سرمایه فکری را از طریق ارتباط دادن آن با دو مفهوم دانش فنی مدیریت و دانش فنی بازاریابی، تشریح و طبقهبندی میکنند. شایستگی یک شرکت برای رویکرد مدیریت استراتژیک شامل سرمایه انسانی، سرمایه شرکتی سرمایه کارکردی و سرمایه تجاری است و روابط یک شرکت برای رویکرد بازاریابی استراتژیک شامل سرمایه مشتری، سرمایه عرضه کنندگان، سرمایه هم پیمانی و سرمایه سرمایه گذاری است. نمودار این طبقهبندی در زیر ارائه گردیده است. (چن،2005)
نمودار2-3- طبقه بندی لیم و دالیمور
طبقهبندی نورتون و کاپلان44(1992)
نورتون و کاپلان کارت امتیازی45 خود در سال 1992 ارائه کردند که این چارچوب ابتدا عملکرد یک سازمان را در چهار حوزه یا دیدگاه مشتری، فرایندهای داخلی46، رشد و یادگیری و مالی اندازهگیری میکرد. این چارچوب بیانگر یک مجموعه از روابط علی – معلولی میان معیارهای خروجی محرکهای عملکردی یک سازمان بود. این چارچوب میتوانست نتایج مالی و نامشهود یک سازمان را بطور همزمان کنترل و اندازهگیری کند. با نگاهی به این چارچوب این نکته مشخص میشود که دیدگاه مشتری همان سرمایه مشتری و دیدگاه رشد و یادگیری همان سرمایه انسانی و دیدگاه فرایندهای داخلی همان سرمایه ساختاری و دیدگاه مالی همان سرمایه مالی و مشهود است. این چارچوب به علت کاربرد و برنامهریزی استراتژیک، اندازهگیری عملکرد و داراییهای نامشهود از مقبولیت بسیاری برخوردار شده است. (چن،2005)
طبقهبندی کنفدراسیون اتحادیههای تجاری دانمارک(1991)
یکی دیگر از طبقهبندیهای ارائه شده طبقهبندی کنفدراسیون اتحادیههای تجاری دانمارک است که سرمایه فکری را ترکیبی از افراد، بازار و سیستمها میداند. نمودار این مدل بصورت زیر است:
نمودار2-4. طبقهبندی تجاری دانمارک (آپوهامی47،2007)
در این مدل افراد بیانگر مدیران و کارکنان درون سازمان است و به آن چیزی که میتوان انجام دهد. حتی بصورت جمعی سرمایه انسانی اطلاق میشود. سیستم، دانش موجود در سازمان است که مستقل از افراد است و بازار، شامل روابط سازمان با بیرونیها است مانند عرضه کنندگان، توزیع کنندگان و مشتریان. این سه جزء مدل، بطور نزدیکی بهم پیوسته شدهاند. برای مثال موفقیت یک تکنولوژی جدید به شایستگی و آموزش کارکنان بستگی دارد. (گلدی صدقی، 1386 )
2-5. روشهای اندازهگیری سرمایه فکری
سیستمهای حسابداری کنونی هنوز هم تحت تأثیر عوامل سنتی کار ، مواد و سرمایه مالی می باشد واهمیت دانش بعنوان عاملی موثر در تولید و ایجاد ثروت در آنها نادیده گرفته میشود. این در حالی است که نگرش واقع بینانه به اهمیت در حال گسترش سرمایههای ناملموس، نیاز ما را به این سرمایهها را دوچندان نموده است. در محیط تجاری کنونی، اندازهگیری ارزش سازمانی با استفاده از روشهای سنتی حسابداری ناکافی میباشد چرا که اغلب ارزشهای محاسبه شده به روش سنتی با ارزش اقتصادی امروزی آنها نامرتبط میباشد.
روشهای سنتی، ارزش نهفته در مهارت، تجربه، قابلیت یادگیری افراد و همچنین ارزش موجود در شبکه ارتباطات میان افراد و سازمانها نادیده میگیرد. تلاشهای زیادی جهت تشریح تفاوت میان ارزش بازاری شرکتها انجام گرفته است. مشهورترین این روشها روش ترازنامه نامرئی، کنترل دارارییهای ناملموس و کارت نمره متوازن، روش ارزش افزوده اقتصادی، روش شاخص سرمایه فکری، روش کارگزار تکنولوژی، روش نرخ باده داراییها، روش تشکیل سرمایه بازار، روش سرمایه فکری مستقیم، روش جهتیابی تجاری اسکاندیا، روشهای مالی و مدل مدیریت سرمایه فکری که در زیر به تحلیل ویژگیهای هر یک از این روشها اشاره خواهد.
2-5-1. ارزش افزوده اقتصادی48
در این روش از معیارهایی نظیر بودجه بندی سرمایهای، برنامهریزی مالی، تعییین هدف، اندازهگیری عملکرد، ارتباط با سهامداران و جبران خدمات تشویقی برای تعیین راههایی که از طریق آنها ارزش شرکت افزوده یا کم میشود، استفاده میشود. نقاط قوت این روش همبستگی آن با قیمت سهام است. از آنجایی که این روش به طور گستردهای در مجامع مالی پذیرفته شده و از مقبولیت برخوردار است، میتواند مشروعیت شرکت را در بازارهای مالی افزایش دهد. عیب عمده این روش پیچیدگی آن میباشد. از آنجائیکه این روش از داراییهای دفتری با اتکا به هزینههای تاریخی بهره میگیرد و ارزش دفتری نیز با ارزش بازار فعلی مطابقت چندانی ندارد، ممکن است جهت بیان کمی ارزش داراییهای ناملموس، چندان مناسب نباشد.
2-5-2. کارت نمره متوازن49
این روش ابزاری را جهت ایجاد ثبات در استراتژیهای آینده شرکت بدست میدهد. این روش شرکتها را قادر میسازد تا نتایج مالی را همزمان با نظارت و کنترل در ایجاد ظرفیتها و اکتساب داراییهای ناملموسی که به آنها برای رشد در آینده نیاز دارد، دنبال کنند. این شیوه بیانگر نوعی کمبود جدی در سیستمهای مدیریت سنتی و ناتوانی آنها در مرتبط نمودن استراتژی بلند مدت شرکت با فعالیتهای کوتاه مدت شرکت میباشد. این روش گذشته و حال شرکت را با آیندهاش مرتبط مینامید و ابزاری در اختیار مدیریت شرکت قرار میدهد تا استراتژیهای گوناگونی را برای شرکت تعریف وآنها را کنترل نماید. این روش شرکت را قادر میسازد تا نتایج مالیش را تحلیل نماید و استراتژی شرکت را اجرا نماید.
کاپلان و نورتون معتقدند که این روش نوعی سیستم اندازهگیری است که با استفاده از معیارهای کیفی، میزان استراتژی به اجرا درآمده شرکت را نشان میدهد. این روش اهداف و معیارها را از چهار زمینه یا دیدگاه نشان میدهد این دیدگاهها عبارت است از دیدگاه مالی، دیدگاه مشتری، دیدگاه فرایندهای داخلی و دیدگاه نوآوری و یادگیری. این روش تا حدی ایستا بوده و برای هر شرکت خاص میباشد. (کاپلان و نورتون50،996 )
2-5-3. ترازنامه نامرئی
این روش به منظور نشان دادن داراییهای شرکت مبتنی بر دانش طراحی شده است. این روش در واقع توسعهای در حسابداری منابع انسانی به شمار میآید. در این روش، سرمایه فکری شرکت به دو دسته سرمایه فردی و سرمایه ساختاری تقسیم میشود. شاخص اصلی سرمایه فردی همانا شایستگیهای حرفهای و خبرگی کارکنان کلیدی که استراتژی یک شرکت را تشریح میکنند، میباشد. سرمایه ساختاری نیز شامل مزیت رقابتی یک شرکت و تواناییهای کارکنان آن مانند شهرت، تجربه و روشهای خاص تولیدی میباشد. این مدل مبتنی بر معیارهای کیفی است و توانایی ارزیابی کمی ارزش سرمایه فکری را ندارد. (جعفری و همکاران ، 1387)
2-5-4. کنترل داراییهای ناملموس51
این روش در پی اندازهگیری داراییهای ناملموس شرکت به روش ساده میباشد. در این راستا معیارهای مناسب متعددی را معرفی نموده و هدف از آن ایجاد بینش و دیدگاهی جامع از موقعیت سرمایه فکری شرکت میباشد. در این روش ضروری است تا معیارها با واقعیتهای هر شرکت مطابقت داده شده و تعدیل شود. عیب عمده این روش در آن است با تمامی شرکتها و موقعیتها قابل انطباق نمیباشد. از این روش همچنین برای طراحی سیستمهای اطلاعاتی و یا انجام ممیزیها بهره گرفته میشود. (گلدی صدقی، 1386)
2-5-5. روش جهت یابی تجاری اسکاندیا52
این روش بر اساس منطق و مفهوم ارائه شده در روش ترازنامه نامرئی بنا نهاده شده است و شرکت اسکاندیا مبدع آن به شمار میآید. این شرکت عملکردش را بر اساس 30 شاخص عملکردی کلیدی در زمینههای مختلف نظارت مینماید. این روش علاوه بر زمینههای سنتی مالی، به مشتریان، منابع انسانی و توسعه و بازار آفرینی نیز نظارت دارد. این روش، شاخصهای مشتری محوری عبارتند از: تعداد حسابهای مشتریان ،تعداد واسطه ها و تعداد مشتریان از دست رفته ؛شاخص های فرایند محوری در آن عبارتند از: تعداد حساب های مشتریان به ازای خالص تعداد کارکنان و هزینههای مدیریتی به خالص کارکنان؛ شاخصهای انسان محوری در آن عبارتند از: میزان گردش پرسنل، نسبت مدیران، نسبت زنان مدیر و نسبت هزینههای آموزش به کارکنان؛ و در نهایت شاخصهای مبتنی بر توسعه و بازآفرینی در آن عبارتند از: شاخص رضایت کارکنان؛ هزینههای بازیابی به خالص مشتریان و سهم ساعات آموزش. این روش در دنیای امروزه روشی آرمانی و مطلوب به شمار آید.
این روش علی رغم کاملتر بودن در زمینه تشریح بهتر عملکرد تجاری، قادر به کمی سازی ارزش سرمایه فکری نمیباشد. (همان منبع)
2-5-6. شاخص سرمایه فکری
در جایی که فعالیتهای نسل اول، اطلاعاتی را در خصوص اجزای مجرد سرمایه فکری بدست میدهند، این شاخص فعالیتهای نسل دوم را معرفی مینماید. (شاخصهایی که بر تصویر کلی از فرآیند ایجاد ارزش در شرکت تمرکز مینماید) این روش در تلاش است تا شاخصهای پراکنده را در مجموعهای واحد ارائه نماید و میان تغییرات حاصله در سرمایه فکری و تغییرات در ارزش بازاری شرکتها همبستگی ایجاد نماید. این معیار جنبههای مختلفی را در بر میگیرد. مزایای این روش در آن است که معیاری غیر متعارف را ارائه مینماید، بر نظارتی پویا در خصوص سرمایه فکری متمرکز میباشد، توان احتساب عملکرد دورههای قبلی را داشته و نگرشی واحد، کلی و جامع از شرکت ارائه مینماید. این معیار گامی به پیش تلقی میشود چرا که به مدیران این اجازه را میدهد تا تأثیراتی که یک استراتژی بخصوص در سرمایه فکری شرکت دارد را درک نماید و گزینههای متعدد را با هم مقایسه نمایند تا مشخص شود کدامیک از آنها از حیث سرمایه فکری مرجع می باشند. شاخص سرمایه فکری همچنین موجب الگوبرداری منظم از فعالیتهای مبتنی برآینده میگردد. این اقدام موجب مقایسههایی در سطوح واحد تجاری و شرکت میگردد.
2-5-7. نرخ بازده دارایی
نرخ بازده داراییهای شرکت نرخی است که میتوان آن را با متوسط صنعت مقایسه کرد تا اختلاف آن با متوسط صنعت بدست آید. اگر اختلاف مذکور صفر یا منفی باشد، شرکت از سرمایه فکری اضافی برخوردار نیست. اگر این اختلاف مثبت باشد، فرض میشود که شرکت در صنعت خود از سرمایه فکری اضافی برخوردار است. در صورت وجود مازاد بازده نسبت به صنعت، این میزان بازده داراییهای اضافی در متوسط داراییهای ملموس شرکت ضرب میشود تا متوسط عایدات اضافی سالیانه شرکت، محاسبه شود. تقسیم این عایدات اضافی بر متوسط هزینه سرمایه شرکت، ارزش سرمایه فکری شرکت را بدست میدهد. مزیت عمده این روش، فرمول ساده آن و قابل دسترس بودن تمامی اطلاعات مورد نیاز در صورتهای مالی تاریخی شرکت میباشد. عیب عمده این روش در فقدان ارائه اطلاعاتی است که مدیران برای مدیریت مؤثر سرمایه فکری به آنها نیازمند میباشند.
2-5-8. روش تشکیل سرمایه بازار
این روش، معیاری از ارزش بازار، سرمایه فکری شرکت را ارائه میدهد. در این روش فرض بر این است که تشکیل سرمایه اضافی یک شرکت نسبت به حقوق صاحبان سهام آن، همانا بیانگر سرمایه فکری موجود در آن میباشد. این روش مبتنی بر عرف بازارها سرمایه و برآورد قیمت سهام است. در این روش جهت سنجش و اندازهگیری سرمایه فکری ضروری است تا صورتهای مالی تاریخی در مقابل اثرات تورم یا هزینههای جایگزینی آنها تعدیل شوند. گرچه یکی از اهداف اندازهگیری سرمایه فکری، تشریح اختلاف میان ارزش بازار و ارزش دفتری شرکتها است، اما این نوع تشریح و تفسیر قادر به بیان این حقیقت نمی باشد که داراییهای ناملموس شرکت تنها پدید آورنده این اختلاف بودهاند. بر اساس روش یاد شده، سرمایه فکری در شرکتهای تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، تمامی ارزش شرکت را تشکیل خواهد داد چرا که تفاوت فاحشی میان ارزش بازار و ارزش دفتری پایین اینگونه شرکتها وجود دارد.
2-6. روشهای مالی و مراحل اندازهگیری مالی سرمایه فکری
بر اساس این روش سرمایه فکری یک شرکت ترکیبی از سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری است و نقاط تلاقی آنها با

مطلب مرتبط :   منبع پایان نامه دربارهاوراق قرضه، ارزش بازار، وجوه نقد

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید