری و اهرم عملیاتی که مدیران مالی با جمع­آوری اطلاعات آن­ها در جهت بهینه­سازی تصمیمات مربوط به ساختار مالی از آن استفاده می­کنند. از طرف دیگر یکی از شرایط بازار سرمایه کارا این است که اطلاعات صحیح، دقیق و شفاف مربوط به شرکت در دسترس همگان قرار گیرد. در چنین بازاری قیمت اوراق بهادار بیان­کننده تمام اطلاعات مربوط به آن اوراق است. در بورس اوراق بهادر تهران، استفاده از این اطلاعات کمتر رایج است تا سرمایه­گذاران بتوانند از آن به عنوان مقیاسی برای اندازه­گیری ریسک مالی یک شرکت و میزان مطلوبیت سهام استفاده کنند ]سینایی و نیسی، 1382، ص­ص130-129[.

مطلب مرتبط :   چگونه شغل مناسبی داشته باشیم

Written by