گویه
تعداد نمونه
22/22
23
25
11
25
5
376
نمرهی کل مقیاس میزان گرایش مذهبی با توجه به تعداد گویهها (5 گویه) و نمرات گزینههای پاسخی به لحاظ تئوریک 11 تا 25 است. میانگین نمرهی به دست آمده برای زنان واقع در سنین باروری در شهرستان مهر، 22/22 میباشد. این رقم بیانگر آن است که میزان گرایش مذهبی در بین زنان مذکور در سطح قوی میباشد.
به طور کلی برای نشان دادن سطوح مقیاس میزان گرایش مذهبی، افراد در سه سطح کلی ضعیف، متوسط و قوی طبقهبندی شدهاند. بر این اساس، همانطور که در جدول 5-1-17 ارائه شده است، 4/65 درصد از زنان مورد بررسی، گرایش مذهبی قوی داشتهاند، 2/28 درصد از گرایش مذهبی متوسطی برخوردار بودهاند و نهایتاً، تنها 24 نفر از کل پاسخگویان ( 4/6 درصد) گرایش مذهبی خود را ضعیف اعلام کردهاند. با توجه به شواهد به دست آمده میتوان اظهار کرد که باورها و عقاید مذهبی در بین نمونهی مورد بررسی جایگاه ویژه و درخور توجهی دارند.
جدول 5-1-17 سطوح میزان گرایش مذهبی زنان مورد مطالعه
میزان گرایش مذهبی
فراوانی
درصد
ضعیف
24
4/6
متوسط
106
2/28
قوی
246
4/65
تعداد کل
376
100
نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی: به معنای دیدگاه فرد به نقش مناسب زن و مرد در اجتماع و تواناییهای آنهاست. در این قسمت مقیاس نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی بر اساس 6 گویه ساخته شده است. آمارههای توصیفی از نمرهی مقیاس ساخته شده در جدول 5-1-18 ارائه شده است.
جدول 5-1-18 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی
مقیاس
آمارههای توصیفی
نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی
میانگین
میانه
نما
حداقل
حداکثر
تعداد گویه
تعداد نمونه
3/17
17
18
6
28
6
376
نمرهی کل مقیاس نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی با توجه به تعداد گویهها (6 گویه) و نمرات گزینههای پاسخی به لحاظ تئوریک 6 تا 28 است. میانگین نمرهی به دست آمده برای زنان متأهل واقع در سنین باروری شهرستان مهر، 3/17 میباشد. حداقل نمرهی 6 بیانگر این میباشد که پاسخگویان هنوز نقش اصلی خانمها را خانهداری و مادری میدانند و قائل به هیچگونه برخورداری از فرصتهای شغلی و ایفای نقشهای مختلف اجتماعی برای زنان شبیه به مردان نمیباشند. هر چه نمرهی این مقیاس به میانگین نزدیکتر میشود، دال بر پذیرش بیشتر برابری جنسیتی از سوی پاسخگویان دارد. به طور کلی برای نشان دادن سطوح مقیاس نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی، افراد در سه سطح کلی دارای نگرش سنتی، بینابین و غیر سنتی طبقهبندی شدهاند.
جدول شمارهی 5-1-19 سطوح نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی را در میان نمونهی مورد بررسی نشان میدهد. اکثریت پاسخگویان (1/64 درصد) در حد متوسطی نقشهای جنسیتی مدرن را پذیرفتهاند؛ به عبارتی هم خانهداری و مادری را به عنوان نقش اصلی زن قبول دارند و هم قائل به حضور وی در نقشهای مختلف اجتماعی شبیه به مردان هستند. 5/21 درصد نگرشهای مدرن دارند، یعنی خواهان برابری کامل زن و مرد در ایفای انواع نقشها چه در سطح فردی و چه در سطح اجتماعی میباشند. اما فقط 4/14 درصد از پاسخگویان نگرش سنتی به نقشهای جنسیتی را قبول دارند. این گروه از پاسخگویان مرزبندی محکمی برای نقشهای زنان و مردان قائل هستند؛ بدین معنا که برخی از نقشها از قبیل خانهداری را مختص زنان و برخی نقشها مانند سرپرستی خانواده را مختص مردان میدانند و شاید بتوان گفت این گروه از پاسخگویان بر این باور هستند که جای زن در خانه میباشد و جای مرد در اجتماع.
جدول 5-1-19 سطوح نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی
نگرش نسبت به نقشهای جنسیتی
فراوانی
درصد
سنتی
54
4/14
بینابین
241
1/64
غیر سنتی/ مدرن
81
5/21
تعداد کل
376
100
متغیرهای بینابین
بر اساس تئوری رفتار برنامهریزی شده، نگرش نسبت به رفتار، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده، متغیرهایی هستند که مستقیماً بر قصد رفتاری تأثیر میگذارند. از آنجایی که مدل تحقیق حاضر نیز برگرفته از این تئوری میباشد، این سه متغیر را به عنوان متغیرهای بینابین این پژوهش در نظر گرفته شده است.
نگرش نسبت به فرزند: از جمله متغیرهای بینابین مورد بررسی در این تحقیق، نگرش نسبت به فرزند میباشد. در این ارتباط 7 گویه طراحی شد که زنان متأهل واقع در سنین باروری، نگرش خود را نسبت به داشتن فرزند از طریق آنها گزارش کردهاند. آمارههای توصیفی از نمرهی مقیاس ساخته شده در جدول 5-1-20 ارائه شده است.
جدول 5-1-20 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس نگرش نسبت به فرزند
مقیاس
آمارههای توصیفی
نگرش نسبت به فرزند
میانگین
میانه
نما
حداقل
حداکثر
تعداد گویه
تعداد نمونه
34/28
29
31
12
35
7
376
نمرهی کل مقیاس نگرش نسبت به فرزند با توجه به تعداد گویهها (7 گویه) و نمرات گزینههای پاسخی به لحاظ تئوریک 12 تا 35 است. میانگین نمرهی به دست آمده برای زنان متأهل واقع در سنین باروری شهرستان مهر، 34/28 میباشد.
برای نشان دادن سطوح نگرش نسبت به فرزند، افراد در سه سطح منفی، معتدل و مثبت طبقهبندی شدهاند.
نگرش نسبت به فرزند در 5/4 درصد از پاسخگویان منفی است و 6/63 درصد نگرش کاملاً مثبتی به فرزند دارند. حدود 32 درصد از پاسخگویان نیز نمرهی متوسطی در این متغیر کسب کردهاند که نشان میدهد نگرش مثبتی به فرزند دارند، ولی نگرش کاملاً سنتی دربارهی فرزند نداشته و با احتیاط در این باره فکر میکنند. جدول 5-1-21 نتایج به دست آمده برای سطوح مختلف این متغیر را نشان میدهد.
جدول 5-1-21 سطوح نگرش نسبت به فرزند در بین زنان مورد مطالعه
نگرش نسبت به فرزند
فراوانی
درصد
منفی
17
5/4
میانه
120
9/31
مثبت
239
6/63
تعداد کل
376
100
هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند: منظور از هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند، تعداد فرزندانی است که دیگران مهم آن را به عنوان اندازهی استاندارد و ایدهآل برای یک زن در نظر گرفتهاند. در اینجا مادر، مادر شوهر، خانوادهی پاسخگو، خانوادهی شوهر، شوهر و دوستان پاسخگو (6 گویه)، به عنوان دیگران مهم در نظر گرفته شدهاند و پاسخگو تعداد مطلوب فرزند از نظر آنها را بیان کرده است. آمارههای توصیفی از نمرهی مقیاس هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند در جدول 5-1-22 ارائه شده است.
جدول 5-1-22 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند
مقیاس
آمارههای توصیفی
هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند
میانگین
میانه
نما
حداقل
حداکثر
تعداد گویه
تعداد نمونه
27/3
16/3
33/3
17/1
67/7
6
376
نمرهی کل مقیاس هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند، 17/1 تا 67/7 است. میانگین تعداد مطلوب فرزند از نظر دیگران مهم ذکر شده در این مطالعه، 27/3 به دست آمده است.
به طور کلی برای نشان دادن تعداد فرزندانی که از نظر اجتماع مورد مطالعه به عنوان هنجار پذیرفته شده است، این مقیاس در سطح ترتیبی و در 5 طبقه آورده شده است. بر این اساس، همانطور که در جدول 5-1-23 ارائه شده است، بالاترین درصد (2/41 درصد) مربوط به 4-3 فرزند به عنوان تعداد ایدهآل از نظر دیگران مهم میباشد. بعد از آن، تعداد 2 تا 3 فرزند بیشترین درصد را (8/34 درصد) در بین دیگران مهم مورد نظر در این مطالعه به عنوان تعداد ایدهآل به خود اختصاص داده است. هنجار بالاتر از 5 فرزند (5/3 درصد) و کمتر از 2 فرزند (3/9 درصد) به ترتیب کمترین نسبتها را به عنوان هنجار ذهنی تعداد فرزند به خود اختصاص دادهاند.
جدول 5-1-23 توزیع فراوانی و درصدی طبقههای مختلف هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند
هنجار ذهنی تعداد مطلوب فرزند
فراوانی
درصد
کمتر از 2 فرزند
35
3/9
3-2 فرزند
131
8/34
4-3 فرزند
155
2/41
5-4 فرزند
42
2/11
بالاتر از 5 فرزند
13
5/3
تعداد کل
376
100
کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند: منظور از کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند این است که پاسخگو تا چه حد اطمینان دارد که برای داشتن تعداد مطلوب فرزندانش حق انتخاب دارد و تا چه حد نسبت به عوامل تسهیل کننده و موانع پیش روی خود برای داشتن تعداد دلخواه فرزندانش آگاه است. در این قسمت مقیاس کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند بر اساس 4 گویه ساخته شده است. آمارههای توصیفی از نمرهی مقیاس ساخته شده در جدول 5-1-24 ارائه شده است.
جدول 5-1-24 آمارههای توصیفی نمرهی مقیاس کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند
مقیاس
آمارههای توصیفی
کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند
میانگین
میانه
نما
حداقل
حداکثر
تعداد گویه
تعداد نمونه
98/12
13
13
4
20
4
376
نمرهی کل مقیاس کنترل درک شده با توجه به تعداد گویهها (4 گویه) و نمرات گزینههای پاسخی به لحاظ تئوریک 4 تا 20 است. میانگین نمرهی به دست آمده برای زنان متأهل واقع در سنین باروری در شهرستان مهر، 98/12 میباشد. این رقم بیانگر آن است که اکثر زنان مورد بررسی از کنترل درک شده در سطح متوسطی بر روی داشتن فرزند برخوردارند.
برای نشان دادن سطوح مقیاس کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند، افراد در سه سطح کلی با میزان کنترل درک شدهی ضعیف، متوسط و قوی طبقهبندی شدهاند. همانگونه که جدول 5-1-25 نشان میدهد، 5/21 درصد از زنان مورد بررسی، کنترل درک شدهی ضعیفی داشتهاند، 2/66 درصد از کنترل درک شدهی متوسطی برخوردار بودهاند و نهایتاً 2/12 درصد دارای کنترل درک شدهی قویای میباشند. آمارها نشان میدهد اکثر زنان (4/78 درصد)، میزان کنترل درک شدهی متوسط به بالایی داشتهاند.
جدول 5-1-25 سطوح کنترل درک شدهی زنان مورد مطالعه بر روی داشتن فرزند
کنترل درک شده بر روی داشتن فرزند
فراوانی
درصد
ضعیف
81
5/21
متوسط
249
2/66
قوی
46
2/12
تعداد کل
376
100
متغیر وابسته: تعداد ایدهآل فرزند
جدول 5-1-26 توزیع فراوانی و درصد زنان را بر حسب تعداد ایدهآل فرزند نشان میدهد. نتایج از عمومیت ایدهآل 2 فرزند و 4 فرزند برای هر زن حکایت دارد؛ به طوری که در مجموع بیشتر زنان (63 درصد) اظهار کردهاند که 2 فرزند و 4 فرزند برای خانواده کافی میباشد. بعد از آن 1/26 درصد، 3 فرزند را ایدهآل دانستهاند. 1/1 درصد اعلام کردهاند که بیفرزندی بهترین حالت برای زندگیشان میباشد. بعد از آن کمترین میزان (2/3 درصد) مربوط به زنانی میباشد که تک فرزندی را ایدهآلترین حالت برای خانوادهی خود دانستهاند.
جدول 5-1-26 توزیع فراوانی و درصدی تعداد ایدهآل فرزند از نظر پاسخگویان
تعداد ایدهآل فرزند
فراوانی
درصد
0 (بیفرزندی)
4
1/1
1
12
2/3
2
120
9/31
3
98
1/26
4
117
1/31
5 و بیشتر
25
6/6
تعداد کل
376
100
آمارههای توصیفی
میانگین
12/3
میانه
3
نما
2
انحراف معیار
38/1
5-2- آمار استنباطی
در آمار استنباطی، پژوهشگر با استفاده از مقادیر نمونه، آمارهها را محاسبه کرده و سپس به کمک تخمین و یا آزمون فرض آماری، آمارهها را به پارامترهای جامعه تعمیم میدهد. برای تجزیه و تحلیل دادهها و آزمون فرضیههای پژوهش از روشهای آمار استنباطی استفاده میشود.
5-2-1- بررسی فرضیهها
جهت آزمون فرضیهها، متناسب با سطح سنجش متغیرهای مستقل از آزمونهای مختلفی استفاده شده است. آزمون T و آزمون F بیانگر تفاوت بین میانگینها میباشد. در این پژوهش از آزمون T برای مقایسهی دو میانگین و از آزمون F برای مقایسهی بیش از دو میانگین فرضیههایی که متغیر مستقل آنها در سطح سنجش اسمی یا ترتیبی قرار دارند، استفاده شده است. همچنین برای آزمون فرضیههایی که متغیرهای مستقل آنها در سطح سنجش فاصلهای قرار میگیرد از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. در نهایت، جهت آزمون مدل تحقیق

مطلب مرتبط :   پایان نامه با کلید واژگانفضای شهری، اندازه گیری، استان گیلان

Written by 

دیدگاهتان را بنویسید